پدیدارشناسی آیات صیام در قرآن؛ «ایام معدودات»یا «شهررمضان»؟

| فرامرز معتمددزفولی| ۱) پژوهش و جستجویی که در اینجا پی گرفته می شود، تلاش برای پاسخ دادن به این پرسش است که آیا در قرآن روزهای روزه مقرر شده برای صیام و روزه داری «ایام معدودات» است، یعنی روزهایی اندک شمار یا «شهر رمضان» و یک ماه تمام روزه داری؟ پاسخ به این پرسش بس مهم است و شیوه…

| فرامرز معتمددزفولی|

۱) پژوهش و جستجویی که در اینجا پی گرفته می شود، تلاش برای پاسخ دادن به این پرسش است که آیا در قرآن روزهای روزه مقرر شده برای صیام و روزه داری «ایام معدودات» است، یعنی روزهایی اندک شمار یا «شهر رمضان» و یک ماه تمام روزه داری؟ پاسخ به این پرسش بس مهم است و شیوه و نگاه ما را به قرآن و مناسک ماه مبارک رمضان و سلوک معنوی ما تغییر خواهد داد و ظرفیتی تازه از این متن دینی ارجمند خواهد گشود. روش ما در این تحقیق برای یافتن پاسخ، پدیدارشناسی متن و خوانش و تفسیر روشمند قرآن است.

پدیدارشناسی آیین و مناسک روزه در قرآن مستفاد به آیات صیام در قرآن و وابسته به آیات ۱۸۳ الی ۱۸۵ و ۱۸۷ سوره بقره است. همانطور که در روش و تفسیر پدیدارشناسانه آمده است از اصول اولیه و نخستین هر خوانش روشمند پدیدارشناسانه ای، تعلیق کردن است[۱]. برای همین، شرط خوانش این آیات نیز در پرانتز و تعلیق قرار دادن دانسته های مألوف و پیشین پیرامون احکام روزه و ماه صیام است. آن احکام وابسته به دوران خلافت اسلامی بوده و خوانش های آن نیز در آن زمینه اجتماعی و سیاسی و ناظر به گفتمان فقهی بوده است.

گام نخست همان طور که آمد فاصله­‌گیری از افق و زیست جهان امروز است؛ جهانی که به باورهای آن عادت داریم و اتمسفر دینی و فرهنگی ما را تشکیل می دهند و در آن زندگی می کنیم. اما برای درک پدیدارشناسانه آن آگاهی، می باید گذر از افق جهان سنت (فاصله چهارده قرن) نماییم و پس از آن نزدیک شویم به افق متن که در دوران پیشاخلافت است. راهی بس بلند که مقاومت های جدی معرفتی و اجتماعی برای ترک آن و این سفر موجود است و پیش رویمان است. جهانی که در آن زیست و زندگی­ اش بر معیشتی کاملاً متفاوت بنا شده بود و عناصر آن همه اینک از میان رفته است (همچون نظام برده­ داری که در  احکام فقهی جاری صیام هنوز به کار کفاره روزه می آید!).

افق متن و آنچه مقرر شده، برای ما به راستی واقعاً متفاوت است و گاه عجیب می آید. به عنوان مثال، دستور اینکه در حالی که در “مساجد” معتکفید و روزه دار، با زنان نزدیکی نکنید، نشان دهنده تفاوت فوق العاده افق مخاطب آن روز متن با افق روزه­ گزار امروزی است. درک و فهمی کاملاً متفاوت از روابط  و آمیزش زن و مرد در مکان های عمومی و مقدس در آن روزگار که امروز عوض شده است (بقره/ ۱۸۷).

افق و زیست جهانی که بسیار با امروز متباین است، اما متن این تذکر را نیاز می بیند بدهد. چنانکه حصر این عمل به شب ها می کند  و خبر می دهد آنکه «الله» :می دانست شما به خود خیانت می کنید و به این عمل در هنگام روزه داری مشغولید ،پس آن را در هنگام  شب های روزه داری تا سر زدن سفیدی روز با زنانتان به شما واگذاشت (بقره/ ۱۸۷).

بله به راستی، افق متن با افق امروز متفاوت است و تمهیدی از این دست (آشنایی­ زدایی) برای آن است که بتوانیم به افق متن از خلال فاصله دور نزدیک شویم. چنانچه به همین شکل در بخش های بعدی ، تلاش می کنیم خوانش خود را از خلال تفاسیر موجود و فهم عادت شده امروزی عبور دهیم و به افق متن نزدیک نماییم و پدیدارشناسانه به معانی این آیات نزدیک شویم.

