نقدی بر ادله غیبت کبری

عبدالله مصباحی: غیبت امام دوازدهم شیعیان إمامیه چنان شگفت انگیز بود که از همان آغاز ذهن بسیاری از اندیشمندان را به خود مشغول داشت، و منشأ به وجود آمدن پرسش های زیادی شد. روایاتی از امامان معصوم (ع) در دست است که در موضوع غیبت برخی از پرسش های پرسشگران را مد نظر قرار داده و پاسخ هایی را به…

عبدالله مصباحی: غیبت امام دوازدهم شیعیان إمامیه چنان شگفت انگیز بود که از همان آغاز ذهن بسیاری از اندیشمندان را به خود مشغول داشت، و منشأ به وجود آمدن پرسش های زیادی شد. روایاتی از امامان معصوم (ع) در دست است که در موضوع غیبت برخی از پرسش های پرسشگران را مد نظر قرار داده و پاسخ هایی را به مخاطبین خود إرائه نموده اند. از سوی دیگر اندیشمندان شیعه دوازده إمامی نیز پس از مواجه شدن با غیبت کبری جهت توضیح چرایی غیبت به تحقیقات قابل توجهی دست زدند و دلایلی برای تبیین منطقی و معقول سازی آن إرائه نمودند نوشتار پیش رو تلاش نموده مهم ترین دلایل إرائه شده جهت تبیین عقلی غیبت کبری را به میزان نقد و ارزیابی نهاده و نارسایی و ناتوانی ادله یاد شده جهت تبیین معقول و منطقی غیبت کبری را را آشکار سازد.

****

نقدی بر ادله غیبت کبری

| عبدالله مصباحی*|

*دانش آموخته حوزه علمیه قم
با مدرک کارشناسی ارشد فلسفه و دکتری کلام.

مقدمه:

غیبت امام دوازدهم شیعیان إمامیه چنان شگفت انگیز بود که از همان آغاز ذهن بسیاری از اندیشمندان را به خود مشغول داشت، و منشأ به وجود آمدن پرسش های زیادی شد. روایاتی از امامان معصوم (ع) در دست است که در موضوع غیبت برخی از پرسش های پرسشگران را مد نظر قرار داده و پاسخ هایی را به مخاطبین خود إرائه نموده اند. از سوی دیگر اندیشمندان شیعه دوازده إمامی نیز پس از مواجه شدن با غیبت کبری جهت توضیح چرایی غیبت به تحقیقات قابل توجهی دست زدند و دلایلی برای تبیین منطقی و معقول سازی آن إرائه نمودند نوشتار پیش رو تلاش نموده مهم ترین دلایل إرائه شده جهت تبیین عقلی غیبت کبری را به میزان نقد و ارزیابی نهاده و نارسایی و ناتوانی ادله یاد شده جهت تبیین معقول و منطقی غیبت کبری را را آشکار سازد.

مهم ترین دلایل غیبت کبری در روایات و آثار متکلمان بزرگ إمامیه

۱.    ترس از کشته شدن

أ‌- روایات

زراره به نقل از امام صادق (ع)، سبب غیبت را ترس از کشته شدن ذکر کرده است. « قائم را پیش از ظهورش غیبتی است، پرسیدم برای چی؟ فرمود به خاطر ترس از کشته شدن.» (شیخ طوصی، ۱۴۲۵: ۳۳۲ ، صدوق، ۱۳۹۵:ج ‏۲ ، ۴۸۱)

ب‌- آثار کلامی
متکلمان بزرگ إمامیه نیز برای موجه نشان دادن غیبت کبری ، دلایل عقلی إرائه داده و ترس از کشته شدن را یکی از مهم ترین آن دلایل به شمار آوده اند. سید مرتضی علم الهدی که بدون تردید یکی از متکلمان برجسته و خردگرای إمامیه است که در توضیح سبب غیبت می نویسد، مانع اصلی از ظهور امام این است که خداوند به ایشان آگاهی داد که در صورت ظهور، ظالمان إقدام به کشتن وی خواهند کرد و خون ایشان را خواهند ریخت و هیچ مانعی از ظهور جز همین در میان نیست. چرا که مجرد ضرر و ما یجری مجری الضرر تا وقتی به تلف شدن نفس منجر نشود چیزی نیست که توجیه کننده غیبت و مانع ظهور باشد. وی این پاسخ را صحیح ترین پاسخ نسبت به پاسخ های دیگر می داند. (سید مرتضی، ۱۴۱۰ ق: ج ‏۱، ۱۴۷- ۱۴۶)

