کدامین علم دینی؟

 محمد باقر رحیمی*: این روزها که بحث بومی سازی علوم بیشتر از گذشته به میان آمده است،برخی در راستای این موضوع به محکوم ساختن علوم و فنون برخاسته از کشورهای غربی دست می زنند.به ویژه این طرد و نفی برای علوم انسانی انجام می شود. به طور کلی در بحث بومی سازی به این شیوه دو راهبرد مورد استفاده قرار…

 محمد باقر رحیمی*: این روزها که بحث بومی سازی علوم بیشتر از گذشته به میان آمده است،برخی در راستای این موضوع به محکوم ساختن علوم و فنون برخاسته از کشورهای غربی دست می زنند.به ویژه این طرد و نفی برای علوم انسانی انجام می شود. به طور کلی در بحث بومی سازی به این شیوه دو راهبرد مورد استفاده قرار می گیرد:کلی نگری و نفی.

در راهبرد کلی گرایانه به عنوان نمونه گفته می شود کلیت علمی چون روان شناسی که بر خاسته از غرب است،باید کنار گذاشته شود. زیرا با زیست بوم جامعه ای چون دینی ای چون ایران هاهنگی و همانندی ندارد.در پاسخ باید گفت اگر چه در این دانش ها موارد غیر قابل پذیرشی از جهت فرهنگی برای ایرانی مسلمان وجود دارد،اماکلیت این علوم را نمی توان کنار گذاشت.حتی این در نظر گرفتن چهار چوب فرهنگی نیز برایهمه علوم یکسان نیست .به طور مثال در دانش پزشکی تطابق فرهنگی چندانی لازم نمی باشد،نمی توان گفت عمل جراحی کلیه در یک کشور اروپایی با یک کشور آسیای شرقی تفاوت قابل توجهی دارد.اگر دانش جهانی است ،پس به طور مبنایی همه جا قابل پذیرش است (علمی بودن بیشتر یک موضوع به معنای تعمیم پذیری بیشتر آنست).

جدای از راهبرد کلی نگری ،راهبرد نابایسته دیگری که برخی استفاده می برند،نفی دیگران برای اثبات خویشتن است.برای بومی سازی علوم وفنون نمی توان علوم و فنون ویا به طورکلی ترتمدن دیگران را نفی کرد.ما برای دانش بومی باید به مرحله تولید دانش برسیم،وتا به این مرحله نرسیم به حقیقت بومی شدن نرسیده ایم.روزگاری که قرون شکوفایی جوامع اسلامی و از جمله ایران بود ،دانش ابن سینا وزکریای رازی در مراکز علمی اروپا تدریس می شد.آن هنگام اروپا به تولید دانش نرسیده بود.امابه عکس از قرن شانزدهم میلادی تا کنون این کشورهای غربی و برخی جوامع دیگرند که پیشرو در تولید دانش هستند.

بومی سازی معنای خردتری نیز دارد و ان اینکه اگر چه از علوم وفنون جهانی استفاده می بریم، اما آنها را بنا بر چهار چوب فرهنگ خودی سامان می دهیم.همه کشور ها از این راهبرد نسبت به هم استفاده می برند،یعنی اندیشه جهانی و عمل بومی.

بومی سازی چهره دیگری نیز دارد و آن اینکه بیان می شود از آنجاکه علوم مسلط امروز برخاسته از غرب است بر مبنای سکولاریسم فلسفی یا خدا ناباوری است،نمی تواند مورد استفاده در جوامع دینی قرار بگیرد.(از جمله حسین نصر)بنا براین مساله ما به بومی سازی نیاز داریم . در پاسخ به این نگرش نیز باید به این پرسش بپردازیم که آیا علم دینی ممکن و معنادار است یا خیر؟اگر منظور ما از علم دینی این باشد که محتوای علوم را از دل علوم دینی استخراج کنیم،بدیهی است چنین علم دینی ای وجود پیدا نمی کند.(جز علومی که الهیات نام می گیرند-آنهم نه به طور مطلق-).اما اگر منظور ما از علم دینی ،قرار گرفتن علوم در جهت دین باشد،البته در این صورت ترکیب علم دینی درست خواهد بود.در این صورت ما نه با محتوا که با غایت یا جهت سر و کار داریم بنابراین به جای محتوا با فاعل یاعالم روبرو هستیم .این صاحب علم است که به آن جهت می دهد ،خدا پسندانه یاغیر خداپسندانه ،و لذا با محتوای دانش رابطه پیدا نمیکند.

