خیر کثیر در قرآن

محمدحسن محمدی مظفر: متن ذیل برداشتی است درباره خیر کثیر از آیات مربوط به آن به مناسبت سالروز ولادت حضرت فاطمه (سلام الله علیها) و روز زن. مناسب دیدم آن را در سالی که در ابتدا و انتهایش به این ولادت مبارک مزیّن شده، با خوانندگان گرامی در میان نهم. در ذیل به سه مورد از کاربرد خیر کثیر در…

محمدحسن محمدی مظفر: متن ذیل برداشتی است درباره خیر کثیر از آیات مربوط به آن به مناسبت سالروز ولادت حضرت فاطمه (سلام الله علیها) و روز زن. مناسب دیدم آن را در سالی که در ابتدا و انتهایش به این ولادت مبارک مزیّن شده، با خوانندگان گرامی در میان نهم. در ذیل به سه مورد از کاربرد خیر کثیر در قرآن اشاره کرده‌ام و سعی کرده‌ام  برداشتی را عرضه کنم که در امکان زیست بهتر و عقلانی‌تر و با نشاط‌ و امید بیشتر بی‌تأثیر نباشد.

 

 

****

 

خیر کثیر در قرآن

به مناسبت ولادت کوثر و روز مبارک زن

محمدحسن محمدی مظفر[۱]

 

“فَعَسَى أَن تَکْرَهُواْ شَیْئًا وَ یَجْعَلَ اللّهُ فِیهِ خَیْرًا کَثِیرًا”(نساء/۱۹)

متن ذیل برداشتی است درباره خیر کثیر از آیات مربوط به آن به مناسبت سالروز ولادت حضرت فاطمه (سلام الله علیها) و روز زن. مناسب دیدم آن را در سالی که در ابتدا و انتهایش به این ولادت مبارک مزیّن شده، با خوانندگان گرامی در میان نهم. در ذیل به سه مورد از کاربرد خیر کثیر در قرآن اشاره کرده‌ام و سعی کرده‌ام  برداشتی را عرضه کنم که در امکان زیست بهتر و عقلانی‌تر و با نشاط‌ و امید بیشتر بی‌تأثیر نباشد.

مفهوم “خیر کثیر” و نیکی فراوان در سه جا در قرآن مورد اشاره قرار گرفته است:

  1. نخست درباره “حکمت” به کار رفته است: “یُؤتِی الْحِکْمَهَ مَن یَشَاءُ وَمَن یُؤْتَ الْحِکْمَهَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْرًا کَثِیرًا” (بقره/۲۶۹) “حکمت را به هر کس که خواهد دهد و به هر کس که حکمت داده شود هرآینه نیکی فراوان داده شده است”. حکمت در اصطلاحِ مدرسه‌ای به فلسفه و دانش نظری اطلاق می‌شود و مفسران فلسفی‌مشرب معمولا آن را به فلسفه و دانش‌های نظری معنا می‌کنند؛ ولی در قرآن حکمت معمولا به فضایل رفتاری اطلاق می‌شود، چنانکه در سوره اسرا پس از سفارش به دسته‌ای از رفتارها (آیات ۲۲ تا ۳۸) فرموده است: “ذَلِکَ مِمَّا أَوْحَى إِلَیْکَ رَبُّکَ مِنَ الْحِکْمَهِ” (اسرا/۳۹). در سوره لقمان (آیات ۱۲ تا ۱۹) نیز پس از اشاره به این که به لقمان حکمت دادیم، سفارش‌هایی ذکر شده که بیشتر جنبه رفتاری و عملی دارند و می‌توانند در فهم حکمت قرآنی راهگشا باشند. در سوره بقره هم آیه مربوط به اعطای حکمت (آیه ۲۶۹) در میان و در سیاق آیاتی (از ۲۶۱ به بعد) قرار گرفته که سفارش‌هایی رفتاری به‌ویژه درباره انفاق مال در راه خدا را در بر دارند. پس قدر متیقّن آن است که از نظر قرآن مراد از حکمت، چیزی است که به حکمت عملی مشهور است، و اگر کسی مزیّن به این رفتارها باشد از نظر قرآن، حکیم و خردمند است و بهره فراوانی از نیکی نصیبش شده است؛ پس حکمت خیر کثیر است.
  2. دومین کاربرد “خیر کثیر” در قرآن در آیه ۱۹ سوره نساء است: “… وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِن کَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَن تَکْرَهُواْ شَیْئًا وَ یَجْعَلَ اللّهُ فِیهِ خَیْرًا کَثِیرًا”؛ “… و با آنان (زنان) به شایستگی رفتار کنید، پس اگر آنان را ناخوشایند داشتید پس چه بسا چیزی را ناخوشایند دارید و خداوند در آن نیکی فراوان قرار دهد”. این آیه با خطاب “یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ” آغاز شده و بحثش در ارث بردن از زنان و مسائل خانوادگی و نحوه معاشرت با آنان است. فقره “عَسَى أَن تَکْرَهُواْ شَیْئًا” در آیه ۲۱۶ بقره هم وارد شده است: “وَعَسَى أَن تَکْرَهُواْ شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ”؛ با این تفاوت که در سوره بقره بحث بر سر جنگ و مبارزه در راه خدا (قتال) است و مصداق شیء ناخوشایند “قتال” است که به رغم ناخوشایندی‌اش، برای مردم “خیر” است. ولی در سوره نساء بحث درباره زنان (نساء) است و مصداق شیء ناخوشایند در اینجا خود زنان‌اند که درباره‌شان “خیر کثیر” به کار رفته است؛ پس زنان می‌توانند خیر کثیر باشند.

