حقوق انسان در آموزه های امام علی(ع)

فاضل میبدی: در نگاه امام علی انسانها در اصل آفرینش هیچ گونه تمایزی با یکدیگر ندارند. در عهدنامه خود به مالک می گوید: با مردم مانند درندگان برخورد مکن، افراد جامعه از دو صنف خارج نیستند، یا برادر دینی تو هستند و یا در خلقت مانند تو و با تو مساوی می باشند. برابری آفرینش آدمیان ایجاب می کند که…

فاضل میبدی: در نگاه امام علی انسانها در اصل آفرینش هیچ گونه تمایزی با یکدیگر ندارند. در عهدنامه خود به مالک می گوید: با مردم مانند درندگان برخورد مکن، افراد جامعه از دو صنف خارج نیستند، یا برادر دینی تو هستند و یا در خلقت مانند تو و با تو مساوی می باشند. برابری آفرینش آدمیان ایجاب می کند که افراد بشر ذاتاً دارای منزلتی برابر باشند و تفاوت آنان در آیین و نژاد و مذهب باعث تمایز آنان در حقوق اجتماعی نگردد. امام، در باره تساوی حقوق، در نامه ای به اسود بن قطبه فرمانده سپاه حلوان چنین یادآور می شود: همه در برابر حق باید یکسان و برابر باشند و هیچ کس را بر دیگری امتیازی نیست.

 

****

حقوق انسان در آموزه های امام علی(ع)

|فاضل میبدی|

ای علی که جمله عقل و دیده ای

شمه ای واگو از آنچه دیده ای

تیغ حلمت جان ما را چاک کرد

آب علمت خاک ما را پاک کرد

بازگو دانم که این اسرار هوست

زانکه بی شمشیر کشتن کار اوست

(مولوی، دفتر اول )

در جهان امروز توجه به حقوق آدمیان از مباحث مهم وکلیدی در عرصه های سیاسی واجتماعی به شمار می رود. اعلامیه سی ماده ای “حقوق بشر “از دست آوردهای این موضوع مهم در دوران جدید است. اصطلاح حقوق بشر (human rijhts) در میان فیلسوفان غرب سابقه کهن تاریخی ندارد و عالمان عصر روشنگری مانند کانت که منظومه فکری و فلسفه عملی خود را بر کرامت انسان گذاشته اند، اما مسئله حقوق انسان را چندان کلیدی تلقی نکرده اند و یا چندان مرسوم نبوده است. با توجه به آموزه های اسلامی، بویژه در تعالیم امام علی (ع) مسئله حقوق مردم از اهم مسایل به شمار امده و هر انسانی منهای عقیده و آیین از حقوق طبیعی و الهی برخوردار است و باید این حقوق پاس داشته شود. حقوقی از قبیل: حق آزادی، حق حیات، حق ازدواج و حق انتخاب عقیده را کسی برای انسان وضع نکرده؛ بلکه این ها از حقوق خدادادی است و قابل سلب کردن از ناحیه کسی نیست. از دغددغه های امیر المومنین (ع) در دوران حکومتش این بود که این حقوق ضایع نگردد و حتی مخالفینش از حقوق طبیعی خود بهره مند شوند. امروز صاحبان حقوق بشر می گویند نخستین حق طبیعی انسان آزادی است و کسی نمی تواند این حق را از انسان سلب نماید، و کرامت انسان اقتضاء می کند که بشر صاحب چنین حقی باشد. زیرا خداوند انسان را آزاد آفریده است.

امام علی ع در طی خطبه ای فرمود:

أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ آدَمَ لَمْ یَلِدْ عَبْداً وَ لَا أَمَهً وَ إِنَّ النَّاسَ کُلَّهُمْ‏ أَحْرَارٌ ( الکافی ۸۶۹ج۸ ص ۶۹)

مردم بدانید که انسان برده و کنیز آفریده نشده، بلکه تمام انسانها آزاد آفریده گشته اند. این جمله روزگاری ایراد شد که در فلسفه های یونان از قول برخی فیلسوفان می گفتند که بردگان از نخست برده آفریده شده اند. در دولت شهر های یونان بردگان به لحاظ طبقاتی از بقیه ساکنان شهر کاملا جدا بودند. آنها نه تنها آزاد نبودند، بلکه در اندیشه سیاسی یونانیان به مثابه موجوداتی تلقی می شدند که ارزشی کمتر از انسان داشتند. برخی آنها را همطراز زن و عده ای همچون وحشیان فاقد عقل می پنداشتند. جامعه یونان اغلب چنین توصیف شده است که در آن بردگان کلیه کارهای یدی را انجام می دادند. افلاطون ارزشی برای تعیین جایگاه بردگان در جامعه قائل نبود. اما در تعالیم امام علی (ع) مسئله به گونه ای دیگر است. انسان به عنوان انسان دارای ارزش و کرامت ذاتی است و کسی حق ندارد این ارزش را زیر پا نهد و یا انسانها را با ارزشهای ذاتی متفاوت ببیند.

