آسیب شناسی کتابخوانی درفرهنگ ایرانی: خودشیفتگی، اظهار فضل جاهلانه، عدم تحمل

هادی حکیم شفایی: کتاب و کتابخوانی همواره از سوی متفکرین، روشنفکران و بزرگان علم به عنوان فعالیتی مفید و ارزشمند و بلکه ضروری برای ارتقاء فرهنگ جوامع انسانی و گذار به توسعه یافتگی تلقی شده است. در ایران نیز دولت بودجه ای را برای تقویت فرهنگ کتابخوانی اختصاص می دهد و با اجرای پروژه هایی مدعی است که در این…

هادی حکیم شفایی: کتاب و کتابخوانی همواره از سوی متفکرین، روشنفکران و بزرگان علم به عنوان فعالیتی مفید و ارزشمند و بلکه ضروری برای ارتقاء فرهنگ جوامع انسانی و گذار به توسعه یافتگی تلقی شده است. در ایران نیز دولت بودجه ای را برای تقویت فرهنگ کتابخوانی اختصاص می دهد و با اجرای پروژه هایی مدعی است که در این راه قدم بر می دارد. اما جامعه ایرانی بر اساس وضعیتی که نسبت به کتابخوانی دارد به دو گروه اصلی تقسیم می شود:

 

گروهی از مردم که اساساً چیزی به نام کتاب در زندگی آنها جایی ندارد و فعالیتی به نام کتابخوانی برای شان امری غریب است. این گروه از افراد عمدتاً زمان خود را با تماشای فیلم و سریال (البته عمدتاٌ فیلم های سطحی و بی محتوا) می گذرانند و یا در شبکه های اجتماعی سرگرم به نمایش گذاشتن آخرین عکس های خود از فلان سفر یا فلان عروسی و یا آخرین لباس و آرایش شان هستند. بگذریم از بخش عمده ای از این افراد که متخصص جستجو و به اشتراک گذاشتن تصاویر پورنو می باشند.

این گروه از جامعه که ” کتاب گریز”هستند از لحاظ شخصیتی به دو زیر گروه دیگر تقسیم می شوند:

الف) افراد کتاب گریزی که به شدت اهل اظهار نظر، قضاوت و اظهار فضل در تمامی مسائل انسانی هستند. این افراد نمی دانند که نمی دانند بلکه معتقدند که می دانند. این زیر گروه، بخش عظیمی و شاید هم اکثریت جامعه ایرانی را تشکیل می دهند و از سیاست گرفته تا دین و اقتصاد و روانشناسی و مسائل تربیتی و…اظهار نظر کرده و در سخن گفتن کوتاهی نمی کنند. این زیر گروه، از آنجاییکه تقریباً هیچ داده معتبری وارد ذهن شان نمی شود تمامی اظهار نظرهای شان بر اساس تخیلات، تصورات، امیال، اغراض، حقارت ها و عقده ها و سرخوردگی های شان شکل می گیرد و تقریباً چیزی شبیه ” پرت و پلا گویی” است. البته از آنجاییکه اینها معمولاً در سطوح بالای اجتماعی قرار ندارند خیلی هم تاثیر گذار بر جامعه نیستند و ابعاد منفی شان خیلی جدی گرفته نمی شود. کار فکری و فرهنگی برای اصلاح این دسته دشوار است ولی غیر ممکن نیست.

ب) افراد کتاب گریزی که به دلیل اخلاقگرا بودن، دست کم می دانند که نمی دانند و بنابراین سعی می کنند کمتر اظهار نظر کنند. این دسته از افراد به نظر می رسد بخش قلیلی از جامعه را تشکیل می دهند ولی به نظر نگارنده، از آنجایی که دست کم اخلاقی عمل می کنند و از قضاوت های بی مورد پرهیز می کنند قابل تقدیر و قابل احترامند. اصلاح فکری و فرهنگی این دسته از افراد بسیار ساده تر است و اینها معمولاً گوش شنوا تری برای حق و حقیقت و دانش و آگاهی دارند.

