صلح جهانی

محمود سیدین: در روزگارانی که ایران زمین نیازمند انسان هاییست که در جهت اشاعه صلح پایدار جهانی گام بردارند تا جایی بهتر برای زیست انسانی تر داشته باشیم شاهدیم که نماد های خشونت ورزی در قالب نظامی گری تبدیل به ستارگان بی بدیل و اسطور هایی اغراق گون شده اند که ماحصل آن چیزی جز ترس وحشت و انتقام نیست.…

محمود سیدین: در روزگارانی که ایران زمین نیازمند انسان هاییست که در جهت اشاعه صلح پایدار جهانی گام بردارند تا جایی بهتر برای زیست انسانی تر داشته باشیم شاهدیم که نماد های خشونت ورزی در قالب نظامی گری تبدیل به ستارگان بی بدیل و اسطور هایی اغراق گون شده اند که ماحصل آن چیزی جز ترس وحشت و انتقام نیست. جاییکه انسان به نام دین، به نام میهن ، به نام دشمن ، زیر پای خدایانی از جنس ترور نابود می شود و آنچه کیمیاست ابر انسانیست که بقول استاد شریعتی : “هر جای نام الله بود ناس جای آن می توان گذاشت….”

کشتن دیگری بنام انتقام جویی و ترور اسم رمز نظامیانی است که دگر بار تاریخ را با نام مستعار جبر تاریخ یا تقدیر الهی روایت می کنند ویا بنیاد گرایانی که به نام بازگشت به سلف صالح خویش (بقول شریعتی:بازگشت به کدام خویش؟) ابلیس را دگر بار از میان آیات متن مقدس استخراج می نمایند وگویی از یاد برده اند که کلام الهی چه زیبا تکثرحیات بشری را تبیین می کند: یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ(حجرات آیه ۱۳)

از طرفی انسان خدای گون زاییده عقل مدرن خدای انسان گونی خلق نموده که به دنبال جبران ناکامی نیاکان خویش سیطره سیری ناپذیر خویش را بر طبیعت به مرحله ای رسانده که هیچ چیز جز ارضای میل به حد بی نهایت از طریق ابزارانگاری انسان ها متصور نیست.اراده ای که با تجهیزخود به ابزار مدرن و آرمان های سربه فلک کشیده عصر روشنگری مفهوم “وجود” و “دیگری” را به باد فراموشی سپرده وخیال هرگونه سازشی با گوهرنهادین مستتردر سنت پدران خویش را ندارد .متصورم تلفیق و نزاع این دو امر که در دو عنصر “انسان” و “خدا” به شکلی نامیمون در دو واژه “عقل” و “دین”در عصر مدرن تجلی یافته است حقیقتاٌ آن چیزی نیست که زیست ایمنی را برای برای بشریت به ارمغان آورد.

به راستی باید نگران بود که فرجام این جهان چگونه رقم خواهد خورد اما می توان به قطعیت ابراز نمود که تا زمانیکه نزاع تضاد ها به انسان و خدا ، خیر و شر ، روح و جسم ، جبر و اختیار و….در اذهان از طریق بازخوانی مفاهیم یاد شده و گفتگوی اضداد یا دیالکتیک سازنده صورت نگیرد ایده صلح جهانی سرابی بیش نیست.

جهانی که بجای تکثر تضاد، بجای کثرت وحدت، بجای محبت وحشت ،به جای جماعت عزلت، به جای همدلی و همفکری تجرد را اشاعه می دهد زیست گاه مناسبی برای مصون ماندن از گزند خشونت های نمادین بشری نیست. پس چه نیک است دلخوش باشیم به اندک امید های باقی مانده در انبان تاریخ انسان ایرانی و بازگشت به آغوش ایده های آرامش بخش و رخداد های امید آفرین که مغفول اما مقوم جان آدمیست. امیدی که به قول والتر بنیامین فیلسوف و انسان شناس آلمانی در آینده امکان وقوع ندارد بلکه ریشه در امر به جای مانده در گذشته دارد یعنی یک امید بالقوه.

یقین دارم آن زمان که این ایده های مغفول در تاریخ یافت و سپس بازیافت و بعنوان یک رهیافت در ناخودآگاه انسان معاصر باز تولید نشود، نزاع های حاصل از تضاد های بنیادین همچون سیلی خروشان تمامی دسترنج های جامعه بشری را خواهند ربود و همچنان که تاریخ روایت می کند شاهد حمل اجساد بر دوش انسان های اندوهگینی هستیم که به نام خدا و در راه خدا و به سوی خدا روانه خواهند شد: إنّا لله وإنّا إلیهِ رَاجعُون (بقره-آیه ۱۵۶)

۰ ۰ آرا
ارزیابی شما
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
فهرست
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx
()
x