«قول» وحی و «متشابهات» قرآن در بحث «رویاهای رسولانه»

آرش سلیم: قرآن پژوه گرامی آقای عبدالعلی بازرگان!  پس از سلام نکته ای درباره «متشابهات» در قرآن خدمتتان عرض می کنم که هم به بحث «رویاهای رسولانه» ربط دارد و هم به بحث «تحول قرآن» مرحوم مهدی بازرگان. پاسخ شما و سایر دوستان به این یادداشت می تواند به غنای بحث کمک کند.   «قول» وحی و «متشابهات» قرآن در بحث…

آرش سلیم: قرآن پژوه گرامی آقای عبدالعلی بازرگان!  پس از سلام نکته ای درباره «متشابهات» در قرآن خدمتتان عرض می کنم که هم به بحث «رویاهای رسولانه» ربط دارد و هم به بحث «تحول قرآن» مرحوم مهدی بازرگان. پاسخ شما و سایر دوستان به این یادداشت می تواند به غنای بحث کمک کند.

 

«قول» وحی و «متشابهات» قرآن در بحث «رویاهای رسولانه»
یادداشتی به عبدالعلی بازرگان

| آرش سلیم |

 

قرآن پژوه گرامی آقای عبدالعلی بازرگان،

پس از سلام نکته ای درباره «متشابهات» در قرآن خدمتتان عرض می کنم که هم به بحث «رویاهای رسولانه» ربط دارد و هم به بحث «تحول قرآن» مرحوم مهدی بازرگان. پاسخ شما و سایر دوستان به این یادداشت می تواند به غنای بحث کمک کند.

 «کنش گفتاری» با حضرت محمد از همان تماس نخست رسول وحی و «قول» نخست رسول وحی با فعل امر مذکر مفرد «اقْرَأْ» خطاب به او شروع شده است: «اقرا باسم ربک الذی خلق».  در آیات قیامت:۱۶ تا ۱۹ به پیامبر گفته شده است که در«قرائت» آن چه برای او در فرآیند وحی «قرائت» می شود عجله نکند.  باید بگذارد قرائت کننده تمام واژه های یک جمله را جمعا بخواند، و بعد پیامبر (پس از مکث قرائت کننده آیات) خواندن جملگی کلمات خوانده شده را تکرار کند:  لَا تُحَرِّکْ بِهِ لِسَانَکَ لِتَعْجَلَ بِهِ. إِنَّ عَلَیْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ. فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ. ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنَا بَیَانَهُ.  قرائت آیات برای مخاطب توسط پیامبر نیز باید طبق روال نزول با رعایت «مکث» ها باشد (اسراء:۱۰۶*). امروزه در نوشتارها برای روشن تر بودن چگونگی جدایی جملات و رابطه عبارات در جملات یک متن،  از علامت های نگارشی شامل نقطه و ویرگول و دو نقطه استفاده می شود. می توان گمانه زنی کرد که در انتقال گفتار شفاهی وحی به پیامبر و نیز ابلاغ آن گفتار توسط پیامبر به مخاطب، رعایت مکث ها به جای علائم نگارشی ضروری بوده است (به ویژه برای مخاطب امی). 

 

