یادگیری خشونت، از منظر نظریه یادگیری اجتماعی

فروغ خسروی: انتشار تصاویر خشونت آمیز در فضای مجازی که در سال های اخیر رواج یافته است می تواند به آموزش خشونت در جامعه دامن زند. برنامه درسی نظام آموزشی نیز مأوای خوبی برای بازتولید یادگیری های اجتماعی هستند. بنابراین باید با شناخت قابلیت های فناوری و جریانات اجتماعی و نظارتی دقیق تر بر فعالیت های نظام آموزشی به مقابله با…

فروغ خسروی: انتشار تصاویر خشونت آمیز در فضای مجازی که در سال های اخیر رواج یافته است می تواند به آموزش خشونت در جامعه دامن زند. برنامه درسی نظام آموزشی نیز مأوای خوبی برای بازتولید یادگیری های اجتماعی هستند. بنابراین باید با شناخت قابلیت های فناوری و جریانات اجتماعی و نظارتی دقیق تر بر فعالیت های نظام آموزشی به مقابله با پدیده خشونت و ایجاد وقفه در چرخه بازتولید آن پرداخت. در این نوشتار به بررسی یادگیری نمادین خشونت از طریق انتشار تصاویر و ویدئوها و نقش برنامه های درسی در بازتولید خشونت پرداخته می شود.

 

 

 

***

یادگیری خشونت، از منظر نظریه یادگیری اجتماعی

نگاهی به نظریه یادگیری اجتماعی بندورا

 

| فروغ خسروی* |

مقدمه: بسیاری از عادات روزانه مردم، سنت هایی هستند که از طریق مشاهدات اجتماعی به حافظه جمعی منتقل شده اند، آموخته شده اند و به کلیشه های رفتاری تبدیل شده اند. یادگیری هایی از قبیل خشم، محبت و همدلی، صبر و بسیاری از احساسات و رفتارهای ما که از طریق اجتماع آموخته می شوند، یادگیری اجتماعی نامیده می شود. با روند رو به رشد فناوری، فضای مجازی سهم عمده ای را در یادگیری های اجتماعی عهده دار شده است. انتشار تصاویر خشونت آمیز در فضای مجازی که در سال های اخیر رواج یافته است می تواند به آموزش خشونت در جامعه دامن زند. برنامه درسی نظام آموزشی نیز مأوای خوبی برای بازتولید یادگیری های اجتماعی هستند. بنابراین باید با شناخت قابلیت های فناوری و جریانات اجتماعی و نظارتی دقیق تر بر فعالیت های نظام آموزشی به مقابله با پدیده خشونت و ایجاد وقفه در چرخه بازتولید آن پرداخت. در این نوشتار به بررسی یادگیری نمادین خشونت از طریق انتشار تصاویر و ویدئوها و نقش برنامه های درسی در بازتولید خشونت پرداخته می شود.

نظریه یادگیری اجتماعی بر یادگیری از طریق مشاهده و تقلید تأکید می کند. به عقیده بندورا تمامی رفتارها و کلام ها حاوی پیام هایی برای یادگیری در طول زندگی روزانه می باشند. در این تئوری، یادگیری به سه طریق صورت می گیرد: از طریق دیدن رفتارها به صورت زنده – از طریق واژه ها و جملات (که مشاهده کلامی نام دارد) – از طریق کتاب ها و رسانه ها (که مشاهده نمادین نام دارد) تحقق می یابد. به این ترتیب ما در زنجیره ای از فعالیت های اجتماعی و یادگیری می باشیم. بر طبق نظریه یادگیری اجتماعی یا مشاهده ای، شخصیت، توانایی ها، موقعیت اجتماعی، جنسیت و سن افراد در پذیرش رفتارهای مشاهده شده و الگوسازی در جهت یادگیری و تقلید موثر می باشند. همچنین پاداش های درونی و بیرونی بر عمق یادگیری اجتماعی می افزایند. اگر یادگیری با تشویق مواجه شود، تکرار خواهد شد. عدم تشویق و یا تنبیه نیز اثر عکس خواهد گذاشت.