۲) مهمترین گام روشی در آنکه بتوانیم به افق متن نزدیک شویم، آگاه شدن به افق خوانشگر مخاطب متن در زمانه نزول است. زیست جهان مخاطب متن خود واجد افقی است که ایجاب می کند خوانشگر امروزی متن نیز از همین زاویه به افق متن بنگرد. پیش­فرض­ها و منظری که مربوط به امروز است ولی  او  آناه را بدیهی می شمارد و به صورت هدایت شده­ای معنای متن در کانال آن  برای وی جاری می شود. زیرا  پیش فرض های هرمنوتیک خوانش­گر امروزی آیات و احکام صیام نیز، همه  حاصل پیش­فرض­های تفسیری است که در جامعه مفسر در طی قرون و فراتر از هزار سال شکل یافته اند و آن قدر بدیهی و طبیعی­اند که اگر نگوییم هرگز، اما بسیار کم به پرسش و رؤیت می آیند. التفات به این زمینه تفسیری و چهارچوب های معنایی مهمترین بخش این مرحله در پدیدارشناسی است.

آیات صیام به صورت مستقیم در قرآن تنها چهار آیه است، اما این آیات در سنت فقیهانه هزار ساله مبدل به سلسله ای از احکام و مسئله ها شده اند و فقیهان آن را در چهارچوب احکام خود قرار داده اند. اکنون می بینیم در توضیح المسائل فقهاء همین چهار آیه به بیشتر از دویست مسئله تبدیل شده اند و مقلدان نیز مکلفند و می باید برای روزه خود از آنها حتماً آگاه باشند. (مسأله ۱۵۵۰ الی ۱۷۵۰، رساله توضیح المسائل  روح الله موسوی خمینی)، هر کس که به سن «تکلیف» برسد «واجب» است و مکلف که در ماه رمضان روزه آن سال را به جا آورد، مگر اینکه طبق «احکام»، روزه از او ساقط شده باشد.

البته درون این افق فقهی که ظاهرگراست و به اعمال مکلفان می نگرد، یک زمینه صوفیانه و باطنی هم شکل گرفته است که به آن عناصر معنوی و عارفانه ای افزوده شده است.  تاویلی باطنی  از روزه‌­داران در ایام  «صیام»  که با خالی کردن اندرون و فرو بستن لب از طعام، خورنده «لقمه های راز»  می گردند و جایی برای نور معرفت و “گوهرهای اجلالی” می یابند:

گر تو این انبان ز نان خالی کنی

 پر ز گوهرهای اجلالی کنی

این افق معنایی که هم برساختی فقیهانه و هم عارفانه یافتهاست ، محملی گردیده است تا خوانشگر متن را هدایت نماید از درون این سنت به خوانش متن و تفسیر پردازد. بخصوص در جوامع سنتی و دینی که این احکام ضمانت اجرایی و الزامی نیز پیدا می کنند و خوانشگر متن نیز هر سال و هر ماه رمضان، تجربه زیسته ای از این فهم نهادی شده دارد.

اما تعلیق این افق چگونه است و چگونه می توان از پیش­فرض­های بدیهی شده دورانی فاصله گرفت؟ مهمترین راه برای ما، درک تاریخی و بشری از معرفت دینی است. اینکه بدانیم ما پیوسته با برساخت های انسانی و تاریخی و معطوف به شرایط روبرو هستیم. به همین خاطر درک تاریخ­مند و عصری از معرفت و فرهنگ، پیوسته امکان فاصله­گیری روشمند را برای خوانشگر متن فراهم می کند. دریافت اینکه همیشه ما واجد فهمی تاریخی و زمان­مند و زمینه­مند از متن دینی هستیم. درکی که به واسطه گفتمان­سازی خود را غیرتاریخی و غیرنسبی و غیرزمان­مند نشان می دهد و بر خوانشگر متن خود را تحمیل می کند. برای همین، تعلیق و فاصله گرفتن از زیست جهان و زمینه فرهنگی فقط با شناخت روشمند تاریخ و تاریخی دیدن روند شکل گیری معرفت دینی حاصل می آید و امکان نقب زدن از افق خود به افق متن را فراهم می کند.

