مهمانان فضایی

عبدالله فیض اللهی: بیستم آوریل سال ۲۰۲۰ است رصدخانه NIR بر فراز ارتفاعات مانند نگینی سفید بر چمن سبز در کنار ردیف های منظم درختان سرو خود نمایی می کند. در این مجموعه انسان های فرهیخته جهان دست چین شده اند، هر کدام نخبه ای سخت کوشند که زندگی عادی را رها کرده و لذت را در مکاشفه اسرار فضا…

عبدالله فیض اللهی: بیستم آوریل سال ۲۰۲۰ است رصدخانه NIR بر فراز ارتفاعات مانند نگینی سفید بر چمن سبز در کنار ردیف های منظم درختان سرو خود نمایی می کند. در این مجموعه انسان های فرهیخته جهان دست چین شده اند، هر کدام نخبه ای سخت کوشند که زندگی عادی را رها کرده و لذت را در مکاشفه اسرار فضا جستجو می کنند. سکوت و آرامش حاکم همیشگی این مجموعه است و ارتباطات در نهایت نظم و دقت.


 اشاره: انتشار داستان فلسفی – تخیلی حاضر در «سایت فرهنگی نیلوفر» همانند دیگر مطالب منتشره در اینجا لزوما به معنای تایید کامل  محتوای آن نیست.«نیلوفر» به عنوان یک کرسی آزاد‌اندیشی، مجالی است برای طرح آرا و نظرات گوناگون، به منظور ایجاد فرصت برای دستگیری‌های فکری و گره‌گشایی‌های نظری از سوی عالمان و اندیشمندان  و به این امید که از میان تضارب آرا و دیدگا‌ه‌ها، چهره‌ی حقیقت عیان‌تر گردد.


****

مومنین، من ( گمراه) را امر به معروف کنید

عبدالله فیض اللهی:

فردی آزاد اندیش هستم که مایلم رها از هر ایمانی به گردش و سیر و سفر در فضای بیکران هستی بپردازم. مطلق گرا نیستم و مطلق گرایی را در فلسفه نظری مساوی با ایست فکری میدانم و مایلم عقاب اندیشه ام را در فضای بی آغاز و انجام هستی رها سازم تا با پرواز در این بیکرانه افقهای تازه ای کشف کنم.

معتقدم بیکرانه تر از هستی ذهن آدمی ست که چنین بیکرانه ای را درک میکند بنابراین میل ندارم با ایمان به مقوله ای، بالهای این عقاب بلند پرواز را قیچی و در قفسی محبوس کنم. بنظر شما آیا این ظلم به عقاب اندیشه نیست که با مومن ساختنش به مفهومی، او را از پرواز در بیکرانه ها منع و از لذت کشف مفاهیم و افقهای جدید محروم کنیم ؟

در پهنه فلسفه نظری میتوان به مفهومی معتقد بود اما با مطرح شدن نظریه ای جدید باید شجاعت تجزیه و تحلیل نظریه جدید را داشت بنابراین با چنین بینشی صحبت از ایمان منتفی ست زیرا ایمان یعنی اعتقاد مطلق و بدون تغییر ( یعنی باور قلبی بدون دلایل عقلی ) حال اینکه با پیشرفت علوم، خصوصا فیزیک نظری و اختر فیزیک و بیولوژی که رابطه تنگاتنگی با فلسفه دارند و مطرح شدن نظریه های جدید شایسته است که بدون پیش فرض و تعصب این نظریه ها را مورد واکاوی وتجزیه و تحلیل قرار داد اما چون مفاهیم متافیزیکی مانند مفاهیم علوم تجربی قابل تجربه و سنجش و با دلایل عقلی همراه نیستند  بهمین علت در وادی متافیزیک میتوان باور قلبی ( ایمان ) داشت اما نمیتوان یقین داشت زیرا همچنانکه گفته شد اینگونه مفاهیم قابل سنجش نیستند و به همین سبب نمیتوان به درستی یا نادرستی انها اطمینان داشت.

با توجه به مطالب فوق من آمادگی دارم بدون تعصب به اعتقادات فعلی ام، اعتقاد دیگری را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهم و در صورت منطقی یافتنش، اعتقاد فعلی را رها سازم.

مشتاقانه منتظر نظرات و انتقادات شما در مورد داستان فلسفی – تخیلی مهمانان فضایی هستم. با آرزوی انسان شدن دیو صفتان انسان چهره .

عبدالله فیض اللهی کاسینی

***

شک شایسته انسان است و سرگشتگی و حیرت از جمله گذر گاه های رسیدن به حقیقت است. همه سخنان را بشنو و با عقل و اندیشه خود بسنج، هر کدام را که با ضمیر درونی تو سازگار است بپذیر و و هر کدام را که سازگار نیست رها کن.                                                                                   بودا

من یک کلمه از انچه تو میگویی قبول ندارم ولی برای اینکه تو حق گفتن سخنان خود را داشته باشی تا دم مرگ مبارزه خواهم کرد.                                                                                      ولتر

اگر سخن گفتن از اندیشه ای ممنوع باشد، برای اثبات ان چه باید کرد  ؟                  گالیله

بشری که حق اظهار نظر و بیان اندیشه نداشته باشد انسانی زنده محسوب نمیشود.   مونتسکیو

آنکس که حقیقت را اعلام میکند، در جهان به هیچکس حمله نمیکند.                    بودا

آزادی واقعی تنها به معنای آزادی دگر اندیشان است.                                         رزا لوکزامبورگ

ولی باید بگذارم که ان مقدار کوچکی که اموخته ام در روزگار پیش رود تا شاید کسی که بهتر از من است بتواند حقیقت را حدس بزند و در اثار خود خطای مرا ثابت کند و مرا مورد سرزنش قرار دهد و چون چنین شود من از ان خوشحال خواهم شد که خود وسیله ای برای ان بوده ام که این حقیقت در روشنی قرار گیرد.

البرشت دورر

اکنون میتوانم حتی از تکذیب و تخطعه نظریه ای که برای من عزیز بود شادمان شوم، چه حتی این نیز یک کامیابی علمی است.                                                                                  جان کاریو راکلز

فهم عقلانی و فلسفی دین محال است و نصیب عقل در قلمرو دین تنها حیرانی است، دین جوهرا برای عرضه عرصه هایی است که پای ادمی به انجا نمیرسد.

بسط تجربه نبوی، صفحه ۳۳۴، عبدالکریم سروش

حقیقت را باید گفت حتی اگر جهان واژگون شود.

هر کس باید عقیده اش را بگوید، حتی اگر با ابراز عقیده اش همه چیز واژگون شود.     فیشته

کسانی که با مطلق گرایی و جزم اندیشی مرا از ابراز عقایدم محروم و بواسطه قدرت، آزادی طرح و نقد جهان بینی ام را از من سلب و بدین طریق از اصلاح و تکمیل عقاید و جهان بینی ام جلو گیری میکنند، در حقیقت خود و بشریت را از درک قسمتی از حقیقت محروم میکنند که این خیانتی بس بزرگ است در حق انسانیت.

