نیکی در دنیا ، داوری در آخرت ، با تکیه برسخن امام جواد (ع)

علی انصاری:  امروزه ، فضای حاکم بربخش مهمی از جهان اسلام ، بسی تیره وتار است . نزاع ها وکشمکش های فرقه ای ورسانه ای ، کشتارهای گروهی وسلب امنیت وآسایش روانی واجتماعی ، بسیاری را ، آزرده خاطر کرده است . به جرأت ، می توان گفت ، خبرسازترین مناطق درگیری وکشتار در دنیای کنونی ، مربوط به جغرافیای…

علی انصاری:  امروزه ، فضای حاکم بربخش مهمی از جهان اسلام ، بسی تیره وتار است . نزاع ها وکشمکش های فرقه ای ورسانه ای ، کشتارهای گروهی وسلب امنیت وآسایش روانی واجتماعی ، بسیاری را ، آزرده خاطر کرده است . به جرأت ، می توان گفت ، خبرسازترین مناطق درگیری وکشتار در دنیای کنونی ، مربوط به جغرافیای مسلمانان است . عمق فاجعه ، تا بدانجاست که ، حتی درمیان بت پرستان وگاو پرستان ، چنین اموری ، به ندرت ، اتفاق می افتد و آنان به آسودگی ، در کشورهای خود ، زندگی می کنند ، رشد می کنند و به فردای کودکان خود می اندیشند . کافیست دراین باره ، وضعیت این روزهای هند با دو دهه پیشین مقایسه شود.

نیکی در دنیا ، داوری در آخرت ، با تکیه برسخن امام جواد (ع)

سایت فرهنگی نیلوفر – علی انصاری

  امروزه ، فضای حاکم بربخش مهمی از جهان اسلام ، بسی تیره وتار است . نزاع ها وکشمکش های فرقه ای ورسانه ای ، کشتارهای گروهی وسلب امنیت وآسایش روانی واجتماعی ، بسیاری را ، آزرده خاطر کرده است . به جرأت ، می توان گفت ، خبرسازترین مناطق درگیری وکشتار در دنیای کنونی ، مربوط به جغرافیای مسلمانان است . عمق فاجعه ، تا بدانجاست که ، حتی درمیان بت پرستان وگاو پرستان ، چنین اموری ، به ندرت ، اتفاق می افتد و آنان به آسودگی ، در کشورهای خود ، زندگی می کنند ، رشد می کنند و به فردای کودکان خود می اندیشند . کافیست دراین باره ، وضعیت این روزهای هند با دو دهه پیشین مقایسه شود .

دلسوختگان بسیاری ، به موازات حاکمیت این روزهای سیاه , گفته اند ، نوشته اند و هریک ، به فراخور توان و پیش فرض های خویش ، به علل وعوامل وقوع چنین وضعیتی ، پرداخته اند و راه های گونا گونی ، برای برونرفت ، از این چگونگی ، ارائه کرده اند .
اینک ، که جوامع جهانی ، از اجرای وظائف خویش ، ناتوان مانده اند وبی خیالِ همه آن تکالیفی شده اند که علت محدثه و مبقیهٔ حیات سیاسی آنان است ، بجاست که هر مسلمان ، به فراخور مذهب وطریقت خویش ، چاره اندیشی کند واز خویشتن خویش آغاز کند . مگر نه اینست که مسلمانان ، خود ، به عامل مهمِ بروز وثبوت چنین رویدادهای شوم وتباه کننده ای مبدل شده اند . وپیش فرضهای فکری و بسترهای فرهنگی آنان ، برایشان ، چنین تقدیر کرده ورقم زده است . البته مقصود ، آن بخش از موضوعاتی است که به نادرستی ، لباس تقدّس ، برآن ، پوشانیده ورنگ دین ، به آن زده اند .