راه دیگر داشتن تجربه های زیسته اجتماعی و مشاهده صورت ها و فرم های متفاوت دینی و سبک های مختلف زندگی است. تفاوت هایی که در مشاهده فرهنگ های متفاوت امکان­پذیر است و گشاینده افق های بسته به افق های دیگر؛ یعنی زندگی و مراسم ها و آیین های آن را از افق های دیگر دیدن و تلاش برای شکاف انداختن در «جهان حیاتی» خویش . به تعبیر درست آلفرد شوتز جامعه شناس پدیداری ، چهارچوب های فرهنگی که ما را محصور خود کرده اند و بر ما سلطه دارند. بلی، گذر از افق امروز و سفر به افق دینی متن در هزاره ای بیشتر جز با تعلیق روشمند امکان ندارد و می طلبد اینگونه آیات صیام را از نو بخوانیم و به خوانش تازه درآوریم.

۳) روزه، بی تردید از مراسم و مناسک دینی و از آیین های کهن بشری است. نوعی کفِّ نفس و مهار و انضباط تن که در قالب آیین های مراقبه و گوشه­گیری شکل یافته است و در سنت ادیان سامی به نشو و نمای خود ادامه داده است. در فیلولوژی و واژه­شناسی این معنا، آرتور جفری در کتاب خود با عنوان

واژه ­های دخیل در قرآن ذیل کلمه صوم و صیام (روزه) می آورد:

«باید خاطرنشان ساخت که همه آیاتی که واژه در آن ها واقع شده است، متأخر هستند و واژه یک اصطلاح خاص دینی است که بی‌تردید از منابع خارجی گرفته شده است. ونسینک به تأثیرات یهودی در تعالیم مربوط به روزه در قرآن اشاره کرده است، و حال آنکه اشپرنگر در این باب بر تأثیرات مسیحی تأکید دارد. در تاریخ قرآن نولدکه- شوالی، توجه دانشمندان به همانندگی میان تعالیم قرآنی درباره روزه و تعالیم مانوی در این باب جلب شده است، و مارگلیوت گمان می‌برد که اصل این تعالیم را باید در نظام دیگری غیر از کیش یهودی و مسیحی جستجو کرد، هرچند که بی شک این دو کیش نیز در آن تأثیر داشته اند. بنابراین، تعیین سرمنشأ و خاستگاه واژه تا وقتی نتوانیم سرچشمه این رسم را بیابیم، کار آسانی نیست.

فرانکل آن را مأخوذ از واژه عبری می داند، اما بیشتر احتمال دارد که واژه از آرامی که منبع واژه حبشی، و واژه ارمنی نیز هست، گرفته شده باشد. صورت سریانی از نظر آوایی به صورت عربی نزدیک­تر است، و از این رو ممکن است، چنانکه مینگانا اصرار می ورزد، مأخذ بلاواسطه واژه عربی باشد. به نظر

می رسد که واژه پیش از روزگار حضرت محمد(ص) در عربستان رواج داشته است، ولی در باب اینکه روزه داشتن در دیگر جوامع عرب، غیر از جوامع یهودی و مسیحی، امری شناخته شده بوده است، یقین حاصل نیست.» (جفری، ۱۳۸۶: ۲۹۱).

۴) درآغاز کاوش خود در متن  ما ابتدا نیاز داریم بدانیم این معنا و کلمه چگونه و در چه زمینه ای استفاده شده است. در  بررسی خود می یابیم کلمه صوم و صیام به غیر از آیات سوره بقره که بیان و حکم روزه از آنها مستفاد می شود (۱۸۳ الی ۱۸۵ و ۱۸۷و ۱۹۶)، پنج بار دیگر نیز در چهار سوره دیگر به آن اشاره رفته است. اما این اشاره ها به طور غیرمستقیم و برای چیز دیگر می باشند؛ یک نوع آیینی و مناسکی و نوع دیگر تنبیهی و مجازاتی. برای شروع کار، نخست همه موارد ذکر شده در متن را می آوریم.

