آیا محمد پیامبر بود؟( تحلیل روانشناسی رفتاری – قسمت اول)

اینجانب در نوجوانی یک مذهبی سنتی مقید بودم. اما در جوانی با آشنایی با شبهات دینی، مدتی آتیست و بی اعتقاد به وجود خدا گردیدم. پس از مدتی آگنوستیک یا ندانم گرا شدم و رگه هایی از شک و تردید در بنده ایجاد گردید. بعد از مدتی دوباره به اسلام بازگشتم. در این مقاله دلایلی که باعث شد پیامبر بودن محمد را پذیرا گردم، شرح می دهم.

مجید نواندیش، چکیده: در این مقاله سعی داریم با رویکردی نوین، بر اساس علم تحلیل روانشناسی رفتاری ادعای پیامبر بودن محمد را بررسی نماییم. بدین منظور سعی می شود ابتدا صورت مسئله، فروضات، روش مناسب بررسی آن بر اساس علم منطق و فلسفه، و ریاضیات دقیقا مشخص گردد. سپس نویسنده دلایل متقن خود را با استفاده از علم تحلیل روانشناسی رفتاری مبتنی بر صحت ادعای محمد بیان می دارد.

اینجانب در نوجوانی یک مذهبی سنتی مقید بودم. اما در جوانی با آشنایی با شبهات دینی، مدتی آتیست و بی اعتقاد به وجود خدا گردیدم. پس از مدتی آگنوستیک یا ندانم گرا شدم و رگه هایی از شک و تردید در بنده ایجاد گردید. بعد از مدتی دوباره به اسلام بازگشتم. در این مقاله دلایلی که باعث شد پیامبر بودن محمد را پذیرا گردم، شرح می دهم. بخشی از این دلایل با استفاده از علم روانشناسی رفتاری ارائه می گردند. امروز علم روانشناسی رفتاری، برای بررسی رفتارهای توده ای مردم، سلیقه ها، تغییر ذائقه های ناگهانی و … مورد استفاده و بررسی توسط محققان و روانشناسان قرار می گیرد. در این مقاله، از این علم بصورت ابتدایی اما جامع، برای رفتارشناسی محمد استفاده و بهره برداری می گردد

تذکر: در این مقاله از ذکر القاب پیامبر اسلام خودداری می کنم و به ذکر نام پیامبر اسلام، محمد بسنده می کنم. هدف از این کار جسارت به ساحت پیامبر اسلام نمی باشد. هدف سعی در رعایت انصاف و عدم تعصب ورزی می باشد. سعی شده است نگارش مقاله بر اساس اصول فلسفه با بیطرفی و نهایت رعایت انصاف صورت گیرد.

در ابتدای سعی می نماییم، مطابق با علم فلسفه، صورت مسئله و فروضات بطور دقیق تعریف و روش اصولی حل آن را مورد کنکاش قرار دهیم.

صورت مسئله: سوال عنوان مقاله محمد پیامبر بود؟ می باشد. منظور ارزیابی و بررسی میزان امکان صحت ادعای محمد بر برگزیده شدن از طرف خداوند و برقراریی ارتباط عالم غیب با وی می باشد. این مسئله یک مسئله غامض و چالش برانگیز است. امروزه در دنیا مردم بسیاری مسیحی می باشند یعنی محمد را پیامبر نمی دانند. هر روز در دنیا مقالاتی در تایید یا رد این ادعا منتشر می گردد. وقایع تاریخی آنهم در ۱۴۰۰ سال پیش مبهم است. دستیابی به جواب قطعی بنظر ناممکن است. لذا راه حل مطابق با احتمالات عمل نمودن است. اینجانب در این موارد سعی می نمایم بر اساس احتمال و گمان تصمیم گیری نمایم. در تعریف گمان گفته اند آن طرف که احتمال آن را بیشتر بداند، یعنی بالاتر از ۵۰% احتمال آن را بداند. به آن سمت که گمان پیدا کردم، بنا را بر همان اساس می گذارم. لذا در این مقاله بدنبال اثبات پیامبر بودن محمد نیستم که بعقیده بنده ناممکن است، اما سعی می نمایم احتمال پیامبر بودن محمد را در ذهن خوانندگام محترم به اندازه بضاعت خویش افزایش دهم.