عبدالله فیض اللهی

****

مهمانان فضایی

بیستم آوریل سال ۲۰۲۰ است رصدخانه NIR بر فراز ارتفاعات مانند نگینی سفید بر چمن سبز در کنار ردیف های منظم درختان سرو خود نمایی می کند. در این مجموعه انسان های فرهیخته جهان دست چین شده اند، هر کدام نخبه ای سخت کوشند که زندگی عادی را رها کرده و لذت را در مکاشفه اسرار فضا جستجو می کنند. سکوت و آرامش حاکم همیشگی این مجموعه است و ارتباطات در نهایت نظم و دقت. در سالن اصلی رصد خانه که ده ها دانشمند مشغول رصد و کشف ستارگان هستند جز صدای دستگاه های رصد و کامپیوترها و روشن و خاموش شدن دستگاه های سنجش و گاهی پچ پچ کوتاهی بین دو نفر صدای دیگری به گوش نمی رسد. دکتر DH (رئیس انجمن اخترشناسی و مدیر رصدخانه ) شاسی آیفون دکترAW ( مخابره کننده پیام های فضایی ) را فشار می دهد و می پرسد دکتر شما هم دیدی !؟ دکتر AW می گوید: بله، اشتباه نمی کنید فضاپیمایی به طرف زمین می آید حتما پیام ما را دریافت کرده اند. دیدار آنان از زمین لحظه باشکوهی خواهد بود.

نوری بنفش مایل به نارنجی در ارتفاع پنجاه متری لحظه ای مکث کرد و سپس به آرامی روی زمین نشست. نور کم کم محو و جسمی کروی نمایان شد. در میان بهت و حیرت دانشمندان که اکنون در مقابل ساختمان اجتماع کرده بودند سه سبزپوش از پلکان ( یوفو) پیاده شدند. بر روی سینه هر کدام از فضاییان دستگاهی به چشم می خورد. از دستگاه یکی از آنان سخنانی بدین مضمون پخش شد: سلام ما پیام شما را دریافت کردیم و اکنون آماده برقراری ارتباط دوستانه با شما هستیم.

دکتر DH که پس از شنیدن این سخنان اندکی خود را بازیافته بود آهسته آهسته به طرف یوفو به حرکت درآمد.

سبز جامگان لباسی یکپارچه و متحدالشکل به تن داشتند و کلاهی فضایی نیز بر سر گذارده بودند، دکتر DH در چند قدمی آنان ایستاد، همان که پیام از دستگاهش خارج شده بود به دکتر نزدیک شد و دستش را به طرف او دراز کرد دکتر با تردید دستش را درون دست فضایی جای داد و همزمان لبخندی بر لبان هر دو نقش بست. دکتر خطاب به فضایی گفت: به سیاره ما خوش آمدید. ما سالهاست منتظر چنین لحظه ای هستیم. او در حالی که با دستش به ساختمان رصدخانه اشاره می کرد گفت: بفرمایید.

***

دکتر DH، دکترAW و دکتر م حسابی ( مشاور ) به همراه مهمانان در سالن کنفرانس دور یک میز حلقه زده بودند. فرمانده فضائیان به سخن آمد که : مدتها  قبل دانشمندان ما پیام شما را دریافت کردند و با تجزیه و تحلیل پیام به مفهوم آن پی برده دستگاهی اختراع کردند که اکنون بر روی سینه ما مشاهده می کنید. این دستگاه قادر است زبان شما را به زبان ما و بالعکس ترجمه کند ما از سیاره میترا مامور هستیم تا پیام دوستی متقابل را به شما تقدیم کنیم باشد که این تماس سبب نتایج رضایتبخش برای ساکنان هردوسیاره شود.

پس از این سخنان برای چند لحظه سکوتی سنگین بر سالن حکمفرما شد سپس دکتر  DHگفت: ما ساکنان سیاره زمین بسیار خوشوقتیم که میزبان مهمانانی چون شما هستیم. مدتها قبل دانشمندان ما تصمیم گرفتند از وجود یا عدم وجود حیات در سایر کرات مطلع شوند به دنبال این تصمیم ضمن اینکه فضانوردان ما مسافرت هایی به کرات دیگر انجام دادند، سفاین بدون سرنشین نیز به کرات ارسال کردند. همچنین در صدد تماس با موجودات فضایی ناشناخته برآمدند و به همین منظور پیام های متعددی به فضا مخابره کردند و همچنین لوحه ای که حاوی اطلاعاتی در مورد حیات و پیشرفت تکنولوژی در کره زمین بود توسط سفینه ای به فضا ارسال شد اما متاسفانه دانشمندان ما هیچ پاسخی دریافت نکردند تا اینکه اکنون چشمان ما به وجود شما روشن شده است من به نمایندگی از طرف ساکنان سیاره زمین آرزوهای صمیمانه ام را نثار شما می کنم و امیدوارم این تماس افق های تازه ای بر روی ساکنان هر دو سیاره بگشاید.

***

مامورین امنیتی دور ساختمان را محاصره کرده بودند تا از ورود خبرنگاران و عکاسان و فیلمبرداران و دیگر کسانی که با سماجت سعی داشتند وارد ساختمان شوند جلوگیری کنند. بام ساختمان و همچنین یوفو تحت کنترل کامل مامورین بودند با این حال عکاسان خبرگزاری های مختلف برای تهیه عکس از یوفو از سر و کول یکدیگر بالا می رفتند. این خبر بلافاصله در سراسر کره زمین پیچید و همه مشتاقانه منتظر دیدن مهمانان بودند. اکنون همه چشم ها و گوش ها در کره زمین متوجه این رصدخانه شده بود تمام خبرها تحت الشعاع قرار گرفته بودند.

فرمانده مامورین امنیتی با صلاحدید دکتر  DH جهت متفرق کردن مردم دستور شلیک گاز اشک آور صادر کرد. طی چند لحظه دود تمام محوطه بیرونی رصدخانه را دربرگرفت و تلسکوپ عظیم آن در میان دود ناپدید شد.

در دومین روز حضور مهمانان، مقامات سیاسی- نظامی – تلویزیونی تصمیم گرفتند تصویر فضائیان از طریق ماهواره بر صفحه تلویزیون تمامی کشورها ظاهر شود اما به فاصله یک ساعت و به دلایل نامعلوم اجرای این تصمیم به تعویق افتاد. از هم اکنون کارخانه های سازنده اسباب بازی به فکر تهیه مدل اسباب بازی از چهره و اندام فضائیان افتاده اند. همچنین طراحان لباس قصد دارند با ایجاد تغییراتی جزیی لباس فضائیان را به صورت لباس مد روز وارد  بازار کنند. از هم اکنون تجار سوژه مناسبی برای گرم کردن بازارشان پیدا کرده اند.

گرچه هنوز مردم تصویر فضائیان را ندیده اند اما عکس آنان زینت بخش صفحه اول روزنامه های تمامی کشورهای جهان شده است. اخبار روز اخبار مربوط به فضاییان است. مهمانان هم اکنون در یکی از مراکز مهم علمی به سر می برند. برنامه دیدار آنان از کره زمین ترتیب داده شده و قرار است فردا صبح از آنان برنامه زنده تلویزیونی پخش و سپس دیدارشان آغاز شود.