البته گزاره “عَسَى أَن تَکْرَهُواْ شَیْئًا وَ یَجْعَلَ اللّهُ فِیهِ خَیْرًا کَثِیرًا” گزاره عامی است و می‌تواند مصادیق زیادی داشته باشد یعنی شیء ناخوشایند (شَیْئًا) اگر چه مصداق موردبحثش در آیه زنان هستند، ولی اختصاصی به زنان ندارد، بلکه می‌تواند هر چیزی را که مورد کراهت انسان باشد شامل شود، ازجمله شوهر، فرزند، پدر، مادر، برادر، خواهر و … و یا چیزهای مادی مثل خانه، ماشین، شهر، کشور، حکومت، آب و هوا و …. بنابر این، این آیه می‌تواند مردان و شوهرانِ ناخوشایند را نیز شامل شود یعنی چه بسا مردان و شوهرانی را که ناخوشایند بدارید، ولی خداوند در آنها خیر کثیر قرار دهد.

دأب قرآن آن است که معمولا گزاره‌های خود را به صورت کلی و قابل‌انطباق بر افراد و مصادیق متعدد بیان می‌کند. در آیه موردبحث نیز بحث بر سر کراهت از زنان است: “فَإِن کَرِهْتُمُوهُنَّ“؛ اقتضای این تعبیر آن است که در ادامه گفته شود: “فعسی أن تکرهوهنّ و یجعل الله فیهنّ خیرا کثیرا”. در این صورت “گزاره خیر کثیر” تنها شامل زنان می‌شد، یعنی خیر کثیر تنها در زنانی (نه چیزهای دیگر) که موردکراهت‌اند قرار می‌گرفت. ولی چنانکه می‌بینیم گزاره به صورت کلی مطرح شده و بحث بر هر شیء موردکراهت قرار گرفته است: “عَسَى أَن تَکْرَهُواْ شَیْئًا“. البته جنگ (قتال) به طور طبیعی موردکراهت و نفرت انسان است و لذا در آیه ۲۱۶ بقره به صورت قطع آمده که: “وَهُوَ کُرْهٌ لَّکُمْ”؛ ولی زن در نگاه مرد موجودی خوشایند و دوست‌داشتنی است و لذا درباره کراهت از زنان تعبیر به صورت شرط و احتمال مطرح شده است: ” فَإِن کَرِهْتُمُوهُنَّ”.

