ضرورت نقد و بازخوانی آثار ادبی/ (به بهانه ی انتشار کتاب «پنجاه سال بعد؛ سووشون»)

سید هادی طباطبایی: «سووشون واقع‌گرا نیست». این ادعای کتابی است که اخیراً در نقد سووشون نگاشته شده است. انتشارات نگاه معاصر کتاب «پنجاه سال بعد؛ سووشون» را به قلم شیرین کریمی در تابستان ۹۹ منتشر کرده است. سووشونی که ارج و قرب بسیاری یافت. هوشنگ گلشیری آن را معیار رمان نویسی در ایران دانست، محسن کدیور و عبدالکریم سروش هم…

سید هادی طباطبایی: «سووشون واقع‌گرا نیست». این ادعای کتابی است که اخیراً در نقد سووشون نگاشته شده است. انتشارات نگاه معاصر کتاب «پنجاه سال بعد؛ سووشون» را به قلم شیرین کریمی در تابستان ۹۹ منتشر کرده است. سووشونی که ارج و قرب بسیاری یافت. هوشنگ گلشیری آن را معیار رمان نویسی در ایران دانست، محسن کدیور و عبدالکریم سروش هم آن را از جمله کتاب های اثرگذار در تحول فکر ایرانیان دانستند. بسیاری دیگر آن را برجسته دیده و بر ممتازیِ آن مُهر صحه نهاده اند.

نقد این کتاب اما از موضعی ادبی نیست. نقدی جامعه شناختی است. نویسنده کوشیده است تا ادعای واقع گرایی در این رمان را مورد نقد قرار دهد. شیرین کریمی ساختار سیاسی و اجتماعی شیراز در سال‌های مورد نظر رمان سووشون را پیش چشم قرار می دهد؛ عاملان و بازیگران سیاسی در آن ساختار را معرفی می کند تا در نهایت بتواند ویژگی واقع‌گرایی رمان سووشون را رد کند.

این نقد را می‌توان نقدی پژوهشی به شمار آورد. نویسنده از تاریخ‌های محلی و کمتر شناخته‌شده بهره برده است؛ منابع مورد استفاده‌اش را به دقت نشان داده است.
آنچه جرقه ای در ذهن نویسنده ی این کتاب زده، مصاحبه ای است از محمد بهمن بیگی. بنیانگذار آموزش و پرورش عشایری در ایران. بهمن بیگی گفتگویی انجام داده و می گوید که «خانم دانشور را در داستانهای کوتاهش بیشتر می پسندم تا در سووشون» و مصاحبه کننده می پرسد «فکر نمی کنید این بی مهری شما به سووشون به قشقایی بودن شما و ورود خانم دانشور به این حیطه مربوط می شود؟» بهمن بیگی پاسخ می دهد «نمی دانم… شاید».

ابهام در این گفتار، کریمی را هم به تأمل وا داشته است. او می گوید که تا پیش از این هر چه از قلم دیگران درباره سووشون خوانده بودم، تحسین بود و ستایش. اما این تامل و سکوت بهمن بیگی، گویی حرفهایی در پسِ خود نهفته داشت. کریمی از همین جا نقد خود را آغاز می‌کند. او می‌کوشد با بررسی اسناد تاریخی و روزنامه‌های وقت، همچنین با روایتی روان، خواننده را با خود همراه کند.


«پنجاه سال بعد، سووشون» را می توان اثری قابل تأمل دانست. نقدی رادیکال است که بر روی پدیده‌ای مهم در حوزۀ ادبیات دست گذاشته است.
نویسنده از شکل گیری این رمان سخن به میان می آورَد. زمینه و زمانه ی آن را به بحث می گذارد. یکی بعد از دیگری نشان می دهد که شخصیتهای داستان، چگونه در ذهن سیمین دانشور ساخته شده اند. مصادیق خارجی و بیرونیِ شخصیتهای داستان چه افرادی بوده اند. از برخی مصاحبه های دانشور نقل می کند که خود، شخصیتهای داستانش را از کجای تاریخ اقتباس کرده و به داستان وارد نموده است.

به عنوان نمونه دانشور در مصاحبه ای در خصوص شخصیت «مک ماهون» می گوید: «هنوز سووشون را ننوشته بودم که به هاروارد (امریکا) رفتم و در سمینار نویسندگان جهانی با نویسندگان بزرگی آشنا شدم. مثلاً مک ماهون که در سووشون هست، در هاروارد دیدمش که ایرلندی بود». و یا شخصیت سید مطیع الدین که در رمان به او اشاره شده است نیز برابرِ واقعی دارد: «سید مطیع الدین همان سید نوالدین حسینی الهاشمی روحانی سرشناس و فعال در سال های مبارزات ملی شدن نفت در شیراز است».

نویسنده به نیکی شخصیتهای داستان را در عالم واقع ردیابی کرده و سرنخی از آنها به دست داده است. تصاویر برخی را نیز به نمایش گذاشته است. به عنوان نمونه ویژگیهایی که در خصوص حاکم شیراز در سووشون ارائه شده همگی با عبدالحسین میرزا فرمانفرما شباهت دارد. تصویر او در کتاب منتشر شده و ویژگیهایی که سیمین دانشور از آن سخن می گوید نیز بیان شده است. بی بی همدم که مادر ملک رستم و ملک سهراب است نیز برابری در عالم واقع دارد. به تعبیر سیمین: «بی بی همدمی که در سووشون هست، وجود واقعی داشت و همین اخیرا فوت شد» او همسر صولت الدوله قشقایی و مادر ناصرخان و خسروخان است.

