طرحی برای مسجد

معین مشکات*: شاید شما هم بارها به چنین صحنه ای برخورده باشید که نماز در مسجد شروع شده و از بین اقلیت مردمی که در این روزگار اهل مسجد باقی مانده اند هنوز عده ای دوان دوان به پیش می آیند و کفش های پاشنه خفتۀ خود را درب ورودی مسجد رها می کنند و با سر و صورت آبچکان،…

معین مشکات*: شاید شما هم بارها به چنین صحنه ای برخورده باشید که نماز در مسجد شروع شده و از بین اقلیت مردمی که در این روزگار اهل مسجد باقی مانده اند هنوز عده ای دوان دوان به پیش می آیند و کفش های پاشنه خفتۀ خود را درب ورودی مسجد رها می کنند و با سر و صورت آبچکان، آستین های مچاله و پیراهن نصفه در شلوار، یا الله گو جوراب و کت را یک طرف می پرتابند و خود را داخل صفها جا می کنند تا قامت ببندند! این صحنه های یک روز عادی در مسجد های ایرانی است و ما هم از دیدن آن شگفتزده نمی شویم!

 

ولی اگر قدری از بالا و بیرون بنگریم به نظر نمی رسد که بگوییم شیوۀ عبادت شیعیان زیباست! وقتی زیبایی جینجاهای شینتویی و نظم و سکون کلیساهای مسیحی را می بینم و کیفور می شوم، وضعیت مسجدهایمان روحم را می پریشاند و می آزارد. شلختگی و بی سلیقگی در چیدمان مسجد، صفهای نامرتب، مهرهای کثیف سیاهی که مدام زیر دست و پا شوت می شوند، کتاب دعاهای پاره، قفسه کتابهایی که مثل طبلۀ جادوگر هستند و هر نوع شیء عجیبی در آنها یافت می شود، اعلامیه ها و تابلوها و پلاکاردهایی که به نحوی ناهماهنگ و هردمبیل به دیوار آویخته شده اند، فرشهایی که هر کدام متعلق به دورانی از تاریخند و در چیدمانی ناهمشکل و ناهمسنخ منظره ای نابدیع رقم زده اند. صوت ناجذاب دعاخوان و ناهماهنگی او با نمازگزاران، عباهای لکه دار و… همه و همه مرا می آزارند. رایحۀ نامطبوع جوراب هم که چاشنی همیشگی نمازهای ما شیعه هاست! در بسیاری از مکان های عمومی دقت می کنم و می بینم که یکی از کثیفترین و بدترین و خرابترین جاهای آن نمازخانۀ آن است و زمانی داغدارتر می شوم که از استادمان می شنوم نمازخانه ای که متروی لندن برای مسافران مسلمان آماده کرده آرامش بیشتری به او بخشیده تا مسجد های ما!

حتا اگر به لحاظ فقهی ورود نامسلمان به مسجد حل شده باشد من یکی ترجیح می دهم دوست نامسلمان را به کافی شاپ و پارک و سینما ببرم و اجازه ندهم که حتا به چند متری مسجد نزدیک شود و مرا بابت وضعیت عبادتگاه مذهبم شرمسار کند!
وقتی عبادتگاه های تمیز آنها را می بینم با خودم می گویم که چقدر خوب می شد ما هم به جای اینکه در هر عرصه ای دنبال دعوای کلامی باشیم و فقط دغدغۀ مان این باشد که به کل دنیا اعلا کنیم که «ما حقیم و شما باطل» با آنها مسابقۀ رقابتی سالم می داشتیم که به قول حضرت پروردگار: «…برای هر کدام از شما آیین و طریقۀ روشنی قرار دادیم و اگر خدا می خواست، همۀ شما را یک امت قرار می داد، اما می خواهد شما را در آنچه به شما داده است بیازماید. پس در نیکی ها بر یکدیگر سبقت بگیرید، بازگشت همۀ شما به سوی خداست، آنگاه از آنچه در آن اختلاف می کردید به شما خبر می دهد» (۴۸ مائده)

در هر حال زیاده از بحث دور نشوم؛ چند پیشنهاد به ذهنم می رسد که تصور می کنم هم برای حفظ نظم مسجد کارآمد باشد و هم برای جلوگیری از ورود شتابزده. که به قول احمد قندی:

سرزده وارد نشو/ میکده حمام نیست!

از حیاط مسجد شروع می کنم: از آنجا که مسجدها باید پایگاه فرهنگی باشند و در بهبود وضعیت شهر شرکت فعال داشته باشند، معماری آن هم باید چنین هدفی را دنبال کند. یک مشکل وحشتناک عصر ما آلودگی هواست که فرهنگ درختکاری می تواند با آن مقابله کند. لذا حیاط مسجد باید بزرگ و به قدر یک باغ باشد تا در پاکسازی شهر سهمی ادا کند.