در تعبیر “یَجْعَلَ اللّهُ ” نیز عنایت ویژه‌ای نهفته است: فعل در اینجا به صورت معلوم و فاعلش نیز به صورت اسم ظاهر (اللّهُ) آمده که حاکی از عنایت ویژه خداوند است و این که این جعل و قراردادن کار خود خداوند است، به علاوه فعل مضارع حاکی از استمرار است و نوید می‌دهد که خداوند پیوسته خیر کثیر را در وجود زنان تحقق می‌بخشد. فعل “عَسَى” نیز برای ترجّی و اظهار امیدواری است. البته اظهار امیدواری ازسوی خداوند که علّام‌الغیوب و آگاه به همه چیز است، معنا ندارد، خداوند به طورقطع و یقین به امور آینده آگاهی دارد، ولی کاربرد صیغه ترجّی (عَسَى) برای ایجاد امیدواری در مخاطبان است که به رحمت خداوند امیدوار باشند. بنا بر این هر زنی می‌تواند امیدوار باشد که خداوند وجودش را مصداق خیر کثیر قرار دهد، به‌ویژه زنانی که دوست‌‌نداشتنی اند؛ و هر مردی می‌تواند امیدوار باشد که وجود همسرش خیر کثیر باشد، به‌ویژه  مردانی که همسرانی ناخوشایند دارند. به نظر می‌رسد توجّه و تفطّن به این نکته می‌تواند در تحکیم پیوندهای خانوادگی و رغبت همسران به یکدیگر مفید و راهگشا باشد ان شاء الله.

شیء ناخوشایند می‌تواند شامل خود شخص هم بشود: چه بسا کسی از خودش بدش بیاید و به این فکر بیفتد که اقدام به خودکشی کند و فرصت سبز حیات را از خود دریغ کند. می‌دانیم که ناامیدشدن و اقدام به خودکشی از بزرگترین گناهان است که برخی از افراد مخصوصا جوانان به آن دچار می‌شوند. “گزاره خیر کثیر” می‌تواند نوید بزرگی را برای همه، به‌ویژه چنین افرادی، در بر داشته باشد. کسی که به چنین توهّمی رسیده و فکر می‌کند که وجودش باصطلاح پوچ است و ثمره‌ای ندارد، اگر به یاد آورد که خداوند ممکن است در وجودش خیر کثیر قرار دهد به‌راحتی به سیم آخر نمی‌زند و جانش را به خطر نمی‌اندازد.

  1. سومین کاربرد “خیر کثیر” در سوره کوثر است: “إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ”. مفسران “کوثر” را به “خیر کثیر” معنا کرده‌اند، ولی در بیان مصادیق آن اقوال گوناگونی را مطرح کرده‌اند که برخی از آنها عبارتند از: علم، نبوت، قرآن، شفاعت، شرافت دنیا و آخرت، نهری در بهشت، کثرت ذرّیه[۲]. علامه طباطبایی نقل کرده که برخی از مفسران این مصادیق را تا ۲۶ مورد رسانده‌اند[۳]. در انتهای سوره واژه “أَبْتَرُ” آمده به معنای کسی  که نسلش منقطع‌شده‌ و یاد و نامش از روزگار محو شده است (المنقطع النسل و الذکر). این واژه قرینه گویایی برای تشخیص مصداق موردنظر آیه از کوثر است. به قرینه “أَبْتَر” می‌توان بااطمینان گفت که مراد از کوثر کثرت نسل و ذرّیه است. می‌دانیم که نسل پیامبر تنها از طریق تنها دخترش حضرت فاطمه (س) باقی مانده است؛ از این رو مشهورترین مصداق برای کوثر نزد شیعه وجود مبارک حضرت فاطمه (س) بوده است.

این معنا را می‌توان با “گزاره خیر کثیر” (نساء/۱۹) نیز مورد تأیید و تأکید قرار داد. چنانکه دیدیم مصداق موردبحث در آنجا زنان بودند. بنابر این تطبیق کوثر بر حضرت فاطمه هم مؤیَّد به ذیل سوره کوثر (قرینه “أَبْتَر”) است و هم مؤیَّد به گزاره مذکور در آیه ۱۹ سوره نساء؛ یعنی می‌گوییم اطلاق خیر کثیر (کوثر) بر یک زن (حضرت فاطمه «س») بعید نیست؛ زیرا در قرآن مشابه نیز دارد و داریم مورد دیگری که خیر کثیر بر زن اطلاق شده است (نساء/۱۹).