بندورا فرایند یادگیری را غیر قابل تفکیک از جامعه می داند. به عقیده او ورود به اجتماع آغاز فرایند یادگیری از طریق مشاهده است. حضور در اجتماع از نکات کلیدی این نظریه می باشد که به انتقال مفاهیم و تحقق یادگیری می انجامد. بنابراین خشونت نیز نوعی یادگیری است که در اجتماع ریشه دارد و از طریق تعاملات اجتماعی و طی مشاهدات به افراد منتقل می شود. خشونت از طریق رفتار، کلام و رسانه، در حافظه فرد جای می گیرد و درونی می شود. شیوه برخورد با مسائل اجتماعی، همکاران، دوستان، خانواده، دانش آموزان و… یادگیری هایی هستند که از طریق مشاهده آموخته می شوند. در نظریه یادگیری اجتماعی، یادگیری الزاما به رفتار تبدیل نمی گردد، بلکه ابتدا در شناخت فرد جای می گیرد و الگوهای ذهنی را تشکیل می دهد و در فرصت مناسب به رفتار تبدیل می گردد. به عبارتی دیگر ابتدا شناخت و جهان بینی فرد را تشکیل می دهد و رفتارها بر اساس آن شکل می گیرند. حکومت ها نیز از طریق وضع قوانین مجازات، در یادگیری اجتماعی و مشاهده ای خشونت نقش مهمی ایفا می کنند. قوانین مجازات اگر حامل پیام خشونت باشند، در حافظه شهروندان نهادینه شده، رفتار و الگوهای شناختی آنان را تحت تأثیر قرار می دهند. بسیاری از یادگیری های اجتماعی، یادگیری های سیاسی هستند که از طریق حاکمیت اعمال می شوند. هنگامی که قوانین، از مجازات های خشونت آمیز اعم از اعدام، قطع دست و پا و سنگسار و … حمایت کنند و علاوه بر آن، مجازات ها در ملاء عام انجام شوند، خشونت وارد چرخه یادگیری اجتماعی می شود.

خشونت، طیفی از رفتارهای نابهنجار از آزار جسمی تا تصویری و کلامی را شامل می گردد. قتل، خودزنی، تنبیه بدنی کودکان، فحاشی و… از نمونه های بارز خشونت محسوب می گردد که از طریق جامعه فراگرفته و آموزش داده می شود. بندورا آزمایشی در زمینه رفتار خشونت آمیز صورت داد که از دو گروه از کودکان در این آزمایش استفاده شد. در این آزمایش یک گروه از کودکان در معرض رفتار خشونت آمیز بزرگسالان با عروسکی به نام بوبو روبرو شدند و گروهی دیگر فقط با عروسک مواجه شدند. نتایج نشان داد کودکانی که در معرض رفتار خشونت آمیز بودند با عروسک به همان ترتیبِ بزرگسالان برخورد کردند و گروه دیگر، رفتاری مسالمت آمیز و عادی با عروسک داشتند. این آزمایش، تأییدی بر یادگیری خشونت از طریق مشاهده است. «بندورا عقیده داشت که خشونت، نوعی صورت آموخته شده رفتار اجتماعی است. فراگیری خشونت معمولا تحت تأثیر مستقیمِ مشاهدات فردی انجام می گیرد و می تواند نتیجه تجارب شخصیء برگرفته از نتایجِ مترتب بر رفتار دیگران باشد»(علی وردی نیا، اسفندیاری و وریاحی، ۱۳۸۹).

یکی از اقسام یادگیری اجتماعی، یادگیری نمادین است که از طریق تصاویر، کتاب ها، و رسانه ها صورت می پذیرد. یادگیری نمادین در سال های اخیر در نتیجه رشد فناوری های دیجیتالی، استفاده از رسانه ها در انتشار تصاویر و ویدئوها افزایش یافته است. از آنجا که با تغییر در سبک زندگی عصر مدرن و رشد فضای مجازی، میزان تعاملات رودر رو و چهره به چهره کاهش یافته است، در نتیجه نقش رسانه ها در تعاملات و یادگیری های اجتماعی، بسیار پررنگ تر گردیده است. این رسانه ها حامل پیام هایی برای ذهن است که به صورت آشکار و ضمنی در ضمیر فرد نقش می بندد و شناخت فرد را از جهان پیرامون شکل می دهند.