دقت نمایید از این مسئله چالش برانگیز به سهولت نمی توان عبور نماد. اگر ادعای محمد صحت نداشته باشد و میان وی و عالم غیب ارتباطی نبوده است. وی کذّاب محسوب می گردد. وی یک دروغی را پیوسته در دوران زندگی خود تکرار نموده است. چنین فردی از نظر روانشناسی ممکن نیست که فقط همین یک دروغ را گفته باشد. حتما دروغ های دیگری هم گفته است. ایشان مردم بسیاری را فریب داده است که از نقطه نظر روانشناسی چرایی و چگونگی ایجاد چنین فریب بزرگی نیازمند تحقیق جدی می باشد.

مفروضات

مفروض اوّل: مبنا بر اساس محکمات تاریخی و قول های مشهور

احادیث، تاریخ، بطور کلی تاریخ سیره پیامبر مملو از داستان های متضاد با هم می باشد. محل تقابل میان طرفداران و منتقدان محمد می باشد. دارای ابهامات فراوان می باشد. نقل قول ها فراوانند که بسیاری در نقل قول های دیگری مورد تردید و حتی رد گردیده اند. بطور کلی استفاده از روایات و احادیث در تحقیقات تاریخی مورد سوال و ابهام جدی می باشد. کنکاش فراوان در سیره پیامبر و روایات تاریخی از سیره ایشان، منجر به حیران شدن می گردد. یک منتقد روایاتی بیان می کند طرف مقابل از نظر رجال آن را ضعیف می شمارد. روایت دیگری می آورد و …. نویسنده این مقاله سعی نموده است از روایات مبهم استفاده ننماید. در این مقاله در اختلاف میان قولهای مختلف، بنا بر قول مشهور تاریخی بدون جانبداری گذاشته شده است. همچنین سعی شده است استدلالات بنا بر آنچه که در سیره پیامبر جزء محکمات تاریخی می باشد قرار داده شود.

مفروض دوّم: عدم تقدس و عدم عصمت

ما انسان ها مطلق گرا می باشیم. تمایل به دیدن سیاه کامل یا سفید بودن کامل یک فرد دارند. این تمایل علی الخصوص درباره شخصیت های مهم از جمله شخصیت های مهم تاریخی و علی الخصوص دارای القاب مقدس، بشدت تشدید می گردد. توانایی خاکستری دیدن شخصیت های مهم و بطور کلی انسان ها، ارزشمند و نیازمند مهارت آموزی می باشد.

محققان با بررسی ساختار عملکرد مغز انسان به این نتیجه رسیده اند که مغز انسان دارای خطاهای شناختی مختلفی می باشد. از جمله تمایل به سیاه و سفید دیدن. برای مغز انسان توانایی خاکستری دیدن یک شخص در یک زمان کم بسیار دشوار است. وقتی مغز و تفکر یک طرف بایاس و گرایش پیدا کرد، اصلا ناخودآگاه مغز انسان موارد مربوط به طرف دیگر را فیلتر می نماید.

از دیگر خطاهای شناختی مغز انسان تمایل به پررنگ نمودن و بیشتر جلب توجه نمودن نکات منفی نسبت به نکات مثبت می باشد. این مسئله علی الخصوص در خصوص شخصیت های مقدس و در تقدس بیشتر می گردد. در تقدّس تحمل و ظرفیت پذیرش نکات منفی بسیار پایین می آید و یک نکته منفی می تواند تمامی وجوه مثبت آن شخص را بپوشاند و تحت تاثیر قرار دهد.

مخالفان محمد، عموما برای رد پیامبری محمد، به بیان خطاها و اشتباهات محمد قابل پذیرش در چهارچوب ذهنی خود و شنوندگان می نمایند، همچون داشتن همسرهای متعدد، کنیزداری، جنگ ها و خشونت فراوان و ….. بواقع این منتقدان، با پذیرش فرض عصمت و تقدس پیامبران در شنوندگان و خوانندگان خود ادعای پیامبری محمد را رد می نمایند.