***

سالن کنفرانس یکی از مجامع علمی جهت مصاحبه با فضاییان در نظر گرفته شده است و از سوی تمامی شبکه های تلویزیونی جهان برای مخابره تصاویر زنده از این مصاحبه تاریخی و هیجان انگیز فیلمبردارانی در محل حضور دارند. بسیاری از شخصیت های علمی و فلسفی و همچنین نظریه پردازان مربوط به بشقاب های پرنده و علاقمندان و کنجکاوان بسیاری بی تابانه منتظر ورود فضاییان هستند. شور و هیجان غیرقابل وصفی در سالن به چشم می خورد ناگهان تمامی نگاه ها به سوی ورودی سالن دوخته شد و بلافاصله دوربین های فیلمبرداری روشن شدند و گزارشگران با هیجان کار خود را آغاز کردند و حضار شروع به ابراز احساسات نمودند. فضاییان در حالی که به ابراز احساسات حاضرین پاسخ می دادند پشت انبوهی از میکروفن های شبکه های مختلف خبری در جایگاه قرار گرفتند. مجری برنامه پس از مقدمه کوتاهی از خبرنگاران خواست پس از اعلام نامشان سوال خود را مطرح کنند.

اولین خبرنگار از اقیانوسیه با قرار گرفتن پشت تریبون سوال کرد: با خوش آمدگویی به شما هدف از مسافرت به زمین چیست و آیا فکر می کنید به هدف مورد نظر خواهید رسید ؟

فضایی: با اظهار خوشوقتی از اینکه چنین مصاحبه ای ترتیب داده شده است، ما جهت بازدیدی مجدد از سیاره اجدادی خود به این مسافرت اقدام کردیم- با شنیدن این جمله شور و همهمه سالن را فرا گرفت و برای لحظاتی سخنان فضایی قطع شد- ما قبلا نیز مسافرتهایی به زمین داشته ایم  و بین بازدید قبلی و فعلی پیشرفت های خوبی در زمینه صنعت و تکنولوژی می بینیم. هدف از این مسافرت آگاهی از پیشرفت های شما و در صورت لزوم کمک به تسریع پیشرفت در زمینه های مختلف است.

خبرنگار بعدی از قاره آسیا گفت: سوال دیگری برای پرسیدن مد نظر داشتم اما با توجه به اینکه گفتید شما و اجدادتان از نسل انسانهای زمینی هستید، مایلم در مورد دلایل مهاجرت اجدادتان از زمین قدری توضیح بدهید.

فضایی دیگر: در سالهای بسیار دور اجداد ما و شما از تمدن پیشرفته ای برخوردار بودند که آثار آن تمدن هنوز در جای جای کره زمین مشاهده می شود. در آن سالها به دلایلی که اکنون پرداختن به آنها ضروری نیست جنگی در گرفت که به علت پیشرفته بودن سلاح های کشتار جمعی، طی مدتی کمتر از دو روز کل تمدن زمین منهدم و نابود گردید و بلافاصله عده ای از نخبگان علم و دانش و همچنین عده ای از رجال سیاسی به وسیله سفاینی که در اختیار داشتند راه فضای بکیران را در پیش گرفتند. سفاینی که آنان در اختیار داشتند، سرعتی نزدیک به سرعت نور داشت. کسانی که در سیاره میترا مستقر شدند توانستند سال ها زندگی و تمدن جدیدی را پی ریزی کنند. بشریت باید از نابودی تمدن قبلی عبرت بگیرد و در کنار صنعت و تکنولوژی به اصول اخلاقی نیز توجه داشته باشد.

خبرنگاری از قاره آفریقا پشت تریبون قرار گرفت و سوال کرد: فاصله میترا از زمین چقدر است که مهاجران توانستند این فاصله را طی و سالها نیز در آن سیاره زندگی کنند؟

فضایی: با توجه به اینکه شما زمان زمینی را در نظر دارید باید بدانید به محض اینکه انسان به سرعت نور برسد دیگر زمان مفهوم زمینی خود را از دست می دهد ما از سیاره میترا واقع در کهکشان آندرومدا که نزدیک ترین کهکشان به زمین است و ۵ /۲ میلیون سال نوری با زمین فاصله دارد ظرف مدت ۲۸ سال به زمین رسیده ایم. به عبارتی اگر چهار و نیم میلیون سال از عمر زمین بگذرد، ما فقط ۶۸ سال پشت سر خواهیم گذاشت. (۱)

خبرنگار بعدی از قاره اروپا سوال خود را چنین طرح کرد: در چنین مسافرت بین سیاره ای سفینه شما از چه سوختی استفاده می کند؟

فضایی: پاسخ شما به صورت خیلی مختصر این است که انرژی سفینه ما از ( تاکیون ها ) که اجزای تشکیل دهنده نور هستند تامین می شود. انرژی حاصل از تاکیون ها می تواند ما را به سرعتی نزدیک به سرعت نور برساند.

خبرنگار قاره آمریکا: انرژی جسمانی شما در این سفرها چگونه تامین می شود؟

فضایی: در طول مسافرت، ما در حالت انجماد به سر می بریم و هدایت  و کنترل فضاپیما بر عهده ( سایبورگ ) (۲) است و در صورت لزوم توسط سایبورگ از حالت انجماد خارج می شویم. بنابراین بدن ما به حداقل انرژی نیاز دارد.

آخرین خبرنگار از آمریکای لاتین پشت تریبون قرار گرفت: شما اشاره ای به اصول اخلاقی داشتید مایلم بدانم اصول اخلاقی شما بر چه پایه هایی استوار هستند و آیا نزد شما باورهای متافیزیکی ضامن اجرای اصول اخلاقی هستند؟

فضایی: اصول اخلاقی ما بر پایه این دو جمله «آنچه بر خود نمی پسندی بر دیگران مپسند» و «همیشه آنگونه رفتار کن که مایل باشی رفتارت به صورت قانونی فراگیر درآید» استوار است. در پایبندی یا عدم پایبندی شهروندان به اصول اخلاقی عواملی دخالت دارند که مهمترین آنها اجرای عدالت اجتماعی و رعایت حقوق شهروندان و همچنین رعایت اصول اخلاقی از سوی حاکمین است. اصول اخلاقی در جامعه ما ضمانت اجرایی ندارد بلکه هر کس باید به این باور برسد که چنانچه اصول اخلاقی را رعایت نکند خود نیز متضرر خواهد شد. اصولا اخلاقی در خور انسان است که بدون پشتوانه متافیزیکی و بدون ترس از دوزخ رعایت شود. به عبارت دیگر عملی اخلاقی است که بدون توجه به سود و زیان و تنها به خاطر حفظ شان و جایگاه انسان انجام شود.

***

در محوطه رصدخانه ماموران امنیتی حلقه ای حفاظتی به دور یوفو کشیده و دانشمندان و محققین مشغول مطالعه و بررسی سیستم های مختلف آن هستند.

اکنون یک هفته از حضور مهمانان می گذرد و آنان از همه جای کره زمین بازدید کرده اند، از شهرها و کشورهای مختلف، از مراکز علمی و فرهنگی، از مراکز صنعتی و فضایی، از آثار تاریخی و هنری و یک بار نیز به طور غیرمنتظره از یک زندان.

طی این چند روز زمینیان هرچه در چنته داشته اند رو کرده و پیشرفته ترین دستاوردهای تکنولوژیکی شان را در معرض دید آنان قرار داده اند اما هیچ چیز نتوانسته توجه فضاییان را به خود جلب کند زیرا این وسایل و ابزارهای فوق مدرن در نظر آنان بازیچه هایی بیش نیستند تنها چیزی که توانسته توجه مهمانان را جلب کند آثار تاریخی و عبادتگاه ها است.