« چونکه بیرنگی ، اسیر رنگ شد
موسئی با موسئی ، درجنگ شد » (۱)

بد نیست ، به پاره ای از علل چنین انحرافاتی ، اشاره ای بشود :

۱- قدم گذاشتن جمعی ، در جایگاه خداوند ، به منظور گرفتن سمتها و مناصب او مانند قضاوت وداوری ، درباره اعمال ایمانی ودینی بندگان خدا و حکم ، به تخطئه و یا تصویب کردار و نیات درونی و نیک ایشان و فرجام اخروی آنان . با آنکه خداوند ، زنده وتواناست و بیش از هرکس دیگر، میداند که «حیث یجعل رسالته » . (۲)
خداوند از بشر ، بندگی و نه بردگی ، خواسته است و از منظر خلقت ، در یک رابطه مساوی با همه مخلوقات است ؛ پس چرا و به چه دلیل بسیاری قدم از عبودیت خویش بیرون می نهند و خواستار چیزی هستند که خداوند به آنان به حکم عقل وشرع نداده است ؟ و حال آنکه ناتوانی آنان به صورت تجربی همواره قابل احراز بوده و هست .

« قسمت کردن بهشت ودوزخ » اولا و بالذات ، از آنِ اوست و سرانجام نیز ، در قیامت و آخرت ، یا خود و یا دیگری را به قضاوت پندارها وکردارها می نشاند – البته اگر مسلمان نماهای رنج آفرین ، هنوز اعتقاد به خدا ، حیات و توانا یی او و عالم آخرت ، داشته باشند؟! – . لیکن پرسش این است ، چرا پاره ای از مسلمانان دارای چنان تمایل بلند پروازانه ای برای تصاحب منصب داوری خداونداند ؟ کسانی که به حکم ظاهری قرآن – و بنابر مبانی پذیرفته شده خود آنان – و نیز ، حکم عقل اخلاقی بشری ، نازلترین رتبه اخلاقی را در میان انسانها – گذشته از مسلمانان – کسب کرده اند و به تعبیر « خواجه شیراز» ، در پس پرده ها و حجاب های بسیارند و نمیدانند زشت و زیبا چیست .

آیا بهتر نیست یاد بگیریم که به اصلاح خویش فکر کنیم و از قضاوت در باره دیگران دست برداریم و پا ، در کفش خداوند ، نکنیم ؟ و بگذرایم بندگان خداوند ، با هر عقیده ومسلکی ، در امنیت وآسایش روحی وروانی ، زندگی کنند ! و اگر خیلی اهل درد واهل دین هستیم رسالت دینی و فرهنگی خود را ، همچون امامان شیعه ،از راه گفتگوی با دیگران ، پی بگیریم ؟

علی بن جریر می گوید:
« در محضر حضرت جواد ( علیه السلام) بودم ، گوسفندی از خانه امام (علیه السلام) گم شده بود ، یکی از همسایگان را به اتهام دزدی گوسفند نزد امام آوردند ، فرمود : وای بر شما او را رها کنید گوسفند را او ندزدیده هم اکنون گوسفند در فلان خانه است بروید گوسفند را بگیرید.
به همان خانه ای که امام فرموده بود رفتند و گوسفند را یافتند و صاحب خانه را به اتهام دزدی گرفتند ، کتک زدند و لباسش را پاره کردند ، اما او سوگند یاد کرد که گوسفند را ندزدیده است .
او را نزد امام (علیه السلام) آوردند ، او فرمود : « وای برشما براین شخص ستم کردید ، گوسفند خودش به خانه او وارد شده و او اطلاعی نداشته است ». (۳)

امام جواد (ع) در این تعلیمِ رفتاری ، و در دو مرحله و به تناوب ، یاد داده است که نوع قضاوت ها وداوریها در باره دیگران ، مصونِ از خطا و لغزش نیست ، حتی در« امور محسوسه ، در دسترس بشر و قابل تشخیص» . وصد البته این چگونگی ها ، آمیخته با جهالتها وستمهای بسیار بر بندگان خداوند است . بدان اندازه که چنین داوران خود فریفته وخودپسند ، از نگاه امام (ع) ، مستوجب خطاب به کلمه ، « ویل » هستند ، جاییکه نوع قضاوت های ظاهری و این جهانی که به منظور رفع خصومت ها و تنازعات است ، از اشتباهات مسلمانان وحتی دوستان نزدیک و مرتبط با امام جواد (ع) مصون نیست و تجربه بشری نیز گواه این است ، چگونه جمعی در خود ، جرات وجسارت قضاوت ، در امور ایمانی و اخرویِ انسانها را می بینند ؟ و « روز واپسین » نیامده ، فرجام هریک را چون آفتاب ، روشن می بینند و با حکمی قاطع ، آنرا رقم میزنند و به تقسیم بهشت و دوزخ ، میان دوستان و هم حزبی ها و هم مسلکی های خود ودیگرانی که چون آنان فکر نمی کنند ، پرداخته اند و از خلوت خویش ، غافل مانده اند واز فهم حساب وکتاب و فرجام خود ، باز مانده اند.