بواقع با گذاشتن یک نقطه سیاه بر روی صفحه سفید مخاطبین، همه آن تصورات پیشیین را به چالش کشیده و آن صفحه را کدر و در انتها به شیوه اشتباه سیاه می نمایند.

نویسنده این مقاله، به هنگام تحقیق، هنوز پیامبری محمد را نپذیرفته است که بخواهد شرط عصمت و مقدس بودن وی را بپذیرد. چرا باید فرض نمود که پیامبران از جمله محمد می بایست معصوم و دارای عصمت باشند؟  شاید فقها و علما اشتباه کرده اند. آیا ممکن نیست؟ ما هنوز صدق محمد را نپذیرفته ایم که صدق سخنان پیروان وی را بپذیریم. می توان فرض نمود محمد در مکه واقعا پیامبر شده باشد اما در مدینه دچار گمراهی و ضلالت شده باشد. این فرض، فقط فرض است، محال هم نیست. قرار نیست لزوما صحت هم داشته باشد، دقت نمایید این شیوه استدلال بر مبنای علم ریاضیات است. در ریاضیات در روند اثبات،    تغییر مفروضات تالی (r) ، تاثیر گذار بر اثبات مقدم (q) نمی باشد.

لب سخن چیست؟ این است که برای بررسی ادعای پیامبری محمد، نباید فی البداهه حوادث مدینه و آتی را بررسی نمود. باید ابتدا حوادث گذشته قبل از ادعای محمد و حوادث نزدیک به آن واقع در مکه را باید بررسی نمود. بنظر نویسنده رویکرد صحیح بررسی ادعای محمد این می باشد.

تحلیل و بررسی رفتار محمد مصطفی در مدینه، می تواند توسط مسلمانان و غیرمسلمانان جداگانه مورد بعدا مورد آنالیز و بررسی قرار گیرد. با فرض عدم معصوم بودن و عدم عصمت داشتن محمد، آن حوادث نمی تواند نافی ادعای محمد باشد، اما میتوان با آن محمد را مورد انتقاد قرار داد.

ممکن است محمد در مدینه دچار خشونت بیش از حد شده باشد. در تمتع از زنان دچار افراط شده باشد و پروردگار در روز قیامت ایشان را به این دلایل عقوبت نماید. دقت نمایید این ها فرض محتمل است. اما در مکه ایشان به پیامبری انتخاب شده باشد..بعدا به این دلایل مورد عقوبت قرار گیرند.

واقعیت این است که نویسنده این مقاله به معصوم بودن پیامبران و ائمه اطهار معتقد نمی باشد. در قران بطور مطلق انسان جهول و نادان، ضعیف و در حال خسران دائمی  برشمرده شده است. وخلق الانسان ضعیفا [۱۰]. انه کان ظلوما جهولا [۱۱]، ان الانسان لفی خسر. در عربی ال، الانسان در آیه مذکور، ال ذات می باشد. نشان می دهد که این آیات بیان حال مربوط به همه انسان ها و ذات انسانی ما می باشد، استثناء هم ندارد و لذا شامل حال پیامبران و ائمه نیز می گردد. البته بیش و اندک دارد. طیفی و فازی می باشد.

بطور کلی محمد در ظرف زمان و مکانی خود باید سنجیده و مورد ارزیابی قرار گیرند. نقد پیامبران با استانداردهای انسانی امروز کاری سهل و ساده است. انسان ها در طول تاریخ رشد کرده اند و امروزه به سطوح بالاتری از عزت، کرامت، حقوق، استانداردهای رفتاری مقبول تری نسبت به گذشتگان دست یافته اند. شاید نقد امروز ما، توسط آیندگان چندین قرن بعد از ما نیز امری سهل و ساده باشد.