به نظر می رسد امروزه بعد از چهارده قرن، در اثر ابهام در این گونه مکث ها، حتی آیه محکمات و متشابهات (آل عمران:۷) به جای کم کردن ابهامات خود یک منبع بزرگ ابهام شده است!  دسته ای از مترجمین و مفسرین (از جمله شما) بر این باورند که تاویل متشابهات را فقط خدا می داند. چرا که مکث یا ویرگول را بعد از واژه «الله» قرار می دهند: «وَمَا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلاَّ اللّهُ، وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ..». در این گونه خوانش چون تاویل منحصر به خدا می شود، دلیل آن را خیلی سخت یا خیلی مبهم بودن آیات متشابه و ناکافی بودن علم بشربرای فهم این گونه آیات می دانند!  دسته دیگری با مکث یا گذاشتن ویرگول بعد از «فی العلم»، تاویل متشابهات را به  خدا و راسخون در علم  نسبت می دهند: «وَمَا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ، یَقُولُونَ..».   به گمان من قرائت و تفسیر دسته اول نادرست است. آخر چرا خدا باید برای مخاطب «امی» آیاتی بفرستد که فقط خودش می تواند از آن سر در بیاورد و در نتیجه بر سرگردانی مخاطبان بیفزاید؟!   با در نظر گرفتن کنش گفتاری و نزول آیات در تعامل با مخاطب، ابهام و مشتبه شدن از جانب افراد مخاطب و در میدان تعامل با آنان بوده است. به بیان دیگر خدا عمدا برخی آیات را «متشابه»  و پیچیده نازل نکرده است! در آل عمران:۷ به مخاطب زنده و در واکنش به اختلافات بر سر برخی آیات بحث انگیز (و در رابطه با چالش های اهل کتاب مقیم مدینه با پیامبر)، تذکر داده شده است که بر سر این گونه موارد فرعی منازعه نکنند و کژدلان و مخالفان پیامبر در راستای اهداف ناسالم از آن استفاده ابزاری نکنند. ضمن یادآوری این که همه آیات از طرف خدا نازل شده است، بر روشن و کافی بودن آیات مهم و اساسی یا همان «محکمات» برای فهم همگان (اهل کتاب مقیم و پیروان پیامبر) تاکید شده است. و این که راسخانِ در علم همانطور که محکمات را می فهمند متشابهات را نیز می فهمند. و همچنین به طور غیر مستقیم مخاطب به توجه بیشتر و راسخ شدن در علم تشویق شده است!

 

از طرف دیگر مرحوم مهدی بازرگان در کتاب سیر تحول قرآن ۲- صفحه ۱۱۲ از آیه اسراء:۱۰۶ چنین استفاده کرده است:

 

«مجموعه آیات ضد فحشاء که به لحاظ کمیت و کیفیت،  قابل مقایسه با آیات حرمت خمر و ربا نیست ۱ نمونه جالبی از سیر تحول محتوایی آیات قرآن در موضوعات را نشان می دهد که چگونه با تفرق و تأنی و تدبیر به مصداق :

وَقُرْآنًا فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَىٰ مُکْثٍ وَنَزَّلْنَاهُ تَنزِیلًا، 

پا به پای زندگی و زمان و با رشد امام و امت پیش می رود. با تحبیب و تنبه و توسل به تاریخ در چهره سایرین شروع شده پس از توضیحات لازم برای نفوذ در دیده ها و دل ها، به صراحت و شدت می رسد».  

 

برخلاف نظر مهدی بازرگان،  به نظر من آشکار است که آیه اسراء:۱۰۶ درباره نقطه و ویرگول گذاری با مکث است که در آیات قیامت:۱۶ تا ۱۹ نیز از آن سخن رفته است! اگر قرار باشد  آیات (احکام) قرآن در یک دوره بیست و سه ساله در دو قریه مکه و مدینه آن روز «پا به پای زندگی و زمان و با رشد امام و امت» تحول یابد، چه کسی باید  پاسخگوی تحول «پا به پای زندگی و زمان» چهارده قرنه مردمانی با فرهنگ ها و زبان های  گوناگون در کشورهای مسلمان  و با «رشد» تمدن بشریت باشد؟ به نظرم وقت آن رسیده که  یک بار و برای همیشه از مبالغه هایی چون گفتار مرحوم دکتر علی شریعتی که  در مقاله تان آورده اید  دست برداریم:

 

«من کشف ایشان را درباره قرآن درست، بی مبالغه، شبیه کار گالیله درباره منظومه شمسی و نیوتن درباره جاذبه و پاستور درباره بیماری… می‌دانم»!

 

 بی پرده بگویم اگر مهدی بازرگان در اواخر عمر بعد از یک عمر قرآن پژوهی خودش به نوعی نیهیلیسم در رابطه با قرآن رسید ویک به یک سایر اندیشمندان سطح بالای دینی به سرنوشتی مشابه دچار می شوند…، پیامد این گونه مبالغه های خود برساخته و یک عمر تبلیغات واعظانه دینی توسط خودشان می باشد!

