این فیلم زشت و واقعی است

 معصومه امینی خو*: “عرق سرد” در جشنواره فجر امسال به نمایش درآمد: افروزکاپیتان تیم ملی فوتسال بانوان ایران و مهمترین مهره تیم  است، با بازی های خوب او تیم به فینال رسیده است  اما هنگامی که تیم در حال خروج از کشور برای شرکت در مسابقه فینال است مشخص می شود شوهر افروز، یاسر شاه حسینی که یک مجری شناخته…

 معصومه امینی خو*: “عرق سرد” در جشنواره فجر امسال به نمایش درآمد: افروزکاپیتان تیم ملی فوتسال بانوان ایران و مهمترین مهره تیم  است، با بازی های خوب او تیم به فینال رسیده است  اما هنگامی که تیم در حال خروج از کشور برای شرکت در مسابقه فینال است مشخص می شود شوهر افروز، یاسر شاه حسینی که یک مجری شناخته شده تلویزیون است، وی را ممنوع الخروج کرده است.

 بدون افروز تیم  ملی بازی را خواهد باخت. ادامه فیلم بیانگر تلاش های افروز برای  به دست آوردن رضایت شوهرش (برگشتن به سمت او و ایجاد صمیمیت، باج دادن رابطه جنسی، بخشیدن مهریه  و …)، استفاده وکیلش از فضای مجازی، اینستاگرام، حمایت مردم و رسانه های خارجی بین المللی و  سرانجام درخواست کمک از  فدراسیون برای خروج از کشور و رسیدن به بازی فینال است که هیچ کدام سرانجامی ندارد.

 

   قصد آن را ندارم که به شکل فنی به این فیلم و ساختار آن بپردازم، فیلم به لحاظ فنی قوی نیست و فیلم نامه و پرداخت آن را دوست نداشتم اما موضوع فیلم، به لحاظ  مسایل اجتماعی و حقوقی زنان درخور توجه است.

  “عرق سرد” سه شخصیت اصلی دارد، یک  قهرمان و دو ضد قهرمان، مثلث دو زن و یک مرد:

 ۱-  افروز اردستانی قهرمان فیلم است، زنی  موفق و محبوب که چهره ملی است و با تلاش و سخت کوشی یازده ساله به این جایگاه رسیده است، سبک شخصیتی افروز با نقش های سنتی زنان سازگار نیست، و در ورزشی مردانه  خوش درخشیده و رفتارهای پسرانه  و بعضا خشن و بی پروا دارد،  اهل فحش دادن و در صورت لزوم کتک کاری است، در هرحال او جذاب است برای  همه و حتی شوهرش. به شکل پنهان در فیلم به تمایلات همجنس گرایانه بین او و هم تیمی اش نیز (مصی) اشاره می شود.

۲-یاسر شاه حسینی، شوهر افروز مردی است مذهبی، مجری معروف صدا و سیما، با ظاهری اراسته و برند پوش. مردی معروف و محبوب که افروز او را ترک کرده  و احترامی برایش قایل نیست. مردی که به قانون و اختیاراتی که دارد آگاه است و حفظ ظاهر خوشایند و مردم فریبی تخصص اوست. یاسر  سمبل لایه ای از حکمرانان و مسیولین ایرانی، بخصوص صدا و سیمای ایران است و به  عنوان نماد دین شعاری و ظاهر فریبانه و استفاده ابزاری از دین ارایه شده است.  او مردی است از دورن حقیر، تهی و پوشالی و سرتا پا عقده  و خشم اما دارای قدرت،  پوسته ای ظاهری ازمرد  مسلمان جذاب و امروزی با زبان و بیانی چرب و نرم (به شباهت نام خانوادگی یاسرشاه حسینی با مجری معروفی که همسر خود را کتک زده بود دقت کنید، همچنین شباهت های ظاهری).

یکسال است که افروز جدا از یاسر و در خانه ای که خودِیاسر تهیه کرده زندگی می کند و  این دو اختلافاتی دارند، فیلم گذشته آنان و علل اختلاف را چندان تبیین نمی کند، اما در حال حاضر یاسر قصد دارد تا در مهمترین لحظه زندگی افروز از او انتقام بگیرد و رویای او را نقش بر  آب کند. دیالوگ جالبی در فیلم وجود دارد که طی آن یاسر شاه  حسینی به قاضی میگوید لازم نیست هیچ  دلیلی  موجه یا غیر موجه، برای ممنوع الخروج کردن  همسرش داشته باشد و همین که دلش بخواهد همسرش نتواند از کشور خاج شود کافی است. او در ادامه میگوید علی رغم تمام ایرادات همسرش حاضر به طلاق او نیست. بله این اقای شیک بسیار زرنگ هستند و نقشه دقیقی برای شیرین ترین شکل انتقام کشیده است و می داند ساختار قدرت  نیز به شکل یک جانبه به نفع اوست: اسلحه ای پر قانونا به من داده شده، تاکنون از آن استفاده نکرده ام و اکنون شلیک میکنم. صرفا چون می  خواهم و می توانم و قانون نیز پشتیبان من است.