ورودی مسجد: درب وردی به فضای اصلی گشوده نمی شود؛ بلکه به فضای موکت شده برای کفشداری میرسد. که نمازگزار را تشویق می کند جوراب خود را هم در کفش بگذارند. سپس با یک جفت دمپایی حفره دار وارد سرویس بهداشتی می شوند.

سرویس بهداشتی: ابتدای آن مسیری چند متری با شن نرم پوشیده شده به حوضچه ای از آب جاری می رسد که فرد اگر بخواهد مثل انسان(!) از آن بگذرد مجبور است که پای در آن گذارد! حکمت این حوضچه و شن نرم برای وقتی است که فرد می خواهد در بازگشت از نماز از سرویس بهداشتی استفاده کند. سرویس بهداشتی محلی برای دست شستن دارد اما چند متر بعد از آن هم وضوخانه شروع می شود. حد فاصل دستشویی و وضوخانه حوضچۀ جاری دیگریست و بعد از وضوخانه مسافتی با شن نرم پوشیده شده و در حاشیه های این مسافت سکوهایی است برای کسانی که خواسته اند جوراب خود را بپوشند و داخل بروند. بعد هم قسمتی برای قفسۀ دمپایی هاست و سرانجام به فضای اصلی می رسد. این مسافت علاوه که با تهویه هایی قوی پوشانده شده و در کنار دربی که حایل فضای اصلی و وضوخانه است کمک می کند که بوی نامطبوع به فضای مسجد راه نیابد، نه بوی نامطبوع پا و نه دستشویی.

فضای اصلی: بعد از دربی که حایل میان فضای شِنفَرش و فضای اصلی است یک راه به محل نماز می رود و راه دیگر به شبستان. درب اصلی باید به انتهای نمازخانه گشوده شود و نه به ابتدای آن که سبب حواسپرتی نمازگزاران شود. کتابخانه در شبستان قرار دارد و همه غیر از کتاب های عبادی آنجاست. برای جایگاه کتابهای عبادی (که قرآن و مفاتیح و صحیفه باشند) فکر دیگری دارم که خواهم گفت. صف های نمازگزاران ردیفهایی از محرابهای سطحی است. در واقع هر نمازگزاری برای خود یک محراب کم عمق دارد و طبقۀ بالا که برای بانوان است نیز به همین ترتیب. هدف از ساخت محراب های فردی آن است که حریم آرامش نمازگزار در رفت و آمد دیگران به هم نخورد و اضطراب در دل او ایجاد نکند و مهر و عینک و دیگر وسیله های او را لگدمال نکند. ولی در دو سوی هر صف و میان هر صف فضا به قدر کافی برای رفت و آمد نمازگزاران گسترده شده است. در مرز هر محراب یک رخت آویز عمودی هست که علاوه بر آنکه مانع از رد شدن دیگران می شود دو عبا بر روی آن آویزان است که نمازگزاران استفاده کنند و لباس اضافی خود را بر آن بیاویزند. یک صندلی تاشو و یک پایۀ مهر نیز با آهنربا بر آنها چفت شده که غیر از پیران ناتوان، دیگران نیز در وقت برنامه های مسجد از صندلی آن استفاده کنند و راحت بنشینند. در سوی شمال شرقی هر محراب –یعنی کنار سجده گاه- شکافی برای قرار دادن کتابهای دعایی به صورت افقی و مهر و تسبیح قرار دارد. مهر ها سنگی یا چوبی اند و در فاصله های زمانی مناسب شسته می شوند. البته اگر کسی مایل به سجده بر مهر خاکی است، مهر شخصی بیاورد و چنانچه جا گذاشت و تا دو سه روز با خود نبرد، خادم آن را به مخزنی در شبستان انتقال می دهد.

اما در مورد نصبیدنی ها: به جای این همه پارچه و کاغذ که به دیوار وصله-پینه می شود و یک سطح چل تکه میسازد، تابلوهایی به اندازۀ کافی جهت نصب پستر تعبیه شود و برای تبریکات و تسلیتهای معمول هم برای هر طبقه یک تابلوی ال ای دی کافیست. برای سیاهپوشی ایام محرم که به طور معمول چیز جالبی از کار در نمی آید باید آن را به سلیقۀ خانمهای خوش ذوق وانهاد تا در قسمتهایی که تشخیص می دهند روبانهای هم عرض و اندازه ببندند. البته به سبب ان قلت هایی که در مورد رنگ سیاه هست اگر سبز پررنگ باشد که بهتر است.

