سخنی کوتاه در خصوص مجازات قصاص و اعدام

سیامک صفاتی: سخن این است، آیا  حق قصاص و اعدام که در قانون مجازات اسلامی ایران با تأثیر از کتاب مقدس تأسیس یافته امکان نسخ و ابطال دارد یا خیر؟ قرآن می گوید ” قصاص برای حفظ حیات شماست ای خردمندان عالم تا مگر از قتل یکدیگر بپرهیزید” ( ۱۷۹ بقره)  و یا ” دست مرد دزد و زن دزد…

سیامک صفاتی: سخن این است، آیا  حق قصاص و اعدام که در قانون مجازات اسلامی ایران با تأثیر از کتاب مقدس تأسیس یافته امکان نسخ و ابطال دارد یا خیر؟ قرآن می گوید ” قصاص برای حفظ حیات شماست ای خردمندان عالم تا مگر از قتل یکدیگر بپرهیزید” ( ۱۷۹ بقره)  و یا ” دست مرد دزد و زن دزد را به کیفر عملشان ببرید این عقوبتی است که خدا بر آنان مقرر داشته و خدا مقتدر و داناست” (۳۸ مائده) مسئله اینجاست، چنانچه قصاصِ نفس یا عضو و اعدام برای پرهیز از قتل یکدیگر و جلوگیری از فساد و خشونت باشد، آیا می توان شرایط، زمینه، ساختار، قانون، سیاست و تدابیری اتخاذ کنیم که بدون قصاص و اعدام از قتل و خشونت بپرهیزیم؟ در این صورت آیا قصاص و اعدام وجاهت خواهد داشت؟ آیا هدف شارع، قصاص برای قصاص بوده؟ آیا قصاص و اعدام امری مقدس و جاودان است به این دلیل که قرآن بدان اذعان داشته یا غرض از وضع آن تقلیل خشونت و پرهیز از قتل یکدیگر و پیشگیری از فساد بوده است؟

آیا ممالک توسعه یافته بالخص کشورهای اسکاندیناوی که در آمارِ قتل، خشونت و جرائم دیگر به مراتب بسیار پایین تر از ما و اغلب کشورهای مسلمان می باشند، چیزی به نام حق قصاص و اعدام در قوانین شان به رسمیت شناخته شده است؟ اگر نه، پس چرا بی آنکه  قانونی به نام حق قصاص و اعدام داشته باشند از قتل و خشونت پرهیز می کنند و بدلیل عدم قصاص وامکانِ قتل و خشونت و انواع جرائم دیگر خالی از سکنه نشده و نمی شوند؟

چرا ما که قوانین بسیار شداد و غلاظ داریم  و قانون شریعت را در این خصوص اجرا می کنیم با این تعداد از پرونده قتل و انواع جرائم مواجه ایم که دائما بر تعداد آن افزوده می شود؟ آیا با برقراری مجازاتهای خشن مشکلات مرتفع می گردد؟ آیا قصاص و اعدام و دیگر مجازاتها، قابلیت بازدارندگی داشته است؟ آیا این تعداد اعدام و قصاص از ابتدا تاکنون توانسته از حجم بسیاری از بحرانها، ناهنجاریها و معضلات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی بکاهد؟ اگر نه، پس ریشه و منشاء مشکلات و بحرانها در کجاست؟

مسئله اساسی و بنیادین اینجاست که فقر، تبعیض، نابرابری، محرومیت، فساد، استبداد، جهل، جور، جوع، بی عدالتی، فقدان آزادی، عدم شفافیت… زمینه ساز انواع رذائل وجرائم است لذا ممالک فوق الذکرچاره کار را نه در سرکوب، سانسور، زندان، قصاص و اعدام بلکه در ایجاد فرصت ها و امکانات برابر، آزادی برابر، کرامت برابر و توزیع عادلانه قدرت، ثروت، معرفت و منزلت، شایسته سالاری، امنیت شغلی، حق برابر شهروندان در برخورداری ازبهداشت و درمان با استاندارد بالا و حمایت همه جانبه از اقشار آسیب پذیر، بیمه های بیکاری و بازنشستگی، ایجاد اتحادیه ها و سندیکاهای نیرومند که از حقوق و منافع اعضایشان با مذاکره و چانه زنی تمام قد دفاع می کنند، حق تعیین سرنوشت در همه ی زمینه ها و ابعاد اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و … برابری جنسیتی، مشارکت در آموزش و کار، دموکراسی و مجموعه آزادیها، تضمین حقوق بشر، توزیع مجدد و گسترده با هدف برابری و عدالت و حفاظت بسیار از محیط زیست، رفع تبعیض در همه زمینه ها و… جُسته و می یابند. آنها به جای مجازات قصاص و … به احیاء و آموزش مجرم یا بیمار( از منظر روانشناسانه، جامعه شناسانه، کسب مهارت و …)  طی دوران حبس برای بازگشت به جامعه بعنوان یک انسان سالم و کارآموخته اهتمام دارند. لذا مشاهده می نماییم به جای محو صورت مسئله به حل مسئله روی  آورده  و از اینروست که بدین جایگاه رفیع در همه ی ساحات و ابعاد دست یافته اند.  

