تحلیلی از خودکشی دو نوجوان اصفهانی

معصومه امینی‌خو:   تجربه مرگ عظیم‌ترین تجربه انسان در مواجهه با وجود است. مواجهه با مرگ چنان قطعیت و حتمیت بلاتردیدی دارد که هیچ یک از دیگر تجارب انسانی چنین خوف، هول و حیرتی در او برنمی‌انگیزد. در تمامی تجارب حدی از مشارکت و فهم و حضورِ دیگری و عدم حتمیت وجود دارد؛ اما در برابر مرگ ما تنهای تنها…

معصومه امینی‌خو:   تجربه مرگ عظیم‌ترین تجربه انسان در مواجهه با وجود است. مواجهه با مرگ چنان قطعیت و حتمیت بلاتردیدی دارد که هیچ یک از دیگر تجارب انسانی چنین خوف، هول و حیرتی در او برنمی‌انگیزد. در تمامی تجارب حدی از مشارکت و فهم و حضورِ دیگری و عدم حتمیت وجود دارد؛ اما در برابر مرگ ما تنهای تنها هستیم. در حضور مرگ و در مواجهه با عدم و نیستی، تنهایی در اصلی‌ترین و دردرناک‌ترین شکل خود بروز و نمود دارد. هیچ کس نمی‌تواند در عوض تو و کنار تو بمیرد. همه تو را ترک خواهند کرد و تو در خطیرترین و ناشناخته‌ترین و سرحدی‌ترین بخش زندگی‌ات، کاملا تنها، بی پناه و عریان هستی.

 

 

****

 

به نام خدا

تحلیلی از خودکشی دو نوجوان اصفهانی

|معصومه امینی‌خو *|

*دکترای روانشناسی، دانشگاه علامه طباطبایی

 

 

اصالت و تصویر

 تجربه مرگ عظیم‌ترین تجربه انسان در مواجهه با وجود است. مواجهه با مرگ چنان قطعیت و حتمیت بلاتردیدی دارد که هیچ یک از دیگر تجارب انسانی چنین خوف، هول و حیرتی در او برنمی‌انگیزد. در تمامی تجارب حدی از مشارکت و فهم و حضورِ دیگری و عدم حتمیت وجود دارد؛ اما در برابر مرگ ما تنهای تنها هستیم. در حضور مرگ و در مواجهه با عدم و نیستی، تنهایی در اصلی‌ترین و دردرناک‌ترین شکل خود بروز و نمود دارد. هیچ کس نمی‌تواند در عوض تو و کنار تو بمیرد. همه تو را ترک خواهند کرد و تو در خطیرترین و ناشناخته‌ترین  و سرحدی‌ترین بخش  زندگی‌ات، کاملا تنها، بی پناه و عریان هستی.

معنای زندگی و بودن ما به معنای مرگ و فهم آن بستگی دارد. در ماجری خودکشی دو دختر نوجوان اصفهانی این تجربه تنها و هولناک تبدیل به نمایشی می‌شود که دیگر در آن تنها نیستی بلکه هزاران  تماشاگر ایستاده‌اند و به مرگ-بازی تو نگاه میکنند.  تو آن ها و نگاه آنها را بر خودت میبینی و نه نگاه خیره مرگ را. تو در حضور آنهایی و نه در حضور مرگ.

این دو دختر همزمان بازیگران این نمایش‌اند و هم‌زمان تماشاچیان آن. تماشاچی مشتاقی که پیشاپیش خودش را می‌بیند که در قبر می‌گذارند، ناله و شیون و ندامت و دلتنگی تشیع کنندگان را می‌بیند؛ تاسف مردم از مرگی این‌چنین جوان، این‌چنین بیهوده، اینچنین ساده. تصویری که زیباست و هر دلی را به درد خواهد آورد. آنها این تصویر را می‌بیندد و این تصویر و ارضای درناک ناشی از آن، آن ها را به پیش می راند. تو به جای خیره شدن به سیمای مرگ به آینه خیره شده‌ای و مسخ این تصویر زیبا و رقت انگیز  از خودت شده‌ای. زیبایی و دردناکی مرگت در چشمان مشاهده گران که خودت نیز در میان آن ها نشسته ای تو را هیپنوز می کند، جادوی زیبایی این تصویر می کشاندت به سمت پل و می پری نه به سمت مرگ به سمت این تصویر، تصویر که تو در کانون آنی. این تصویر آنچنان زیباست که بر اضطراب مرگ غلبه می کند.