۱- در تمامی سوره های مکی فقط یک بار به کلمه «صوماً» اشاره رفته و آن نیز در ضمن حکایت مریم (ع) و بشارت به باردار شدن وی. برای آنکه مردم از او سوال و پرسش نکنند، از او خوسته می شود که بگوید من نذر کرده ام روزه باشم و با کسی هرگز صحبت نمی کنم: «فقولی انی نذرت للرحمن صوما، فلن اکلم الیوم انسیا؛ پس بخور و بنوش و چشم روشن دار. پس اگر کسی از آدمیان را دیدی بگو: من برای (خدای) رحمان، روزه نذر کرده ام و امروز مطلقاً با بشری سخن نخواهم گفت.» (مریم/ ۲۹).

همین طور که می بینیم این روزه از نوع اول و به مثابه انجام یک آیین و مناسک است. اما نوع دوم که طرح آن عوض و  معادل تنبیه و مجازات است.

۲- در بیان نوع دوم در سوره مائده، دو بار به روزه اشاره رفته است و هر دو بار در رابطه کفاره، یعنی جزا و مثل و عملی که به وسیله آن عمل دیگر را با آن می پوشانند و جبران می کنند. هنگامی که خطایی سر زده باشد و نیاز به جبران و پوشاننده ای باشد ، اینجا هویت عمل از نوع تنبیهی می شود (آیه های ۸۹ و ۹۵ به این نوع روزه اشاره دارند). اول در هنگامی که پیمان و سوگند به صورت تعمدی و عامداً شکسته می شود و دوم در هنگام احرام و کشتن حیوان، که هر دو نهی شده اند و فرد می باید جزا و کفاره این اشتباه هارا بدهد. در هر دو مورد اشاره شده در اینجا، به صیام و روزه گرفتن نقش مجازاتی دارند:

«خدا شمارا به خاطرسوگندهای بیهوده­تان بازخواست نمی کند، ولی به خاطر (شکستن) سوگندی (پیمان) که با قصد یاد می کنید، مؤاخذه می کند. پس کفاره (فکفره) آن اطعام ده (۱۰) مسکین است، از غذاهای متوسطی که به خانواده خود می خورانید، یا پوشاندن آنها، یا آزاد کردن بنده و هر که (این­ها را) نیابد، روزه داشتن سه روز (فصیام ثلاثه). این کفاره سوگندهای شماست وقتی که قسم می­خورید

(و می­شکنید) و سوگندهای خود را حفظ کنید. خداوند بدین گونه آیات خود را برای شما روشن می سازد، باشد که سپاس دارید» (مائده/ ۸۵).

همچنین در آیه ۹۵: «ای مومنان!وقتی که احرام دارید شکار را مکشید، و هر کس از شما عمداً آن را بکشد، باید کفاره ای معادل (فجزاء مثل)، آن از چهارپایان بدهد، که دو نفر عدل از خودتان (معادل بودن) آن را تصدیق کنند و به عنوان قربانی به کعبه برسد (و قربانی شود)، یا کفاره ای، طعام دادن به مستمندان، یا معادل آن روزه داشتن است (او عدل ذالک صیاما)، تا وبال کار خویش را بچشد. خدا از آنچه در گذشته واقع شده عفو کرده و هر که تکرار کند خدا از او انتقام می گیرد، و خداوند شکست ناپذیر صاحب انتقام است.» (مائده/ ۹۵)

آیه دیگر که به خصیصه مجازات و نقش تنبیهی روزه در عوض خطا و مجازات می پردازد آیه ۹۲ سوره نساء است: «و هیچ مومنی حق ندارد مؤمنی را بکشد جز به خطا، و هر که به خطا مؤمنی را بکشد باید یک برده مؤمن آزاد کند و به کسان او خون بها بپردازد، مگر اینکه آنها گذشت کنند. و اگر (مقتول) از گروه دشمن شماست ولی خود مؤمن است، آزاد کردن برده مؤمن (بس است). و اگر از گروهی است که میان شما و آنها پیمانی هست، باید به کسان او خون بها پرداخت و برده مؤمنی را آزاد کرد، و هرکه (برده­‌ای) نیافت، دو ماه پیاپی روزه بدارد (فصیام شهرین متتابعین) که این بخشایشی از خداست و خداوند دانای حکیم است» (نساء/ (۹۲). همین طور که می بینیم اینجا نیز روزه گرفتن جزایی است و معادلی برای بخشایش عمل قتل و نبود توان آزاد کردن برده.

