فرهنگ نقد، و فرهنگ بدگویی!

هادی حکیم شفایی: درباره نقد و نقادی بسیار گفته شده و بسیار نوشته شده است. بخصوص در ارتباط با ایرانیان که از این لحاظ دارای مشکلات فراوانی هستند. در فرهنگ ایرانی، نقد را با “بدگویی” خلط کرده و اشتباه گرفته اند. بارها در فضای مجازی مشاهده شده است که برخی ایرانیان وقتی می خواهند فردی یا اندیشه ای یا  اندیشمندی…

هادی حکیم شفایی: درباره نقد و نقادی بسیار گفته شده و بسیار نوشته شده است. بخصوص در ارتباط با ایرانیان که از این لحاظ دارای مشکلات فراوانی هستند. در فرهنگ ایرانی، نقد را با “بدگویی” خلط کرده و اشتباه گرفته اند. بارها در فضای مجازی مشاهده شده است که برخی ایرانیان وقتی می خواهند فردی یا اندیشه ای یا  اندیشمندی را اصطلاحاً “نقد” کنند اگر ادب به خرج دهند و فحاشی نکنند، دست کم ظرف چند دقیقه، اندشمندی را سر می برند و شخصیتی را پایمال.

 

ضمن آنکه اکثر این مدعیان نقد، حتی نوشته های سوژه مورد نظر خود را نیز یا اصلاً نخوانده اند و با استناد به شنیده ها قضاوت می کنند و یا اگر هم خوانده اند به میزان کافی و با دقت لازم نخوانده اند. در این ضد  فرهنگ رایج در میان ایرانیان، علت جای دلیل را می گیرد. به عبارتی، گزاره هایی که درباره فرد و نتایجی که از سوژه مورد نظر خود می گیرند معلل است نه مدلل، و بیشتر ناشی از حالات نا متعارف روانی همچون خشم، کینه، خودنمایی، پسند شخصی، حسادت  و… است. از سوی دیگر، اگر هم دلیل می آورند دلایل آنها ناشی از “شناخت ناقص” است و نه شناخت کامل. در این نوشتار به طرح مفهوم و شرایط نقد علمی – اخلاقی خواهیم پرداخت.

نقد علمی- اخلاقی دو ویژگی اساسی دارد:

۱.  نقدِ علمی، روشمند است

۲.  نقد علمی بیان نکات مثبت و نکات منفی همزمان با هم است

 

روشمند بودن نقد: فرد ناقد، در مقام نقد سوژه خود، دو وضعیت را پیش رو دارد:

۱.  نقد یکی از ابعاد سوژه خود

۲.  نقد تمام ابعاد سوژه خود

مرحله جمع آوری داده: اگر ناقد به دنبال نقد یکی از ابعاد سوژه خود است، مثلاً نقد یکی از نظریات یا گزاره های نویسنده مورد نظر، لازمه منطقی بودن نقد او این است که فقط نوشته ها و کتاب های نویسنده مورد نظر را که مستقیم یا غیر مستقیم، به همان نظریه یا گزاره مربوط می شود یا در تشریح و تکمیل آن آمده است را مطالعه کرده و همه گزاره های مرتبط با آن نظریه را استخراج کرده و با کنار هم قرار دادن آن گزاره ها، نتیجه لازم و قضاوت خود را ارائه کند. در این مورد، ممکن است مطالعه تمام آثار نویسنده ضروری نباشد.

اگر ناقد به دنبال نقد تمام ابعاد سوژه خود است لازم است که تمامی نوشته ها و کتاب های نویسنده مورد نظر مورد مطالعه قرار گیرد و با کنار هم قرار دادن گزاره های مرتبط با هر مورد، فهمی جامع از آن مورد ارائه کند.

در این مرحله، دو اصل اخلاقی- عقلانی  هم دخیل است:

۱.  اصل حسن نیت

۲.  اصل پرهیز از تفسیر به رای

 

اصل حسن نیت بدین معناست که ناقد، با این پیش فرض و قصد که می خواهد از سوژه خود ایراد بگیرد و ضعف های وی را بیابد به متن  ورود نکند. ورود به متن باید با این پیش فرض باشد که هم نکات مثبت و هم نکات منفی ممکن است در متن مورد نظر یافت شوند . در غیر این صورت، ناقد به مامور گزینش بدل می کردد که فقط گزاره هایی را که رای او را اثبات می کنند استخراج می کند و گزاره های تشریحی، تکمیلی  و تخصیصی را نادیده می گیرد.