۳- مهرانه نوری، سرپرست تیم ملی فوتسال زنان.مهرانه  (که تاکید بر این دارد که نوری صدایش کنند) تنها زن چادری فیلم است (قصد توهین ندارم،نویسنده این متن خود چادر می پوشد) که در نفرت انگیزی  و زن ستیزی و رذایل اخلاقی دست کمی از یاسر شاه حسینی ندارد. او یک زنِ زن ستیز است او دشمن دوم افروز است و به اندازه شوهرش در مصیبت های او سهیم است. اون نسخه زن شده شاه حسینی است، مانند او مذهبی و شیک و  خوش زبان است. جامعه مردسالار ظاهرا یک زن را در نوک هرم تیم ملی زنان قرار داده است، اما این زن که برگزیده نظام مذهبی مردسالار است و نماینده آنان، خشن تر از هرکسی علیه افروز عمل میکند و نه تنها کمکی به او نمی کند بلکه  در نهایت از تیم اخراجش می کنند. بله در چنین جامعه ای چنین زنان به رده های بالای مدیریت می رسند. (پیرمرد سیاه پوست مباشر لیوناردو دی کاپریو در فیلم سینمایی  “جنگوی زنجیرگسسته” را به یاد دارید؟ که  با سیاهان خشن تر از اربابان سفیدپوست خود بود).

زنان به عنوان دشمن زنان،از نکات مطرح شده در این فیلم است. نوری زنی است که قانون تبعیض آمیز علیه زنان  را پذیرفته و مجری آن است. یاسر و نوری  هر دو مذهبی هستند، هر دو  شیک پوش هستند و ظاهر مناسبی دارند، ظاهرا بر طبق قانون و منطق عمل می کنند اما در پس آن به دنبال ارضای انگیزه های شخصی و کین جویانه هستند. فیلمساز با قرار دادن دو ضد قهرمان زن و مرد دربرابر افروز نشان میدهد که مردانگی را عامل اصلی زن ستیزی نمیداند بلکه مذهب را دشمن زنان میداند چرا که وجه مشترک یاسر و مهرانه مذهبی بودن آنهاست، البته مذهبی که بیشتر بروز ظاهری یافته و متناسب با جایگاه و مسیولیت اجتماعی آنها است، شاه حسینی و نوری  شغلی دارند که بخاطر آن باید مذهبی باشند. و در واقع استفاده از مذهب  با منافع هردوی آنها سازگار است و مذهب محل درآمد آنهاست.

 

اما دشمن اصلی و پرده نشین افروز، قانون است. قانون است که سبب می شود افروز به  این سادگی و ناباورانه همه زندگی خود را ببازد. ظاهرا یاسر با زندگی و رویای افروز بازی می کند و خودخواهانه  و بی رحمانه آن را نابود می کند، اما این قانون است که یاسر را یاسر کرده است. شاید اگر یاسر در جامعه ای میزیست که این  چنین حقوقی به او اعطا نشده بود، هرگز به مخیله اش نمی رسید که چنین کند. یاسر محصول  روابط قدرت در جامعه ماست. چه در مقام مرد و شوهر و چه در مقام مجری تلویزیون. یاسر که به خود حق می دهد  با همسرش، کسی که مدعی است او را دوست دارد و قرار است پشتیبان و همراه او باشد، چنین کند، خود برخاسته و محصول قانونی است که قدرت را به نفع او متمرکز ساخته و سبب فساد او شده است. بسیاری از مردان در جامعه ما  پس از سالها فرادست بودن و قدرتمند بودن قادر به فهم عدالت و انصاف نیستند و این وِیژگی ذاتی آنان نیست،  فضایی که مردان در آن تنفس میکنند، چاره ای جز این برای آنان نمی گذارد، برای مثال بسیاری از مردان ما که حتی خود را قایل به اسلام نمی دانند و مخالفت اساسی با این دین دارند، اعتراضی تقسیم دو برابر ارث ندارند و هرگر علیه آن عمل نمی کنند و خود داوطلبانه به مساوات با خواهران و دختران خود نمی اندیشند و عمل نمی کنند. قانون نادرست  و تبعیض آمیز به نفع مردان نیست. به ضرر تمام جامعه و خانواده ای  است که مردان بخشی از آنند. اگر این قانون نبود مردان ما بدل به موجوداتی نمی شدند که زنان خود را از شغلی که برای آن زحمت کشیده اند محروم کنند منبع درآمد و ارتزاق آنان را سلب کنند و درعین حال آنان را محروم از نفقه نماید، کاری کنند که زنانشان نتواند سفر کنند، آنها را وادار به سکس اجباری کند (صحنه ای که افروز  پس از اورال سکس با انزجار در حال شستن دهان خود است) آنها را محکوم به شلاق خوردن کنند، نه طلاقشان بدهند و نه زندگی کنند و زنان را بلاتکلیف رها کنند، اگر این قانون نبود، مردان ما، برادران و پسران ما بدل به چنین هیولاهایی نمی شدند. نه. یاسر برنده این داستان نیست. و هیچ یک از مردان ایران. در جامعه  ای که زنان و دختران و مادران آن بازنده و شکست خورده اند، مردان برنده نیستند. آگاهی از این امر و بدل شدن تغییر قوانین تبعیض آمیز به مطالبه مردان و نه فقط زنان، از حکومت امری است اساسی. در عمل شاهد آن نیز هستیم که بسیاری از مردان در سطح فردی این حقوق را تا حدی به زنان اعطا می کنند (حق طلاق، اشتغال، سفر و …). مردان و زنان ناچارند خود رویه غلط قوانین را به شکل فردی تصحیح نماید در حالی که اصل باید خلاف این باشد، و قوانین فرادست مانع خطاهای فردی گردند. این امر بدین معنی است که سطح فرهنگی جامعه در مواردی پیشرفته تر و مترقی تر از قانون است و مردان دعوای قدیمی و خنده دار جنگ قدرت بین زن و مرد را به نفع مصالح خانواده رها کرده اند و دریافته اند در صورتی ازدواج با زنی آزاد، قوی و دارای حقوق برابر، خانواده،  فرزندان و جامعه  ای سالمتر خواهد داشت و خود نیز انسان هایی سالم تر و رشدیافته تر خواهند بود…