 شیخ طوسی دیگر متکلم بزرگ إمامیه نیز در پاسخ به این پرسش که علت مانعه از ظهور چیست؟ می نویسد، هیچ علتی که مانع ظهور ایشان باشد در میان نیست جز ترس ایشان از این که کشته شود که اگر غیر این بود استتار بر ایشان جایز نبود و مشقت ها و اذیت ها را تحمل می کرد. همان طور که دیگر ائمه و نیز پیامبران مشقّت های بزرگی را به خاطر خدا تحمّل می کردند. ایشان در پاسخ این پرسش که مگر خداوند نمی توانست از کشته شدن ایشان به وسیله ایجاد مانعی بین ایشان و کسانی که قصد قتل ایشان کرده بودند، جلوگیری کند، می نویسد این که خداوند متعال حایلی بین ایشان و کسانی که به قصد کشتن ایشان وارد عمل می شوند قرار دهد با تکلیف منافات دارد و نقض غرض است چرا که غرض از تکلیف استحقاق ثواب است و حیلوله، با این استحقاق منافات دارد و چه بسا در حیلوله و منع از قتل ایشان با توسل به قهر مفسده ای برای خلق وجود داشته باشد و چنین فعلی از خداوند پسندیده نیست. (شیخ طوسی، ۱۴۲۵: ۳۲۹ ، ۹۰ ؛ ۱۳۸۲: ج‏۴ ، ۲۱۵) متکلمان معاصر نیز کما بیش پاسخشان همین است. ( سبحانى ،۱۴۲۸ ق: ۳۸۲)

نقد و ارزیابی    

دلیل یاد شده، شاید جهت موجه نشان دادن غیبت صغری پذیرفتنی نشان دهد؛ أما از توانایی لازم برای تبیین غیبت کبری برخوردار نیست. غیبت کبری با پایانی نامشخص، به گونه ای که همه راه های ارتباط إمام و مردم به صورت متعارف مسدود گشتن، و مردم را که به وجود إمام نیاز مبرم داشتند و دارند، با هزاران مشکل تنها گذاشتن آن هم به خاطر ترس از کشته شدن، منطقی و قابل توجیه نشان نمی دهد؛ به پاره ای از ملاحظات در باره دلیل یاد شده إشاره می شود:

۱.    أئمه پیش از ایشان ضمن این که همواره ترس از مرگشان می رفت ولی درکنار مردم ماندند و به هدایت و راهنمایی مردم پرداختند و هر کدام به گونه ای از دنیا رحلت نمودند، نوبت به ایشان که رسید، ترس از مرگ، باعث شد غیبت بر حضورش ترجیح داده شود. چرا؟! در پاسخ می گویند، وظیفه این إمام بر خلاف أئمه پیش از ایشان، به تحقق رساندن سلطنت خداوندی در تمام سرزمین های انسانی است و این أمر دست یافتنی نبود مگر این که شرایط برای تحقق هدف یاد شده فراهم آید و از سوی دیگر، حضور فیزیکی ایشان در میان مردم همراه بود با ترس از کشته شدن، و چون ایشان جایگزین نداشت، و با کشته شدن اش آرمان یاد شده بر زمین می ماند، از این رو، غیبت ایشان بر حضورش ترجیح یافت. ( سبحانى ،۱۴۲۸ ق: ۳۸۲)

پاسخ سخن فوق این است که  به اعتقاد شیعیان إمامیه در سده اول حیات ایشان با این که ترس از کشته شدن مطرح بود، ولی إمام به مدت چند دهه در میان مردم هر چند پنهان از دیدگان، حاضر بود و آنان از طریق نمایندگان خاص ایشان نیازهای إیمانی خود را با ایشان مطرح می کردند و ظالمان نیز دسترسی به ایشان نداشتند تا بکشند. بنابراین، حکیمانه تر این بود که همین وضع ادامه می یافت و غیبت صغری به غیبت کبری تبدیل نمی شد، و مردم نیز هم چنان برای رفع نیازهای معنوی و دینی و إیمانی خویش دست به سوی ایشان دراز می کردند و در عین حال حیات إمام نیز  از تهدیدهای بدخواهان بدور بود. به عبارت دیگر، دست یابی به هدف یاد شده با ادامه غیبت صغری، نیز میسر می بود. وجود إمام به این سبب ضروری می نمود که مردم مسیر را گم نکنند و از هدایت باز نمانند و در وادی حیرت و سردرگمی گرفتار نشوند؛ با غیبت کبرای إمام، با این که، این همه خطرات بود و همچنان نیز هست، چرا وضعیّت غیبت صغری تداوم نیافت تا ضمن حفظ إمام از کشته شدن، و آماده سازی زمینه ها و شرایط حضور، هدف از ضرورت وجود إمام نیز خدشه دار نگردد.؟

۲.    اگر رخ دادن غیبت کبری همانند غیبت صغری معلول ترس از کشته شدن إمام بوده باشد، ظهور ایشان به هاله ای از إبهام فرو خواهد رفت چرا که ترس از مرگ هرگز از میان نخواهد رفت به دلیل این که  ملت ها در هر عصری به ناچار دارای حاکمیت هایی هستند که به کسی إجازه برهم زدن أمنیت و إیجاد هرج و مرج در کشور را نخواهند داد، چنان که تاکنون نداده اند. و لذا ممکن است غیبت کبری، هیچ وقت ظهوری در پی نداشته باشد. چرا که، ترس از کشته شدن همواره محتمل خواهد بود ؟! اگر گفته شود در زمان ظهور، إمام با ظهورش همه کسانی که می توانستند برای ایشان خطری داشته باشند را از میان بر می دارد، و دیگر ترس از جان، چندان أهمیتی نخواهد داشت. در پاسخ گفته می شود، مگر در زمان ظهور درآینده نامعلوم چه اتفاقی روی می دهد که إمام دیگر نه تنها ترسی از کشته شدن ندارد بلکه همه ترس آفرینان را از میان بر می دارد؛ ولی همین کار را پیش از غیبت کبری و یا در هزار و اندی سال پس از غیبت کبری و یا هم اکنون نمی تواند به أنجام برساند.؟ اگر گفته شود که شرایط لازم از سوی مردم برای تحقق چنین امر مهمی فراهم نبوده و همچنان نیز فراهم نیست. باز پاسخ داده خواهد شد که پس وقوع غیبت کبری در گرو ترس از کشته شدن نبوده و هم چنان نیز نیست، چرا که اگر ترس از کشته شدن هم نبود باز غیبت کبری روی می داد زیرا شرایط لازم برای حضور ایشان با ویژگی خاص إمامت آن حضرت، از سوی مردم فراهم نبوده و هنوز هم فراهم نیست.
با توجه به آن چه آمد، روشن می شود که ترس از کشته شدن هرچند می تواند دلیل مناسبی برای موجّه نشان دادن غیبت صغری، باشد؛ أمّا آن را سبب وقوع امر عظیم و شگفت انگیز غیبت کبری دانستن، به هیچ روی موجّه نشان نمی دهد.