قابل تأمل و شگفتی آنکه این حکم که مجازات است و مربوط به قتل غیر عمد فرد مؤمن است و عوض آن

می باشد در جزء کفاره مبطلات روزه شمرده می شود و در رساله های احکام روزه جای می گیرد یعنی در عوض کفاره عمدی باطل کردن یک روز روزه ماه رمضان ! مهم تر آنکه جزای قتل غیر عمد یک مؤمن و غیر مؤمن هم  پرداخت خون بهاء و عوض آن روزه گرفتن است،نه قصاص و قتل او در عوض آن! “قصاص”، قتل به جای قتل نیست، بلکه خون بهاء است و اینگونه است که در  این “قصاص”، حیات است برای اولوالباب.

از نو همین جنس و نوع از  روزه های مجازاتی و کفاره ای، در سوره مجادله با پیدا نکردن برده برای تنبیه و مجازات فرد در عمل نهی شده «ظهار» بیان می شود. در عمل و رسم ظهار مرد عرب به زنش برای تنبیه می گفت: تو نسبت به من به منزلۀ مادرم هستی و اگر پشیمان می شد و پس از آن می خواست به زنش باز گردد و باز تماس و آمیزش داشته باشد، مجازات این عمل با روزه گرفتن توصیه می گردد (برای آنکه زمینه روشن شود از یک آیه قبل شروع می کنیم):

«و کسانی که زنانشان را ظهار می کنند، سپس از گفتۀ خود باز می‌گردند، باید پیش از آنکه آمیزش کنند، بنده ای را آزاد نمایند. این (حکمی) است که بدان پند داده می شوید، و خدا به آنچه می‌کنید آگاه است (مجادله/ ۳). و هر که (برده ای) نیابد، باید پیش از آمیزش، دو ماه پیاپی روزه بدارد (فصیام شهرین)، و هر کس نتواند،۶۰ مستمند را اطعام کند. این (حکم) برای آن است که به خدا و پیامبرش ایمان بیاورید، و اینها حدود خداست، و برای کافران عذابی دردناک است.» (مجادله/ ۴).

قابل تأمل اینکه در این حکم به علت آنکه دو ماه پی درپی روزه گرفتن سخت است در معادل، باز عوض آن را اطعام و غذا دادن به شصت مسکین و گرسنه می شمارد.

آخرین آیه که باز چون آیات قبل روزه و صیام نقشی معادل و عوض دارد در سوره بقره است و به مراسم و مناسک حج می پردازد. شرایطی که فرد نتواند قربانی بدهد یا بیمار باشد و ناگزیر در شرایط فراغت و میسر شدن به عوض در دو نوبت روزه بگیرد ، یک بار  سه روز و بعد هفت روز دیگر:

«و حج و عمره را برای خدا به پایان برید، و اگر محاصره (یا ممنوع) شدید (و اتمام حج ممکن نشد)،  هر قربانی که میسر است فراهم کنید و سرهای خود را نتراشید تا قربانی به قربانگاه برسد، پس هر که از  شما بیمار است یا ناراحتی به سر دارد (و به ناچار سر بتراشد)، پس به عوض آن روزه­ای (ففدیه من صیام)، یا صدقه‌ای یا قربانی تقدیم کند، و چون ایمن شدید هر که بعد از فراغ از عمره به حج پرداخت هرچه میسر شود قربانی کند و کسی که (قربانی) نیافت سه روز در اثنای حج روزه (بدارد)، (فصیام ثلاثه) و هفت روز چون بازگشتید. این ده روز تمام است. این (حکم) برای کسی است که خانواده اش ساکن مسجدالحرام نباشند، و از خدا پروا کنید و بدانید که خدا سخت کیفر است‌.» (بقره/ ۱۹۶).

در تمامی موارد فوق روزه نقشی وابسته و معادل مجازات و یا قصور در عملی می باشد و به خودی خود  هیچ نقش آیینی و مناسکی آن گونه که در احکام سه آیه باقی مانده بقره هستند،هرگز  ندارند.

۵) همانطور که گفتیم، ما در قرآن با دو نوع آیه پیرامون روزه و روزه­‌داری مواجه می شویم: یک نوع روزه و صیام که نقش تنبیهی یا مجازاتی را به عهده دارد و به پوشاننده (کفاره) عمل ناشایستی همچون قتل مؤمن و یا عمل ظهار (مادر پنداری زن خود) می پردازند، یا در شکستن قسم و یا تأخیر در رساندن قربانی در عمل حج با روزه گرفتن جایگزین می شوند. این عوض ها چون به ماهیت مجرمانه نزدیک

می گردند، سنگین تر می شوند تا به دو ماه پیوسته (شهرین) می رسند.