در تاریخ حاکمیت امام علی مواردی را می بینیم که حضرت با کسانی که می خواستند کرامت وآزادی خود را زیر پا گذارند برخوردی پند آموز داشته است. از جمله :
هنگامی که حضرت در راه رفتن به شام به محلی بنام “انبار ” رسید دهقانان آن شهر پیشاپیش اما م می دویدند،

امام فرمود : ما هذا الذی صنعتموه؟ این چه کاری است که شما می کنید؟

فقالوا خلق منا نعظم به امراءنا ،عادتی است که داریم وبا این روش حاکمان خود را احترام می گذاریم.

امام با این جملات مردم را از این کار منع کرد:

والله ما ینتفع بهذا امراءکم وانکم لتشقون علی انفسکم و تشقون به فی آخرتکم، امیران شما با این کار سودی نبردند. شما با این کار در دنیاتان به رنج می افتید و در آخرت بد بخت می گردید. و چه زیانبار است رنجی که کیفر در پی داشته باشد و چه سود مند است آسودگی همراه با ایمنی از عذاب خدا. (نهج البلاغه حکمت ۳۷)

یعنی اگر انسان کرامت و آزادگی خود را به پای قدرتی قربانی کند، هم رنج دنیا و هم عذاب آخرت در پی دارد.

در موردی دیگر،هنگامی که امام (ع) از صفین به کوفه باز می گشت، به شبامیان که تیره ای از قبیله همدان بودند برخورد کرد؛ یکی از بزرگان این قوم بنام حرب بن شرحبیل در رکاب حضرت دوید. در حالی که حضرت سواره بود و او پیاده.

امام به  او فرمود : ارجع فان مشی مثلک مع مثلی فتنه للوالی ومذله للمئومن. بازگرد، پیاده رفتن چون تویی در رکاب چون منی موجب فریب والی و مذلت و خواری مئومنان است .(حکمت ۳۲۲) این سخنان زمانی گفته می شود که حضرت در اوج قدر ت و حکومت قرار دارد وبه تمام بشریت پیام می دهد که کرامت و آزادی خود را به پای هیچ قدر تی مخدوش و لکه دار نسازد . و به حاکمان تاریخ می آموزد که کرامت آدمی نباید در هیچ شرایطی به پای قدرت حاکمان آسیب ببیند.

 

و در جمله ای دیگر می فرماید:

اکرم نفسک عن کل دنیه وان ساقتک الی الرغایب ..،خود را گرانمایه تر از آن شمار که در زندگی به فرومایگی وحقارت تن دردهی ، گر چه آن ذلت پذیری، تو را به خواسته های دلت برساند. چرا که تو هرگز نخواهی توانست در برابر آنچه در این راه ا ز دست داده ای بهایی به دست آوری، و هرگز برده دیگری مباش که خدا تو را آ زاد و آزادیخواه آفریده است .(نهج البلاغه نامه ۳۱).

ای کاش فقیهان و متکلمان اسلام روی این سخنان، کاوشهای بیشتری می کردند وبه آن اندازه که برای مسلمانان تکالیف شرعی و فروعات فقهی استباط کرده اند، حقوق آدمیان را نیزدر این راستا احیا می کردند و بر اساس اموزه های امام علی(ع)کرامت آدمی را در برابر فلسفه های امروزی روشن می ساختند.

شگفت این که پس از سقوط خلیفه سوم از حضرت پرسیدند چرا حکومت عثمان گرفتار چنین سرنوشتی شد؟ امام در پاسخ فرمود : استاثر واساء الاثره وجزعتم فاساتم الجزع، او در اداره جامعه و رعایت حقوق مردم استبداد و انحصار به خرج داد وشما نیز با او سخت و تند برخورد کردید و کار را از مرز منطق گذراندید(خطیه ۳۰) در این جا، هم روش خلیفه محکوم است، چون استبداد به خرج داده و هم روش انقلابیونی که دست به کشتار خلیفه زدند، زیرا با روشهای افرطی و خونریزی هیچ مشکلی حل نمی شود.