در این مختصر مدّعی تفسیر قرآن و فهم مراد واقعی ماتنِ حکیم آن نیستم، بلکه چون خود قرآن انتظار تدبّر در آیاتش را دارد، بر آن بوده‌ام که در حدّ اطلاعات اندک خود برداشتی از آیات عرضه کنم که به گمانم می‌تواند به زیست بهتر کمک کند. اگر همه ما هر روز که از خواب بیدار می‌شویم به نیّت خیر کثیر بودن باشیم و سعی کنیم که وجودمان تا حدّ امکان کم‌هزینه و پرفایده باشد، دنیایی زیباتر و زیستنی بهتر و بانشاط‌تر را تجربه خواهیم کرد. قرآن دریایی بزرگ و ژرف است که هر کس می‌تواند به قدر دلو خود از آن آب برگیرد؛ “أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاءا فَسَالَتْ أَوْدِیَهٌ بِقَدَرِهَا”(رعد/۱۷). امیدوارم در سال ۱۳۹۵ که از هر دو سو (۱۱ فروردین و ۲۹ اسفند) به ولادت کوثر احاطه و مزیّن شده، همه مردم به‌ویژه هم‌وطنان عزیز و خوانندگان گرامی خیر کثیر باشند و به خیرات فراوان برسند، و خواندن این وجیزه در این روزهای خجسته کامشان را شیرین‌تر کند.



[۱] . عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب – قم.

[۲] . تفسیر القرآن الکریم، سیدعبدالله شبّر، موسسه انتشارات هجرت قم، ص ۵۶۷.

[۳] . المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۲۰، ذیل سوره کوثر.

 

 

در این ارتباط :

تعلیقه بر حواشی/ پاسخی به ناقدان “خیر کثیر در قرآن”

۰ ۰ آرا
ارزیابی شما
guest
27 Comments
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
جواد الف
جواد الف
فروردین ۱۶, ۱۳۹۵ ۴:۰۲ ب٫ظ

جناب مرادی با سلام، چیدمان قرآن در دست چیدمان بشری است. و آن چه جنابعالی بر اساس شماره سوره های کنونی به مثابه ترتیب نزول سوره ها و آیات برساخته ای متاسفانه اوهام خودت می باشد و فاقد ارزش است. سوره کوثر جزو نخستین پنج سوره نازل شده به پیامبر می باشد. در چیدمان سوره ها بنا به شرایط کشورگشایی در زمان عثمان، تقلبی بزرگ صورت گرفته است. برای مثال مونتاژ سوره توبه و شایع کردن این که آخرین سوره نازل شده بر پیامبر است برای لاپوشانی تجاوز به نام خدا و قتل و غارتی بوده است که در زمان… مطالعه بیشتر»

مرادی
مرادی
فروردین ۱۶, ۱۳۹۵ ۰:۱۱ ق٫ظ

سلام جناب جواد الف از این عرض بنده : “می بینیم که درآخرین صفحات قرآن و در کوچکترین سوره – گویی موقع خداحافظی است – اشاره میشود به اینکه این دشمنان پیامبرند که نابود شدنی هستند نه رسول الله.” برداشت اشنباهی کرده اید. قرینه آوردن برای این بود که “گویی” انتهای قرآن هستیم و پایان کار ارسال رسول است و قرآن بعنوان کتاب کامل ماندگار خواهد بود و منبع فیض کثیر…و دشمنان نابود شونده. نشان دادن این بود که برداشت بنده با چیدمان قرآن نیز همخوانی دارد و تایید میشود. بنده بر اساس تاریخ نزول عرضی نداشته ام. برداشت “خیر… مطالعه بیشتر»

جواد الف
جواد الف
فروردین ۱۵, ۱۳۹۵ ۱۰:۳۳ ب٫ظ

جناب مرادی فکر کنم پرسش را خوب متوجه نشدید. جنابعالی می گویید قرآن قبل از سوره کوثر، یعنی همان اوان بعثت، به پیامبر داده شده بوده است. خب آیا شما سوره تحریم را سوره ای از قرآن می دانید؟ آیا خطاب «یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ» در تحریم:۱ خطاب به حضرت محمد است؟ اگر پاسخ شما به دو پرسش بالا مثبت است لطفا بفرمایید پیامبری که از قبل این سوره را می دانسته چرا باید برای جلب رضایت زنانش چیزی را با قسم خوردن بر خود حرام کند که خدا مجبور شود در سن +۶۰ به پیامبر راه شکستن قسم را یادآوری… مطالعه بیشتر»

