ساده لوحی های مومنانه

| عباسعلی منصوری* |مدعا: «انیشتین در اواخر عمر شیعه شده است و با آیه الله بروجردی ۴۰ بار نامه نگاری داشته و اقرار نموده که نظریه نسبیت را با توجه به ماجرای معراج پیامبر فهمیده است» شاید مدعاهایی شبیه مدعای فوق را شنیده باشید و برایتان پیش آمده باشد که در فضای حقیقی یا مجازی از علما یا دینداران سخنانی…

| عباسعلی منصوری* |

مدعا: «انیشتین در اواخر عمر شیعه شده است و با آیه الله بروجردی ۴۰ بار نامه نگاری داشته و اقرار نموده که نظریه نسبیت را با توجه به ماجرای معراج پیامبر فهمیده است»

شاید مدعاهایی شبیه مدعای فوق را شنیده باشید و برایتان پیش آمده باشد که در فضای حقیقی یا مجازی از علما یا دینداران سخنانی شنیده باشید که خطا بودن آنها برای شما چنان آشکار است که در سلامت عقلی گوینده شک و تردید می کنید و از میزان ساده لوحی و خوش باوری او تعجب می¬کنید.


تکرار و تکثر این نوع اظهار نظرهای خوش باورانه و ساده لوحانه این پرسش را مطرح می کند که آیا این ساده لوحی و خوش باوری از سنخ اتفاق های موردی و برخواسته از ضعف فکری آن اشخاص است یا یک قاعده و امر نسبتا فراگیر است یعنی ریشه در سبک دینداری و نوع نظرورزی این افراد دارد؟

به نظرم شیوع نسبی این نوع اظهار نظرها در میان دینداران و مخالفت نکردن جدی مخاطبان دیندار با این نوع اندیشه ها(و بلکه در خیلی از موارد تلاش ایشان برای ترویج و تبلیغ این نوع سخنان) نشان از این دارد که نباید علت اصلی و تامه این نوع ساده لوحی و خوش باوری ها را به افراد برگردانیم بلکه باید سبک و شیوه فکری که دیندران به آن تعلق خاطر دارند را نیز در این امر دخیل بدانیم.

به نظرم دیندرانی که دینداری تقلید محور دارند در مقایسه با سایرین استعداد بیشتری برای گرفتار شدن در دام ساده لوحی و خوش باوری را دارند. این مدعا حاصل تجربه و مشاهده فردی بنده در مواجه با بسیاری از دینداران( و به اصطلاح درست تر مذهبی ها) است. تجربه (خصوصا اگر متنوع و متکثر باشد) بهترین و شاید تنهاترین راه برای اثبات درستی یا نادرستی این مدعا است زیرا سنخ این مدعا به گونه ای است که نمی توان به صورت پیشینی و با استدلال آن را رد یا اثبات کرد. بلکه باید به کمک پرسش نامه ها و آزمون های روانکاوانه و با مشی و روش جامعه شناسان و روان شناسان درستی یا نادرستی آن را سنجید.
حال اگر فرض را بر صحت این مدعا«که دینداران استعداد بیشتری برای ابتلا به ساده لوحی و خوش باوری دارند»بگذاریم،پرسش مهم این است که چرا اینگونه است؟

به نظرم این امر ریشه در فربه شدن روحیه تقلید و نحیف شدن روحیه تفکر انتقادی در سبک خاصی از دینداری دارد. هر چقدر فرد بیشتر روحیه تقلید داشته باشد و کمتر روحیه انتقادی داشته باشد،استعداد بیشتری برای ساده لوحی و خوش باوری دارد.
کارکرد سبکی از دینداری در جهت تقویت روز افزون روحیه تقلید و تضعیف روحیه تفکر نقادانه است.تاکید می کنم که منظور بنده این نیست که ذات دینداری منجر به ساده لوحی می شود. بلکه سبک و نوع خاصی از دین ورزی است که زمینه ساده لوحی را فراهم می کند. و آن دینداری هویت اندیش و تقلید محور (در مقابل دینداری حقیقت اندیش و عقلانیت محور) است.

دیندارن هویت اندیش و مقلد اندیش ساده لوح تر و زود باورتر هستن. زیرا به کنکاش عقلی و نظرورزی به معنای واقعی کلمه عادت نکرده بلکه از آن هراسانند. اگر هم احیانا دیده می شود که این نوع دینداران در برخورد با یک متن یا یک سخن مته به خشخاش می گذارند و ذره بین در دست گرفته و ملا لغتی می شوند، نباید این رفتار ایشان را در راستای نظرورزی فهمید اتفاقا این نوع مواجه ها در راستای نظرورزی نیست بلکه ادای نظرورزی است. این نوع مواجه در غالب موارد ایشان را از فهم عمق و مقصود نهایی مطلب باز می دارد. و نگاه کلی نگرانه (که بهترین نشان بر قدرت نظر ورزی و عقلانیت است) را از ایشان سلب می کند.
دینداری هویت اندیشانه و تقلید محورانه به فرد دیندار اجازه نمی دهد که با خویشتن خویش مواجه شده و طرح پرسش نموده و به صورت اصیل و اگزیستانسیال گونه پرسشش را پیگیری کند. این سبک از دینداری جرات و جسارت رو در رو شدن و خیره نگریستن به پرسش های واقعی را از فرد سلب می کند و نمی گذارد که فرد به آستانه پرسش پا نهد و در عوض او را مشغول شبه پرسش ها و شبه علم می کند.

این سبک از دین ورزی و این نوع از عقلانیت و اندیشه ورزی به مرور زمان ایشان را زود باور و گاه ساده لوح می کند. برای همین است که گاهی یک عالم دینی مطلبی را بیان می کند که خطای آن چنان آشکار است که تعجب همگان را بر می انگیزاند.

ساده لوحی و خوش باوری منحصر و مختص به پذیرش مدعاهای بسیار عجیب نیست بلکه اقبال دیندران به طب سنتی، تعصب به خرج دادن در امور تاریخی و تاریخ را از منظره عقیده فهمیدن، اهمیت زیاد دادن به ظواهر در قضاوت و داوری ،پذیرفتن حکمی که خلاف صریح وجدان اخلاقی است، اهمیت دادن به رویاها و اتخاذ تصمیم بر این مبنا و….. در همین راستا است.

 

* عضو هیات علمی دانشگاه رازی

۰ ۰ آرا
ارزیابی شما
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
فهرست
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx
()
x