غیبت در روایات ناظر به غیبت صغری

اگر غیبت کبری تحت تأثیر کشته شدن رخ نداده باشد، چرا در روایات ترس از کشته شدن سبب وقوع غیبت دانسته شده است؟

پاسخ : روایاتی که ترس از کشته شدن را سبب غیبت دانسته اند به اصل وقوع غیبت ناظرند و سخن از غیبت کبری ندارند. از آن جا که غیبت صغری بخشی از اصل غیبت می باشد می تواند مورد نظر روایات یاد شده باشد که از عهده تبیین آن نیز که بخش مقدماتی و زمینه سازی برای غیبت کبری را بر عهده دارد، بر می آیند آمّا همانطور که مشاهده شد نمی توانند تبیین معقولی از وقوع غیبت کبری ارائه نمایند. و این اندیشمندان إمامیه بودند و هستند که آن دلایل را به دوران غیبت کبری سرایت داده و می دهند در حالی که چنین أمری توجیه معقول و منطقی ندارد.

۲. قصور مردم

برخی از محققان دلیل دیگری برای موجّه نشان دادن غیبت کبری بدست داده اند و آن عبارت است از قصور و کوتاهی مردم در فراهم ساختن زمینه های لازم برای حضور و فعالیت امام (ع) در صحنه زندگی مردم. سید مرتضی در پاسخ این اشکال که غیبت چگونه قابل پذیرش است در حالی که این همه به وجود امام احتیاج است؟ می گوید: غیبت از افعال ظالمین است و تقصیر آنهاست که امام را از تمکن در اموری که لازم بود باز داشتند و بین امام و تصرف در آن امور فاصله انداختند. و به مصلحت آن هاست که سبب موجب غیبت را از بین ببرند تا إمام ظهور یابد و همه از جمله آنان از تدبیر وسیاست ایشان بهره مند شوند.( سید مرتضی، ۱۴۱۰ : ج ‏۳، ۱۵۰). شیخ طوسی نیز معتقد است غیبت إمام نه از ناحیه خداوند متعال و إمام بلکه از ناحیه کثرت دشمن و کم بودن یاور می باشد. از این رو منع لطف کامل نه از ناحیه خداوند و إمام که از ناحیه مردم است. (شیخ طوسی، ۱۴۱۴: ۹۹ ). محقق بزرگی همچون نصیر الدین طوسی صاحب تجرید الاعتقاد در اثبات وجوب نصب امام به دلیل لطف تمسک کرده و می گوید: “وجوده لطف و تصرفه [لطف] آخر و غیبته منا” (نصیر الدین طوسى،۱۴۰۷ ق: ۲۲۱ ) علامه حلی می گوید این عبارت ها پاسخی است به اشکالات مخالفین به ادله وجوب نصب إمام؛ از جمله آن اشکالات این است: إمام آنگاه لطف است که تصرف در أمور داشته باشد و شما قائل به این نیستید. علامه حلی در پاسخ می گوید لطف بودن إمامت به أموری چند وابسته است. وجوب بر خداوند و وجوب بر إمام و وجوب بر مردم. موضوع تصرف إمام نه به خود ایشان که به قصور مردم و حمایت نکردن ایشان از إمام و گوش به فرمان إمام نداشتن، بر می گردد. (علامه حلی، ۱۳۸۲: ۱۸۳)

نقد و ارزیابی

این دلیل نیز همانند دلیل پیشین از ضعف هایی رنج می برد.

أ‌.    مقصر دیدن مردم در وقوع غیبت، منطقاً قابل توجیه نیست، زیرا، اگر مراد از مردم، پیروان إمام غایب باشد، اگر همه آنها نیز به وظایف خود در حمایت از ایشان، عمل می کردند، باز هم نمی توانستند جلو خطر حکومت های وقت را بگیرند، و إمام را بر سر قدرت بیاورند. و اگر مراد از مردم، مسلمانان أعم از شیعه و غیر شیعه باشد، باز مقصر دانستن آنان ناموجّه است چرا که اکثریت مسلمانان هیچ نوع ارتباط معرفتی و عاطفی و إیمانی با دوازدهمین إمام شیعه إمامیه، نداشته و هنوز هم ندارند، بنابراین، انتظار حمایت و پیروی اکثریت مسلمانان از إمامی که به وجودش در میان خود هیچ نوع اعتقاد و ایمانی نداشته و ندارند، نه تنها منطقی به نظر نمی رسد، بلکه انتظاری غیر معقول و توجیه ناپذیر نیز نشان می دهد؛ بنابراین، مقصر دانستن آنان در وقوع غیبت و ادامه آن، هیچ منطق قابل دفاعی ندارد.