مرادی
مرادی
فروردین ۱۵, ۱۳۹۵ ۵:۰۰ ب٫ظ

سلام جناب جواد الف در خصوص رفتار رسول الله با ازواجشان ذیل مقاله هرمنوتیک قرآن عرایضی داشتم. نفوذ بانوان رهبران بر آنها چنان اهمیتی دارد که در قرآن بدان اشاره شده است.عمل به دستورات الهی در برخورد با بانوان لازم است… کم نبودند رهبرانی که تحت کنترل و تاثیر منفی بانوان خود بوده اند…تاثیری با درونی ترین حالات زندگی – ولی خداوند از بیان حق شرم نمی کند…چه عواقب سوء بسیاری که از این وضعیت نصیب افراد جوامع شده است…البته برعکس آن بانوان فرهیخته ای که الگوی ایمان و فداکاری بوده اند نیز وجود داشته است… تنزیل متفرق قرآن در… مطالعه بیشتر»

جواد الف
جواد الف
فروردین ۱۵, ۱۳۹۵ ۱۲:۱۳ ب٫ظ

[quote name=”مرادی”]این نشان دهنده لزوم توجه به ترتیب و ارتباط آیات در هر سوره است.[/quote] جناب مرادی با سلام سوره تحریم از آخرین سوره هایی است که بر پیامبر نازل شده است (صد و نهمین سوره). بعضی حتی سال نزول آن را ده هجری می دانند. یعنی پیامبر ۶۰ سالگی را پشت سر گذاشته و در ده هفتاد عمر خود بوده است. حال از جنابعالی تقاضا دارم با توجه به ترتیب و ارتباط آیات لطفا روشن کنید که چرا پیامبری که به حساب شما حدود ۲۰ سال قبل خدا به او چیز خارق العاده ای به اسم [b]«کوثر»[/b] داده است… مطالعه بیشتر»

مرادی
مرادی
فروردین ۱۴, ۱۳۹۵ ۷:۵۹ ب٫ظ

این نشان دهنده لزوم توجه به ترتیب و ارتباط آیات در هر سوره است.

مرادی
مرادی
فروردین ۱۴, ۱۳۹۵ ۴:۴۷ ب٫ظ

سلام جناب جواد الف اینکه شما از آیه ۵۰ سوره طه چنین برداشت میکنید که “اعطی” فقط برای “خلق” است و نه برای “هدی” نیاز بدلیل دارد. چرا “خلق” عطا شده ولی “هدی” عطا نشده است؟ در سوره طه مشابه این وضعیت در آیه دیگری نیز آمده است.آیه ۴ را ملاحظه کنید: تَنزِیلًا مِّمَّنْ خَلَقَ الْأَرْضَ وَالسَّمَاوَاتِ الْعُلَى (۴)طه با اینکه در تمام قرآن غیر از این مورد خلق “السماوات” اول و سپس خلق “ارض” می آید تنها در این سوره و این آیه بر عکس آمده است!! رفع این مشکل ممکن نیست مگر اینکه بگوییم برای قافیه پردازی است… مطالعه بیشتر»

جواد الف
جواد الف
فروردین ۱۴, ۱۳۹۵ ۱:۱۰ ق٫ظ

جناب مرادی با سلام، کمی بیشتر تامل کنید مطمئنم فهم آن کار مشکلی نیست. اجازه بدهید نخست دو تا مثال ساده بزنم. در فاسی جایی که می گویید [b]وفورِ نعمت[/b]، اگر برای اختصار واژه نعمت را به کار نبرید، با شنیدن واژه «وفور» ذهن ها خودبخود به سمت فراوانی نعمت می رود تا مثلا فراوانی صندلی! مثال دیگر در «عَمِلَ صالحا»، واژه نخست فعل عمل کردن و واژه دوم اسم است و معنی آن این است که فردی عمل درستی انجام می دهد. حال جایی که می گویید «والباقیات الصالحات»، هر کسی متوجه می شود که اینجا منظور از اسم… مطالعه بیشتر»

مرادی
مرادی
فروردین ۱۳, ۱۳۹۵ ۸:۵۲ ب٫ظ

سلام

جناب جواد الف

مجهول خاص “الکوثر” است. “اعطی” عمومیت دارد.