 

البته طبق یادداشت خلاصه ای که خدمت شما و دکتر عبدالکریم سروش و چند نفر دیگر فرستادم (و به زودی مقاله مشروحی در این باره منتشر خواهد شد)، به نظرم  نظر آقای سروش هیچ استدلال قرآنی ندارد. متن در دست جمع آوری «اقوال» رسول وحی (روح القدس) در تعامل و کنش با پیامبر و مخاطب امی بوده است. امر نزول قرآن و بعثت حضرت محمد فقط  یک «کلمه» از بی نهایت کلمات خداست، همان طور که حضرت عیسی یک «کلمه» از بی نهایت کلمات خدا بود. مسیحیان با یک شعر و قطعه ادبی که یوحنا روایت خود را از زندگی حضرت عیسی با آن شروع کرد (یوحنا باب یک: ۱ تا ۱۸) چه وقت ها که قرن ها تلف نکردند!  چند قرن بعد  برخی  پیروان  حضرت محمد چون اشاعره و معتزله با تقلید از آنان وارد بحث قدیم و حادث شدند و به تکفیر جاهلانه یکدیگر پرداختند! 

 

با سپاس و احترام،

آرش سلیم

 arash.salim.mh@gmail.com
خرداد ۱۳۹۵

 

 

 

*اسراء:۱۰۵ و ۱۰۶

وَبِالْحَقِّ أَنزَلْنَاهُ وَبِالْحَقِّ نَزَلَ وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا مُبَشِّرًا وَنَذِیرًا. وَقُرْآنًا فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَىٰ مُکْثٍ وَنَزَّلْنَاهُ تَنزِیلًا.

 

۰ ۰ آرا
ارزیابی شما
guest
8 Comments
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
لیدیا
لیدیا
خرداد ۲۵, ۱۳۹۵ ۱۱:۵۹ ق٫ظ

یک نکته در باره آیات ۱۶ تا ۱۹ قیامت : متاسفانه جمهور مفسرین (از شیعه وسنی ومعتزله و اصولیون و روشنفکران دینی و…) این آیات را به خواندن کتاب توسط پیامبر (ص) تفسیر کرده اند حال آنکه این آیات در باره خواندن نامه اعمال در قیامت است ( همان گونه که از نام سوره هم پیداست)

مرادی
مرادی
خرداد ۲۲, ۱۳۹۵ ۰:۴۲ ق٫ظ

سلام توضیح دیگر اینکه : پس از بیان “او کسی است که” و معرفی کتاب یعنی بیان : هُوَ الَّذِى أَنزَلَ عَلَیْکَ الْکِتَابَ مِنْهُ ءَایَاتٌمحُّْکَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتَابِ وَ أُخَرُ مُتَشَابِهَات‏ “ دو دسته کسان” را جدا سازی میکند. اول کسانی که زیغ در قلوب دارند و “ما تشابه منه” برای آنها رخ میدهد و هدایت نشده اند. دوم و در ادامه و در آیه بعد کسانی که زیغ در قلوب نداشته اند و هدایت شده اند (بعد اذ هدیتنا) و از خداوند میخواهند که زیغ در قلوبشان ایجاد نشود. بنابراین “ما تشابه منه” در اثر حالات قلوب ایجاد میشوند… مطالعه بیشتر»

مرادی
مرادی
خرداد ۲۱, ۱۳۹۵ ۶:۱۵ ق٫ظ

سلام نتیجه نظر بنده این بود که “متشابهات” همان “ماتشابه منه” نیستند. “متشابهات” شبیه ساز هستند همچون جنین که شبیه انسان متولد شونده در آینده است. “متشابهات” وقایع غیبی و آنچه در آخرت رخ میدهد را شبیه سازی میکنند تا بترسانند و یا تشویق کنند.مربوط به عالم غیب هستند…اجنتاب ناپذیر هستند . اجمالا قابل درک هستند. “ماتشابه منه” بستگی به خواننده قرآن دارد.اگر کسی مریض القلب نباشد هیچ آیه ای برای او “ماتشابه منه” و مبهم نیست و متذکر خواهد شد… اگر برای کسی “ماتشابه منه” رخ داد آنها قابل رفع شبهه هستند بشرطی که به الراسخون آنهایی که به… مطالعه بیشتر»