یک روز هنگامی که فضاییان به اتفاق چند تن از شخصیت های علمی – سیاسی – نظامی به وسیله هلیکوپتر بر فراز شهری در پرواز بودند در پاسخ سوالشان ( با اشاره به مناره عبادتگاه ها ) که پرسیده بودند این اماکن محل چه کاری هستند به طور مختصر گفته شده بود اینجا محل عبادت و پرستش آفریننده جهان هستی  یعنی خدا است.

اکنون فضاییان در یکی از شیک ترین و امن ترین ساختمان های کره زمین راجع به لفظ ( خدا ) مشغول صحبت بودند. آسمان شب برای آنان جذابیتی خاص داشت. در دل آسمان قیرگون ستاره ها روزنه هایی بودند به جهان هایی دیگر اما در کره زمین تنها روزنه به جهان دیگر خدا بود و دیگر هیچ. فضاییان در حالی که بر تخت دراز کشیده و چشم به آسمان دوخته بودند و به بازدید فردا از محل عبادت زمینیان می اندیشیدند به خواب رفتند.

***

ساختمان عظیم کلیسا در میان انبوهی از درختان کهنسال نمودار شد و هلیکوپتر مقابل ساختمان کلیسا در محوطه وسیعی بر چمن نشست. ماموران امنیتی همه جا به چشم می خوردند. پدر روحانی برای استقبال از مهمانان با طمانینه به هلیکوپتر نزدیک شد، نخست دو نفر نظامی سپس سه مهمان فضایی و به دنبال آنان دکتر DH و دیگران از هلیکوپتر پیاده شدند. چند قدم آن طرف تر دکتر DH پدر روحانی را به مهمانان معرفی کرد و سپس همگی به سوی کلیسا به راه افتادند.

شمیم گل های یاس و رز مشام را نوازش می داد و فوران آب از فواره ها رنگین کمان چشم نوازی ایجاد کرده بود، اما فضاییان به چه می اندیشیدند؟

وارد کلیسا شدند. قبل از هرچیز تندیس به صلیب کشیده شده حضرت عیسی جلب توجه می کرد و شمع های روشن (موعظه پدر روحانی در مورد خدا و بهشت و دوزخ و بازگشت مجدد حضرت عیسی را خود مجسم کنید.)           پس از بازدید از کلیسا قرار شد در اولین فرصت بین فضاییان و چند تن از فیلسوف ها و دانشمندان و رجال مذهبی مباحثه ای انجام گیرد.

***

در یک روز دلنشین بهاری همراه با عطرافشانی گل ها و آواز پرندگان، سالن کنفرانس دانشگاه، مجمع دوستانه مهمانان و جمعی از اندیشمندان کره زمین بود. حاضرین گرداگرد میزی بیضوی حلقه زده بودند و میز از چند زاویه در محاصره دوربین های فیلمبرداری قرار گرفته بود. عکاسان، خبرنگاران و گزارشگران رادیو- تلویزیونی حضور داشتند. مهمانان کاملا خونسرد منتظر آغاز برنامه بودند با اشاره یکی از مسئولان جلسه، پروفسور BR، ( استاد فلسفه ) چنین آغاز کرد: همانطور که اطلاع دارید امروز اینجا گرد آمده ایم تا در خصوص فلسفه با دوستان فضایی تبادل نظر کنیم امید که این تبادل فکری افق تازه ای از بینش فلسفی به رویمان بگشاید. اکنون از مهمانان تقاضا می کنیم رشته سخن را به دست گیرند.

یکی از فضاییان بدون مقدمه گفت : در دیداری که طی این چند روز از سیاره شما داشتیم بسیار خوشوقت شدیم که توانستیم از نزدیک با شما تماس برقرار کنیم. در این دیدار علاوه بر دستاوردهای علمی – صنعتی، آثار تاریخی و عبادتگاه های شما توجه ما را جلب کرد و ضمن بازدیدی که از یکی از عبادتگاه ها داشتیم با فلسفه وجودی این اماکن و همچنین تا حدودی با مفهوم خدا آشنا شدیم اما آنچه برای ما مبهم است این است که چرا باید معبودتان را بپرستید و او را عبادت کنید. قبلا به ما توضیح داده شده که خدا هستی را آفریده و آفریده هایش را دوست دارد و چون شما را دوست دارد راهنمایانی فرستاده تا شما را به خیر و سعادت راهنمایی کنند، هر کس از دستورات خدا و راهنمایانش سرپیچی کند به دوزخ می رود که محلی است بسیار وحشتناک و هر کس دستورات او را اطاعت کند وارد بهشت می شود که محلی است دلخواه و جاودان. سوال این است که اولا چگونه می توان خدای ادیان را اثبات کرد، ثانیا خدای اثبات شده چرا باید مورد پرستش واقع شود ؟

با نگاه های سریعی که بین زمینیان رد و بدل شد عدسی یکی از دوربین ها بر چهره یکی از رجال مذهبی زوم شد : البته ناگفته پیداست که خدای علم و فلسفه با دلایل و روش های مختلف مانند روش نظم  و ناظم، علت و علت العلل، جنباننده ناجنبنده و دیگر روش ها قابل اثبات است اما خدای ادیان از راه شهود و گواهی دل قابل پذیرش است و برای درک این خدا پای استدلالیان چوبین است. بنابراین خدای ادیان از طریق براهین عقلی قابل اثبات نیست، بلکه از طریق شهود و تجربیات دینی و نیاز و اشتیاق فطری انسان ها به داشتن معبود قابل تبیین است، ضمن اینکه عاشق شدن و پرستیدن چرایی ندارد. شما تا خود عشق به معبود را تجربه نکنید هیچ پاسخی در خصوص چرایی پرستش مجابتان نخواهد کرد. سخنم را اینگونه خلاصه می کنم که « هرکس به درون خود رجوع کند او را احساس خواهد کرد، هر کس او را احساس کند عاشقش خواهد شد و هرکه عاشقش شود او را پرستش خواهد کرد. » انسان فطرتا خداخواه و خداجوست. فطرت ما را به او راهنمایی می کند.

فضایی: همانطور که اشاره کردید خدای علم و فلسفه از طریق براهین مختلف قابل اثبات است اما اینجا سخن از خدای ادیان است. شما جهت تبیین او، به فطرت خداجوی انسان و همچنین نیاز و اشتیاق فطری انسان به داشتن معبود اشاره کردید. نخست اینکه شما باید اثبات کنید خدا مفهومی فطری است، آیا در این خصوص توضیحی دارید؟

رجل مذهبی: خدا مفهومی فطری است زیرا در هر زمان و مکانی تمام انسان ها تصور خدا را دارند و نیاز به او را احساس می کنند.