مثلا “پرتاب” کردن عمومیت دارد اما آنچه پرتاب میکینم خاص است.یک وقت سنگ پرتاب میکینم یک وقت نیزه پرتاب میکنیم.

اعطای “الکوثر” برای نشان دادن ابتر بودن دشمن است اما اعطای سوره ضحی آنچنانکه شما می گویید برای مقابله با تنگدستی خود پیامبر است.

والسلام

جواد الف
جواد الف
فروردین ۱۳, ۱۳۹۵ ۸:۰۰ ب٫ظ

الف) إِنَّا [u]أَعْطَیْنَاکَ[/u] X
ب) وَلَسَوْفَ [u]یُعْطِیکَ[/u] Y

رابطه الف و ب را پیدا کنید لطفا. یک راهنمایی دیگر این که در الف فعل [b]«أَعْطَىٰ»[/b] در گذشته رخ داده است اما در ب فعل [b]«أَعْطَىٰ»[/b] در آینده رخ خواهد داد!

[quote name=”مرادی”]سلام

جناب جواد الف

شما در سوره الضحی مشتقاتی از کلمه “کثر” می بینید؟

والسلام[/quote]

مرادی
مرادی
فروردین ۱۳, ۱۳۹۵ ۷:۱۷ ب٫ظ

سلام

جناب جواد الف

شما در سوره الضحی مشتقاتی از کلمه “کثر” می بینید؟

والسلام

علیی
علیی
فروردین ۱۳, ۱۳۹۵ ۵:۱۴ ب٫ظ

خوبست سخنان جناب فیرحی را که در همین سایت آوردید بار دیگر مرور کنید

جواد الف
جواد الف
فروردین ۱۳, ۱۳۹۵ ۵:۰۸ ب٫ظ

[quote]باید از میان آنها مصداق مورد نظر راپیدا کرد.[/quote] نزدیک ترین گمانه برای مصداق، ثروت خدیجه است. محمد بن عبدالله با ازدواج با خدیجه از نظر مالی امنیت یافت و پس از بعثت نیز ثروت خدیجه پشتیبان امور محمد رسول الله شد. به سوره ضحی خوب دقت کنید، به سوره ضحی خوب دقت کنید، به سوره ضحی خوب دقت کنید: می توان گمانه زنی کرد که میراث خدیجه نیز به پیامبر وعده داده می شود که به زودی به او داده می شود و پیامبر حشنود می شود: وَلَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَىٰ! جایی که به حضرت محمد دستور داده می… مطالعه بیشتر»

مرادی
مرادی
فروردین ۱۳, ۱۳۹۵ ۸:۲۰ ق٫ظ

سلام

جناب جواد الف

در یادداشت قبلی باید عرض میکردم که ردیف کردن آیاتی که معنی “کثرت” در آنهاست اولین قدم میباشد.

باید از میان آنها مصداق مورد نظر راپیدا کرد.

والسلام

مرادی
مرادی
فروردین ۱۳, ۱۳۹۵ ۷:۵۶ ق٫ظ

سلام

جناب جواد الف

همه می دانیم “کوثر اسم است از ریشه «کثر» به معنای فراوانی/ وفور”

مسئله تعیین مصداق است.