ب‌.    مقصر دانستن مردم در موضوع غیبت کبری، نشان می دهد صاحبان این اندیشه إمامت مهدی موعود همانند دیگر ائمه هدی، أمری متعارف و معمولی می دانند. همان گونه که در زمان ائمه پیشین اگر مردم به وظیفه خود عمل می کردند أئمه هدی تنها نمی ماندند و اسیر ستم حاکمان نمی شدند در این جا نیز موضوع از همین زاویه مورد توجه قرار گرفته است. در حالی که چنین نگاهی به إمامت دوازدهمین إمام و اهدافی که برای إمامت ایشان مدّ نظر بوده و همچنان نیز هست، کاملاً غیر واقعی و نادرست نشان می دهد. سرّش در ادامه روشن خواهد شد.

۳. غیبت کبری و آرمان تشکیل جامعه واحد ایمانی عاری از هرگونه بی عدالتی

أ‌.    شیعیان إمامیه بر این باورند که مهم ترین مسأله در إمامت مهدی موعود (ع) آرمان تشکیل جامعه الاهی و جهانی مبتنی بر إیمان به مبدأ متعال که در آن هیچ رنگ و بو و اثری از بی عدالتی و ظلم و ستم به دیگری در میان نباشد و سقف روابط انسان ها بر ستون ارزش های الاهی و انسانی استوار باشد، بدست ایشان، جامه تحقق بر تن خواهد نمود.

ب‌.    اگر چنین آرمان بزرگی پذیرفته شود، بدون تردید تحقق چنین آرمان بزرگ و شگفت انگیز و تجربه ناشده توسط بشر، بدون همراهی آگاهانه مردم جهان دست یافتنی نبوده و نیست و پس از این نیز نخواهد بود؛ از این روی، اگر نه تنها شیعیان آن حضرت که همه مسلمانان هم با إمام همراهی می کردند امّا اکثریت قاطع مردمان دیگر جهان، با این آرمان نسبت معرفتی پیدا نمی کردند و خود را متعهد به حمایت از آن نمی دیدند، إمام با حمایت همین شیعیان یا همه مسلمانان برای رسیدن به تشکیل چنان جامعه ای دست به قیامی نمی زد، چرا که آن آرمان بزرگ و جهانی به صرف حمایت مسلمانان آن هم مسلمانان آن زمان درحالی که دیگر مردمان جهان با آن همراه نبودند، تحقق نمی یافت. در حالی که می دانیم دیگر مردمان جهان که جای خود دارند، مسلمانان نیز نه تنها در شرایط لازم نبودند بلکه اکثریت قاطع مسلمانان جهان حتی اگر اعتقادی به مهدی موعود داشته باشند که دارند با این حال اساساً اعتقادی به إمامت إمام دوازدهم شیعیان نداشته و ندارند. با این وضع قابل تصور نیست که إمام بتواند در آنان زمینه های لازم برای پذیرش قیام فراهم آورد. با توجه به این مشکل مهم، آیا حضور إمام در میان آنان می توانست این مشکل بزرگ را از میان بردارد؟! تاریخ زندگی بشر که در آن فعالیت های بی دریغ انبیاء و اولیاء الاهی نیز قابل شناسایی است، پاسخ مثبتی به این پرسش نمی دهد.

ت‌.    با توجه به آن چه گفته شد حتی اگر فرض شود که جان ایشان نیز مورد تهدید نمی بود و پیروانش نیز شرایط لازم را داشتند، آن حضرت با آن پیروان، برای دست یابی به آن آرامان یاد شده بر اساس امکانات و ابزارهای متعارف آن روز، دست به قیام نمی زد. چرا که امکانات متعارف بشری در دست إمام نمی توانست با تمام امکانات مردمان دیگر مناطق مسکونی جهان برابری کند و این قیام پایانی جز شکست پیدا نمی کرد؛ و حتی اگر پیروز هم می شد باز آن آرمان بزرگ تحقق نمی یافت چرا که پیروزی در چنان میدان مبارزه و جنگی که اکثریت مردمان جهان هیچ همدلی با آن نداشته باشند جز از طریق ویرانی و دشمنی و نفرت و کینه بدست آمدنی نبود و همچنان نیز نیست؛ و از آن جا که هدف بزرگ آرمان یاد شده، تحقق جامعه إیمانی، أخلاقی و إنسانی عاری از هرگونه ظلم و ستم و بیدادگری بود، روشن است که از درون آن همه ویرانی و نفرت و کینه و دشمنی هیچ بنای إیمانی و أخلاقی و إنسانی سر بر نمی آورد.