برابری ومساوات

در نگاه امام علی انسانها در اصل آفرینش هیچ گونه تمایزی با یکدیگر ندارند. در عهدنامه خود به مالک می گوید ولا تکونن علیهم سبعا ضاریا فانهم صنفان : «اِمّا اخٌ لک فی الدّین او نظیرٌ لک فی الخَلْق»با مردم مانند درندگان برخورد مکن، افراد جامعه از دو صنف خارج نیستند، یا برادر دینی تو هستند و یا در خلقت مانند تو و با تو مساوی می باشند. برابری آفرینش آدمیان ایجاب می کند که افراد بشر ذاتاً دارای منزلتی برابر باشند و تفاوت آنان در آیین و نژاد و مذهب باعث تمایز آنان در حقوق اجتماعی نگردد.

امام، در باره تساوی حقوق، در نامه ای به اسود بن قطبه فرمانده سپاه حلوان چنین یادآور می شود: «فَلیکُنْ امرُ النّاسِ عندک فی الحقِّ سواء»؛(نامه ۵۹)همه در برابر حق باید یکسان و برابر باشند و هیچ کس را بر دیگری امتیازی نیست.

در جای دیگر خطاب به فرماندهانش می گوید:
حق شما بر من این است که در مورد «حق» تمامتان را به یک چشم بنگرم.»(نامه۰ ۵)]

و یا خطاب به مالک اشتر می فرماید:
هرگز شرافت و شخصیت کسی وادارت نکند که کار کوچکش را بزرگ بشماری و گمنامی انسانی سبب گردد که کار بزرگ او را کوچک پنداری]

و گویاتر از همه این فرمان است:
و اَلْزِمِ الحقَّ مَنْ لَزِمَه من القریب و البعید؛]حق را در مورد هر کسی که بایسته است دور یا نزدیک اجرا کن.

از حقوق آدمیان مصونیت از تجسس در احوال شخصی آنان است. عدم افشای اسرار و رازهای خصوصی مردم یکی از حقوقی است که هم برای افراد و هم برای حکومت ایجاد تکلیف می کند. حکومت باید به خلوت افراد احترام گذارد. اسلام تجسس را صریحاً ممنوع ساخته است.

امیر مؤمنان در عهدنامه مالک اشتر به این حق مردم نیز تأکید فرموده است:
«ولیکُن ابعد رعیّتک منک وَ اَشنؤهُم عندک اَطلَبهم لمعایب الناس، فانّ فی النّاس عیوباً، الوالی احقّ من سترها، فلا تکشفنّ عمّا غاب عنک منها فانّما علیک تطهیرُ ما ظهر لک و الله یحکُم علی ما غاب عنک فاستر العوره ما استطعت؛[نامه ۵۳} دورترین و زننده ترین افراد در نزد تو باید کسانی باشند که بیشتر در جستجوی عیوب مردم اند. در همه مردم کاستیهایی است که زمامدار شایسته ترین فرد در پوشاندن و مخفی کردن آن است. هرگز مباد که از عیبی که بر تو پنهان است پرده برگیری که مسؤولیت تو پاکسازی زشتی های نمایان است. خداوند در مورد آنچه از چشم تو پنهان است حکم می کند پس تو، هر چه می توانی زشتی های افراد را پنهان دار(نامه ۵۳).

ای کاش این آموزه های تعالی بخش در این روزگار غربت حق وعدالت، مورد توجه حاکمان، بویژه حاکمان کشورهای اسلامی قرار می گرفت وشرافت و کرامت بشریت به جایگاه خود باز می گشت تا جهان شاهد این همه آوارگی وخون ریزی در جامعه مسلمانان نباشد. اما همانطور که امام علی شهید شمشیر جهالت خارجی مسلکان شد، پاره ای از مسلمانان امروز قربانی جهل دیندارانی می شوند که هیچ آشنایی با روح اسلام و فرهنگ قرآن ندارند. و خشم را بر حلم حاکم کرده اند.

تیغ حلمم گردن خشمم زده است

خشم حق برمن چو رحمت آمده است

غرق نورم گرچه سقفم شد خراب

روضه گشتم گرچه هستم بو تراب

(مولوی دفتر اول)

 

 

 

مطالب دیگر  از این نویسنده:

بعثت برای اخلاق

معنای اسلامی کردن جامعه چیست؟

۰ ۰ آرا
ارزیابی شما
guest
1 دیدگاه
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
Violet
Violet
دی ۶, ۱۳۹۸ ۲:۳۵ ق٫ظ

Hello there! Do you know if they make any plugins to assist with Search Engine
Optimization? I’m trying to get my blog to rank for some targeted keywords but I’m not seeing very good gains.
If you know of any please share. Appreciate it!

Feel free to surf to my homepage … [url=https://hypersphere.ai/en]hypersphere.ai[/url]

فهرست
1
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx
()
x