مسأله ی رنج

|عظیم مدهنی میرزاوند| چندی پیش متن گفت و گویی از جناب استاد ملکیان مطرح شد. عنوان این مطلب رنج، شر و خداست. این مطلب در سایت فرهنگی نیلوفر منتشر شده است. از آن جایی که این مطلب با مقاله ایی که پیش از این بنده تحت عنوان «چیستی احساس » نوشته ام دارای ربط و شباهت هایی است، لازم دیدم…

|عظیم مدهنی میرزاوند|
چندی پیش متن گفت و گویی از جناب استاد ملکیان مطرح شد. عنوان این مطلب رنج، شر و خداست. این مطلب در سایت فرهنگی نیلوفر منتشر شده است. از آن جایی که این مطلب با مقاله ایی که پیش از این بنده تحت عنوان «چیستی احساس » نوشته ام دارای ربط و شباهت هایی است، لازم دیدم یادداشتی در مورد آن منتشر کنم.

شاید بد نباشد از اینجا شروع کنیم که زبان گفت و گوی جناب استاد به خوبی وضعیت ما ایرانیان را نمایان می کند. نیمی از کلمات استاد انگلیسی است . از آن جمله می توان به کلماتی همچون امر فکچوال، امر اولیوواتیو، اگویست و … اشاره کرد. نیمی دیگر هم یادگار دوران سلطه ی اعراب است. از این جمله هم می توانیم به کلماتی همچون انانیت اشاره کنیم. اما روح و جان سخن استاد بودایی است!

اگر سخن ایشان را خوب بکاویم ایشان چیزی بیش از این نمی گوید که بایست در زمان حال زیست. به گذشته و آینده طرح ریزی نکرد. و اصولا باید چیزی نخواست تا به آرامش برسیم. و به قولی باید انانیت را کنار بگذاریم و در جهان حل شویم. تا آرام بگیریم. از این نگاه مهم ترین و خوشایند ترین احساس آرامش است. ناگفته پیداست که چنین نگاهی به هیچ وجه انسان گرایانه نیست. و به شدت ضد انسان گرایانه است. در واقع این نگاه می خواهد انسان و رنج هایش را یک جا با هم حذف کند.

امّا در آن نوشتاری که پیرامون چیستی احساس در همین سایت نگاشته شده است، نشان داده ام که رنج موضعی در عالم واقع( یا به قول ایشان فکچوال ) نیست. رنج عبارت از طرح اندازی در حال خاصی است. وقتی طرح به سرانجام نرسیده است، نامش رنج است. در آن مقاله نشان دادیم که احساسات انتخابی هستند. ما در برابر احساسات موضعی انفعالی نداریم. بلکه این خود ما همستیم که انتخاب می کنیم چه احساسی داشته باشیم. هیچ کدام از احساسات رنج، آرامش و لذت نیز فی نفسه خوب یا بد نیستند. بلکه به نسبت طرحی که در مورد آن ها داریم خوب یا بد می شوند.

آن نوشتار انسان را در مرکز قرار می داد. و کنترل احساسات او را به دست خودش می سپرد.

۰ ۰ آرا
ارزیابی شما
guest
4 Comments
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
عظیم مدهنی میرزاوند
عظیم مدهنی میرزاوند
اردیبهشت ۳۰, ۱۴۰۰ ۷:۴۹ ب٫ظ

با سلام و تشکر نخست آن که زیستن در زمان حال همان طرح ریزی نکردن به آینده و گذشته است. به نسبتی که شما به آینده و گذشته طرح ریزی می کنید دچار رنجید و به نسبتی که نمی کنید در آرامشید. افزایش انانیت و یکی شدن با جهان همان حل شدن در جهان است. همان طرح نریختن است. مگر این که بگویید با جامعه ی انسانی یکی شده ام. این طور شفقت شما افزایش پیدا می کمد. اما اگر با باد و دریا و طوفان هم یکی شدید این دیگر حذف انسان است. این طور اگر فر۱ا زلزله آمد… مطالعه بیشتر»

عظیم مدهنی میرزاوند
عظیم مدهنی میرزاوند
جواب به  borhani
اردیبهشت ۳۰, ۱۴۰۰ ۱۰:۵۰ ب٫ظ

نکته دیگری که به ذهنم می رسد این است که من ننوشته ام که استاد آرامش را یگانه ارزش و مطلوب می دانند. بلکه اگر از نگاه بودایی خوب به جهان بنگریم و این نظرگاه را افراطی کنیم، آن گاه یگانه احساس ارزشمند آرامش خواهد شد. و مثلا شادی یا رنج یگانه و بالاترین ارزش ها نخواهد شد.

عظیم مدهنی میرزاوند
عظیم مدهنی میرزاوند
جواب به  borhani
اردیبهشت ۳۱, ۱۴۰۰ ۳:۳۵ ب٫ظ

با سلام و تشکر انسان به نسبتی که به گذشته یا اینده طرح می ریزید دچار رنج است. اساسا نکته مقاله ی چیستی احساس همین است که رنج همان طرح انجام نشده، است. بنابراین طرح نریختن مطلوب بودا بوده است. زیرا طرح نریختن (یا به عبارت بهتر، زیستن در زمان حال) مایه آرامش است. افزایش دایره ی “من” اگر تا سر حد هم نوعان باشد حرف شما صحیح است. حتی اگر برخی حیوانات آزاد را نیز اضافه کنیم بازهم حرف شما درست است. اما حرف استاد یکی شدن با تمام هستی است. که این همان حل شدن در کل هستی،… مطالعه بیشتر»

فهرست
4
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx
()
x