ابوالفضل ارجمند
ابوالفضل ارجمند
خرداد ۲۱, ۱۳۹۵ ۵:۱۷ ق٫ظ

در باب متشابهات دیدگاه کاملا متفاوتی هم قابل ارائه است: اگرچه بعضی از قرائن می‌گوید منظور از «کتاب» در آیه‌ی ۷ آل عمران، قرآن است اما ممکن است شامل کتابهای قبلی به خصوص تورات هم باشد. قرآن به محمد (یا شاید مخاطب عام) می‌گوید اگر در آنچه بر او نازل شده است شک دارد از کسانی که قبل از او کتاب را می‌خواندند بپرسد: فَإِن کُنتَ فِی شَکٍّ مِّمَّا أَنزَلْنَا إِلَیْکَ فَاسْأَلِ الَّذِینَ یَقْرَءُونَ الْکِتَابَ مِن قَبْلِکَ لَقَدْ جَاءَکَ الْحَقُّ مِن رَّبِّکَ فَلَا تَکُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِینَ . بر این اساس می‌توان گفت منظور از انزال کتاب بر محمد تنها وحی… مطالعه بیشتر»

مرادی
مرادی
خرداد ۲۱, ۱۳۹۵ ۰:۳۲ ق٫ظ

سلام بنظر میرسد یک نکته کلیدی این است که در آیه ۷ سوره آل عمران آیات “متشابهات” از ابتدا و از جانب خود مقام الهی در قرآن آورده شده است.بنابراین لزوما برای اشتباه انداختن و گمراه کردن نبوده است.اجتناب ناپذیر بوده است. از اشاره آیه قبلی میشود گفت این آیات مانند جنین در شکم مادر هستند شبیه به موجودی در آینده خواهد شد…در روز قیامت متولد میشوند و تاویل آنها رخ میدهد… اما “ماتشابه منه” پس از نزول و از نحوه برخورد و میزان درک فرد مریض القلب رخ میدهد.مانند: “قَالُوا ادْعُ لَنَا رَبَّکَ یُبَیِّنْ لَنَا مَا هِیَ إِنَّ الْبَقَرَ… مطالعه بیشتر»

علیرضا
علیرضا
خرداد ۲۰, ۱۳۹۵ ۱۱:۵۳ ب٫ظ

اگر نویسنده این پست به سوالات جواب می دهند؛ یک سوال از ایشان داشتم. منظور ایشان از مخاطب امی چیست؟

مجید
مجید
خرداد ۲۰, ۱۳۹۵ ۹:۴۹ ب٫ظ

[quote]اگر مهدی بازرگان در اواخر عمر بعد از یک عمر قرآن پژوهی خودش به نوعی نیهیلیسم در رابطه با قرآن رسید ویک به یک سایر اندیشمندان سطح بالای دینی به سرنوشتی مشابه دچار می شوند…[/quote]
این جمله نیاز به آوردن کلمات دیگر از طرف کامنت نویسان ندارد! باید منتظر مشروح مقاله بود…..

شهاب
شهاب
خرداد ۲۰, ۱۳۹۵ ۹:۱۶ ب٫ظ

با سلاماگر اولین سوره، علق است، چطور در جای دیگر گفته شده که انا انزلناه فی لیله القدر؟ می دانیم که سوره اخیر طبق روایات بیست و پنجمین سوره بر حسب ترتیب نزول است. ضمن اینکه بین ۲۷ رجب که مبعث رسول است تا ماه رمضان دو ماه فاصله است. آیات انتهایی سوره علق نیز که می فرماید:أَرَأَیْتَ الَّذی یَنْهى‏ * عَبْداً إِذا صَلَّى * أَرَأَیْتَ إِنْ کانَ عَلَى الْهُدى‏ * أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوى‏ * أَرَأَیْتَ إِنْ کَذَّبَ وَ تَوَلَّى * أَلَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرى‏ * کَلاَّ لَئِنْ لَمْ یَنْتَهِ لَنَسْفَعاً بِالنَّاصِیَهِ * ناصِیَهٍ کاذِبَهٍ خاطِئَهٍ * فَلْیَدْعُ نادِیَهُ… مطالعه بیشتر»

فهرست
8
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx
()
x