ث‌.    با توجه به آن چه به اختصار بیان شد روشن می شود داشتن آرمان بزرگ و شگفت انگیزی همچون تشکیل جامعه جهانی واحد مبتنی بر ایمان به خداوند متعال بر پایه عدل و انصاف و مهر و محبت و بدون وجود هرگونه بی عدالتی و ظلم و ستم به رهبری آخرین ستاره آسمان إمامت، با حضور فیزیکی و متعارف ایشان هیچ گرهی از کار فرو بسته آرمان بزرگ یاد شده نمی توانست بگشاید. چرا که تشکیل چنان جامعه ای هرگز با حضور ایشان در میان مردم دست یافتنی نبود. بنابراین غیبت بزرگ و شگفت انگیز و اسرار آمیز ایشان بر حضورش ترجیح منطقی داشت. بدین سان لازم بود شرایط و زمینه های لازم فکری برای پذیرش آن آرمان بزرگ به رهبری مهدی موعود (ع) در میان اکثریت مردمان جهان، در بستر زندگی پر فراز و نشیب در طول حیات پس از غیبت کبری فراهم آید. از همین روی، تا این مشکل پا برجاست “غیبت کبری” و ادامه آن نیز پا برجا خواهد بود.

ج‌.     با توجه به همین نکته روشن می شود إمامت مهدی موعود ع تفاوت اساسی با إمامت أئمه پیش از ایشان داشته و دارد. إمامی که ضرورت وجودش را از لزوم هدایت و راه یابی مردمان به سعادت ابدی و ایمان به مبدأ متعال بدست آورده است تنها با حضور و در کنار مردم بودن حاصل شدنی است و اگر قرار بر این باشد که زمانی نامعلوم از دیدگان غایب و حضور متعارف و قابل شناسایی در میان مردم نداشته باشد، روشن است که به اساسی ترین و اصلی ترین وظیفه إمامتی خود نمی تواند عمل نماید. بنابراین وظایفی که أئمه پیش از ایشان به عهده داشتند دوازدهمین إمام در دوران غیبت کبری به عهده ندارد. و این نکته به خوبی روشن می کند که مواجهه با إمام دوازدهم در مسایل مربوط به إمامت به همان گونه که با أئمه پیش از ایشان انجام می گرفت، کاملاً غیر منطقی و توجیه ناپذیر است. به عبارت دیگر گره کار فرو بسته غیبت کبری هرگز با تلاش های متعارف که پیروانش در ایران پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی به صورت شبانه روزی از خود به نمایش می گذارند ، باز شدنی نیست.

پیشینی بودن أمرغیبت کبری

با توجه به همه آن چه تا بدین جا گفته شد صاحب این قلم بر این باور است که  غیبت کبری أمری پیشینی است که ریشه در تدبیر إلهی دارد و گره زدن وقوع آن به دلایلی که پیش از این بررسی شد هیچ توجیه منطقی ندارد . و اینک شواهدی بر این إدعا.

۱.    چندین روایت در دست است که أمر غیبت را أمر إلاهی و سرّی از أسرار إلاهی و غیبی از غیب إلاهی دانسته شده  که به ناچار باید روی می داد. از إمام صادق ع نقل شده است که فرمود : « … أمر غیبت از أمور ألاهی ، و سرّی از أسرار إلاهی، و غیبی از غیب إلاهی است.» (صدوق،۱۳۹۵:ج ‏۲ : ۴۸۲ ، ج ۱ : ۲۸۸) . رسول گرامی اسلام می فرماید: « … ای جابر این أمر(أمر غیبت) أمر و سرّی از أسرار إلاهی است که از بندگان إلاهی پوشیده است.» (صدوق،۱۳۹۵:ج ‏۱ ، ۲۸۸ ). عبدالله بن فضل هاشمی می گوید، از إمام صادق (ع) شنیدم که فرمود: « برای صاحب این أمر، غیبتی است که باید روی دهد، … عرض کردم فدایت شوم چرا، فرمود: به خاطر أمری که مأذون از کشف آن برای شما نیستیم. عرض کردم چه حکمتی در آن غیبت هست؟ فرمود … وجه حکمت در أمر غیبت، کشف نخواهد شد مگر پس از ظهورش. … أی پسر فضل این أمر، أمر إلاهی و سرّی از أسرار إلاهی و غیبی از غیب إلاهی است. » ‏ (صدوق، ۱۳۹۵ ق: ج‏۲، ۴۸۲)  به نیکی پیداست أمری که از چنین موقعیتی برخوردار است، وقوعش در گرو ترس از کشته شدن و یا قصور مردم و دلایل مشابه نیست.

۲.    برخی از محققان در حوزه مهدویت بر این باورند که:

۱) مهدی موعود ذخیره خداوند برای روز موعود است. « … المهدی القائم صاحب الأمر و صاحب الزمان، المنتظر الذی ذخره الله تعالی لیوم الموعود یوم بملأ الأرض قسطاً کما ملئت ظلماً و جوراً» « مهدی قائم و صاحب الأمر و الزمان، ذخیره خداوند برای روز موعودی است که در آن روز زمین را پر از عدل خواهد کرد همان طور که پر از ظلم و جور شده بود.» (صدر، ، ۱۴۲۸ : ۲۵۶).