 پایان داستان گریزناپذیر و محتوم است،  افروز بی  سرپناه، بی شغل، بی خانواده با یک ماشین و وسایل شخصی در خیابان سرگردان است، او اکنون طبق قانون نمی تواند طلاق بگیرد، نمی تواند با شوهر خود یا مرد دیگری زندگی کند، نمی تواند شغل داشته باشد و نمی تواند از این کشور خارج شود! او مهریه خود را نیز که تنها و بدترین ابزار قدرتش بوده است بخشیده است، و اکنون به جای رشد و تعالی خود در پی پایین کشیدن  و بی ابرو کردن دیگری (شوهرش و  سیستم مردانه مذهبی ای که نماد آن است ) است. و دقت کنید آنها هنوز زن و شوهرند و طلاق در این قوانین امری است نکوهیده! روابط اعضای خانواده به خاطر قانون غلط و تبغیض  آمیز به چنین نقطه ای رسیده است.  

یاسر شاه حسینی زنی را که دوست داشته از دست داده، تنهاست و درگیر خاطرات افروز، و در برابر دوربین زنده  توسط افروز رسوا می شود و پخش زنده را رها میکند. فدراسیون در مجامع  جهانی بی ابرو شده است  و کشور  بازی فینال را خواهد باخت و از این باخت آگاه و  خشنود است (دیالوگ نوری).

  این داستان احمقانه و زشت به نظر میرسد، اما واقعی است، بسیار واقعی. و داستان زندگی روزمره بسیاری از زنان و مردان.  کشور ما در معرض  آن است که زنانش به درماندگی و  استیصال کامل برسند و احساس عدم تعلق، ناامنی و عدم  درک و حمایت از سوی نظام حاکم بیش از این گسترش یابد. پتانسیل ها و مطالبات زنان ایرانی بسیار فراتر از قوانین تبعیض آمیز و عقب افتاده فعلی است و متاسفانه بحران موجود انکار می گردد. ساخت فیلم هایی از این دست قدمی بسیاری ابتدایی است برای  صرفا بیان مساله ای  قدیمی و مزمن که با شتاب در حال  پیش روی، وخامت  و ایجاد بحرانی فراگیر است. قوانین  و نظام حاکم  ما فرسنگ ها از زنان ما عقب مانده اند و این شکاف خانواده ایرانی را به قهقرا کشانده و خواهد کشاند.

 

 * دکترای روانشناسی و مدرس دانشگاه

 

پانویس

–  یک اشتباه حقوقی در  فیلم در ارتباط با قدرت و صحت اسناد تنظیم شده در دفترخانه رخ داده است، جایی که یاسر سند اجازه خروج در قبال بخشش مهریه را پاره میکند و فیلمساز توجه نکرده است  که پاره شدن سند خللی در صحت و اعتبار آن وارد نمی کند.