مفروض سوم : عالم غیب

نمودار بالا نتیجه تحقیق علمی مشترک پژوهشگران با محققان آمارگیری از میزان اطلاعات و دانش مردم و اعتقادات دینی آنان می باشد. در این مکاتب و ادیان به چهار دسته کلی تقسیم بندی شده اند. آتیست یا خداناباوری، Theist یا خداباوران، تعریف Gnostic کمی دشوار می باشد، عموما به ادیان قبیله های آفریقایی، سرخ پوست ها، آنان که به ساحران و عرفان های خاصی معتقد هستند بنظر اطلاق می گردد. دسته آخر Agnostic ها یا ندانم گراها می باشند.

تحقیق بالا، میزان اطلاعات الهی و دینی مردم (Theological Positions) را مورد پژوهش قرار داده است. آنطور که از این نمودار مشخص است سطح اطلاعات و معارف دینی خداناباوران و خداباوران بطور عمومی نسبت به دین غالب در جامعه خود یکسان می باشد اما ندانم گراها دارای سطح معارف بالاتری نسبت به بقیه دسته ها بطور عمومی می باشند. بواقع عالمترین دسته در این تقسیم بندی کلی ندانم گراها می باشند.

در تعریف ندانم گرایی، تعاریف مختلبفی ارائه گردیده است. نویسنده معتقد است کسانی بواقع ندانم گرا می شوند که دچار شک و تردید باشند. در حیرت باشند. نه اثبات هست نه احتمال صفر درصد.

بواقع در نظر اینان حداقل احتمال درباره وجود خدا و عالم غیب هوشمند یک درصد می باشد. اینان طبق این تحقیق عالمترین دسته می باشند. منتها جسارت تصمیم گیری قطعی ندارند.

مجتهدین عبارتی دارند مبنی بر لزوم رجوع جاهل به عالم که مطابق با عقل و منطق نیز می باشد. همچنین اینکه عالم نظر عالمتر از خویش را بپذیرد مطابق عقل و منطق می باشد. بر این اساس خداناباوران و آتیست ها طبق این پژوهش قابل اتکا، باید نظر عالمتر از خود یعنی آگنوستیک ها را بپذیرند. عالم باید بنظر عالمتر از خود تمکین نماید، فرق نمی کند عقل فردی در نظر بگیریم یا در مجموع خرد جمعی گروه و دسته ای از انسان ها را.

نفی کامل و قطعی وجود خدا مطابق باور آتیست ها، نشانه جهالت و تعصب است. ریچارد داوکینز نویسنده کتاب پندار خدا و یکی از مشهورترین آتیست های دنیای اخیر، خود در یک مصاحبه تلویزیونی اعتراف می نماید که بواقع من آگنوستیک یا ندانم گرا می باشم و مسائل مبهم و چیزهایی هست که نمی توان آن ها را نادیده انگاشت.

بواقع ندانم گراها می پذیرند عالم غیبی هست، یک چیزکی هست. اما نمی دانند که دقیقا چه هست. در سوره بقره که اولین سوره قران محسوب می شود، آیه سوم آمده است:

الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلَاهَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنْفِقُونَ

آنان که به غیب ایمان مى‌آورند، و نماز را بر پا مى‌دارند، و از آنچه به ایشان روزى داده‌ایم انفاق مى‌کنند؛

اول از همه ایمان به غیب ذکر شده است. تا انسان به غیب ایمان نیاورد، مسلمان نمی شود، نماز به پا نمی دارد و ….

عده کثیری از مردم دنیا امروزه سوال دارند اگر خدا، ملائکه هستند اگر موجودات فرازمینی هستند؟ چرا وجود خود را اثبات نمی نمایند؟ واقعا چرا؟ اینکار باعث می شود که همه مردم به وجود خدا ایمان بیاورند همه دیندار شوند. نویسنده معتقد است بنا بر حفظ اختیار انسان است. بنا بر اجبار نیست. قرار بر آزمایش و امتحان است.

اثبات عالم غیب و وجود موجودات هوشمند غیبی  با علم فیزیک ناممکن است. راه باور به وجود آنها و ایمان آوردن به آنها تجربه های معنوی می باشد. برای ما تجربه های معنوی متفاوتی از عرفا علمای گذشته تعریف و بیان نموده اند. به گفته گذشتگان نیازمند چشم دل و بصیرت می باشد.