۲. و اما گروه دوم کسانی هستند که کتاب می خوانند و کتابخوانی بخش مهمی از زمان و زندگی شان را تشکیل می دهد. این افراد بر حسب نوع کتابخوانی شان به دو زیر گروه تقسیم می شوند:

الف) کتابخوان های متمرکز: کتابخوان هایی هستند که بطور عمیق و متمرکز و روشمند و دنباله دار بر روی یک یا تعداد محدودی موضوع کار و مطالعه می کنند و سعی می کنند در موضوع یا موضوعاتی خاص متخصص شوند و بتوانند بینشی جامع و عمیق از آن موضوعات کسب کنند. این دسته از افراد معمولا بسیار قلیل هستند و به لحاظ شخصیتی هم بگونه ای هستند که تفاوت میان مطالعه تخصصی و مطالعه تفننی را درک می کنند و بنابراین از اظهار نظر های بی مورد و اظهار فضل های بدون پشتوانه فکری پرهیز می کنند. این افراد به لحاظ علمی و حتی شخصیتی می توانند الگو و راهنمای افراد جامعه باشند و خود فرهنگ سازی کنند.

ب) کتابخوان های نا متمرکز: اما زیر گروه دوم که به نظر می رسد اکثریت جامعه کتابخوان ما را تشکیل دهد پراکنده خوان هستند. مدام از این شاخه به شاخه دیگر می پرند و از هر ظرفی اندک غذایی بر می دارند. یک روز کتاب شعری می خوانند و فردای آن روز کتابی در تاریخ ایران می خوانند و روز دگر صفحات کتابی فلسفی را ورق زده و گه گاهی هم جلد کتاب مقدس مسلمانان را باز می کنند و شاید هم اصلا باز نمی کنند! از آنجاییکه این افراد تفاوت میان مطالعه عمیق و تخصصی و مطالعه پراکنده و سطحی را نمی دانند با یک چنین سبک مطالعه تصور می کنند که عالم دهر شده اند و مغرور از اینکه اهل کتاب هستند کم کم تبدیل به واعظی پر سر و صدا می شوند و به خود اجازه می دهند در تمامی موضوعات بشری اظهار نظر کنند و طرف مقابل را محکوم کنند و همه اندیشمندان و نویسندگان ایران و جهان و مسلمان و غیر مسلمان را ظرف چند ثانیه به نقد می کشند! غرور، حسادت، و نفرت از مخالف فکری و ایمانی و عدم شنیدن کامل سخن مخاطب، ویژگی بارز این افراد است. با این همه خود را روشنفکر و هدایتگر جامعه می پندارند.

به یاد دارم روزی با یکی از همین دوستان “کارشناس کل الامور” در خصوص واژه ای در قرآن بحث می کردم. این دوست کارشناس اخیراً کشف کرده بود که فلان واژه در فلان آیه قرآن به معنای ” شرم گاه” انسان است بنابراین خداوند در آن آیه وعده داده که در روز قیامت کافران را از ناحیه شرم گاه مورد عنایت قرار خواهد داد!!! عجبا که وقتی آیه را دیدم از این کشف بزرگ شگفت زده شدم زیرا تا کنون هیچ فقیه و اسلام شناس و پژوهشگر قرآنی چنین کشفی نکرده بود!!

نگارنده معتقد است خطر این دسته افراد برای جامعه بسیار زیاد و بسیار بیشتر از کتاب نخوان ها است. کار کردن بر روی این افراد و تلاش جهت اصلاح روش آنها بسیار دشوار بلکه غیر ممکن است زیرا اولا روح حقیقت جو ندارند و همچنین ” نمی دانند که کم می دانند”. به اعتقاد نگارنده برای اصلاح فرهنگ این گروه افرادِ کتابخوان، باید چاره ای اندیشید و کار بسیار کرد. باید علاوه بر تشویق عموم مردم به کتابخوانی، در این راستا تبلیغ کرد که افراد به سمت مطالعات عمیق و تخصصی پیش بروند حتی اگر هم نمی خواهند عمیق بخوانند دست کم اخلاق خودداری از قضاوت و اظهار نظر های غیر تخصصی را در خود بپرورانند.

 

مطالب دیگر از این نویسنده:

آیا اسلام با حق آزادی مذهب در تعارض است؟/ بررسی جدال نواندیشان دینی با فقهای سنتی

حجاب در قرآن و تاریخ اسلام / بازفهمی مسئله حجاب در عصر حاضر

۰ ۰ آرا
ارزیابی شما
guest
7 Comments
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
میرفخرائی
میرفخرائی
اردیبهشت ۲۳, ۱۳۹۵ ۵:۱۵ ب٫ظ

چه حرف تازه‌ای در این نوشته هست؟ تقریباً هیچ!
و بعد، چطور اینقدر گستاخانه به افرادی که کتاب نمی‌خوانند هجوم می‌برید؟

