اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل

محمدحسن محمدی مظفر: یادداشت ذیل حرف بدیع و کشف جدیدی نیست، پیشنهادی فروتنانه است که به گمان نگارنده عمل به آن می تواند گامی در مسیر کمک به تولید داخلی و اشتغال زایی باشد. البته مصداق موردبحث به جهت عام البلوابودنش مطرح شده، وگرنه حمایت از تولید ملی اختصاصی به این مصداق ندارد و می تواند همه محصولات داخلی را…

محمدحسن محمدی مظفر: یادداشت ذیل حرف بدیع و کشف جدیدی نیست، پیشنهادی فروتنانه است که به گمان نگارنده عمل به آن می تواند گامی در مسیر کمک به تولید داخلی و اشتغال زایی باشد. البته مصداق موردبحث به جهت عام البلوابودنش مطرح شده، وگرنه حمایت از تولید ملی اختصاصی به این مصداق ندارد و می تواند همه محصولات داخلی را شامل شود.

 

 

 ***

اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل[۱]

“الیوم استعمال چای خارجی بأی نحو کان (و با هر توجیهی) در دفتر من ممنوع است.”

| محمدحسن محمدی مظفر |

امروز همه ما از مشکلات موجود در راه ازدواج جوانان، و اشتغال جوانان و غیرجوانان، کم و بیش باخبریم. شاید بتوان گفت که ازدواج بدون اشتغال و داشتن کار و درآمد در حکم از چاله به چاه افتادن است. شاید مراسم ازدواج را بتوان با هدایا و کمکهای متعارف و گرفتن وام تحمل کرد، ولی سرگرفتن زندگی و استمرار آن بدون اشتغال و کسب درآمد، برای عموم امکانپذیر نیست، مخصوصا اینکه در بیشتر موارد زوجهای جوان نیازمند اجاره کردن خانه هم هستند و تهیه مسکن و پرداخت اجاره یکی از گردنه های دشوار در این مسیر است. تازه اگر اشتغال و درآمدی نباشد، چگونه همان وام دریافتی برای ازدواج را پس دهند؟

یکی از مقوّمات و ظرفیتهای اصلی اشتغال، مربوط به بخش تولید است. اشتغال در بخش تولید در درجه اولِ اهمیت مشاغل است و پایه و اساس سایر اشتغالها محسوب می شود. اشتغالِ تولیدی (در مقابل اشتغال در بخش خدمات و غیر آن) است که کالاهای اساسی و ضروری کشور را فراهم می آورد و ضامن استقلال و خودکفایی است.

قوام تولید به مصرف است. اگر قرار باشد که کالایی صرفا تولید شود و به مصرف نرسد، در نهایت تولید هم نابود می شود. انگیزه و دلگرمی هر تولیدکننده ای به آن است که کالا و محصولش عرضه شود و مشتری پیدا کند و هزینه ها و زحمتهایش تاحدی جبران شود و بتواند دوباره و چندباره چرخ تولیدش را به گردش درآورد.

یکی از موانع عمده ای که در سیر طبیعی تولید و مصرف خلل وارد می کند، واردات بی رویه و مصرف کالاهای خارجی است، که شدیدا تولید داخلی را با خطر مواجه می سازد. این قضیه آنقدر مهم است که در برخی از تعبیرهای سالهای اخیر، مصرف کالاهای داخلی نه تنها به عنوان وظیفه ای ملی و وطن خواهانه، که به عنوان وظیفه ای شرعی و متدینانه مطرح شده است.

در مورد محصولات تولیدی داخل کشور، شاید گفته شود که تولیدات صنعتی و لوازم خانگی و امثال آن که در داخل کشور تولید می شوند، از کیفیت پایین تری نسبت به تولیدات خارجی برخوردارند، – که البته خود این هم کلیت ندارد-؛ ولی بااطمینان می توان گفت که تولیدات کشاورزی و محصولات زمینی و گیاهی کشور ما از جمله باکیفیت ترین و مرغوبترین محصولات است، به گونه ای که خیلی از کسانی که در تولیدات صنعتی به دنبال محصولات خارجی اند، در تولیدات کشاورزی برعکس به دنبال محصولات داخلی اند.

یکی از محصولات کشاورزی مرغوب کشور ما، چای است. چای یکی از پرمصرف ترین کالاهای ما ایرانی هاست و شاید بتوان گفت که مصرف آن، پس از هوا و آب، در ردیف سوم قرار می گیرد. مردم ما اعم از زن و مرد، غنی و فقیر، کودک و جوان و بزرگسال، در همه فصول، در اوج قله یا در معدن زیرزمین، در شادی و غم و … همواره با این نوشیدنی مأنوسند و در برخی مواقع، مخصوصا پس از کاری سخت و خسته کننده، این نوشیدنی یکی از بهترین چیزهایی است که با آن تسکین می یابند. روزانه غیر از مصارف شخصی و خانگی، حجم زیادی از این محصول در اماکن و مراکز عمومی، اعم از دولتی و غیردولتی، به مصرف می رسد. توجه بفرمایید که فقط در طول یکشبانه روز، در کشور ما چند ده میلیون (یا چند صد میلیون) استکان چای به مصرف می رسد!

