رفوی الهیات، نالازم و نامطلوب

|صلاح الدین همایون| این کنکاش موجز دلنوشته ای است در خصوص ” مسئله شر ” . دلیل نگارش آن نیز عمدتاً پررنگ شدن این مقوله در اذهان عمومی از سویی و از سوی دیگر سعی های بی حاصلی است که به دنبال رفوی الهیات است در صورتی که هم افزایی این دو در ابهام زایی بیشتر و  غامض تر نمودن…

|صلاح الدین همایون|

این کنکاش موجز دلنوشته ای است در خصوص ” مسئله شر ” . دلیل نگارش آن نیز عمدتاً پررنگ شدن این مقوله در اذهان عمومی از سویی و از سوی دیگر سعی های بی حاصلی است که به دنبال رفوی الهیات است در صورتی که هم افزایی این دو در ابهام زایی بیشتر و  غامض تر نمودن این مقوله بیش از پیش افزوده است.

از آن دسته روشندلان سرخوش که اصلاً وجود ” شر (شرور) ” را منکرند! درگذریم، هرگونه پرداختن به مسئله شر می بایست  متاخر بر ” اثبات شفاف لزوم یا اجتناب‌ناپذیر بودن  شر” باشد.

بدون پرداختن متقدم، کافی و ووافی به نکته یاد شده هر گونه بحث و تحلیل ” مسئله شر ” در خوشبینانه‌ترین حالت خطایی ولو سهوی است   که بشدت و قوت رویکرد منطقی به موضوع را تهدید و تخریب می نماید و متاثر می نماید و در حالت غیر خوشبینانه نیز منظره پردازی است جهت تخفیف موضوع و پیچیده کردن مسئله به قصد  صید ماهیان مطلوب و مصادره مقصود.

پیش از پرداختن به برخی شبهات استدلال‌های مطرح شده، ذکر نکته‌ای بسیار اساسی را لازم می دانم، نکته ای که مستمسک آن دسته از افرادی که با فرار به جلو اصولاً منکر وجود هرگونه “شر”ی هستند!

آن نکته اساسی از این قرار است که وجود شر یا “از خداست” یا “از او نیست” که از او نبودن موید ثنویت است زیرا طرفداران استقلال “شر” از “خیر” به منظور دفاع از خداوند ( که بی مورد و بی معنی است )، قائل به وجود وجودی حداقل همتراز با “خیر” که “شر” است می باشند استفاده از واژه حداقل نیز بر همگان واضح و مبرهن است. از خدا بودن نیز رافع و ناقض “خیرخواهی” و “قادر بودن” اوست.

از شبه راه‌حل‌های دیگر می توان از “محدود کردن خداوند نامحدود” نام برد! واضعان و طرفداران این نظر نیز عمدتاً بر این اساس اقامه دعوی می نمایند که :

  1. قدرت خداوند بر محالات شامل نمی‌گردد.
  2. دنیا بر اساس قوانینی که خداوند مقرر نموده اداره و تمشیت امور می‌گردد و خداوند قوانین خود را نقض نمی نماید.

البته پیش از هرگونه توضیحی ذکر دو نکته را لازم می دانم نخست آنکه بطلان آن اظهر من الشمس می باشد و سپس آنکه ابداع بدعت هایی همچون “خداوند ناچار”، “خداوند بیچاره”، “خداوند محدود”، “خداوند مجبور”، “خداوند معذور”، “خداوند ناتوان” یا “خداوند کم‌توان” و نظایر اینها عذر بدتر از گناه و دفاعی است مخرب تر از هر حمله ای.

اما بعد،

قائل بودن به وجود محالات برای خداوند حداقل ناشی از عدم فهم صحیح مفهوم “بی نهایت[۱]” بودن خداوند است که به باور بنده اصلی ترین و اساسی ترین و به عبارت بهتر تنها واژه قابل کاربرد برای خداوند می باشد.

در ساده‌ترین ولی در عین حال جامع ترین تعریف و توصیف به این موضوع باید گفت که “بی‌نهایت” یعنی “مجموعه هر آنچه هست و نیست” می باشد.

نکته بسیار حائز اهمیتی که اکثرا نیزمغفول واقع می گردد و همین نکته باعث بروز بسیاری از سوء فهم ها و اختلافات گردیده و آنها را رقم می‌زند، قسمت دوم میباشد یعنی “آنچه نیست”.

مقوله بسیار مهم، کلیدی و محوری درباره خداوند، واحد بودن اوست. وحدت محصول و مقتضای بی نهایت بودن است که این نیز خود  یعنی نه تنها آنچه هست، بلکه “نبودن هرآنچه نیست” هم در داخل و اقتضای ذاتی این مفهوم محسوب می‌گردد به عبارت دیگر مشیت الهی نه تنها عامل و محاط تمامی هستی است، بلکه “نبود” نیز مقدر و تجلی اراده اوست.