۲- خود مطلق انگاری ها از دیگر علل و عوامل گرفتاری های کنونی مسلمانان است . چرا کسانیکه خود ، از منظر معرفتی ، در پس هزاران حجاب وپرده زندگی می کنند و به لحاظ رفتاری هزاران اشتباه و لغزش از منظر « عقل عام بشری » و « قرآنی » از آنها ، ظهور وبروزکرده است ، به نادرستی خود را معیار تشخیص «حق وباطل» شمرده اند و گام در جایی نهاده اند و چیزی را ادعاء کرده اند که همواره از آنِ خداوند بوده است ؟

چرا اینان ، خود و همراهانِ با خود را ، « حق شناسان » ، با پسوند « راستین » قلمداد نموده و صورت های پژ مرده دیگران را ، با تازیانه « باطل گرایی » سیاه کرده ، و ایشان را از همه نوع ، زندگی انسانی ، اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی محروم کرده اند ؟

اینگونه مطلق انگاری ، با آثار شومش مانند «عجب وخود بزرگ بینی» ، «خود پسندی » ، « استبداد در رای وعمل »، « خود و شخص ها را شاخص حق دیدن » ووو ، همواره در نگاه قرآن وامامان شیعه (ع) ، مورد مذمت بسیار قرار گرفته است و مسلمانان را از خطر تباه کننده فردی وآثار زیانبار وکشنده اجتماعی آن پرهیز داده اند .

دراین باره ، نگاهی به جاودانه ها و حکمت های ماندگار امام امیر المومنین (ع) ، کافی است ونیاز به دلیلی ، بیش از این نیست .
امام جواد (ع) نیز ، در تداوم رسالت قرآنی و اوصیایی خویش ، دوستان و همراهان را از این راهزن دل ، آفت جان وجسم و آتش زن اجتماع مسلمانی ، دور می کرده است وحتی بنابر روایات اندکی که از حضرتش به ما رسیده است ، دوستانش را از مطلق انگاری و حتی مشابه سازی با بزرگان صحابه ، همچون سلمان و مقداد و ابوذر ، برحذر می داشته است تاچه رسد به باز گذاشتن راه و بستر سازی ، برای مطلق زدگی و فتنه انگیری در حوزه اسلام ومسلمانی !

در روایت است :
« مردی به محضر امام جواد (علیه السلام) شرفیاب شد در حالیکه خیلی شاد و سرحال بود ، امام علت شادمانی را از او پرسید .
مردگفت :
ای پسر رسول خدا از پدرت شنیدم که می فرمود : شایسته ترین روزی که انسان باید شادمان باشد روزی است که او را صدقات و نیکی به نفع برادران دینی از جانب پروردگار نصیب شده باشد . امروز ده نفر از برادران دینی ام بر من وارد شدند همه بی بضاعت و گرفتار، آنها را پذیرایی کردم و به هر یک مقداری کمک نمودم از این جهت خوشحال هستم .

امام (علیه السلام) فرمود :
«به جان خودم سوگند که ترا این شادمانی شایسته است به شرط اینکه آن عمل را نابود نکرده باشی و یا بعد از این نابود نکنی».
عرض کرد چگونه از بین ببرم با اینکه از شیعیان خالص شما می باشم .
امام (ع) فرمود : هم اکنون نابود کردی . پرسید با چه چیز؟ فرمود : این آیه را بخوان «وَلا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَالْاِذی» (۴) « صدقه های خود را با منت نهادن و آزار کردن باطل نکنید.»