نیما
نیما
فروردین ۲۷, ۱۳۹۵ ۹:۵۳ ب٫ظ

اولا کیفیت مطالعه مهمتر از کمیت آنست
دوما اگر متخصص نتواند کم سواد را مجاب کند پس بیفایده ست
سوما روشنفکر واقعی کسی ست بتواند چیزی جذاب تر از سکس بیابد ( احتمالا سارتر )
چهارم، در زندان بسته ای که همه بودجه ها صرف نخواندن و ندیدن میشود چه انتظاری میشه داشت؟

مسیح گل پیکرراد
مسیح گل پیکرراد
فروردین ۲۶, ۱۳۹۵ ۹:۱۰ ق٫ظ

با سلام و عرض ادب از اینکه به موضوع کتاب و کتابخوانی پرداخته‌اید ممنون من با کلیت مقاله شما موافقم و مطالب را تا حدی درست می‌دانم با توجه به اینکه حدود بیست سال است که کتابدار هستم و پیگیر این قضایا دسته بندی شما تا حدی درست است. ولی چند توصیه و تذکر دارم:۱) در جایی از مقاله گفته‌اید بگذریم از بخش عمده‌ای از این افراد(گروهی که اصلا کتاب نمی‌خوانند) که متخصص جستجو و به اشتراک گذاشتن تصاویر پورنو می‌باشند. این طور مطلق صحبت کردن آن هم از طرف کسی که درد فرهنگ دارد خوب نیست واقعا بخش عمده‌ای… مطالعه بیشتر»

هادی حکیم شفایی
هادی حکیم شفایی
فروردین ۲۳, ۱۳۹۵ ۷:۱۷ ب٫ظ

۱. منظور من از “خطرناک” خطرناک فرهنگی است نه خطرناک ترورستی!!! به نظر می رسد منظور من را طور دیگری فهمیدید چون آن را به داعش هم ربط داده اید!۲. میان مطالعه تخصصی با تحصیلات تخصصی از زمین تا آسمان تفاوت هست. مطالعه تخصصی یعنی عمیق شدن در حوزه ای خاص مثلا تاریخ اسلام. مطالعه عمیق با عشق به حقیقت و میل به دانستن همراه است اما تحصیلات تخصصی الزاما اینگونه نیست. تحصیلات در بسیاری از موارد با هدف کسب آب و نان و موقعیت شغلی و پرستیژ اجتماعی همراه است. چه تعداد از دانشجویان ما که به کسب تحصیلات… مطالعه بیشتر»

علی رضا
علی رضا
فروردین ۲۳, ۱۳۹۵ ۴:۳۴ ق٫ظ

سلام بر دوست گرامی. منظورم را صریح تر بیان می کنم. از دید من دقیق یا متمرکز خواندن یا نخواندن دخلی به خطرناک بودن یا نبودن ندارد. مساله مهم این است که کسی که دانشی می آموزد آیا در مورد دانشی که می آموزد معرفت درجه دوم هم دارد یا نه. اگر ندارد می تواند خطرناک باشد.
اما ربط به داعش. بسیاری از داعشی ها جزو همان دسته کتاب خوان متمرکز شما هستند و ادعای همه چیز دانی هم نمی کنند اما خطرناکند.

هادی حکیم شفایی
هادی حکیم شفایی
فروردین ۲۲, ۱۳۹۵ ۷:۰۶ ب٫ظ

به نظرم حضرت عالی اصلا متوجه نوشتار من نشده اید. آنقدر پیچیده نیست. برخی نمی خوانند. برخی پراکنده می خوانند ولی ادعای همه چیز دانی می کنند و برخی هم عمیق و تخصصی می خوانند و ادعای همه چیز دانی نمی کنند. این مساله چه ربطی به داعش و عوامل شکل گیری آن دارد؟؟؟!!! اینکه تحصیلات برخی داعشی ها فنی و مهندسی و تخصصی بوده چه ربطی به مساله انواع کتابخوانی دارد؟؟!! شکل گیری داعش چندین عامل روانشناختی، اجتماعی، اقتصادی، و وعرفتی شناختی دارد که جای بحث آن اینجا نیست

علی رضا
علی رضا
فروردین ۲۲, ۱۳۹۵ ۶:۱۷ ق٫ظ

شما هم مقدار هم که تخصصی کتاب بخوانید باز نسبت به برخی دیگر پراکنده خوان محسوب می شوید. اینکه شما خود را متولی اصلاح دیگران بدانید هم هیچ جالب نیست.
خطر کتاب خوانهای متمرکز هم هیچ کمتر از دیگران نیست. کسی که تنها در یکی از علوم متمرکز شده و از دیگر علوم کم اطلاع است هم خطر ناک است.
به خاطر داشته باشید که تحصیلات اکثر تروریستهای داعشی تخصصی و فنی است.

فهرست
7
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx
()
x