 ۲) غیبت صغری زمینه ساز غیبت کبری است؛ چرا که پذیرش این امر عظیم و شگفت انگیز و حیرت زا به صورت ابتدایی و بی مقدمه و بدون پیش زمینه برای شیعیان آسان و تحمل پذیر نمی نمود و باعث شوکی عظیم و در نتیجه غیر قابل هضم، می شد به نحوی که حتی اصل وجود مهدی موعود را نیز در بوته ای از ابهام فرو می برد. از این رو، برای آماده سازی شیعیان جهت پذیرش غیبت کبری، غیبت صغری روی می دهد. (همان، ۱۴۲۸ : ج۱، ۱۹۴، ۲۸۰ ، همو، ج۲، ۶. ۱۹۴ ، ۲۸۰ ).

پر پیداست که چنین برنامه و طرحی، فارغ از ترس از کشته شدن، قصور مردم از عمل به وظایف خود در حمایت از إمام، می باشد. چرا که ذخیره بودن مهدی موعود برای روز موعود و نیز زمینه ساز بودن غیبت صغری برای وقوع غیبت کبری، جایی برای پسینی بودن غیبت کبری باقی نمی گذارد، زیرا در صورتی غیبت صغری زمینه ساز غیبت کبری خواهد بود که غیبت کبری پیش فرض غیبت صغری به شمار آید و گر نه، چه معنا دارد غیبت صغری زمینه ساز غیبت کبری باشد. و همچنین ذخیره بودن برای روز موعود نیز به نیکی گویای این حقیقت است که أمر عظیم غیبت کبری معلول عواملی همچون ترس از کشته شدن، قصور مردم، نیست بلکه یک أمر پیشینی و طرحی الاهی بوده است. و دقیقاً به همین دلیل نیز راز سر به مهر آن از طریق برنامه های متعارف از قبیل آن چه در رسانه های حکومتی در این چهل سال گذشته با مشارکت مبلغان دینی و مداحان وابسته به نهاده های قدرت و حاکمیت، به اجرا در آمده و همچنان در جریان اجراست، گشوده نخواهد شد.

جمع بندی و نتیجه گیری

۱.    دلایلی همچون ترس از کشته شدن و یا قصور مردم به هیچ روی از توان لازم جهت توجیه و تبیین منطقی وقوع غیبت کبری برخوردار نیستند.

۲.    بنا به اعتقاد پیروان مهدی موعود ایجاد جامعه آرمانی و جهانی مبتنی بر ارزش های الاهی ـ انسانی مهم ترین آرمان مهدویت است.

۳.     تحقق چنین آرمان بزرگی بدون تحقق زمینه های لازم برای پذیرش و همراهی اکثریت قاطع مردمان جهان دست یافتنی نبوده و نخواهد بود.

۴.      و چون پذیرش و همراهی أکثریت قاطع مردمان جهان با آن حضرت أساساً معلوم نیست چه زمانی حاصل خواهد شد، حضور ایشان در میان مردم به عنوان إمامی که در پی به تحقق رساندن آن آرمان بزرگ و شگفت انگیز می باشد، توانانی گشودن گره مشکل را نداشت و از همین روی غیبت کبری به عنوان حقیقت رازآلود پس از دوره کوتاهی از غیبت صغری جامه تحقق بر تن نمود. تا شرایط و زمینه های لازم برای پذیرش آن إمام از سوی أکثریت مردم جهان به وجود نیاید پرده غیبت برداشته نخواهد شد و گوهر پنهان در پس آن، آشکار نگشته و ظهوری تحقق نخواهد یافت.

۵.      با توجه به نکات فوق، روشن می شود اموری که مبلغان دینی در رسانه های رسمی صوتی، تصویری و نوشتاری وابسته به نهادهای قدرت و حاکمیت برای تحقق شرایط و زمینه های لازم برای ظهور و به پایان رسیدن دوره غیبت کبری إرائه می دهند، نه تنها هیچ کمکی به فراهم ساختن شرایط و زمینه های ظهور و گشودن گره از کار فرو بسته غیبت کبری نمی کند بلکه موضوع مهدی موعود را به یک مسأله متعارف و پیش و پا افتاده ای تبدیل کرده است که متأسفانه ابزاری شده برای تهییج عواطف و احساسات عوام شیعه و تبلیغات گسترده و فریبکارانه که از طریق رسانه های وابسته به نهادهای حاکمیت به انجام می رسد و بیش از آن که حقایق در باره مهدی موعود را روشن نماید به پوشاندن ضعف ها ، کاستی ها و نقص های شگفت انگیز مدیریتی، و هزاران مشکل که در تار و پود حاکمیت تنیده است، به کار می آید.