در مفروض سوم می پذیریم که به احتمال یک درصد، عالم غیب هوشمند وجود دارد.  یک درصد فقط! گمان ما کماکان عدم وجود عالم غیب هوشمند است چون زیر احتمال ۵۰% پذیرفته ایم. فقط می خواهیم دچار تعصب در انکار عالم غیب هوشمند چون آتیست ها نشویم. این مفروض فقط در دو استدلال انتهایی بخش دوم و سوم (استدلال ششم و هفتم) مقالات بعدی مورد بهره برداری قرار گرفته است. بقیه استدلالات ارتباطی به این مفروض ندارند. بواقع یک مفروض تکمیلی است فقط برای دو استدلال انتهایی مقالات بعدی مورد بهره برداری قرار گرفته است اما برای حفظ نظم سلسه مقالات در بخش مفروضات در اینجا ذکر گردیده است.  برای پذیرش فقط یک درصد وجود یک عالم غیب هوشمند می توانید اولین مقاله اینجانب در سایت نیلوفر تحت عنون “روح؛ بخش اول: شواهد وجود روح“[۱۲] را مطالعه فرمایید.

مفروض چهارم: قران کتاب تاریخی

اما در مفروش چهارم، قران را نه به عنوان یک کتاب الهی و مقدس، اما به عنوان یک کتاب بدون تحریف و تغییر عمده از دوران محمد، فقط بعنوان گواه و برای استنادات تاریخی می پذیریم.

یک تلاش دسته جمعی توسط مسلمانان صورت گرفته است که اصل قران ثابت بماند و بدون تحریف قابل توجه بدست ما برسد.

دقت نمایید بعنوان یک کتاب تاریخی بجامانده از آن زمان که می تواند مورد استناد در موارد خاص قرار بگیرد. فقط همین. بعنوان تایید تکمیلی حوادث تاریخی.

بعد از تعریف صورت مسئله، فروضات، اکنون نویسنده دلایل خود را مبتنی بر صحت ادعای محمد لیست می نماید:

استدلالات

استدلال اول: تغییر جهت و مسیر زندگی

اولین دلیل و مهمترین دلیل از نظر خودم این می باشد که محمد در سن ۴۰ سالگی دارای یک همسر ثروتمند بود. از قبیله قریش و بنی هاشم بود که دارای اعتبار و آبروی فراوانی بود. گفته می شود تا قبل از بعثت چندین سفر تجاری همسرش را رهبری کرده بود. چه شد که به همه این ها ناگهان پشت پا زد و ادعای پیامبری نمود. وی ۱۳ سال تمام در مکه ادعای پیامبری نمود در حالیکه بیشتر از ۱۰۰ نفر در طی این مدت به وی نگرویدند. مردم مکه وی را مسخره، استهزا و انواع تحقیرها و اذیت ها را در حق وی روا می داشتند اما وی از ادعای خود دست برنداشت. چرا باید از چنین موقعیت خوبی (داشتن همسر ثروتمند، موقعیت قومی و مالی (مقام) مناسب) چشم پوشی کند و خود را به این وضعیت بیندازد؟ چرایی و جواب این سوال بسیار مهم می باشد؟

اگر بخواهم بدون قصد اسائه ادب، از دید روانشناسی رفتاری بررسی نمایم، پیامبر اسلام در جوانی با خدیجه زنی ثروتمند و بزرگتر از خود بنا بقول مشهور ازدواج کرد. چنین کسی اصطلاحا عافیت پیدا کرده است و به خوشبختی رسیده است. حتی ذکر کرده اند که در چندین کاروان تجاری را با ثروت خدیجه رهبری کرده بود. بعد ناگهان چه اتفاق خاصی روی داد که چنین شخصی مسیر زندگی و انتخاب خود را تغییر داد؟ چنین سرنوشت خود را عوض کرد که ادعای پیامبری نمود.