چای یکی از محصولات کشاورزی عمده مخصوصا در شمال کشور است. عده زیادی در تولید این محصول، اعم از کاشت و برداشت و دیگر صنایع جانبی متعلق به آن، اشتغال دارند. بنده اطلاع دقیق ندارم، ولی اگر قرار باشد که همه چای مصرفی داخل کشور از تولید داخلی تأمین گردد، شاید نیاز باشد که تولید داخلی خیلی بیش از میزان کنونیِ تولید این محصول در داخل کشور باشد که اگر چنین باشد، بخشی از اشتغالزایی می تواند در این قسمت انجام گیرد.

 چایِ تولیدِ داخل یکی از مرغوبترین و گواراترین چای هاست و از طرف دیگر، تا آنجا که دیده ام، قیمت آن حدودا نصف قیمت چای های خارجی است. با این وصف، چرا باید چای های خارجی بازار این محصول را در دست خود بگیرند؟ بنده درباره جاهای دیگر اظهارنظر نمی کنم، ولی خوب است سری به مغازه ها و فروشگاههای شهر قم بزنید و ببینید که چطور چای خارجی بازار این محصول را در قبضه خود دارد و اگر بخواهید چای داخلی تهیه کنید باید خیلی به دنبال یافتن آن بگردید!

شاید این محصول، چیزی پیش پا افتاده و کم اهمیت به نظر آید، ولی اگر قرار بر اقدام و عمل برای اقتصاد مقاومتی است، باید از همین جزئیات شروع کنیم؛ البته با توصیفی که درباره حجم استفاده از آن آوردم، خیلی هم نباید کم اهمیت به نظر برسد. شرکتهای بزرگ و غولهای تجاری دنیا از همین تک بسته هایی که مشتریانشان می خرند، به نوا رسیده و می رسند.

در این زمینه انتظار آن است که شهر قم پیشگام باشد، مخصوصا دفتر مراجع و بزرگان (و بالاخص دفتر رهبری). اگر همین دفاتر محترم مضمون جمله ای را که در زیرعنوان این یادداشت آورده ام، به عنوان آیین نامه خود قرار دهند، و عملا هم به آن ملتزم شوند، یک قدم به پیش نهاده ایم و اقدامی عملی در راه اقتصاد مقاومتی برداشته ایم؛ مخصوصا با توجه به این که اقدام آنها می تواند الگو و سرمشق دیگران قرار گیرد. نمونه اش را قبلا در نهضت تنباکو شاهد بوده ایم، آن نهضت بی نظیر نیست و باز هم می تواند شبیهش رخ  دهد.

در این زمینه می توان حرکتهایی نمادین هم داشت، مثلا در ایام محرم و صفر که مراسم و مجالس بی شماری برپاست و چای هم تقریبا یکی از پایه های اصلی در پذیرایی آنها به حساب می آید، متولیان و دست اندرکاران این مجالس و مراسم و هیئتها همگی بنا بر آن بگذارند که به مناسبت امسال چای مصرفی در آنها را از چایهای داخلی تهیه کنند.

بنده کارشناس اقتصادی و اقتصاددان نیستم ، چایکار و چایفروش هم نیستم؛ آنچه را که آورده ام براساس مرتکزات و مشاهدات شخصی ام است و ممکن است برخی از اطلاعاتم ناقص یا نادرست باشد؛ ولی به گمانم فحوای سخن و روح مطلبی که گفته ام، آشکار و روشن است و عموم خوانندگان و نخوانندگان تصدیقش خواهند کرد.

به گمانم اگر قرار است که در طریق اقتصاد مقاومتی و توسعه اشتغال و حل معضلات کنونی قدمی برداریم، باید از خودمان شروع کنیم، آن هم از کارهایی که به نظر جزیی و غیرمهم می آیند (که در حقیقت خیلی هم مهم اند). خیلی از ماها دست مان به خیلی از جاها نمی رسد، و با اینحال صبح که از خواب بلند می شویم، می خواهیم کاری بکنیم و برای تولید داخلی قدمی برداریم، آیا بهتر نیست از همان جایی شروع کنیم که دست مان بهش می رسد: از دم دست ترین گزینه: استکان چای!

چای تنها یک نمونه است و شاید عام البلواترین نمونه باشد، ولی مقصود نهایی از این یادداشت تنها به آن منحصر نمی شود، بلکه درباره محصولات دیگر نیز می تواند صدق کند. امیدوارم این پیشنهادِ کوچولو مایه برکات و ثمرات بزرگی شود و به تولید داخلی و افزایش اشتغال و کاهش درد بیکاری کمک کند (ما شاء الله کان). عمل به این پیشنهاد چندان دشوار به نظر نمی رسد و به گمانم عموم مردم از عهده آن بر می آیند؛ خود نیز کوشیده ام که به آن عمل کنم و گوینده بی عمل نباشم.



[۱] . محمدحسن محمدی مظفر؛ عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب.

 

مطالب دیگر از این نویسنده:

تعلیقه بر حواشی/ پاسخی به ناقدان “خیر کثیر در قرآن”

خیر کثیر در قرآن

حاشیه‌ بر ابتذال / نقدی بر کتاب ابتذال مرجعیت شیعه

 

۰ ۰ آرا
ارزیابی شما

این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید:

guest
0 دیدگاه ها
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
فهرست
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx
()
x