بزهکاران بیگناه

سلمان احمدوند: بزهکاری نوعی از کجروی است که بر «شکستن هنجارها» دلالت دارد. اصولاً «بزه» به رفتاری گفته مى‌شود که خلاف قوانین و مقررات اجتماعى است. این واژه در خصوص کودکان و نوجوانان به کار مى‌رود و براى بزرگسالان از واژۀ «جرم» استفاده مى‌شود. از این‌رو باید دلنگران کودکان و نوجوانانی بود که عوضِ تحصیل و یا زیستن شادمانه در…

سلمان احمدوند: بزهکاری نوعی از کجروی است که بر «شکستن هنجارها» دلالت دارد. اصولاً «بزه» به رفتاری گفته مى‌شود که خلاف قوانین و مقررات اجتماعى است. این واژه در خصوص کودکان و نوجوانان به کار مى‌رود و براى بزرگسالان از واژۀ «جرم» استفاده مى‌شود. از این‌رو باید دلنگران کودکان و نوجوانانی بود که عوضِ تحصیل و یا زیستن شادمانه در حلقه ی همسالان و بالیدن شورمندانه بر بستر پُر مهر خانواده ای ایمن به ورطه ی ارتکاب بزه فرو افتاده اند.

اهمیت موضوع بزهکاری کودکان و نوجوانان، حقوقدانان و جرم-شناسان را بر آن داشته است تا به موضوع بزهکاری کودکان و نوجوانان، چند و چون مقابله با آن و نیز شیوه‌های انحراف و کجروی آنها در جامعه توجه و حساسیت بیشتری نشان دهند. چه-گونگی مواجهۀ نظام‌های کیفری با بزهکاران کودک و نوجوان یکی از بحث برانگیزترین موضوع های علم حقوق است؛ به ویژه از آن رو که به سبب حساسیت سنی مجرمان در سنین کودکی و نوجوانی مجازات آنها به سادگیِ مجازات مجرمان بالغ نیست. امروزه در بسیاری از نظام‌های حقوقی کودکان و نوجوانان از دایرۀ شمول مسئولیت کیفری خارج شده اند و در مواردی که عملِ سر زده از آنها جرم‌انگاری شده باشد نه کنشی مجرمانه، بلکه بزهی ناشی از انحرافات اجتماعی دانسته می شود و بزهکار به جای مجازات تحت مراقبت‌های اجتماعی و درمانی قرار می گیرد تا زمینۀ گسستن او از انحرافات اجتماعی و بازگشت اش به جامعه فراهم شود.

راست آن است که در بابِ بزهکاری کودکان و نوجوانان می بایست چشم ها را شُست و از منظری دیگری به این مسئله ی بزرگ اجتماعی نگریست. رهیافت بدیعی که در آن بر ریشه یابی اسباب و علل گرایش کودکان و نوجوانان به ارتکاب رفتارهای بزهکارانه تأکید و تمرکز می شود و به جای پیش نهادن مجازات که به واقع دیده بستن بر حقایق تلخ اجتماعی، سازو کار پیچیده ی پدیداری جرم و شکل گیری مجرم، و به واقع کوششی ویرانگر برای پاک کردن صورت مسأله است، نخست از علل عوامل پیدا و پنهان گرایش کودکان و نوجوانان به بزه های گونه گون سراغ گرفته می-شود و سپس با بهره مندی از روش های علمی و روزآمد، گشودن دریچه های ذهن به روی تجارب کامیاب جهانی و سود جستن از رأی و نظر متخصصان و آگاهان، پیشگیری از آلوده شدن کودکان و نوجوانان به رفتارهای بزهکارانه و ورود آنان به چرخه های اجتماعی بزه انگیز در صدر سیاست های همه ی نهادهای مسئول می-نشیند.

جای آن است که از اکسیر جاودیی هنر برای تطهیر روح کودکان و نوجوانان از وسوسه های تباهی آور بزه یاری بجوییم و با شعر و موسیقی و نقاشی و سینما و هر چه از این قبیل، جان و جهان آنان را روشنایی بخشیم؛ چه به قول شاعر فقید معاصر، روانشاد قیصر امین پور:
“خارها
خوار نیستند؛
شاخه های خشک
چوبه های دار نیستند؛
میوه های کال کِرم خورده نیز

روی دوش شاخه بار نیستند؛
پیش از آنکه برگ های زرد را
زیر پای خویش
سرزنش کنی
خش خشی به گوش می رسد:
برگ های بی گناه
با زبان ساده اعتراف می کنند
خشکی درخت
از کدام ریشه آب می خورد!”

ترویج فرهنگ شادمانه زیستن در جهانی که همزاد غم و پر از بهانه برای گریستن است و از آن سو تمهید زیرساخت های اشتغال پایدار پادزهر مقابله ی پیشگیرانه با بزهکاری است که نیک اگر بنگریم در بیشینه مصداق های آن، ذبح مظلومانه ی کرامت انسان در پای نیازهای پایه ی معیشتی و زیست شناختی است. به سخن دیگر، باید نان و آزادی را در دامن انسان نهاد و تاج شادی را بر سر او. برای ساختن جامعه ای آباد که از شهروندانی نجیب و سخت کوش آکنده است و زمینه های گِروش به جرم و بزه به کمترین سطح ممکن کاهش یافته است، راهی جز این نمی شناسم.

 

۰ ۰ آرا
ارزیابی شما
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
فهرست
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx
()
x