فضایی: بر خلاف نظر شما ما فکر می کنیم تمامی انسانها تصوری از خدا ندارند، همچنان که در بین اقوام بدوی چنین تصوری وجود ندارد. (۴) گذشته از این، توافق عامه دلیل بر فطری بودن خدای ادیان نیست. زیرا ( اگر توافق عامه دلیل باشد بنابراین قضایایی مانند یک به علاوه یک مساوی با دو است و یا سفید سیاه نیست، یا تلخ همان شیرین نیست و قضایای بیشمار دیگری از این دست را نیز باید فطری شمرد زیرا به موجب این قول مردم به محض شنیدن این قضایا فورا بر درستی آنها توافق می کنند. آیا چون همه مردم در این قضایا اتفاق نظر دارند اینها هم قضایایی فطری هستند ؟(جان لاک) دیگر اینکه صفاتی که به خدای ادیان نسبت داده می شود صفاتی نیست که از فطرت ناشی شود،« فطرت انسان حداکثر خداگرایی و یکتاگرایی را راهنما می شود »(۵) و نه  صفات او را، بنابراین خدای علم و فلسفه خدای فطری است و نه خدای متشخص ادیان. شما به نیاز روانی

انسانها نیر اشاره کردید در این رابطه باید گفت اول اینکه نیاز به مفهومی، منطقا دلیل بر موجود بودن آن مفهوم

نیست. به عنوان مثال اگر من به مقدار مشخصی پول نیاز داشته باشم، آیا این احساس نیاز دلیل بر این است که من آن مقدار مشخص پول را در جیب دارم ؟ در ثانی چون شما انسانها از یک جنس هستید بنابراین نیازهای روحی – روانی تان نیز مشترک است و شما اشتراک نیاز را دلیل بر فطری بودن خداجویی و نتیجتا دلیل بر

وجود او گرفته اید. از هزاران سال قبل به دلیل نیاز روانی انسان به تکیه گاه، ( ۶ ) خداجویی در ضمیر ناخودآگاه انسانها نقش بسته و از نظر وراثتی نسل به نسل تا زمان حاضر منتقل شده است این است که حتی اگر محققین انسان هایی را از کودکی به دور از فرهنگ خداپروری پرورش دهند به علت ساختار روانی انسان در نیاز به تکیه گاه، یقینا باز هم خدای متشخص ادیان خلق خواهد شد.

گرچه ما نیز از نظر روانی در این نیاز با شما مشترک هستیم اما ما این احساس نیاز را دلیل بر وجود او نمی گیریم. خدای ما از تعلق به هر دین و آیینی آزاد است و در عین حالی که می تواند خدای تمام ادیان و مکاتب باشد در همان حال می تواند خدای هر دل مذهبی یا غیرمذهبی نیز باشد. او که مظهر وحدت است چگونه راضی می شود بشریت به ادیان گوناگون تکه تکه شود و هر تکه ای ادعای حقانیت فهم خود را داشته باشد و  جهت اثبات حقانیت فهم خود جان مقدس (انسان) را هدف بگیرد ؟ دل ها و روح های کوچک و کم عمق و عقول کم دانش و سطحی نگر نیاز به قالب دینی و فلسفی دارند تا در چنین قالبی احساس هویت کنند و برای زندگی خود و حیات انسان هدف و معنایی بیابند در حالی که او بسی بزرگتر از قالب های فکری و عقیدتی ماست. ( ۷ ) به بیان دیگر نسبت دادن آفرینش کاینات به خدای متشخص و قادر مطلق بنوعی پاسخ دادن به نیاز روانی مان است حال اینکه دلیل قابل پذیرشی برای این موضوع در اختیار نداریم.

رجل مذهبی: شما فرمودید که تمام انسانها تصور خدا را ندارند و در این خصوص اقوام بدوی را مثال آوردید. در این مورد حق با شماست اما غافل هستید از اینکه تبلیغات پیگیر بر ضد فطرت می تواند از رشد مفاهیم فطری بکاهد و حتی رشد بعضی مفاهیم فطری را متوقف کند برای مثال در میان اقوام و ملل جهان افرادی هستند که بر اثر ریاضت هایی می توانند از رشد و نمو یک حس بکاهند. مثلا تمایلات جنسی یک ندای فطری و طبیعی است اما تارکان دنیا و مرتاضان با تحمل رنج ها از قدرت این حس به قدری می کاهند که کمتر به فکر این مسایل می افتند. بنابراین معنای فطری بودن یک مفهوم این نیست که در همه شرایط یکسان باشد و هیچ عاملی از قبیل محیط و تبلیغات در رشد و ضعف آن موثر نباشد بلکه باید گفت عواملی می توانند از رشد و نمو بسیاری از نداهای درونی و فطری بکاهند. ضمنا مایلم بدانم شما احساس نیاز دینی را چگونه توجیه می کنید؟

فضایی: دوست عزیز مثال مرتاضانی را که شما ذکر کردید هیچ ارتباطی به مطلب مورد نظر ندارد زیرا مرتاضان نه تحت تاثیر تبلیغ و شرایط محیطی بلکه به واسطه عوامل درونی همچون تلقین و مراقبه از رشد تمایلات جنسی و حتی تشنگی و گرسنگی می کاهند.

راجع به سوال شما در مورد احساس نیاز دینی عرض می کنم چون شما به پشتیبان و پناهگاه روانی نیاز دارید (۸) این است که خدای فطری فلسفه را به صفات می آرایید و به عنوان معبود مورد پرستش قرار می دهید در حالی که دل و جان شما به معبود نیاز دارد نه جهان هستی. اگر شما بتوانید اثبات کنید که هستی به رحم، عدل بخشش، مهربانی و دیگر صفات خدای ادیان نیاز دارد ما نیز به خدای متشخص شما ایمان خواهیم آورد. از نظر ما هستی به ناظم نیاز دارد و مفاهیمی که از نظم استنتاج می شوند عبارتند از: تعقل، هدفداری و تکامل حیات. بنابراین ناظم عاقل و هدفدار است. نظم مبین هدف و هدف تکامل حیات است زیرا نمی توان نظم بدون هدف و در پس نظم چیزی غیر از تکامل تصور کرد.

از صغری کبری چیدن منطقی این نتیجه به دست می آید که هستی هدفمند و هدف آن تکامل است، اما چون ما مانند جنین در رحم مادر، درون هستی محاط هستیم بنابراین نمی توانیم چون و چرای تکامل را درک کنیم.

صغری کبری، روابط و قوانین حاکم بر هستی و طبیعت را تبیین می کند نه هدفی ماورا طبیعی را(۹)، بنابراین با توجه به نکات پیش گفته غیر از تعقل بقیه صفات منتسب به خدا، نه واقعی بلکه زاده نیاز سنخی شماست. لازم است به این نکته نیز اشاره کنم که نیازها بر دو گونه اند، نیازهای دست اول یا حقیقی و نیازهای دست دوم یا سنخی.

نیاز حقیقی نیاز مشترک تمام جانداران است مانند نیاز به آب، هوا غذا و امنیت، اینها نیازهای حقیقی هستند زیرا بدون وجود یکی از این چهار عامل هیچ جانداری قادر به ادامه حیات نخواهد بود. اما نیاز های دست دوم زاده خصوصیات روحی – روانی و فیزیولوژیک گونه های مختلف جانداران است و احساس نیاز به معبود نیز یکی از نیازهای دست دوم است. همچنان که شما زمینیان نیاز مذهبی دارید و با پرستش به این نیاز پاسخ می دهید ما نیز بر اساس همان نیاز و با ستایش زیباییهای حیات و غرق شدن در عظمت بیکران هستی و حیران شدن در توانایی حیرت انگیز مغز آدمی، در دریای بیکران هستی غرق می شویم و بدینوسیله به آن نیاز پاسخ می دهیم.