فهرست منابع

  • ابن بابویه القمی، محمد بن علی بن الحسین بن موسى ،(شیخ صدوق) ۱۳۹۵ ق، کمال الدین و تمام النعمه ، ج۱،۲ تهران‏، انتشارات اسلامیه
  • أبو جعفر نصیر الدّین، محمد بن محمد بن الحسن الطوسی، (خواجه نصیر الدین طوسى )تجرید الاعتقاد، ۱۴۰۷ ق‏، قم، دفتر تبلیغات اسلامى، چاپ: اول‏، به تحقیق حسینى جلالى‏
  • حسن بن یوسف المشهور بالعلّامه الحلی‏ ،۱۳۸۲ ش ،کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد قسم الالهیات‏، قم‏، مؤسسه امام صادق ع‏
  • سبحانى، جعفر،  ۱۴۲۸، محاضرات فی الإلهیات، تلخیص از على ربانى گلپایگانى‏، قم‏، مؤسسه امام صادق ع‏
  • صدر، محمد، ۱۴۲۸. موسوعه الإمام المهدی، تاریخ الغیبه الصغری، الجزءالأول، قم، انتشارات جلال الدین
  • صدر، محمد، ۱۴۲۸. موسوعه الإمام المهدی، تاریخ الغیبه الکبری، الجزء الثانی، قم، انتشارات جلال الدین
  • طوسی ، محمد بن الحسن بن علی بن الحسن ،۱۴۱۴ ق‏،الرسائل العشر، قم‏، مؤسسه النشر الإسلامی
  • طوسی، محمد بن الحسن بن علی بن الحسن، ۱۴۲۵ق‏، الغیبه، قم‏، مؤسسه المعارف الإسلامیه، تحقیق عباد الله تهرانى و على احمد ناصح‏
  • طوسی، محمد بن الحسن بن علی بن الحسن ، ۱۳۸۲ش ، تلخیص الشافی، قم، انتشارات المحبین‏، مقدمه و تحقیق از حسین بحر العلوم‏
  • علم الهدى‏، مرتضى، الشافی فی الإمامه، ۱۴۱۰ ق، تهران، مؤسسه الصادق ع ، تحقیق از سید عبد الزهراء حسینى‏

در این ارتباط:

غایب شدنِ امام دوازدهم به چه معناست (مفهوم غیبت)

۰ ۰ آرا
ارزیابی شما
guest
10 Comments
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
عبدالله مصباحی
عبدالله مصباحی
آذر ۲۹, ۱۳۹۸ ۴:۳۳ ب٫ظ

با سلام وعرض ادب و احترام. توضیحاتی در باره پرسش از عمر طولانی إمام آری أما پیامبرنه جهت روشن شدن حقیقت به محضر عزیزان فرهیخته ارائه می شود:۱. این که چرا پیامبر اسلام عمر طولانی پیدا نکرد تا بشر به ویژه مسلمانان در مورد دین خود دچارتشویش نشوند؟ هرچند پرسش خوبی است أما ، طولانی بودن عمر پیامبراسلام هیچ کمکی به بشریت در این که دچار تشویش و گم کردن راه، نشوند، نمی توانست بکند چرا که همه آدمیان با طولانی بودن عمر پیامبر اسلام، به دین او ایمان نمی آوردند تا از گم کردن راه و تشویش در دینداری،… مطالعه بیشتر»

ALI
ALI
آذر ۲۲, ۱۳۹۸ ۴:۳۰ ب٫ظ

با سلام آقای مصباحی
هر دلیلی برای اثبات وجود امام زمان در غیبت موثر باشد باز می توان این سوال را پرسید که چنین چیز شگفت انگیزی چرا در مورد پیامبری مصداق پیدا نکرد؟مثلا چرا پیامبر اسلام عمر طولانی بدون نیاز به غیبت پیدا نکرد که اساسا مسلمانان و حتی همه بشریت در مورد دین خود دچار تشویش و گم کردن راه خود نشونداگر عمر طوانی امام مهدی به پیامبر می رسید حداقل اثری که داشت این بود که تفرقه میان مسلمانان به احتمال زیاد به وقوع نمی پیوست؟ و احتمالا نیاز به ولایت فقه هم پیدا نمی کردیم!!

مرادی
مرادی
مهر ۶, ۱۳۹۸ ۹:۲۵ ب٫ظ

جناب مصباحی برای فهم ارتباط آیات از تمام تجربیات علمی و عقلی و نقلی جدید و قدیم میتوانیم استفاده کنیم… رعایت اتصال آیات همان محکی است که با آن میتوان قضاوت کرد نظریه ای (اعم از روایات قدیم و نظریات امروزی) صحیح است یا خیر… خارج از قرآن حداقل آداب و مناسک است که از رسول الله دیده و شنیده شده و باید بهمان روش مناسک را بجا آورد…. اینکه مثلا در نماز در میان مسلمین اطوار مختلفی دیده میشود در حقیقت عذر بدتر از گناهی است که مسلمین مرتکب میشوند…در آداب قابل رویت اختلاف دارند جه برسد به مباحث… مطالعه بیشتر»

عبدالله مصباحی
عبدالله مصباحی
مهر ۶, ۱۳۹۸ ۳:۱۲ ب٫ظ

با تشکر فراوان از توجه و عنایت تان. چند نکته جهت ایضاح بیشتر به محضرشریف تقدیم می شود.۱. مقاله “نقدی بر ادله غیبت کبری” در پی اثبات یا رد اعتقاد شیعه و یا اهل سنت در باره مهدی موعود نیست بلکه دلایلی که علمای شیعه إمامیه برای موجه نشان دادن غیبت کبرای دوازدهمین إمام شیعیان إمامیه إرائه کرده اند را نقد کرده است. به تعبیر دیگر نگارنده آن چه را که گروهی از مسلمانان در زیست ایمانی خود به آن ایمان دارند و درصدد ارائه دلایلی جهت تبیین معقول و منطقی از آن هستند، نقد کرده و با رد یا… مطالعه بیشتر»