بدین سان چنین ساده نمایش را تمام میکنی. تو مرگ را تجربه نکرده‌ای؛ نمایشی جدید جایگزین نمایش های قبلیت کرده‌ای. زندگی را نیز شاید.

 فضای مجازی آنچنان سیطره و گستره‌ای یافته و چنان پیروانی یکدست و مشابه و یکرنگ با رفتارها و مناسک و ژست های شبیه  به هم ساخته است؛ که شبیه به یک مکتب و دین-نمای جدید عمل می‌کند. مانند تمام ادیان چنان قدرتی یافته که مرگ را  انکار و از معنای خود تهی و حتی بدل به شوخی نماید، آن هم یک شوخی عمومی. آنچنان که پیروان آن از اضطراب مرگ درگذرند و بی محابا مرگ -بازی را با ژست های هیستریونک  و لذت و غم و اضطراب نمایش دهند.

یک خودکشی بدون مرگ آگاهی، شادمانه، بازیگوشانه، بسیار دیدنی، بسیار تاثیرگذار، قطعا پرتماشاگر ترین، تو می دانی بارها دانلود خواهد شد. تو نمرده ای، چون دیده خواهی شد و نمی توانند تو را نبینند، تو برده ای، آنها “گول خورده اند، باخته اند”. آنها همیشه هستند. تو هرگز تنها نبوده ای و نخواهی بود. تو از مرگ می گریزی.

در دنیای مجازی، در سطح تصاویر زندگی میکنی و اکنون خواهی مرد، مجازی و در برابر نگاه مجازی دیگران.

در دین نیز تو به هنگام مرگ تنها نیستی، در حضور خدا  هستی، در حضور اولیاء  و شهدا و صدیقین. تو زیر نگاه آنها هستی و مرگت نمایشی زنده است برای آنان. داعش با فیلمبرداری از لحظه مرگ اعضای خود نمایشی مضاعف رقم می زند و پیروانش در لحظه مرگ آنچه تجربه می کنند نگاه منتظری است که به زودی به آن خواند پیوست. هرجا مرگ از معنا تهی و بدل به نمایشی  شودکه در آن تو قهرمانی تراژیک و دردکشیده هستی، مواجهه اصیل با سرحد وجود بدل به بازی ای خواهد شد که خودت بازیگر و بیینده آنی. و مرگ هیچ کجای این بازی نیست. ما از سطح تصویر و آینه فراتر نمی رویم و به مرز واقعیت و اضطراب آن پا نمی گذاریم.  ما از مرگ و لاجرم هستی می گریزیم.

 

۰ ۰ آرا
ارزیابی شما
guest
3 Comments
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
حمید
حمید
آبان ۲۴, ۱۳۹۶ ۲:۲۳ ب٫ظ

تحلیل خوبی بود حیف که کوتاه نوشته شده..
تفسیر وجودی از خودکشی..واقعا برای مسأله ای مثل خودکشی ما به نگاه های وجودگرایانه از این نوع در کنار رویکردهای رفتاری نیاز داریم تا بشه بهتر از خودکشی پیشگیری کر

نگار
نگار
آبان ۲۳, ۱۳۹۶ ۲:۳۰ ب٫ظ

پر مغز و به جا بود. متاسفانه این روند رو به رشد شبیه سرطان در جامعه شده. ممنون از دقت نظرتون

Guest
Guest
آبان ۲۲, ۱۳۹۶ ۱۱:۲۷ ق٫ظ

تحلیل سست و سطحی بود. بسیاری از افرادی که از سر افسردگی خودکشی می کنند از آن جهت که خودکشی را راه حلی برای همه ی مشکلاتشان می دانند از مرگ نمی ترسند بلکه برای رسیدن به این راه حل شاد می شوند.
برای ربط دادن این ماجرا به فضای مجازی هم از دلایل سستی استفاده شده است.

فهرست
3
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx
()
x