با حساب نکته هایی که گفتم و به احتمال اهل فکر آن را بپیرایند و به آن بیفزایند، ساخت مسجد سخت تر و تعداد آنها کمتر می شود. اما به نظر من این خیلی بهتر است که در هر ناحیه ای یک مسجد عالی باشد و اجنماع مؤمنان را عظیم تر و کم تفرقه تر کند تا اینکه صد مسجد بی نظم و ناپاکیزه با خرده جمعیت هایی کوچک-کوچک که انسان رویش نمی شود نام آن را خانۀ خدا بگذارد!

این چند نکته که به ذهنم رسید، پیشنهاداتی برای اصلاح ظاهر مسجدهاست، بدیهی است که باطن و عمق برنامه های مسجد اهمیتی مضاعف دارد و مجال جدا می طلبد که البته همگی باید در کنار تشویق و توصیه های مکرر به رعایت نظم باشد و بی نظمی معمول ما مردم خاورمیانه را لااقل از روح مؤمنانمان بزداید.

۲۹/۱/۹۵

 

* کارشناس ادیان و عرفان تطبیقی

 

مطالب دیگر از این نویسنده:

آزادی و اخلاص

تک صدایی مردم خاورمیانه

دینداری با قوۀ عقل و شهود اخلاقی

ملی گرایی و ترقی

چکاچک سنت و مدرنیّت به روایت آخرین سامورایی

۰ ۰ آرا
ارزیابی شما
guest
7 Comments
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
دانشجو
دانشجو
شهریور ۷, ۱۳۹۵ ۱:۰۵ ق٫ظ

من مساجد برادران اهل سنت نرفته ام ولی آنچه که در مسجدالحرام و مسجد النبی دیدم حقیقتاً خیلی بهتر از مساجد ما شیعیان بود. آن همه نمازگزار در سکوتی کامل.
و البته شستن پا در وضوی اهل سنت هم نکته مثبتی است. اتفاقاً در همان مدینه در مسجد شیعیان باز هم همان وضعیت نامناسب برقرار بود. بگذریم که اصلاً هنگام اذان پر از سر وصدا بود تا جایی که به زور صدای اذان را متوجه می شدم.

حضرت استاد درویشی!
حضرت استاد درویشی!
مرداد ۲۳, ۱۳۹۵ ۷:۰۰ ق٫ظ

درووود فیلم رو چند باری دیدم اما با این نوشته ی زیبا لازم دیدم حتمن یه بار دیگه ببینم!

حضرت استاد درویشی!
حضرت استاد درویشی!
مرداد ۲۳, ۱۳۹۵ ۶:۴۶ ق٫ظ

با سلام خدمت مشکات عزیز ایده ی بسیار جالبیه و بهتره در سطح نظر نمونه حتما اینو پیگیری کنید هم حضوری هم با نامه نگاریهای مختلف, میشه فراخوان هم داد و افرادی که مایل به پیگیری باشن رو دور هم جمع کرد

مجید
مجید
مرداد ۱۷, ۱۳۹۵ ۷:۴۸ ب٫ظ

با سلام متقابل:
بله باید ببینید، من از نزدیک دیده ام (نه در اینترنت!) برای همین بود که مطلب را عنوان کردم…. دیدن در عکس بد نیست اما کافی هم نیست.

معین مشکات
معین مشکات
مرداد ۱۷, ۱۳۹۵ ۲:۴۰ ب٫ظ

[quote name=”مجید”]مشابه این طرح سالهاست که در مسجد امام صادق درجنوب بیروت اجرا شده و تا حدود زیادی هم کارساز بوده، عکسها در اینترنت موجود است….[/quote]
سلام و درود. چقدر جالب! حتمن باید آن مسجد را ببینم!

مجید
مجید
مرداد ۱۶, ۱۳۹۵ ۴:۰۶ ب٫ظ

مشابه این طرح سالهاست که در مسجد امام صادق درجنوب بیروت اجرا شده و تا حدود زیادی هم کارساز بوده، عکسها در اینترنت موجود است….

مرادی
مرادی
مرداد ۱۶, ۱۳۹۵ ۱:۲۱ ب٫ظ

سلام برای حصول یا افزایش ایمان دو عامل وجود دارد.یا فرد خودش اهل علم است یا نظاره گر اعمال و دنباله رو عالم یا عالمانی است. اگر خود اهل علم است (علم قرآن) باید راسخ درعلم باشد و کلیت قرآن را رعایت کند آنرا گزینشی نخواند تا معجزه بودن قرآن را دریابد و بر ایمان او افزوده شود… اگر خودش اهل علم نیست باید عالم یا عالمانی چند شاهد بر یگانگی خداوند بیابد عالمانی که وجودشان نشانه هایی برای ایمان است… در سوره آل عمران می فرماید: شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَالْمَلَائِکَهُ وَأُولُو الْعِلْمِ قَائِمًا بِالْقِسْطِ لَا… مطالعه بیشتر»

فهرست
7
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx
()
x