اصل تفسیر به رای هم بیان می دارد که فرد قبل از ورود به متن رای و نظری پیشینی درباره سوژه خود دارد و برای اثبات رای خود، به جستجوی سند و دلیل می گردد و در واقع، رای خود را به متن تحمیل می کند و نویسنده متن را متهم می سازد.

مرحله تحلیل داده ها و نتیجه گیری: در این مرحله، منتقد برای فهم سوژه خود، لازم است اصولی منطقی را رعایت کند. از آنجا که متن از جنس زبان بشری است و زبان بشری همواره مستقیم و صریح نیست و حتی انواع ابهامات معنایی و ساختاری  و نیز استعاره ها در آن یافت می شود منتقد باید اصول زیر را در فهم سوژه رعایت کند:

۱.  اصل عام و خاص

۲.  اصل محکم و متشابه

۳.  اصل مطلق و مقید

برخی از گزاره های زبانی عام هستند یعنی مطلبی را بطور کلی بیان می کنند و وارد جزئیات امر نمیشوند. گزاره های خاص گزاره هایی هستند که بطور دقیق، جزئیات مسئله ای را بیان می دارند. منتقد در فهم متن باید گزاره های عام را به گزاره های خاص ارجاع دهد تا فهمی معتبر و روشمند داشته باشد.

برخی گزاره های زبانی محکم هستند یعنی هر کسی به آن گزاره مراجعه کند همان معنا را فهم می کند. گزاره هایی هستند که معمولاً برداشت همه اهل فن از آن یکسان است. گزاره های متشابه گزاره هایی هستند که چند معنا می توان از آنها برداشت کرد. فهم معتبر و روشمند فهمی است که در آن، گزاره های متشابه به گزاره های محکم ارجاع شده باشند.

برخی گزاره ها مطلق است یعنی فراگیر است و همه مصادیق مرتبط را شامل می شود و گزاره های مقید، گزاره هایی هستند که گزاره ای دیگر زا قید می زنند و محدود می کنند و استثنایی بر آن وارد می سازند.

 بدین ترتیب مشاهده می شود که برای نقد علمی یک سوژه، چه مراحل دقیقی باید طی شود تا فهمی روشمند و معتبر از متن بدست آید و سپس با روش تحلیل داده و با اعمال کردن شاخصه های از قبل تعریف شده، نقاط مثبت و منفی سوژه بیان کردد. حال با این معیار های حداقلی که بیان شد چه تعداد از مدعیان نقد، نقدی علمی اخلاقی و معتبر ارائه می کنند؟ به نظر می رسد بسیاری از کسانی که در فضای مجازی یا غیر مجازی مدعی نقد هستند روش شان به “بدگویی” بیشتر شباهت دارد تا نقد. این افراد وقتی تفکری یا شخصی را ظرف چند دقیقه با خاک یکسان می کنند و بعد با اعتراض دیگران مواجه می شوند گاهی با فرار به جلو، ژست یک منتقد سرکوب شده و مورد ظلم واقع شده را می گیرند و دیگران را به تعصب، بت سازی، سرکوب، دیکتاتوری و … متهم می کنند. نقدی که علمی و روشمند باشد توان جذب مخاطبان بیشتری  را دارد و به لحاظ منطقی قابل دفاع خواهد بود  تا نقد غیر روشمند(بدگویی).

فرهنگ نقد علمی- اخلاقی در میان ایرانیان بسیار سست و ضعیف به نظر می رسد و نگارنده بر این باور است که در فضای مجازی و بخصوص در میان گروه های سیاسی- اجتماعی، قبل از طرح بحث و گفتگو، حیاتی است که  فرهنگ نقد علمی آموزش داده و تبلیغ شود.

 

از این نویسنده:

حجاب در قرآن و تاریخ اسلام / بازفهمی مسئله حجاب در عصر حاضر

آیا اسلام با حق آزادی مذهب در تعارض است؟/ بررسی جدال نواندیشان دینی با فقهای سنتی

آسیب شناسی کتابخوانی درفرهنگ ایرانی: خودشیفتگی، اظهار فضل جاهلانه، عدم تحمل

ارزیابی حقوقی حقوق بشر اسلامی

۰ ۰ آرا
ارزیابی شما

این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید:

guest
0 دیدگاه ها
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
فهرست
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx
()
x