این رسانه ها از سویی نقش عظیمی در انتشار و افشای حقایق داشته اند. اما از سوی دیگر نقش آن ها را در آموزش خشونت نمی توان نادیده گرفت. صحنه های مشاجره، ضرب و شتم، فحاشی، آزار و اذیت، قتل و اعدام از مواردی است که روزانه با آن ها درگیر هستیم و برای ما نا آشنا نیستند. برخی از تصاویر انتشار یافته، حکایت کننده داستانی از بی تفاوتی و یا قساوت قلب حاضران در محل جنایت است چرا که عده زیادی از جمعیت حاضر را در حال تصویربرداری از صحنه خشونت نشان می دهد در حالی که به جای این کار، می توانستند به وقوع خشونت اعتراض کنند. انتشار این گونه تصاویر و ویدئوها می تواند بر ادامه چرخه خشونت در جامعه تأثیر گذار باشد. این تصاویر نه تنها خشونت را که بی تفاوت بودن به مسائل اجتماعی و قساوت اجتماعی را نیز آموزش می دهند، که قساوت اجتماعی، خود، نوعی از خشونت می باشد. انتشار تصاویر، می تواند مجوزی برای رواج رفتارهای خشونت آمیز باشد. شکستن قبح عمل و رفع موانع اجتماعی، بر ترویج آن عمل مؤثر است.

یکی از مهم ترین مخاطبان این گونه تصاویر، کودکان و قشر جوان تر جامعه می باشند. کودکان سرمایه های اجتماعی هستند که بنیان های شخصیتی آن ها در حال شکل گیری است و فرایند یادگیری آنها در این سنین، بیشتر، پذیرنده است تا تحلیلی و انتقادی. این قشر مهم جامعه، هنوز توان ایجاد کنترل بر نظام های اجتماعی را کسب نکرده اند و قدرت قضاوت و تحلیل نیز در آن ها شکل نگرفته است. انتشار این تصاویر و دسترسی آزاد کودکان به این گونه تصاویر، در حافظهء پذیرای کودکان، نقش عمیقی در ساخت الگوهای شناختی بر جای می گذارد. بنابراین یادگیری خشونت در کودکان را باید جدی گرفت. آن ها بسیار سریع تر و بیشتر تحت تأثیر یادگیری های اجتماعی قرار می گیرند و به سرعت تقویت کننده ها را جذب می کنند.

یادگیری های مشاهده ای یا اجتماعی، با الگو سازی در ذهن مخاطبان، وارد برنامه درسی پنهان نظام آموزشی می گردد و همان گونه که واجارگاه (۱۳۸۶، ۸) برنامه درسی پنهان را عاملی برای بازتولید جامعه معرفی کرده است، نظام آموزشی، به بازتولید شرایط اجتماعی از جمله خشونت از طریق برنامه درسی پنهان می پردازند. برنامه درسی پنهان، برنامه نانوشته ای است که در جریان تعاملات و یادگیری های اجتماعی در نظام آموزشی رخ می دهد و به دلیل اینکه با گرایش ها و احساسات پیوند عمیقی دارد، معمولا از برنامه درسی مصوب و آشکار قوی تر عمل می کند. نظریه پردازان انتقادی تعلیم و تربیت معتقدند که «برنامه درسی پنهان که از طریق کاربرد فناوری اطلاعات شکل می گیرد، در بردارنده طیفی گسترده از ابعاد ایدئولوژیک و نابرابر نظام تعلیم و تربیت رسمی است»(عطاران و همکاران،۱۳۸۶، ۱۸). دانش تجربیات غیر رسمی خود را از محیط های حضوری تر خانوادگی، گروه های رسمی، مهمانی و خرده فرهنگی های جوامعی از محله و کوچه و خیابان فرهنگ فولکور، تلفن های همراه و اس ام اس ها و بلوتوث از محیط های چت و تویتر و یوتیوب و فیس و بلاگ ها و بازی ها و سرگرمی ها و روابط و رسانه ها با خود حمل می کنند و تا محیط مدرسه و کریدورها و درون کلاس می کشانند و با برنامه درسی رسمی به شدت می آمیزند(فراستخواه، ۱۳۸۹).

انتشار اخبار خشونت در نظام آموزشی به صورت روزانه، گواهی است بر تسلط الگوهای شناختی خشونت بر نظام آموزشی. نظام های آموزشی در برنامه درسی تصویب شده و آشکار، تلاش دارند تا چهره ای موجه از خود نشان دهند. به عنوان مثال، از صلح، دوستی، صبر و سعه صدر حمایت می کنند اما حقیقت عریان آن ها در برنامه درسی پنهان تبلور می یابد. جایی که تصاویر خشونت آمیز در میان دانش آموزان دست به دست می چرخد، معلمان هنوز از تنبیه بدنی برای پرورش کودکان استفاده می کنند و از خشونت در حضور دیگر دانش آموزان برای افزایش اعتبار و قدرت خود استفاده می کنند. به اعتقاد اپل یکی از نظریه پردازان انتقادی تعلیم تربیت، «دانش آموزان از طریق قوانین و فعالیت ها در خلال زندگی در مدرسه و کلاس درس ، با هنجارها و فرهنگ های مختلفی روبرو می شوند که زندگی اجتماعی مدرسه شکل می دهد»( کنتلی، ۲۰۰۹، ۸۷).

