انتخاب برتر امام صادق علیه السلام

نیلوفر – علی علوی*:  سیره ی امام حسین علیه السلام با سیره ی امام صادق علیه السلام در رویاروئی با رژیم های فاسد ، نفس گیر و مضطرب کننده ی انسان به تعبیر حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه ، (۱) متفاوت و دو گانه می باشد. یکی خود را به آب و آتش می زند و به احتمالات…

نیلوفر – علی علوی*:  سیره ی امام حسین علیه السلام با سیره ی امام صادق علیه السلام در رویاروئی با رژیم های فاسد ، نفس گیر و مضطرب کننده ی انسان به تعبیر حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه ، (۱) متفاوت و دو گانه می باشد. یکی خود را به آب و آتش می زند و به احتمالات روشن و قوی در باره ی شهادتش ترتیب اثر نمی دهد و دیگری کمترین احتمال را در این باره از نظر دور نمیدارد ، خانه نشینی را انتخاب می کند و به فرهنگ سازی و اشراف بر جامعه ی مسلمانان می پردازد.

یکی ‌تنها به پا می خیزد و کمی یاران برایش فرق نمی کند و بلکه از یاران می خواهد که تاریکی شب را مانند مرکبی راهوار قرار دهند و در سیاهی شب دور شوند (۲) و دیگری علیرغم در خواست هواداران ِ قدرتمند عربی و ایرانی مثل ابو مسلم خراسانی به شورش نمی کند و به کتاب و قلم روی می آورد.

این تفاوت ، شاید بدین معناست که هرکس در این عالم دارای ظرفیت وجودی ، مکانی و زمانی ِمنحصر به فرد است و عالم وجود از هر شخصی ، هدف ِ ویژه ای را اراده کرده و تکلیف ِ خاصی را خواسته است و هنر آدمی در این نگاه ِ هستی شناسانه این است که مأموریت ِ خاص ِ خود را به پیش ببرد.

با این طرز نگاه در جستجوی یک حکم مطلق و ثابت بودن ؛ برای حل ِ تعارض ، میان سیره ی امام حسین ع و صادق آل محمد ع یک خطای معرفتی است زیرا قیاس و مقایسه در افراد و مصادیق ِوجود انسانی ، ماحصلی به دست نمی دهد و همیشه چند چیز برای تمایز و تفاوت باقی می ماند.

خطای ِمعرفتی ِفرشتگان و ابلیس در آفرینش انسان نیز ، از رهگذر همین قیاس بود.

تفاوت این دو سیره ، این نکته را نیز ، تعلیم می کند که عاقلان ِعاشق و عاشقان ِعاقل در هستی خویش ، همواره ، هموارترین راه و اثر بخش ترین طریق را انتخاب می کنند.

به بیان امام صادق علیه السلام به نقل ِعطار ” در ” تذکره الأولیاء ” ۳ ، عاقلان میان خوب و بد ، فقط انتخاب نمی کنند. چه ! حیوانات نیز چنین می زیند و رفتار می کنند بلکه خردورزان ، میان خوب و خوبتر ، همواره ، خوبتر را برمی گزینند.

خوبتر برای امام حسین علیه السلام و امام صادق علیه السلام همانی بود که از لوح و صحیفه ی فاطمی _ شاید به زبان تمثیلی _ با چشم قلب دیدند و سپس میان خوب و خوبتر و إحدی الحُسنَیَین ، شهادت و قلم ، دست به انتخاب بهترین راه و أثرگذار ترین مشی زدند.

در همهمه ی مبهم ِرویش ِترجمه های فرهنگی ، پیدایش ِنحله های مذهبی و معرفتی ، الهیات طبیعی یونانی و اندیشه های الحادی ، قیام و شورش و بی صاحب گذاشتن معارف آخرین دین ، چیزی شبیه خودزنی و خودسوزی بود که از ساحت ِ بلند امام صادق ع بسیار دور بود.

* فوق لیسانس فقه عمومی

پی نوشت:
۱-  نهج البلاغه خ ۵
۲-  خطبه ی شب عاشورای امام حسین ع

۳ – تذکره الاولیاء عطار نیشابوری ، احوالات امام صادق علیه السلام

۰ ۰ آرا
ارزیابی شما
guest
8 Comments
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
علوی
علوی
مرداد ۹, ۱۳۹۶ ۷:۲۹ ب٫ظ

به مطلب درستی اشاره داشتید که مبتلی به است. در عین حال سئوالی هم پیش می آید و ان اینکه ما که با این اغتشاش در برداشت دینی روبرو هستیم از کجا میدانیم که دین اصلا حرفش چیست؟یعنی ما الان به تعداد استنباطات و برداشتها تعریف از دین داریم.چگونه میتوانیم بگوییم دین هدف اصلیش این بوده یا آن؟ البته بنده خودم هنوز پاسخ روشنی نیافته ام.