عرض کرد من به آنهایی که کمک کردم نه منت گذاردم و نه آزاری رساندم . فرمود منظور هر نوع اذیتی است ، در نظر تو آزردن آنهایی که کمک کرده ای مهمتر است یا آزردن فرشتگانی که مأمور تو هستند ویا آزردن ما؟!
جواب داد : آزردن شما و فرشتگان.

امام فرمود: براستی مرا آزردی و صدقه خود را باطل کردی ! پرسید: با چه کاری؟ فرمود: با همین سخنت که گفتی «چگونه باطل کنم در حالیکه از شیعیان خالص شمایم».
آیا می دانی شیعه خالص ما کیست؟ با تعجب گفت: نه ، فرمود : سلمان، ابوذر، مقداد و عمار و تو خود را با چنین اشخاصی برابر دانستی آیا با این سخن فرشتگان و ما را نیز نیازردی؟
عرض کرد: اَستَغْفِرُ الله وَ اَتُوبُ اِلَیْهِ ،

مرد گفت : پس من همین را می گویم و همینطور نیز هستم و از آنچه گفتم که به واسطه نپسندیدن خدا مورد پسند شما و فرشتگان نیز نبود توبه کردم. » (۵)

راه برونرفت از وضعیت اسف بار کنونی جهان اسلام ، در این روایت تعلیمی از جواد الائمه (ع) نهفته است وآن زمانیست که نمود ها در جامعه مسلمانان اینها باشد:

۱- گرایش عمومی در جامعه مسلمانان ، به جای کشتارها ودرگیریها ، رقابت در انجام کارهای نیک وخیرات باشد و به تعبیر راوی و تقریر امام جواد الائمه (ع) ، روز شادمانی امت ، زمانیست که « صدقات و نیکی به نفع برادران دینی از جانب پروردگار نصیب شده باشد».

۲- « برادری دینی » ، و به تعبیر امیرالمومنین (ع) « برادری انسانی » (۶) به جای « تقابل دینی » ماندگار شود و در جامعه نمود پیدا کند چنین جامعه ای دینی ودارای گرایش قرآنی است .

۳- مطلق انگاری و خالص پنداری خود ، از سوی کسانیکه ، به لحاظ معرفتی در حجابند و به لحاظ رفتاری ، در نقصانند ، عامل آزردگی خاطر قدسیان است . اینان به جای خدمت ، زحمت ها می دارند.

۴- مسلمانان بیاموزند که امروز ، روز آفریدن نیکی ها و سبقت در خیرات برای همه دینداران است و به داوری و قضاوت در باره یکدیگر پایان دهند و آنرا به اهلش و به مکانش که « یوم الدین » است واگذار کتند . و براستی ! خداوند ، چه نیکو فرموده است :
«وَ لِکُلٍّ وِجْهَهٌ هُوَ مُوَلِّیها فَاسْتَبِقُوا الْخَیْراتِ أَیْنَ ما تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمِیعاً إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ » (۷) ( بقره : آیه ۱۴۸)
«و براى هر امّتى قبله است که خداوند آنان را بطرف آن گردانیده – و یا براى هر گروهى روشى است که خود بطرف آن روش میروند – پس نسبت بخوبیها سبقت بگیرید و بشتابید هر کجا باشید خداوند همه شما را می آورد و جمع میکند همانا خدا بر همه چیز تواناست» (۸)

پی نوشت :
۱ – مثنوی دفتر اول ص ۱۱۱
۲- قرآن ، انعام ، آیه ۱۲۴
۳- جلوه های اعجاز معصومین (ع) ، قطب راوندی ، مترجم غلامحسن محرمی ص ۳۰۴
۴- بقره ، آیه ۲۶۴
۵- کلمه طیبه ، ص ۳۶۴
۶- نهج البلاغه ، نامه ۵۳
۷- بقره ، آیه ۱۴۸
۸- ( اطیب البیان فی تفسیر القرآن ، عبدالحسین طیب ، ج‏۲ ، ۲۴۳ )

۰ ۰ آرا
ارزیابی شما
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
فهرست
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx
()
x