از ردیف کردن آیاتی که معنی کثرت در آنهاست نمی توانیم مصداق “الکوثر” را در سوره خاص بدانیم…

باید فهمید در سوره کوثر کدام یا چه منبع “کثرت” ی به پیامبر عطا شده است؟

والسلام

جواد الف
جواد الف
فروردین ۱۳, ۱۳۹۵ ۵:۲۴ ق٫ظ

جناب مرادی با سلام . با این که می دانم بی فایده است و شما همچنان بالاخره یک چیز خارق العاده ای!!! گیر می آورید توضیح کوتاهی می دهم. به نظر می رسد شما کامنت ها را نمی خوانید. در یک دور باطل پس از دو سال و این همه بحث دوباره از صفر شروع می کنید! [b]ذکر[/b] نام دیگر قرآن و کتاب سایر پیامبران [b]ذکر[/b] است. ذکر به معنای یادآوری است- همان تذکر دادن. «الذکر» هیچ چیز خارق العاده ای نیست! خدا همان چیزهایی را که به پیروان سایر پیامبران یادآور شده است به پیروان حضرت محمد هم یادآور… مطالعه بیشتر»

مرادی
مرادی
فروردین ۱۲, ۱۳۹۵ ۹:۰۷ ب٫ظ

سلام جناب حواد الف اینکه گفتید “کوثر و نحر و ابتر هم برای جور در آمدن قافیه است” در جای خود درست است. اما نفرمودید “الکوثر” بتنهایی چه معنی میدهد؟ با پی گیری “عطا” در قرآن معلوم میشود به شی نقدا” داده شده یا گرفته شده اطلاق میشود.یعنی طبق وعده و وعید و واسطه نیست. لذا به هر فرد از جامعه (اعم از مجموعه تک عضوی) تعلق میگیرد. قرآن چیزی است که نقدا” به رسول الله داده شده است.ایشان با چشم سر یا چشم دل آنرا دریافته اند.شک و تردید های اولیه شخصی برطرف شده است.بنابراین قرآن فقط برای رسول… مطالعه بیشتر»

جواد الف
جواد الف
فروردین ۱۲, ۱۳۹۵ ۱:۲۱ ب٫ظ

جناب مرادی با سلام، شما هم اگر برادر یا خواهر کوچکتان یا فرزندتان در مدرسه مثلا برای دماغش مورد تمسخر همکلاسانش قرار گیرد به او دلداری می دهید و می گویید: تو هم چشمان قشنگی داری… به این حرف ها توجه نکن…سرت به درست باشه تا موفق باشی. سوره کوثر هم بیش از این نیست. کوثر و نحر و ابتر هم برای جور در آمدن قافیه است. در فرهنگ مخاطب قرآن شعر جایگاه ویژه ای داشته و شاعران ماهری داشته اند. برای تاثیرگذاری بیشتر، خدا از نوع ادبیاتی که برای مخاطب بیشتر تاثیرگذار باشد استفاده کرده است. همان اول بعثت… مطالعه بیشتر»

مرادی
مرادی
فروردین ۱۱, ۱۳۹۵ ۹:۴۴ ب٫ظ

جناب جواد الف ببخشید منظورم از :

“بیشتر ممنون میشوم اگر نظر خودتان را در خصوص “خیر کثیر” بفرمایید”

این است که لطفا نظر خود تان را در مورد “الکوثر” بفرمایید.

با تشکر

مرادی
مرادی
فروردین ۱۱, ۱۳۹۵ ۹:۱۹ ب٫ظ

سلام جناب جواد الف حق با شماست. باید به جنبه شخصی و سهم رسول الله از داده شدن کتاب و حکمت حتما اشاره میشد. چرا که در سوره کوثر تقابل شخصی بین رسول الله و دشمنان ایشان بیان میشود. بنده ناخودآگاه جنبه شخصی مسئله را فراموش کرده بودم و با جنبه جهانی و عمومی قرآن خلط شد. در هر صورت به اعتبار حکمت کثیر در قرآن به شخص ایشان نیز خیر کثیر عطا شده است. ایشان به مرتبه ای از “الذکر” رسیده بودند که ما نزل را برای مومنین تبیین میکردند. جنبه شخصی با “عطا” سازگار است چنانکه در سوره… مطالعه بیشتر»