– شخصی فرعی تحت عنوان زن وکیل در فیلم وجود دارد  که ظاهرا او نیز از افزوز برای مطرح شدن در  مجامع بین المللی استفاده ابزاری که این نیز خود قابلیت تفسیر دارد، و به دلیل عدم اطاله کلام به آن پرداخت نشد. ظاهر لیلی رشیدی آمیزه ای از مسیح علی نژاد و وکلای مطرح شده به عنوان فعالان حقوق زن است.

 

 

 
 
 
۰ ۰ آرا
ارزیابی شما
guest
6 Comments
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
حامد
حامد
شهریور ۲۰, ۱۳۹۸ ۱۰:۴۹ ق٫ظ

اگر افروز قصد گرفتن پناهندگی و فرار را هم دارد این جرم نیست
چرا باید این کشور زندان باشد؟ . آزادی این است که مجبور نباشی
کاری که دوست نداری را انجام دهی . ماندن باید دلی باشد نه اجباری

محمد پارسا
محمد پارسا
فروردین ۳, ۱۳۹۷ ۱:۴۹ ب٫ظ

اگر منظور از “بازی با الفاظ” هر نوع چیدمان حروف و کلمات و قواعد سجاوندی باشد بی فایدگی این بازی که مدعی آن هستید شامل هر نوع متن نوشتاری در هر زبانی نیز خواهد بود و لذا استفاده از زبان به کلی منتفی خواهد شد. اصطلاح بازی با الفاظ را می توان به عنوان ابزاری ناکارامد برای تخطئه کلی متن بدون هیچ ارجاع و دلیل و قاعده ای در نظر گرفت که در همان حین که متن مورد نظر را تخطئه کلی می کند خود را نیز مشمول همان امر قرار می دهد. اما اینکه می گویید قوانین شرعی استنباط… مطالعه بیشتر»

احسان
احسان
فروردین ۲, ۱۳۹۷ ۴:۳۱ ب٫ظ

نکته جالبی که ظاهرا از نظر ناقد محترم پنهان مانده آنست که فیلمنامه عینا برگرفته شده از یک ماجرای واقعی است که در همین سالهای اخیر رخ داده ( برای بازیکن تیم فوتسال بانوان ایران) و اتفاقا همسرش هم مجری شبکه ورزش بود!!

علوی
علوی
بهمن ۲۸, ۱۳۹۶ ۳:۱۹ ق٫ظ

مثل اینکه شما حامی همه یا هیچ هستید.بازی با الفاظ مثل ایمان به بعضی و کفر به بخشی دیگر کمکی نمیکند.آنچه حقوق زنان را پایمال کرده قوانینی است که ریشه اش در فقه است ولی زنان ایرانی به هر حال با قانون طرفند.هر مجموعه قانونی خوبیها و بدیهائی دارد.بدیها را اصلاح میکنند تا خوبیها بتوانند کارشان را بکنند.قوانین شرعی هم وحی که نیستند، استنباط شخصی فقها میباشند و بس. حال شاید در مرحله بعد بشود اصلا کل اینها را هم عوض کرد.چه اشکالی دارد؟فقه برای باورمندانش است ولی قانون همه را در بر میگیرد.

محمد پارسا
محمد پارسا
بهمن ۲۴, ۱۳۹۶ ۱۱:۴۷ ب٫ظ

مساله مطالبات مدرن زنان در جامعه ایران که بازتابی از جنبش های فمینیستی غربی است، به مانند بسیاری از حرکتهای فکری و عملی دیگری که جوامع متاخر غیر غربی را نیز متاثر می کند در ایران به شکلی ‌کج و معوج به حرکت درآمده و تداوم یافته است، به این معنا که آرمان جنبش های زن مدار غربی احراز برابری حتی الامکان کامل حقوقی و تکلیفی زن و مرد در همه وجوه است، اما شکل تقلیدی ایرانی آن در پی حداکثر سازی حقوق زن و بیشینه نمودن تکلیف مرد و لذا حداقل نمودن تکلیف زن به پیش می رود، و… مطالعه بیشتر»

مجید
مجید
بهمن ۲۳, ۱۳۹۶ ۵:۵۹ ب٫ظ

آن “اشتباه حقوقی” در واقع بر باد دهنده کل فیلم بود و بسیار مهم تر از آن بود که صرفا در پاورقی بدان اشاره ای گذرا شود!بدین ترتیب فیلم حول این دروغ شکل گرفت: زنی فداکار و بی پناه که هیچ قصدی جز خدمت به میهن ندارد (!) از همه سو مورد حجوم هیولا ها قرار گرفته و حقش پایمال می گردد……وقتی بدین خوبی فیلم را به یاد دارید* پس حتما این را هم به یاد دارید که نیت اصلی آن “زن فداکار” در واقع فرار و پناهندگی بود….. نکند خدا ناکرده این قسمت از فیلم فراموشتان شده است؟ این… مطالعه بیشتر»

فهرست
6
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx
()
x