علوی
علوی
مرداد ۸, ۱۳۹۶ ۰:۴۳ ق٫ظ

جواد آقای عزیز..بنده متوجه نشدم که اعتراض شما به چیست؟ تفاوت و گوناگونگی تفسیر و فهم دین که امری بدیهی است. در مورد سیره ائمه هم همینطور است. شما آیا فکر میکنید که از حادثه کربلا تفسیر و قرائت یکسانی وجود دارد؟ در مورد امام حسن و صلح ایشان چطور؟ یا دوره امام علی؟ شما بررسی بفرمائید و ببینید چگونه بسته به اطلاعات و افکار و پیش فرضها، نتایج گوناگون اخذ میشود. حال کدام برداشت و یا تفسیر درست است؟ پس ملاحظه میفرمائید موضوع به این سادگی نیست. شما وقتی تفسیری را قبول کردید، چون امری دینی است بدنبال اجرای… مطالعه بیشتر»

حجت جانان
حجت جانان
مرداد ۷, ۱۳۹۶ ۶:۴۶ ب٫ظ

مکاتب اخلاقی نیامده اند که فصل الخطاب باشند ولی دین باادعای معصومیت وصل بودن به غیب وخدا امده است که فصل الخطاب باشد اگر قرار بود هرکسی هرطور که دلش خواست وفهمید عمل کند دیگر نیازی به وجود دین نبود هرکسی به تشخیص خود عمل میکرد دین امده که حرف اول واخر را بزند که راه را مشخص نماید که بشر به بیراهه نرود پس باید صراحت کلام داشته باشد باید اظهر من الشمس باشد تا تفسیرمختلف ومتفاوت از ان نشود ولی برعکس میبینیم که متون دینی دارای ظرفیت برداشت دوگانه وچندگانه هستند گفته های ضدو نقیض فراوان درمتون دینی… مطالعه بیشتر»

جواد
جواد
مرداد ۵, ۱۳۹۶ ۹:۱۵ ب٫ظ

۱_ پذیرفتید که هر پدیده ای از آن جمله شیو ه ی تعامل معصومان با حکومت های جور قابل تفسیرها و تبیین های ک متفاوت است اگر به صرف عدم توانائی بر جمع بندی بی فایده است آنگونه که در پایان نوشته اشاره کرده اید باید در تفسیر های متفاوت از دین هم بسته و تخته شود به عبارت دیگر صدر و ذیل نوشته ی شما متعارض است زیرا تفسیر از دین را متفاوت و بی نهایت می بینید اما آنرا طرد نمی کنید ولی تفسیر های متفاوت از روش تعامل معصومان را مردود می وانید ۲_ شما چرا به… مطالعه بیشتر»

علوی
علوی
مرداد ۱, ۱۳۹۶ ۵:۳۵ ق٫ظ

دوست عزیز..برداشت و تفسیر متفاوت از یک دین امری رایج است و هیچ راه حلی هم برای یکسان کردن آن نیست چون موضوع فهم انسان و شیوه فهم او است. مشکل بعدی این است که وقتی کسی راجع به “دینداران” و یا “دین باوران” مطلبی میگوید اولین بر خوزد ما خط کشی با او است چون قطعا از بی دینان است. برای ما ظاهرا مشکل است که باور کنیم که خود دین باوران هم میتوانند از خود انتقاد کنند و یا سئوالی داشته باشند.فهم اینکه افرادی هر چند بزرگ به لحاظ موقعیت در اعصار مختلف رفتارهای متفاوتی داشته باشند امری… مطالعه بیشتر»

جواد
جواد
تیر ۳۱, ۱۳۹۶ ۶:۱۸ ب٫ظ

با سلا م اینکه فرموده اید چرا دینداران استنباط واحدی ندارند در برخی ازسخنان استاد ارجمند ملکیان هم امده است خاطرم هست ایشان در باره ی عدم انتخاب یکی از مکاتب سه گانه ی اخلاقی از سوی مسلمانان ، همین گلایه را کرده بودند این سخن شاید در کلیت آن ، مورد پذیرش باشد اما مگر همه ی پیروان مکاتب بشری دارای استنباط واحدند ؟ و اصولن مگر ازهر حادثه ای حتی حادثه های عینی جزئی ،بی نهایت تفسیر و برداشت و استنباط صورت نمی گیرد ؟نوشته اید چرا الگو پذیری و پاسخ گرفتن از امامان درگذشته تاریخ باید برای… مطالعه بیشتر»

علوی
علوی
تیر ۳۱, ۱۳۹۶ ۰:۱۰ ق٫ظ

یک مشکل اساسی بر سر راه دینداران این است که بین ایشان هیچ استنباط واحدی از مفاهیم دینی دیده نمیشود. برای مثال چرا باید برای ماالگو گرفتن از ائمه مهم باشد؟ چرا باید ازکسانی که در درازنای تاریخ و در جامعه ای بسیار بیگانه با ان چه ما هستیم زندگی میکردند بدنبال جواب برای سئوالات خو دباشیم؟ شما ملاحظه بقرمائید که انقدر در این موضوع غرق شده ایم که باید استدلال کرد دو امام دو سیره مختلف داشته اند ولی باید از سوی دیگر هم بگویم همه آنها نور واحدند..ما اگر قبول کنیم که وقت خود را صرف یافتن پاسخهای… مطالعه بیشتر»

حجت جانان
حجت جانان
تیر ۲۹, ۱۳۹۶ ۷:۳۳ ق٫ظ

اقای علی علوی از نهج البلاغه سند نیاورید که نهج البلاغه را قبول ندارید چون مدعی هستید که نهج البلاغه خطبه ها ونامه هایش سند ندارد یک بام ودوهوا نمیشود حق ندارید در منابر وسخنرانیها از علی ونهج البلاغه به نفع خودتان استفاده کنید وهر جا گیر کردید وبنا به همان نهج البلاغه پاسخی نداشتید کلا منکر نهج البلاغه شوید ! بارها دیده ام که همفکران شما وفقه خواندهها چنین میکنند یا هرگز به نهج البلاغه استناد نکنید ویا اگر میکنید باید به تمامی انرا بپذیرید چرا باید از طرف فقیهان ومدعیان اسلام اصولگرا وسنتی نهج البلاغه فاقد سند معرفی… مطالعه بیشتر»

فهرست
8
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx
()
x