مستشرقین که سیره پیامبر نگاشته اند این وقایع تاریخی را در کتب خود ذکر نموده اند و جزء محکمات تاریخی محسوب می گردند.

از نظر تحلیل روانشناسی رفتاری حتما در زندگی این شخص اتفاق خاص و بسیار مهمی افتاده است که ناگهان بعد از ازدواج و به سعادتمندی و خوشبختی رسیدن چنین ادعایی میکند؟  نویسنده معتقد است انسان ها در حالت نرمال مبادرت به چنین اقدامی نمی ورزند. چرا محمد در چهل سالگی مسیر زندگی را بکلی تغییر می دهد؟ این از نظر روانشناسی لازم است مورد سوال و تفکر قرار گیرد؟

البته این استدلال پیامبر بودن محمد را اثبات نمی نماید. تنها مشخص می نماید که در جریان زندگی نرمال محمد، اتفاق خاص و مهمی باید روی داده باشد که وی ناگهان مسیر زندگی خود را بکلی تغییر داده باشد و تغییر مسیر داده باشد. در سیزده سال مکه به وی آسان نگذشت اتفاقا بسیار سخت گذشت. وی ثروت مقام خود را همه را از دست داد. در استدلال سوم به این مساله بیشتر می پردازیم.

استدلال دوم: فترت وحی

اما استدلال دوم، منبع خبر آن هم شیعیان و هم سنی ها بواقع پیروان محمد می باشد. در کتب حدیث و تاریخی مسلمانان ثبت و ضبط گردیده است. خود پیروان محمد و در نتیجه خود محمد به چنین واقعه ای معترف هستند و آن دوران فترت وحی یا انقطاع وحی دقیقا بعد از نزول آیات ابتدایی سوره علق بوده است[۱] (ویکی شیعه).

فترت وحی یا انقطاع وحی را مقطعی از زمان می نامند که نزول آیات قران بر محمد بطور موقت قطع می گردیده است. در انتهای این دوران بعد از بعثت محمد، سه آیه اول سوره ضحی نازل گردید.

مَا وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَمَا قَلَى]ضحی، ۳[

[که‌] پروردگارت تو را وانگذاشته، و دشمن نداشته است. ]فولادوند[

از ترجمه فولادوند می توان به عنوان یکی از دقیق ترین ترجمه های قران بر اساس صرف و نحو عربی یاد کرد. ایشان سعی نموده در ترجمه به متن فارسی کمترین دخل و تصرف ذهنی خود وارد نموده و در ارائه ترجمه به فهم معنای آیه را تاحد امکان بدون پیش فرضیات ذهنی پایدار بماند.

درباره شان نزول این آیه گفته اند، زن ابولهب نزد محمد آمد و گفت می بینم، رفقیت تو را وانهاد و به تو خشم گرفته است تا خداوند سه آیه اول سوره ضحی شامل این آیه را نازل فرمودند.

دقت نمایید خود محمد به خدیجه همسر خود و کافران می گفته است که وحی دریافت نمی کنم با وجود آنکه مورد تمسخر و آزار کافران قرار می گرفته است.

وقوع فترت وحی مورد اتفاق شیعه و سنی می باشد. علاوه بر شیعیان،  ابن عباس، طبری در جامع البیان، فخررازی در التفسیر الکبیر  و …. که هر سه سنی بوده اند هم وقوع فترت وحی را مورد تایید قرار داده اند[۲]

آیا مجاز هستیم از این اعتراف محمد برای بررسی ادعای محمد استفاده نماییم؟ به عقیده نویسنده بله. چون نقطه قوت نیست. نقطه ضعف. محل ضعف و اعتراف بر ضعف می باشد. اتفاقا مستشرقین آن را دستاویزی برای حمله بر محمد مورد استفاده قرار داده اند. حال آنکه به عقیده بنده فترت وحی و اعتراف محمد، یک دلیل متقن بر راستگو بودن محمد می باشد و اتفاقا نشان دهنده قوت و محل تامل نواندیشمندان ایرانی نیز می تواند باشد.