دوستان عزیز هستی بیکران است و موجودات متعدد، هر موجودی افکاری دارد و هستی را از دریچه وجود خود می نگرد همچنان که شما زمینیان با توجه به نیازهای روحی – روانی و تحت تاثیر خصوصیات وجودیتان جهان را توجیه و تفسیر می کنید، ما نیز از سیاره ای در کهکشانی دیگر هستی را طور دیگری تفسیر می کنیم. ممکن است شما بتوانید با دلایل و مدارک خود را قانع کنید که جهان بینی تان درست و قابل دفاع است  اما باید بدانید این جهان بینی از دید شما درست است، خارج از وجود شما و بی ارتباط با تعبیر و تفسیرهای شما حیات و هستی مسیر خود را می پیماید. بر این نکته تاکید می کنم که جهان هستی تاریخی دارد که سیاره کوچک شما گوشه بسیار ناچیزی از این تاریخ را اشغال کرده است در حالیکه شما زمینیان بنا به نیاز روانی، افکار خود را به کل جهان بیکران تعمیم میدهید. در فلسفه ما، انسان محور و معیار نیست و نمی توانیم بپذیریم که ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند / تا بشر… بنابراین دین و خدای متشخص ادیان خاستگاه روانی دارد و زاده نیاز سنخی بشر است. ما خداباوریم نه خدا پرست.

پروفسور BR : شما اشاره  کردید که هر موجودی جهان هستی را از دریچه وجود خود می نگرد این سخن کاملا درست است اما آیا شما غیر از این عمل می کنید، برچه اساسی فکر می کنید جهان بینی شما به حقیقت نزدیک تر است؟

فضایی: همه به دنبال یافتن حقیقت هستیم و هرکس معتقد است حق با او است و برداشت و تفسیر او درست است اما به راستی حق با کیست ؟ نخست اینکه باید بپذیریم هیچ جهان بینی ای حق مطلق و هیچ جهان بینی ای بی بهره از حق نیست. دیگر اینکه چون ما در زمینه فلسفه نظری مطلق گرا نیستیم هیچگاه مدعی نخواهیم شد که افکار و جهان بینی ما مطلقا درست است، زیرا مفاهیم نظری همچون مفاهیم علمی و تجربی قابل سنجش و تجربه نیستند. در این وادی مادامی که تعریفی به وسیله تعریف دیگری مورد شک و سوال قرار نگرفته باشد مورد قبول است و همین که مفهومی مورد شک و تردید قرار گیرد بلافاصله مردود خواهد شد. بنابراین در فلسفه یقین و ایمان معنا ندارد زیرا علاوه بر اینکه رسیدن به یقین ناممکن است بلکه آنگاه که به دلیل شک و خودورزی ایمان دینی مورد تردید قرار گیرد ارتداد قلمداد خواهد شد و همین ترس از تکفیر شدن سبب ایست فکری می شود در حالی که خرد انسان باید در تضارب اندیشه ها پیوسته در حال شدن و صیقل خوردن باشد. اگر عقل از ترس ارتداد به خردورزی و چون و چرا نپردازد هیچگاه از مرحله حیوانی فراتر نخواهد رفت زیرا حد فاصل بین انسان و حیوان شک و خردورزی است، در حالی که ادیان با قراردادن مانعی به نام «ارتداد» در مقابل تفکر، مانع خردورزی و انسان شدن این حیوان دو پا می شوند. هر مکتبی که بخواهد با تابو کردن بعضی از مفاهیم مقابل بدیهی ترین حقوق انسانی یعنی کنجکاوی، شک و خردورزی ایجاد مانع کند بدون تردید در گذر زمان و در زندان جزمیات خودساخته و جدامانده از خرد جمعی اندک اندک در خود مستهلک خواهد شد. خلاصه اینکه چون در فلسفه نظری نمی توان به یقین رسید و حکم ( این است و جز این نیست ) صادر کرد، به همین جهت ما هیچگاه ادعا نخواهیم کرد که عقایدمان حق مطلق است و در صورت ابطال جهان بینی مان نیز بدون هیچ تعصب و جزم اندیشی آمادگی داریم جهان بینی دیگری را مورد مطالعه قرار دهیم ضمنا چون هیچ چیز را مقدس تر از جان آدمی نمی دانیم، به همین علت جنگ در راه جهان بینی و ریختن خون انسان ها را دور از شان انسان می دانیم.

در حالی که چهره رجل مذهبی سرخ شده بود با تندی گفت: آقای محترم این سخنان به درد سیاره خودتان می خورد. بر اساس تعالیم کتاب مقدس و فرستاده او زمین و آسمان و جهان هستی به خواست و اراده او آفریده شده و همه ما موظف هستیم به کتاب مقدس ایمان آوریم و تحت تعالیم آن کتاب، اراده خداوند را در روی زمین محقق سازیم و هرکس منکر این سخنان باشد ملحد و سزاوار مرگ است.

دکتر BR دستپاچه خطاب به رجل مذهبی: آقای عزیز خواهش می کنم خودنسردی خودتان را حفظ کنید این حرکت در شان شما نیست ما اینجا گرد آمده ایم تا تبادل فکری کنیم نه تهید و تکفیر.

رجل مذهبی: آقا ایشان به مقدسات ما توهین می کنند.

دکتر BR:  دوست عزیز ایشان قصد توهین به مقدسات کسی را ندارند شما باید بین توهین و اظهار نظر فرق بگذارید. هر نظری که به قصد توهین ادا نمی شود و نمی توان به این بهانه از اظهارنظر دیگران جلوگیری کرد. زیرا ( اگر سخن گفتن از اندیشه ای ممنوع باشد برای اثبات آن چه باید کرد ) (۱۰ ) ضمن اینکه تابو کردن بعضی مفاهیم و ممنوعیت سخن گفتن در مورد آنها نشانه متزلزل بودن آن مفاهیم و موضوعات است و نه نشانه تقدس آنها. عقاید مهمانان ما محترم است اما به نظر ما برای حفظ نظم موجود در سیاره زمین وجود دین کاملا ضروری است زیرا اگر مردم به این باور برسند که خدا و بهشت و دوزخی در کار نیست نظم جوامع مختل شده، هرج و مرج حاکم خواهد شد.