جای بسی تأسف است که در عصری که تنبیه در دهه های گذشته را به عنوان اعمالی عجیب و دردآور از سوی انسان هایی که سواد تربیتی و اجتماعی کافی نداشتند، می نگریم و در عصری که بهترین نظریه های تربیتی و جامعه شناسی تدوین شده اند، شاهد خشونت در جامعه و در نظام آموزشی ایران باشیم. جای بسی تأسف است که با وجود سمت هایی چون مشاوره، معلم پرورشی، معلم قرآن، نظام آموزشی ایران هنوز شاهد خشونت می باشد.

برای حذف خشونت از جامعه ایران به عنوان جامعه ای که قربانی خشونت است، باید ابتدا به اصلاح ساختارها و زیربناها پرداخت تا پس از آن شاهد تغییر در سطح جامعه باشیم. لازم است که ابتدا قوانین مجازات بر اساس فلسفه ای درست و مطابق با جامعه مدرن اصلاح شوند، پس از آن رویه های اجرای مجازات ها تغییر یابند و مجازات در ملا عام حذف گردد، تا الگوهای شناختی جامعه نیز اصلاح گردند. لازم است که آموزش های رایگان برای شهروندان، جهت مدیریت احساسات به ویژه خشم توسط نهادهای مربوطه، اجرا گردد. همچنین ضروری است که در استخدام پرسنل نظام آموزشی در کنار گزینش های علمی و عقیدتی، گزینش سلامت روان نیز اجرا گردد تا نیروهای سالم جهت اداره نظام آموزشی به کار گرفته شوند. در نهایت جای خالی واحد درسی ایی به نام مدیریت عواطف و احساسات در نظام آموزشی، محسوس است. امید است که با مدیریت صحیح جامعه، شاهد حذف خشونت از جامعه ایران باشیم.

 

*دکترای تعلیم و تربیت

 

منابع:
علی وردی نیا، اکبر. راحی، محمداسماعیل واسفندیاری، فاطمه. (۱۳۸۶). تبیین نگرش دانشجویان دختر نسبت به خشونت علیه زنان: آزمون تجربی دیدگاه یادگیری اجتماعی. مسائل اجتماعی ایران سال اول بهار و تابستان ۱۳۸۹ شماره۱.
فتحی واجارگاه. کوروش (۱۳۸۶). برنامه دری به سوی هویت های جدید. ج یک. تهران. انتشارات آییژ.
فراستخواه. مقصود (۱۳۸۹). برنامه درسی مستور و معکوس در آموزش امروزی ایران. نشریه جامعه شناسی و علوم اجتماعی. آیین سی و دو و سی و سه. تأملات ایرانی. صص۲۵-۲۳.
عطاران. محمد، نقیب زاده. میر عبدالحسین، باقری. خسرو . (۱۳۸۶). بررسی دیدگاه های فلسفی درباره نسسبت فناوری اطلاعات و تعلیم و تربیت. فصلنامه نوآوری های آموزشی، سال ششم، شماره ۱۹، صص۳۰-۹.
Damla Kentli. Fulya (2009). comparison of hidden curriculum theories. Uropean journal of educational studies. 1(2). Pp.83-88.

 

۰ ۰ آرا
ارزیابی شما
guest
1 دیدگاه
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
نیما
نیما
خرداد ۱۳, ۱۳۹۵ ۰:۴۶ ق٫ظ

[quote]م. جای بسی تأسف است که با وجود سمت هایی چون مشاوره، معلم پرورشی، معلم قرآن، نظام آموزشی ایران هنوز شاهد خشونت می باشد.[/quote] دقیقا بخاطر اینکه مروجین و بانیان خشونت و ابتذال در مدارس همین معلمان و مدیران هستند که بنحو پنهانی از ایدولوژی خودشان حمایت میکنند با این دلیل که دیگی که برای خودی نجوشه همان بهتر که …… بجوشه.اینک پس از سه دهه گزینش عقیدتی و مدرک فروشی و …. باز هم عاجز از ارضای روانی شان، رو به خشونت و تجاوز و اعتیاد دانش آموزان آورده اند. درهرحال سیاست کلی بر اینست که نسلهای بعدی را… مطالعه بیشتر»

فهرست
1
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx
()
x