از نظر روانشناسی رفتاری، یک دروغگو چرا باید مدتی بگوید به من وحی نمی شود؟ ممکن نیست از یک دروغگو آنهم در اوائل ادعای خود چنین عملی سر بزند.

اندیشمندان مسلمان درباره مدت زماان فترت وحی بعد از بعثت دو قول رایج دارند:

یک: فترت سه ساله : طبق نظر این گروه از روزهای آغازین بعثت برای مدت سه سال، ارتباط جبرییل با پیامبر قطع و دوباره فرآیند نزول تداوم یافت. قدیمی ترین متن گواه بر فترت سه ساله می باشد. آیت الله معرفت چنین دیدگاهی دارد و عالمان علوم قرانی این نظر شهرت دارد

دوم: انقطاع چند روزه  که مشهورترین آن را چهل روز گفته اند .[۳] دوازده روز هم گفته اند.

قول مشهور سه سال می باشد. منابع تاریخی از این دوران، به سخت ترین روزهای زندگی پیامبر یاد می کنند[۱].

بر اساس محکمات، فترت وحی فقط یکبار نبوده است بلکه چندین بار دیگر نیز روی داده است. فقها و علمای اسلامی در فهم علت و دلیل وقوع فترت وحی در زمان های متفاوت، عاجز مانده اند. این اتفاقات برایشان مبهم و آن را نشانه ضعف می پندارند. آنچه آنان از آن غافل مانده اند این است که پیامبران، ائمه، حتی محمد مورد آزمایش ، امتحان الهی و حتی ابتلاء قرار می گیرد. اتفاقا امتحان و آزمایش الهی پیامبران و ائمه اطهار سخت تر و دشواتر از مردم عامه می باشد. به عقیده نویسنده فترت وحی هم یکی از آزمایشات و امتحانات الهی بر محمد بوده است که در آن قبول گردید. امتحانات الهی درس می باشند.

استدلال سوم: تسلیم ناپذیری

آیا محمد به دنبال قدرت مقام یا ثروت بود؟ آیا محمد جاه طلب و قدرت طلب بود؟ آیا بدنبال ریاست مکه بود؟ سیزده سال از ۲۳ سال رسالت محمد در مکه گذشت و ده سال آن در مدینه سپری گردید. در مدت سیزده سال رسالت محمد در مکه اکثریت حاضر به پذیرش سخنان وی نبودند. مورد محاصره اقتصادی قرار گرفت مجبور شد به ثروت همسر، اعتبار و آبرو قریش و بنی هاشم پشت پا بزند. در تاریخ گفته اند حداکثر ۱۰۰ نفر در این ۱۳ سال به وی گرویدند. اما در تمام این ۱۳ سال تسلیم نشد. پشیمان نشد. از حرف و سخن خویش دست برنداشت،

وی بدون گارد محافظتی در میان مردم مکه رفت و آمد می کرد. سمیه، خانم برده ای که به محمد ایمان آورد، بر اثر شکنجه بر سر عقیده اش جانش را فدا کرد. استهزاء ، تمسخر، تطمیع، مجنون خواندن محمد هر روزه توسط کافران صورت می گرفت. شدت فشار بر پیروان وی تا حدی بود که عده ای مخفیانه به گواه تاریخ به حبشه گریختند اما محمد خود ماند. در روایات اسلامی حتی نقل است فردی هر روز بر محمد شکمبه گوسفند خالی می کرد تا اینکه یک روز مریض شد و ….. این استقامت و پایمردی، تسلیم نشدن از نقطه نظر روانشناسی نیازمند داشتن اراده ای قوی، باوری مستحکم و یقین داشتن به آنچه که ادعا می شود می باشد. اراده قوی جزء با باور و یقین قلبی ایجاد نمی شود. ما فقط اینها را  خوانده ایم اما تا در واقعیت آنها را تجربه نکنیم نمی توانیم درد و رنج ناشی از آن را حس کنیم. اینها در واقعیت مایه رنج روحی و روانی انسان هستند. در انسان میل به تسلیم شدن و پذیرش شکست بوجود می آورد. در اراده انسان ها خلل ایجاد می کند. مگر بدون باور و یقین ممکن است چنین اراده ای تسلیم ناپذیر ایجاد گردد.