فضایی یا خونسردی پاسخ داد:  دوستان عزیز ما برای گرفتن دینتان به اینجا نیامده ایم بلکه بر عکس در مورد ضرورت دین ما نیز با آقای BR کاملا موافقیم اما باید دانست ضرورت وجود چیزی دلیل بر حقانیت آن چیز نیست. با اینکه شما اعتقادات دینی دارید و این اعتقادات آمرانه تاکید می کند که از خلاف دوری جویید با این حال زندانهایتان پر از خلافکار است. تصور کنید اگر این اعتقادات در شما ضعیف شوند چه به روز زمین خواهد آمد. ما معتقدیم تا زمانی که شما انسان های زمینی به انسانیت خود ایمان نیاورده اید هم جهت پاسخ گفتن به نیاز روحی و هم به جهت حفظ نظم موجود ایمان به او لازم است. اما وقتی به آن مرحله از تکامل فکری و معنوی رسیدید که توانستید عقل و احساس را در جایگاه خود بنشانید در آن صورت دیگر نیازی به تکیه گاه روانی نخواهید داشت زیرا آنگاه که انسان خود را به عنوان واحدی از کل و پیوسته به هستی ببیند به اطمینان خاطر و احساس آزادی مطبوع فکری خواهد رسید. همچنین تا زمانی که انسانها به ریشه ادیان الهی و مکاتب زمینی یعنی «اخلاق» بی توجه هستند و بجای عمل به اخلاق به شعائر و ظواهر و زوائد ادیان دل خوش می کنند و تا زمانی که اخلاق در جوامع نهادینه نشده است، ترس از دوزخ و دلخوشی به بهشت ادیان لازم است. در فرهنگ شما بهشت و دوزخ سمبل های تشویق و تنبیه اند. اگر به خود و آرمانتان ایمان آورید دیگر بهشت و دوزخ معنا نخواهد داشت. کسی که به آن درجه از تعالی رسیده باشد که آگاهانه بر نفس خود فرمانروایی کند و آگاهانه و در جهت آرمانش از شر دوری و رو به سوی خیر آورد و از قوانین ضمیرش پیروی کند دیگر او را با اندیشه بهشت و دوزخ چه کار؟ اینجاست که هم از زندان بهشت و دوزخ رها می شوید و هم با رسیدن به آگاهی به آزادی درخور دست می یابید. در تحلیل نهایی می توان گفت کسانی که «اخلاقی» عمل می کنند در حقیقت پیرو تمام ادیان الهی و مکاتب زمینی هستند اما آنان که نسبت به این فاکتور اساسی بی توجه هستند، نمی توانند ادعای پیروی از هیچ دین و مکتبی را داشته باشند.

یکی از فلاسفه زمینی : اجازه میخواهم در تایید دیدگاه دوستان فضایی عرض کنم همچنانکه میدانیم ظاهرا رسالت ادیان تزکیه اخلاق و ایجاد جامعه اخلاقی بوده است اما آیا در طول تاریخ، ادیان توانسته اند به رسالت خود عمل و اخلاق را بطور نسبی در جامعه ای نهادینه کنند، آیا میتوان گفت جوامع دینی اخلاقگراتر از جوامع غیر دینی هستند ؟ همانطور که آگاهیم لحظات سخت زندگی، واقعی ترین صحنه آزمون پایبندی یا عدم پایبندی به اصول اخلاقی است. هنگام بروز حوادث طبیعی چنانچه به کنش حادثه دیدگان نگاه کنیم متوجه خواهیم شد در چنین حوادثی ملل مختلف با اندکی شد ت و ضعف کنش نسبتا یکسانی از خود بروز داده اند که آن کنش بی نظمی و خشونت و ناامنی و چپاول ساختمانها و فروشگاه هاست. در چنان لحظات سخت و دردناک که قاعدتا احساسات و عواطف انسانی باید جلوه کند و مردم به یاری یکدیگر بشتابند، به گواه تاریخ عکس این مسله را شاهد بوده ایم یعنی بجای کمک و از خود گذشتگی و مهربانی و شفقت و ایجاد نظم، شاهد غارت و چپاول و نیز شاهد حمله به یکدیگر و ایجاد ناامنی و خشونت بوده ایم، تنها استثنا ملت ژاپن بوده است که در جریان زمین لرزه و سونامی سال ۲۰۱۱با نشان دادن وقار و آرامش وشفقت و ازخود گذشتگی و…… وجدان درس ارزشمندی به جهانیان دادند و ثابت کردند که در لحظات سخت بدون اعتقاد به دینی آسمانی، میتوان به اصول اخلاقی پایبند بود.

در خاتمه عرایضم مایلم بدانم اصولا چه ویژگی خاصی جوامع دینی را از جوامع غیر دینی مانند ژاپن متمایز و برجسته میکند ؟ در برهه کنونی جامعه نمونه غیر دینی جامعه ژاپن است، جامعه نمونه دینی کدام جامعه است ؟ ( ۱۲ )

در حالی که همه سراپا گوش بودند و رجل مذهبی مشغول جویدن ناخن خود، دکتر BR گفت : دوست عزیز ازحمله به دین چه هدفی را دنبال میکنید، زمانی که دین تا این حد کارایی خود را از دست داده است، چرا بجای تقویت اصول دینی در پی تضعیف آن هستید ؟

فضایی لبخند به لب پاسخ داد: دوست من در جریان تکامل طرز تفکرها و جهان بینی ها دگرگون می شوند و بی خدایی به بت پرستی و توتمیسم و فیتیشیسم و پرستش آلات تناسلی و… پرستش نیاکان بدل می شود، در مرحله بعد ایمان دینی جایگزین می شود، ایمان دینی به کفر آگاهانه تغییر چهره می دهد و الی آخر. این پروسه تکامل است و گریزی از آن نیست. همچنان که ماده و… طبیعت پیوسته در حال تغییر و تحول است به همان صورت جهان بینی ها نیز در تغییر و تکامل اند ( با وجود مذاهب و خدایان جاویدان و مورد پرستش واقع شده اقوام گذشته که مرده و جز در تاریخ ادیان نامی از آنها نیست آیا می توانیم مطمئن باشیم که مفهوم خدا همانطور که در گذشته و حال  تغییر کرده در آینده تغییر نخواهد کرد. آیا اطمینان جزمی به عقاید  وجهان بینی فعلی در اینده مورد شک و تغییر قرار نخواهد گرفت ؟ ) (۱۱ ) قابل ذکر است که آزتکها، اینکاها، مایاها و اقوام باستانی هند، چین، ایران و… یونان  نیز خدایانی داشته اند که با ایمانی قوی آنها را می پرستیده اند و در خلوت خود با شور و شوق و از سر اخلاص با آنها راز و نیاز و مناجات می کرده اند. اقوام یاد شده نیز خدای خود را مقتدر و مقدس و تنها خدای بر حق می دانسته اند و در راه خدایشان حتی از بذل جان نیز دریغ نداشته اند. اما اکنون کجایند آن خدایان مقتدر و برحق؟ آیا اقوام باستانی دچار توهم خود بر حق بینی بوده اند، چگونه می توان ادعا کرد که ما دچار همان توهم نیستیم ؟

فضایی دیگر: دوستان ایستایی کاملا بی معنا است و در پروسه تکامل دین، پرستش خدای متشخص جای خود را به ستایش روح کیهانی خواهد داد. ذهنی که زنده و پویا باشد آماده تجزیه و تحلیل هر ایده و فکر جدیدی خواهد بود زیرا چسبیدن به عقاید و پیش فرض ها به صورت جزمی نشان از رکود و جمود فکری دارد. هستی به سرعت در تغییر و تکامل است، باید شجاعت پذیرش یا تجزیه و تحلیل نظریات جدید را داشت.

دکتر BR : مهمان عزیز شما فرمودید از تغییر و تکامل گریزی نیست، پس چه ضرورتی دارد که این سخنان را بر زبان می آورید ؟

فضایی: دوست عزیز، شما هم می توانید چشمها و گوشهاتان را ببندید و به دنبال زمان کشیده شوید و هم می توانید آگاهانه با زمان همگام شوید، این امکان برای شما وجود دارد که سخنان مرا رد کنید اما نمی توانید خود را از جریان زمان و تکامل کنار بکشید. تکامل سرنوشت حیات است، چه آگاهانه و همگام و چه ناخودآگاه و به اجبار. کسانیکه با زمان میجنگند جز شکستی مفتضحانه و پس ماندن از پیشرفت نتیجه ای نصیبشان نخواهد شد.