به نظر می رسد در خصوص سایر مجازاتهای مندرج در کتاب مقدس و قانون مجازات اسلامی شریعت بنیاد و دیگر تاسیسات حقوقی همچون حدود، ارث، دیات که شارع از تأسیس آن مقاصد و غایات زمینی را مد نظر داشته با رویکرد صدر الاشعار قابلیت نسخ، لغو و ابطال و جایگزینی با قوانین عادلانه، انسانی، اخلاقی و خردمندانه که خداوند در ابتدا نیز آنرا منظور نظر داشته نه تاسیس قانون جاودانه را با عطف توجه به رویکردهای نوین و دستآوردهای سترگ و رفیع بشری را داشته باشیم، چرا که منظور خداوند از تعیین چارچوب حدود، دیات، قصاصِ عضو یا نفس، اعدام، ارث و …این نبوده که این احکام ثابت و ابدی باشند، زیرا وقتی آیاتی چون آیه ۲۲ نساء که عنوان می دارد ” زن پدر را نباید به نکاح درآورید الا آنچه از این پیش ( در زمان جاهلیت) کرده اید زیرا این کاریست زشت و مبغوض خدا و عملی زشت” و یا آیه ۲۳ سوره نساء ” حرام شد بر شما ازدواج با مادر و دختر و خواهر و عمه و خاله و دختر برادر و دختر خواهر و مادران رضاعی و خواهران رضاعی و مادرزن و خواهر زن و …” و یا آیه ۲۵ سوره نساء “در خصوص ازدواج با کنیزکان …” و برخی دیگر از آیات که برای قوم عرب، آن هم  قوم عرب واقع  در هزارو اندی سال قبل نازل شده ، امروز دیگر موضوعیت و مصداق ندارد و متروک تلقی می شود، آیا نباید ما را به این نتیجه برساند که قوانین مندرج در متن مقدس هم برای زمان و مکان ومردمان عصر مشخصی بوده است؟  

این قوانین وبعضی دیگر از آیات مندرج در قرآن من جمله آیات فوق الذکر اگر ثابت و ابدی است و برای همه ی اعصار و اقوام ، چرا مشمول مرور زمان گردیده و تابع درک و بینش مردمان هر عصر و دوره ای بوده است و اگر بر اساس مقتضیات و نیازهای هر عصر و دوره ای است چرا آن را ثابت و ابدی تلقی می کنیم؟

به نظر می رسد منظور و مراد خداوند از مراتب فوق الذکر، برقراری نظم و امنیت، حاکمیت قانون و قانونی بودن حاکمیت و حفظ چارچوب های اخلاقی، عادلانه و انسانی و نشان دادن راه ومسیر بوده تا تنظیم قانون و حکومت جاودانه، زیرا درک مردم هر عصری از توحید، عدالت،  اخلاق، فضائل انسانی و حکمرانی مطلوب با عصر دیگر متفاوت است همچنانکه در آیات صدرالاشعار مشاهده نمودیم که گره های ذهنی و عینی مردم آن زمان چگونه بود و اکنون چگونه می باشد و اگرترجیحات، نیازها، پرسش ها، دغدغه ها، قوانین و چارچوب های از این سنخ آنان را هنوز زنده بدانیم در درجه نخست مرگ متن مقدس ( زیرا متن مقدس امری ایستا و ثابت  نیست بلکه  سیال، فرا رونده و نوشونده است، فی الواقع خود متن مقدس هم باید مشمول حیات استعلایی با رویکرد موحدانه قرار گیرد )  و به تبع آن سقوط جوامع و انحطاط آنان را رقم زده ایم. 

 

 

۰ ۰ آرا
ارزیابی شما
guest
1 دیدگاه
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
ایرج گلجانی
ایرج گلجانی
بهمن ۱۲, ۱۳۹۷ ۷:۰۱ ب٫ظ

سلام و سپاس
اصل قصاص برای اجرای عدالت در قتل و جنایت عمدی می باشدو عفو کنار آن گذاشته شده و دیه و حمایت مالی برای خانوادۀ فرد قصاص شده پیش بینی شده…اگر احکام کیفری در کنار عدالت اجتماعی و قسط قرآنی باشند تاثیر بیشتری دارند زیرا کیفر در قرآن راه حل برای ایجاد عدالت نیست بلکه مقابله با خشونت فزاینده است. بحث های هرمونتیکی پنهان در این مقاله در جای خود محل بررسی دارد.
متشکرم

فهرست
1
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx
()
x