برخی نکات را نیز می توان در نظر آورد که اگر نویسنده به آن توجه می داشت می توانست مؤثرتر باشد. نویسنده به حوزۀ ایلات و عشایر وارد می‌شود و رمان سووشون را به تعبیر خود نویسنده «ناآگاهانه همدست حکومت پهلوی در سرکوب ایلات و عشایر» می‌داند. چنین تعبیری عجیب نیست، اما دقیق هم نیست. روشنفکران دهۀ سی و چهل مدافع تشکیل دولت‌ملت و مرکزیت یافتن حکومت بودند. تفاوت‌ها و تنوع قومی و زبانی آن زمان از سوی روشنفکران و نویسندگانی از جمله خود محمد بهمن‌بیگی آسیب‌زا تلقی می‌شد. آنها به نظریه‌ها و دیدگاه‌های انسان امروز احاطه نداشتند.

از سوی دیگر با تمام تلاشی که شیرین کریمی در این متن داشته است، نقد به چنین آثاری با این تعداد تناقض می‌تواند به شکلی مبسوط‌تر و با شرح و تحلیلی مفصل‌تر نوشته شود. امروز در فضای فکری و فرهنگی ایران مباحث مربوط به تنوع زبانی و آموزش زبان‌های مادری دوباره مطرح شده است. کریمی به این حوزه وارد نشده است. سیمین دانشور نویسندۀ فارسی‌زبان است و به گفتۀ خودش وقایع مربوط به ایلات و عشایر فارس را نوشته است. یعنی در مورد کسانی که اغلب به زبان ترکی یا لری صحبت می‌کنند و در آن زمان یعنی دهۀ بیست (که جنگ سمیرم در آن روی داد) اغلب ایلات و عشایر ایران زبان فارسی نمی‌دانستند و یا به زبان فارسی خواندن و نوشتن نمی‌دانستند. این مشکلی که کریمی در این نقد دیده است، می‌تواند ریشه در مسئلۀ زبان داشته باشد.


نکتۀ دیگری که در مورد کتاب «پنجاه سال بعد، سووشون» قابل تأمل و مهم است ورود جامعه‌شناسی به ادبیات است.گاهی افرادی که در یک حوزۀ علمی دانش آموخته اند، می‌توانند با عالمان حوزۀ ای دیگر مطالبی را طرح کنند. این کار به رونق فضای نقد و بحث سازنده کمک می‌کند. اکنون نقد ادبی در فضای فرهنگی ما بسیار مهجور است. کمتر کسی نقد می‌خواند و نویسندگان کمتر تحمل نقد شدن را دارند. گویی ذائقۀ مخاطب برای خواندن نقد تربیت نشده است. نویسندگان و تولیدکنندگان آثار مهم نیز گویی ظرفیت نقد شدن را ندارند، نقد به اثرشان را دشمنی به خود تلقی می‌کنند. اخیراً نویسنده‌ای یکی از منتقدان را به خاطر نقدی که به اثر او داشته به دادگاه کشانده است. این عقب‌گرد است و در چنین فضایی نوشتن اینگونه نقدها، جسارت و صبوری می طلبد. «پنجاه سال بعد؛ سووشون» اما می تواند شروعی دوباره برای نقدهای جدی‌تر به آثار ادبی فارسی باشد.

۰ ۰ آرا
ارزیابی شما
guest
2 Comments
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
غلامرضادلشاد
غلامرضادلشاد
مرداد ۲۹, ۱۳۹۹ ۸:۵۷ ب٫ظ

ضمن عرض تبریک به خانم کریمی همشهری فرهیخته
تشکرمیکنم از استاد گرانقدر پدر بزرگوار ایشان برای تربیت همچین فرزندی
برای هردوی آنها ارزوی صحت وسلامتی دارم

آهنـچی
مرداد ۲۹, ۱۳۹۹ ۹:۵۵ ق٫ظ

سلام، آقای طباطبایی خیلی خوب و تا حدّ زیادی بی‌طرفانه نوشته‌اید. ولی انصافن، کسی که کتابی را هدیه، یا هرچی، می‌گیرد که در مورد ان نظر دهد، گیرم که خودش هم نخواهد، باز هم از همه‌ی صـراحت خود استفاده نمی‌کند؛ و هر چقدر هم که مقاومت کند، خوب آدم است دیگر، بلخره رودربایستی کار خودش را می‌کند. من این کتاب نقد را نمی‌خوانم. چرا که مثلن، اگر هر کسی، هر کتابی در تشکیکِ واقع‌گرایی کتاب جنگ و صلح بنویسد هم، نمی‌خوانم. زیرا برای هـنر، و برای ادبیات، تعاریفی قائلم و بر همین پایه، جامعه‌شناسی را مجاز به ورود به حیطه‌ی… مطالعه بیشتر»

فهرست
2
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx
()
x