در حالی که خشم از وجود رجل مذهبی می بارید خطاب به جمع گفت: آقایان شنیدن کفر دیگر بس است. اینان همدست شیطانند و آمده اند ما را به هلاکت برسانند نفرین بر هر کسی که این سخنان یاوه را تایید کند…

همچنان که واژه ها چون گلوله های آتشین از دهان رجل مذهبی به خارج پرتاب می شد به اشاره یکی از گردانندگان جلسه دوربین های فیلمبرداری کار خود را متوقف کردند. رجل مذهبی فریادکنان و نفرین گویان جلسه را ترک کرد.

فضاییان بدون کوچکترین واکنشی همچنان آرام این صحنه را می نگریستند. پس از رفتن رجل مذهبی، در حالی که دیگران سعی داشتند از این حرکت اظهار تاسف کنند فضایی همچنان خونسرد گفت: گویا فضای اینجا برای این سخنان مناسب نیست و ماندن ما توجیهی ندارد. گیرنده های ما آماده دریافت پیام های شما هستند و ما اماده پذیرایی از شما در میترا.

پس از چند لحظه زمینیان مات و مبهوت شاهد دور شدن یوفو در آسمان بیکران بودند.

زیرنویس ها:

۱  – موجوداتی از ماورا فضا – اریک فون دنیکن – صفحه ۲۷

۲- ترکیبی از مغز و کامپیوتر

۳- قانون طلایی: « با دیگران چنان رفتارکن که می خواهی با تو آنچنان کنند»

۴ – در برازیل و جزایر کریبی اقوامی هستند که بین آنها تصور خدا و دین وجود ندارد. همچنین بعضی از کوتوله های آفریقایی « پیگمه ها » هیچ نوع عبادت و شعایر دینی ندارند و نزد آنها اثری از توتم و خدایان دیده نمی شود. تاریخ تمدن – ویل دورانت – جلد اول، صفحه ۶۹.

همچنین : ( گذشته از ملحدین که در بین قدما بوده و اخبار آنها در تاریخ مانده، در نتیجه سیر و سفر در دریاها مشخص شده که در خلیج سلدانیا و برازیل و براندی و جزایر کریبی والخ اقوامی هستند که بین آنها تصور خدا و دین وجود ندارد. ) جستاری در فهم بشر ـ جان لاک ـ جاپ اول، ویراسته جدید ـ صفحه ۵۵

۵- آزادی در قرآن – سیدمحمدعلی ایازی – صفحه ۲۹۶، چاپ اول تابستان ۱۳۷۹، موسسه نشر وتحقیقات ذکر.

۶- آناتول فرانس در حسرت است که در دوره زندگانی، اطراف و جوانیش پر از اینهمه علامت سوال است. بشر این بدبختی را از روز اول حس نموده و در صدد رفع آن بر آمده است یعنی پناهگاهی برای خود طلب میکند که بتواند آن را پشتیبان خود قرار دهد واین پشتیبان و پناهگاه، عقاید مذهبی است. ارتباط انسان و جهان – محمد تقی جعفری – صفحه ۲۹

۷ – ملاصدرا: خداوند بی نهایت است و لامکان و بی زمان، اما به قدر فهم تو کوچک می شود و به قدر نیاز تو فرود می آید و به قدر آرزوی تو گسترده می شود.

۸- آلبرت اینشتین: « در وجود انسان یک خلا روانی دیده می شود که انسان مایل است این خلا را با ایمان به او پر نماید. » رسالت قرآن در عصر فضا – سیدعبدالرضا حجازی – صفحه ۵۵.

۹- کار ما کشف قوانین و مناسبات حاکم بر هستی و نیز تبیین و استنتاج گزاره های منطقی و جهان شمول از این قوانین است. به قول سهراب سپهری: کار ما نیست شناسایی (راز) گل سرخ / کار ما شاید این است / که در افسون گل سرخ شناور باشیم.

۱۰- سخنی از گالیله

۱۱-  لذات فلسفه ­– ویل دورانت —  صفحه ۲۳۱ — ؟

۱۲- در حادثه زمین لرزه و سونامی سال ۲۰۱۱ ژاپن، ملت این کشور جلوه هایی زیبا از آرامش، وقار، توانمدی، رحم و شفقت، نظم، از خود گذشتگی، مهربانی و…… وجدان را بنمایش گذاشتند که جهانیان را شگفت زده کرد.

« چهار روز بعد از زمین لرزه های پی در پی در ژاپن، جک کفرتی گوینده شبکه خبریcnn  دروبلاگ خود فاجعه ژاپن را با فجایع دیگر کشورهای دنیا مقایسه کرد و نوشت : غارت پدیده ای است که معمولا بعد از وقوع چنین حوادثی به کرات اتفاق میافتد مثل زلزله سال ۲۰۱۰ هاییتی و شیلی، وقوع سیل در انگستان در سال ۲۰۰۷ و یا حادثه طوفان کاترینا که در سال ۲۰۰۵ در امریکا رخ داد. در این حادثه ها بازماندگان درست مانند قانون تنازع برای بقا، شروع کردند به غارت اموال دیگران و جنگیدن برای بدست آوردن غذا و مال بیشتر.آنها با این تفکر که « شما صاحب هر شیء بی صاحب هستید » هر چیزی را که میدیدند برای خود بر میداشتند.

او درادامه وبلاگ خود مینویسد : یکی از خبرنگاران روزنامه « تلگراف » از این رفتار مردم ژاپن در این آزمون بزرگ شگفت زده شده بود. آنها به یکدیگر کمک میکردند تا زنده بمانند و از فاجعه نجات پیدا کنند. قطعا در زندگی این آدمها چیزی وجود دارد که باعث میشود حتی در تاریکترین و سختترین لحظات زندگیشان هم به قواعد اخلاقی پایبند بمانند.

نکات با ارزش اخلاقی که جهانیان از زمین لرزه ژاپن آموختند ؛

۱-     آرامش : حتی یک مورد سوگواری شدید یا زدن به سر و صورت دیده نشد.

۲-     وقار : صفوف منظم برای آب وغذا بدون هیچ حرف زننده یا رفتار خشن.

۳-     رحم وشفقت : مردم فقط اقلام مورد نیاز روزانه خود را تهیه کردند و این باعث شد همه بتوانند مقداری آذوقه تهیه کنند.

۴-     نظم : غارتگری دیده نشد. زورگویی یا از دست دیگران ربودن دیده نشد، فقط تفاهم بود.

۵-     ازخود گذشتگی : پنجاه نفر از کارگران نیروگاههای اتمی ماندند تا به خنک کردن دستگاه ها ادامه دهند

۶-     مهربانی : رستورانها قیمتها را کاهش دادند. یک خود پرداز بدون محافظ دست نخورده ماند. دستگیری فراوان از افراد ناتوان.

۷-     وجدان : هنگامی که در یک فروشگاه برق رفت، مردم اجناس را برگرداندند سر جایشان و به آرامی فروشگاه را ترک کردند ».

برگرفته از روزنامه اطلاعات –شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۰

۰ ۰ آرا
ارزیابی شما
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
فهرست
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx
()
x