به یک دروغگو یک درگوشی زده شود، حرفش را پس می گیرد. چند بار مورد تمسخر قرار گیرد دیگر دست از دعوت خود بر می دارد. فقط حداکثر ۱۰۰ نفر. وقتی در حرکت و نهضتی فقط ۱۰۰ نفر به انسان ایمان می آورند آن حرکت و نهضت از نظر عقلانی محکوم به شکست می باشد. در طول مدت ۱۳ سال که زمان کمی نیست حداکثر ۱۰۰ نفر به ایشان ایمان آورند.

چنین شیوه و رویکردی از نقطه نظر روانشناسی رفتاری هیچگاه از یک جاه طلب، قدرت طلب دروغگو بر نمی آید. تطمیع هم بود اما محمد تسلیم نگردید.

این مساله استقامت که از نقطه نظر روانشناسی، فقط می تواند ناشی از باور و یقین باشد و در تمامی پیامبران اولوالعزم وجود داشته است. در حدیث زیبایی امام رضا(ع) علت نامگذاری انبیاء اولوالعزم چنین بیان فرموده‌اند: انبیاء اولوالعزم را اولوالعزم گفتند برای آن‌که صاحب شریعت و عزیمت (اراده قوی) بودند[۴].

مشهورترین مستشرق متاخر در غرب که به تحقیق جامع در سیره محمد پرداخته است ویلیام مونتگمری وات می باشد. ایشان و ریچارد بل،  نویسنده‌های معاصر عموماً این نظر را که محمد عمداً پیروانش را فریب داده را رد کرده، و معتقد به صداقت کامل و حسن نیت او هستند.[۵] در نظر مونتگمری وات صداقت کامل البته لزوماً درستی را ایجاب نمی‌کند: محمد ممکن است آنچه در ضمیر ناخودآگاهش بوده را با وحی الهی اشتباه گرفته باشد [۶] به باور مونتگمری وات دیدن محمد به‌عنوان متقلبی خودپرست، درک ظهور و توسعه اسلام را ناممکن می‌سازد [۸] [۷].

بگفته ویلیام مونتگمری وات و ریچارد بل، به گفته آلفورد ولش دلیل تأثیر زیاد محمد و موفقیت او باور خدشه‌ناپذیر او به مأموریتش بود.[۹] آمادگی او برای تحمل مشقت‌ها جهت رسیدن به هدفش، زمانی که هیچ توجیه عقلانی برای امیدواری وجود نداشت، صداقت او را نشان می‌دهد [۱۰].

سیاست و تلاش ویکی پدیا ارائه اطلاعات بصورت بی طرفانه و منصفانه می باشد. به خوانندگان پیشنهاد می نمایم صفحه محمد در فرهنگ غرب این سایت را در لینک [۱۱] مطالعه فرمایند.

Author Contact Email: nzibayi@gmail.com

مراجع

[۱] http://fa.wikishia.net/view/%D8%A7%D9%86%D9%82%D8%B7%D8%A7%D8%B9_%D9%88%D8%AD%DB%8C

[۲] پژوهشی درباره فترت وحی ، دکتر جعفر نکونام.

[۳] تحلیل و نقد دیدگاه آیت الله معرفت از فترت وحی قران، عبدالمجید طالب تاش، عیسی عیسی زاده

[۴] عیون اخبارالرضا، ج۲، ص۸۰

[۵] Watt, Bell (1995) p. 18

[۶] Watt (1974) p. 231

[۷] Watt, The Cambridge history of Islam, p.37.

[۸] Lewis (1993), p. 45

[۹] EoI-Muhammad

[۱۰] Watt (1974), p. 232

[۱۱] https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%AF%D8%B1_%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D8%BA%D8%B1%D8%A8

[۱۲] https://neeloofar.org/21296/

۳.۷ ۳ آرا
ارزیابی شما

این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید:

guest
0 دیدگاه ها
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
فهرست
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx
()
x