به طور مثال علت و معلول فقدان دایره‌ای با شعاع های متفاوت نیز جزء همان بی نهایت می باشد. این مثال که شاید ابتدا به نظر خواننده فرهیخته چندان مهم نرسد اما این نکته هنگامی اهمیت خود را هویدا می نماید که به قرائت غالب از مقوله شر ( شرور ) پرداخته می‌شود. آن دسته که وجود شرور را انکار نمی کنند اما به دنبال حل تعارض آن هستند متوسل به “شرک” می‌شوند بدین معنی که دلیل وجود شرور را                         فقدان یا غیبت خیر می‌انگارند. با توجه به توضیحات یاد شده در فوق نه تنها حضور خیر در هر موقعیت زمانی مکانی جزء بی نهایت است بلکه فقدان خیر “وجود شر” نیز در هر موقعیت زمانی مکانی جزء همان بی نهایت واحد است.

لذا هم آن دسته از افرادی که معتقد به وجود مستقل شرور می باشند و هم آن دسته از افرادی که معتقد به فقدان اراده و حضور خداوند به عنوان علت و معلول شرور می باشند، هر دو سهوا یا عمداً مرتکب شرک گردیده اند زیرا تصور می کنند که یک بی نهایت خیر وجود دارد به علاوه یک شر (شرور) با نهایت! این همان خطائی است که با افراز مجموعه موجب ستاندن وحدت (ولو برای توجیه و دفاع ) از بی نهایت ، آنرا از حیث بینهایت ساقط می نماید. یعنی خداوند متشکل از خیر محض است با مرز و نهایتی که پس از آن (یا غیر از آن ) را شرور تشکیل می دهد!

در رابطه با مورد دوم یعنی قوانین وضع شده الهی و عدم دخالت و تغییر آن توسط خداوند، نادرستی این فرض نیز علاوه بر نادیده گرفته شدن موارد متعدد ناقض این عقیده به شهادت کتاب آسمانی ما مسلمانان ،مسروری این توجیه کنندگان چنان پرده‌ای بر دیدگانشان نهاده که قادر نیستند (یا نمی خواهند) به این نکته مهم عنایت بورزند که چه دلیلی دارد که خداوند از این اصل ساده و بدیهی استثنا باشد که هر قانونگذاری عملکرد قانون های خود را به طور مستمر مورد پایش قرار داده و هنگامی که کارایی لازم را نداشته باشد مداخله نموده و با بازنگری آن آنها را اصلاح نماید؟

لذا چه لزومی دارد که خداوند قوانینی را وضع نماید که موجب مقید، معذور و مجبور نمودن خود گردد ! درساده ترین حالت این تفسیر سعی در القای این مفهوم نادرست دارد که خداوند خودش خود را از ساحت خداوندی ساقط می نماید !!

بمنظور احتراز از اطاله کلام با یادآوری اهم نکات، نوشته خود را به پایان می‌برم:

الف  قبل از هرگونه پرداختن به “مسئله شر (شرور)” می بایست الزام یا اجتناب ناپذیر بودن آن منطقاً اثبات گردد.

ب  ابداعات پیچیدگی فزا و ابهام فزونی همچون تعریفی از عدالت برای خداوند که شرور و بی عدالتی های موجود را نیز شامل گردد!! صرفاً برکوس غمازی موضوع می‌کوبد و منطقا کسی را اقناع نمی نماید، مگر آن دسته از افرادی که از قبل تصمیم خود را گرفته و بصورتی احساسی باور کرده اند.


[۱] – توصیه می گردد جهت فهم بهتر به مفاهیم “ریاضیات بی نهایت” و مبانی “علم مجموعه ها” مراجعه گردد.

مطالب دیگر از نویسنده:

مذمومیت عام “ایدئولوژی”

هیاهوی نالازم

۰ ۰ آرا
ارزیابی شما
guest
1 دیدگاه
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
مرادی
مرادی
اسفند ۷, ۱۳۹۹ ۲:۲۰ ب٫ظ

جناب همایون در قرآن آیه معروف ذیل از سوره حدید : هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ ﴿۳﴾ غالبا در این مباحث بینهایت و همه جا گستر مورد استفاده یا سوء استفاده قرار میگیرد…اما طبق معمول نه در اتصال با دیگر آیات در این سوره…و روبرو هستیم با الگوهای بعضا درست و بعضا اشتباه که نتیجه آن یاس از الهیات است…. بازگشت به قرآن و الهیات نجات بخش لازم است ولی با کدام روش خواندن؟ روشی باید که مورد تایید خود قرآن باشد… هر چه به زمان رحلت پیامبر نزدیک تر بشویم اختلاف و شک و تردید… مطالعه بیشتر»

فهرست
1
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx
()
x