دین باوری ویتگنشتاین

  علی احمدی: ویتگنشتاین متاخر یکی از مهم ترین فلاسفه ی قرن بیستم , در فلسفه ی دین تاثیر زیادی داشته است . پیروان او همچون دی . زد . فیلیپس و وینچ با استفاده از فلسفه ی دوم او و مفاهیمی همچون بازی زبانی و صورت زندگی نوع جدیدی از اصالت ایمان را معرفی کرده اند . بر اساس ایمان گرایی ویتگنشتاینی ,گفتمان…

  علی احمدی: ویتگنشتاین متاخر یکی از مهم ترین فلاسفه ی قرن بیستم , در فلسفه ی دین تاثیر زیادی داشته است . پیروان او همچون دی . زد . فیلیپس و وینچ با استفاده از فلسفه ی دوم او و مفاهیمی همچون بازی زبانی و صورت زندگی نوع جدیدی از اصالت ایمان را معرفی کرده اند . بر اساس ایمان گرایی ویتگنشتاینی ,گفتمان دینی , صورتی از زندگی است که قواعد و منطق خاص خود را دارد .

این گفتمان فقط زمانی می تواند فهمیده و ارزیابی شود که از درون صورت زندگی برآید و شخص برای فهم آن باید نسبت به سنت دینی آگاه و محرم باشد . علاوه بر آن از آنجا که هر گفتمانی بازی زبانی مخصوص به خود را دارد , هر گونه تلاش برای تحمیل معیارهای یک گفتمان به گفتمان دیگر خطاست . برای مثال ارزیابی گزاره های دینی بر اساس استاندارد های علوم تجربی که با شواهد تجربی آزمون پذیر مورد بررسی قرار می گیرند , کاملا خطاست .

و وظیفه ی فیلسوف دین این نیست که صورت زندگی و یا زبان مربوط به آن را مورد انتقاد قرار دهد , بلکه توضیح پیچیدگی های آن و زدودن آن پیچیدگی هاست . به نظر می رسد که این نوع خاص از اصالت ایمان بسیار مبهم است و انتقادات و پرسش های متعددی را به ذهن متبادر می نماید :

اول . مبنای تفکیک  یک صورت زندگی از صورت زندگی دیگر و همچنین یک بازی زبانی از بازی زبانی دیگر نامشحص است . برای مثال رفتار یک طالع بین یا فال گیر را که از روی محتویات فنجان قهوه پیش گویی می کند در نظر بگیرید . آیا اموری شبیه به طالع بینی صورتی از زندگی است و بازی زبانی مخصوص به خود را دارد ؟ درمورد فعالیتهای سیاسی چطور ؟ آیا هر گروه سیاسی و فعالیت های آنان نیز چنین است ؟

در باب دین هم این پرسش مطرح است . آیا یک نوع بازی زبانی دینی وجود دارد یا تعدادشان بیشتر از یکی است ؟ یکی برای هر دین ؟ یا برای هر فرقه و انشعاب یکی ؟ اگر گفته شود که فقط یک نوع بازی زبانی دینی وجود دارد ,   آن گاه مثلا مسیحیت و بودیسم که دارای تفاوت های بسیاری هستند ,ویتگنشتاینی ها را مجبور می کند که بپذیرند هر دو دارای یک صورت زندگی اند و در نتیجه بازی های زبانی متفاوتی دارند . اگر بگوییم که هر دین یک بازی زبانی مخصوص به خود دارد , آن گاه تفاوت های بین فرقه های مختلف را نادیده نگرفته ایم ؟ حال اگر بیان شود که برای هر فرقه و انشعاب یک بازی زبانی خاص وجود دارد – مثلا برای شیعیان و اهل سنت – در این صورت باید باور داشته باشیم که این دو فرقه توانایی فهم یکدیگر را ندارند …

دوم . ایمان گرایان ویتگنشتاینی بر این نکته تاکید می ورزند که افراد محرم و آگاه به یک سنت دینی , صورت زندگی مربوط به آن دین را بهتر می فهمند . این امر تا حدی درست است . اما انسان شناسانی را در نظر بگیرید که زندگی قبایل بدوی را بدون درگیر شدن با زندگی آنان کنکاش و بررسی کرده و شیوه ی زیست آنان را درک نموده اند . آیا  این مساله را برای دین نمی توان گفت ؟

سوم . این ادعا مبنی بر اینکه نمی توان زبان دینی را مورد انتقاد قرار داد چرا که این زبان , معیار های خود را دارد و زبانی منحصر به فرد و یکتاست , با آگاهی ما به این مساله که همواره کسانی که دارای تربیت دینی هستند و به بازی های زبانی دینشان نیز احاطه کامل دارند اما گزاره های دین را مورد استهزا قرار می دهند و آنان را دارای ناسازگاری می دانند , در تعارض است  . افراد جوامع قبیله ای و بدوی را در نظر گیرید که با وجود آشنایی با زبان دینی و صورت زندگی در باب آیین شان دچار شک و تردید می شوند و آن را فاقد سازگاری درونی می دانند .

چهارم . از آنجا که هر کدام از صورت های زندگی با معیار های خود سنجیده می شود , آن گاه امکان نقد بیرونی وجود نخواهد داشت . اگر هر گفتمانی منطق خاص خود را داشته باشد در آن صورت آیا مجازیم نقدی به رفتار نازی ها نداشته باشیم ؟ یا مثلا در گفتمان دینی , مورمون ها از ورود سیاهپوستان به کلیسا ها شان جلوگیری می کنند . آیا نباید این رفتار نژاد پرستانه نکوهش شود ؟ به نظر ما هر دینی در صورت قبول گزاره هایی از این دست باید مورد انتقاد جدی قرار گیرد .

پنجم . ویتگنشتاینی ها اعتقاد دارند که برای فهم دین باید به آنچه دینداران می گویند توجه کرد . اما خود راه ناواقع گرایی دینی را بر می گزینند . آیا در این جا قواعد بازی زبانی دین را زیر پا نگذاشته اند ؟ دینداران دعا می خوانند و نماز می گزارند و در انتظار روز داوری به سر می برند . اما آنان ( ناواقع گرایان ) مفاهیمی همچون جاودانگی و وجود خدا و … را به صورتی غیر از آنچه در سنت دینی تایید می شود , تفسیر نموده اند . به نظر می رسد خود قواعد بازی زبانی دینی را به فراموشی سپرده اند .

منبع :

Wittgensteinian Fedism / Kai Nnielsen / philosophy 42 / 191-209

نقل از  ماهنامه فرهنگی آوانگارد

فهرست