علوی
علوی
فروردین ۱۱, ۱۳۹۵ ۳:۰۸ ب٫ظ

به نظر میرسد این تلاش تطبیق قزآن با استنباطالت و آرزوهای ما و آنچه در پای منبرها به ما گفته شده پایانی ندارد و این مقاله هم شاهد این مدعاست.اولا این تلاش مستمر بر اینکه سوره کوثر در وصف دخت مکرمه پیامبر آمده واقعاذ چه نقشی در زندگی خوبی که شما دنبالش هستید دارد؟ ادامه نسل پیامبر اصلا دارای چه اهمیتی هست؟ اگر خئاوند عالم قرار بود نگران این موضوع باشد که با توجه به همسران ایشان این کار بسیار راحتتر انجام میشد . به هر حال این نوع تفسیر و تحلیل نه خدمتی به اسلام هست و نه مسلمین… مطالعه بیشتر»

جواد الف
جواد الف
فروردین ۱۱, ۱۳۹۵ ۲:۲۱ ب٫ظ

[quote]قرآن همان خیر کثیری است که به محمد رسول الله داده شده است.[/quote] جناب مرادی با سلام متاسفانه حرف باطل من درآوردی (بر اساس توهمات) خود می زنید. در قرآن برای دادن کتاب به همه پیامبران از فعل [b]«آتَى»[/b] استفاده شده است (آتینا). البته از واژه های نزول و وحی هم در جای خودش استفاده شده است. قرآن هدیه ای نیست که خدا به پیامبر داده باشد. تفصیل «کتاب» است که به همه پیامبران داده شده است. به حضرت محمد چیزی گفته نشده است که به سایر پیامبران گفته نشده باشد. قرآن تفصیل «کتاب» است در محیط ضلالت قریشی و… مطالعه بیشتر»

مرادی
مرادی
فروردین ۱۰, ۱۳۹۵ ۷:۵۵ ب٫ظ

بهتر بود قسمت پایانی را بصورت زیر تقدیم میکردم:

نتیجه اینکه محمد رسول الله بعنوان ذریه حضرت ابراهیم (بنابر استجابت دعای ایشان) کتاب و حکمت داده شده است.این همان خیر کثیر است.

مرادی
مرادی
فروردین ۱۰, ۱۳۹۵ ۷:۵۱ ب٫ظ

سلام جناب محمدی مظفر قرآن همان خیر کثیری است که به محمد رسول الله داده شده است. این خیر کثیر مانع از زوال و فراموشی ایشان است. خود دشمنان ایشان هستند که منقرض میشوند.چه دختر داشته باشند چه پسر. این برداشتی است که از رعایت ارتباط آیات سوره بقره حاصل میشود: از ارتباط آیات در سوره بقره حول آیه ۲۶۹ شروع کنیم.تسلیم جریان ارتباطات و اشارات آیات هستیم. معلوم میشود که در مقابل وعده فقر شیطان با وعده غفران و وسعت بخشش خداوند روبرو میشویم. بخشش حکمت وسیع ترین بخشش اوست: الشَّیْطَانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَیَأْمُرُکُم بِالْفَحْشَاء وَاللّهُ یَعِدُکُم مَّغْفِرَهً مِّنْهُ… مطالعه بیشتر»

جواد الف
جواد الف
فروردین ۱۰, ۱۳۹۵ ۱:۲۴ ب٫ظ

دوست گرامی با سلام متاسفانه تمام دلایل شما در این یادداشت باطل است. ۱) این که[b] خیر کثیر[/b] را در گیومه قرار داده اید و آن را خاص کرده اید باطلی بیش نیست! همان در گیومه گذاشتن صفات عرش توسط ابن عربی و اختراع چهار عرش اوهامی او با استناد به قرآن می باشد!! رجال قریش با مال زیادتر بر تعداد زنان و کنیزانشان می افزودند. اگر وضع مالیشان بد می شد یا زنی دلشان را می زد دنبال بهانه می گشتند تا با بدرفتاری و تهمت فحشا و بدون پرداخت وجهی به آنان تعداد زنان خود را کم کنند.… مطالعه بیشتر»

خراسانی
خراسانی
فروردین ۱۰, ۱۳۹۵ ۷:۰۸ ق٫ظ

مختصر و مفید بود

مصطفی هنرمند
مصطفی هنرمند
فروردین ۹, ۱۳۹۵ ۱۰:۲۸ ب٫ظ

بسیار استفاده کردیم.پایدار باشید

فهرست
27
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx
()
x