با این وجه از علوم از ریاضی گرفته تا روانشتاسی ،همه ابزارند و در عین حال استقلال دارند،اما اینکه در کدام سمت از آن استفاده گردد بستگی به عالم آن علوم دارد.حال اگر منظورکسانی که علوم غربی رااز مبنا غیر خداباورانه می دانند محتوا باشد ،بدیهی است که محتوا در تمدن اسلامی جز با تولید علم ممکن نمی شود.و اگر منظور ایشان از علم دینی جهت خداباورانه باشد،البته سخن ایشان درست است. اما برای این هدف باید عالم و عامل این علوم خداباور باشند و از این ابزار در جهت دین استفاده کنندو هیچ ربطی به محتوای علوم که حکم ابزار را دارند نخواهد داشت.بنابراین به طور کلی علم دینی و غیر دینی نداریم و جز جهت بخشی ترکیب علم دینی صحیح نخواهد بود.

برخی با گردآوری و استخراج تعدادی آیات و روایات و جای دادن آنها تحت یک عنوان،تلاش می کنند کار خود را رهیافتی اسلامی از دانش خاصی نشان دهند،جامعه شناسی اسلامی ،روان شناسی اسلامی و همانند اینها.اضافه ساختن پسوند اسلامی به این علوم و با این رویکرد چه بسا اهداف اساسی دین را دچار ابهام سازد.با این رویکرد برمعارف اسلامی موضوعاتی حمل می کنیم که بسیار ممکن است از اهداف حقیقی اسلامی ما را دور سازد.اینکه در معارف اسلامی به کلیات همه امور توجه شده است نباید سبب گردد که از دل این معارف علوم مختلف را بیرون کشیم.

* کارشناس ارشد فلسفه تعلیم و تربیت  و مدرس دانشگاه

——————————————————-

پاسخ ارسالی مولف:

پاسخ به منتقد محترم مقاله کدامین علم دینی؟

در پاسخ به ناقد محترم مقاله اینجانب با عنوان “کدامین علم دینی؟” باید عرض کنم بنا بر این مقاله نگارنده به گونه ای علم دینی را
پذیرفته است وآن علمی است که در راستای غایات دینی مورد استفاده قرار گیرد. در این پذیرش آنچه دینی خواهد بود نه علم که عالم آن می باشد.این عالم علم است که عملکرد خداپسندانه یا غیر پسندانه ارایه می دهد .حال باید از این منتقد گرامی پرسید اگر شمااز علم دینی یا علم اسلامی تعریف و توضیحی دارید ارایه دهید و یا اگر ازآرا کسی همچون دکتر گلشنی دریافتی دارید آن را مکتوب نمایید تا ملاحظه شود.دکتر گلشنی خود اشاره می کند که علمی اسلامی است که از جهان بینی اسلامی سرچشمه گرفته باشد.آنچه ایشان و برخی صاحب نظران پذیرنده علم دینی گفته اند تا آن حد کلی و مبهم است که باعث عملکرد غلط در اجرا خواهند شد.کافی است با مراجعه به اساتید و دبیران کتب تغییر یافته بر اساس این نظرات نا روشن متوجه شویم چه پیامد هایی داشته است .در مورد درسی چون جامعه شناسی پایه های دوم و سوم دوره متوسط ،دبیرا ن این دروس معتقدند با کتبی روبرو هستند که دیگر نه علمی اند و نه قابل تدریس .باتوجه به آن کلی گویها و روش های غیر علمی جز به عملکرد های غلط و زیان بار نمی رسیم. با سپاس

فهرست