مرادی
مرادی
مهر ۵, ۱۳۹۸ ۷:۳۷ ق٫ظ

جناب مصباحی بنا بر سوره مجادله در جایی که پیامبر گرامی اسلام جواب بانوی شکایت برنده به خدا را نداشته است چگونه ممکن است به وجود مهدی موعود خبر دهد و در قرآن نیامده باشد؟ [quote]مسلمانان موضوع مهدی موعود را بر اساس سخنان و بشارت های پیامبر گرامی اسلام به عنوان یکی از اعتقادات آخرالزمانی خود اتخاذ کرده اند[/quote] بر انتظار اهل کتاب به وجود امام زمان استناد نکنید که آنها در اثر عدم اعتقاد به قرآن منتظر “احمد” هستند… بر اعتقاد اهل سنت نیز متکی نباشید که همچون شیعیان در این مورد به قرآن متکی نیستند… بهتر است نیروی… مطالعه بیشتر»

عبدالله مصباحی
عبدالله مصباحی
مهر ۴, ۱۳۹۸ ۶:۱۵ ب٫ظ

باتشکر مجدد از توجه تان. نکاتی جهت روشن شدن مراد نگارنده به محضر عزیزتان عرض می شود:۱. سخن از مهدی موعود سخنی نیست که به مذهب شیعه إمامیه اختصاص داشته باشد چرا که اهل سنت نیز مهدی موعود را از اعتقادات آخر الزمانی مسلمانان می دانند که برای تحقق آرمان بزرگ و شگفت انگیز وتجربه ناشده توسط بشر به ظهور خواهد رسید. ۲. آن چه به شیعه إمامیه اختصاص دارد باور به مهدی موعود زنده ای است که دوازدهمین إمام إمامیه نیز می باشد هر چند غایب از نظرهاست. ۳. بنابراین تحقق آرمان بزرگ و شگفت انگیز یاد شده از… مطالعه بیشتر»

مرادی
مرادی
مهر ۳, ۱۳۹۸ ۲:۱۹ ق٫ظ

جناب مصباحی

این “اگر” در عبارت شما یعنی چی؟

[quote]اگر خداوند متعال آن گونه که علمای إمامیه می اندیشند از طریق دوازدهمین إمام و جانشین پیامبر گرامی اسلام تحقق آرمان بزرگ و شگفت انگیز و تجریه ناشده توسط بشر را جامه تحقق خواهد پوشاند می توان از همین اندیشه، پیشینی بودن طرح غیبت کبری را نیز به نیکی استنتاج کرد.[/quote]

به چه دلیل خداوند هم همچنان می اندیشد و عمل میکند که علمای شیعی می اندیشند؟

عبدالله مصباحی
عبدالله مصباحی
مهر ۱, ۱۳۹۸ ۷:۵۰ ب٫ظ

با تشکر از توجه حضرت عالی لازم است به چند نکته اشاره نمایم: ۱. نگارنده مقاله نقدی بر ادله غیبت کبری از احادیث به عنوان دلیل پیشینی بودن غیبت کبری بهره نبرده است اگر از حدیثی یاد شده تنها به عنوان شاهدی بر نظر نگارنده مورد استفاده قرار گرفته است از شاهد تا دلیل فاصله بسیار است همانگونه که از شواهد دیگر هم استفاده شده است. ۲. نگارنده هرگز در پی إرائه قانونی الاهی برای غیبت کبری نبوده و نیست بلکه نظری در قبال نظرهای دیگر إرائه داده است. اگر نظر شیعه إمامیه پذیرفته شود که دوازدهمین إمام به جای… مطالعه بیشتر»

مرادی
مرادی
شهریور ۳۰, ۱۳۹۸ ۴:۱۷ ب٫ظ

جناب مصباحی اینکه میفرمایید: [quote]صاحب این قلم بر این باور است که غیبت کبری أمری پیشینی است که ریشه در تدبیر إلهی دارد[/quote] ….وَأَنْ تُشْرِکُوا بِاللَّهِ مَا لَمْ یُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَأَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿۳۳﴾اعراف دلیل اتخاذ راهکار پیشینی بودن از جانب شما چیست؟ آیا غیر چند حدیث منبع دیگری دارید؟ هر نوع قانونگذار باید با معرفی و سندیت الهی (نه حدیث) باشد…در آیه ۳۳ اعراف ملاحظه بفرمایید که آمده است :”ما لم ینزل”… چه راحت شده است برای فرقه ها و احزاب جا زدن افرادی (ولو بسیار منزه و نیکوکار) بعنوان مرجع قانونگذاری و حکمرانی… مطالعه بیشتر»

سام
سام
شهریور ۲۹, ۱۳۹۸ ۵:۳۰ ق٫ظ

نظر جناب عالی جز اینکه دروغی به ادعاهای دروغ قبلی اضافه کرده چیز جدیدی ندارد به هر حال کسی که پنهان شده چه از ترس باشد و چه اینکه به حل مشکلات مردم اهمیت ندهد و یا به گفته شما پنهان شده تا روز راحتی فرابرسد در حال حاضر مشکلی از مشکلات و دردی از دردهای مردم را حل نمی کند و به کاری نمی اید

فهرست
10
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx
()
x