نکته مهم اینکه هیچ کدام ساختار مناسکی و آیینی ندارند، فقط وابسته به فرد و عمل نهی شده   مجازات آن  یا جایگزینی برای مجازات در زمان انجام عمل هستند. اما آیات صیام و روزه­‌داری فقط به نوع دوم مربوط است که مورد پژوهش ما در اینجاست. این آیات، آیه های (۱۸۳ الی۱۸۷) سوره بقره می باشند. آیات، رو به تمام کسانی دارند که ایمان آورده اند (همه افرد) و زمان انجامش، هنگام خاصی (رمضان) است؛ یعنی نه به فرد خاصی ارتباط دارند و نه در شاکله تنبیه و مجازات قومی قرار می گیرند. نحوه بیان عام و شیوه اجرای این آیات نشان دهنده آن است که آنها در نوع مناسک و آیین شمرده می شوند. آیین مناسکی است که عموماً به تمام باورمندان آن دین وابسته است و حتماً به زمان و وقت خاصی مربوط است و می باید در آن هنگام اجرا و برگزار شود. “آیین”، بی تردید نمی تواند مجازات باشد. به قاعده هم در محتوا شبیه و مثل دیگر آیین ها و مناسک ادیان هم زمان است:

«ای کسانی که ایمان آورده ­اید بر شما نوشته شد روزه (صیام) چنانکه (کما) نوشته شد بر کسانی که قبل از شما بودند، باشد که تقوا گیرید» (بقره/ ۱۸۳). پدیدارشناسی فهم مخاطب قرآن در تشریع این آیات به ما این را تذکر می دهد که مخاطب آیات ، بی تردید  ادیان قبلی چون مسیحیت و یهودیت را پیش رو دارند. دین و آیینی که با آنها مجاور است و قرآن نیز کتاب آنها را تصدیق­کننده است و این همراهی را پیوسته تذکر می دهد: «نزل علیک الکتب بالحق مصدقا لما بین یدیه و انزل التوراه و الانجیل من قبل هدی للناس..» (مائده/ ۳ و ۴)؛ این کتاب را به حق بر تو نازل کرد که تصدیق کنندۀ کتابهای پیشین است و تورات و انجیل را نازل کرده از پیش، که راهنمای مردم باشد.

تأملی در تورات و انجیل نشان می دهد این ادیان واجد روزه آیینی بوده اند. یک روز در یوم کیپور که  تورات آمده است و چند روز دیگر در روزهایی خاص. انجیل نیز کمتر واجد مناسک و تشریعات است، اما آن نیز دارای ایام روزه است .

آیه ۱۸۳ که نخستین خبر و اطلاع از صیام و روزه­ گیری برای مؤمنان است، تشریع خود را به سنت دینی قبل و در ادمه آنها برای مخاطبان می داند. برای همین هم در آیه بعد به تعداد این روزه (ایام معدودات) و به زمان و موسم آن (ماه رمضان) نیز اشاره می کند.

پدیدارشناسی فهم مخاطب وحی نیز از این دستور  به قاعده در راستای مناسک و شیوه آیینی همچون ادیان و دینداران مجاور است. شبیه و در تصدیق آنها که یک یا دو روز و ایامی معدود برایشان است، نه سی روز و یا یک ماه تمامه مانند احکام آیات  مجازاتی و تنبیهی! (مک اولیف،جین دمن،۱۶۸:۱۴۰۱)

اما تفاسیر بعدی که از این آیات صورت گرفته است، نشان دهنده این است که متأسفانه هرمنوتیک و شیوه فهم این آیات برای مفسران، هرمنوتیک آیات تنبیهی و مجازاتی شده است که بر دیگر سوره ها چیره است. با این پیش فهم خطا، موسم و زمان اجرای آیین را (شهر رمضان) با تعداد روزها (شهر) اشتباه گرفته­ اند و به نادرست تفسیر کرده اند‌، یعنی آیات تنبیهی جای آیات آیینی قرار گرفته اند. آنچه سازنده و نوعی آموزش برای مؤمنین است در سیاق آیات تنبیهی و مجازاتی مورد خوانش قرار گرفته اند . چرا که به خوبی پیش تر حساسیت و نوع دقت متن را در بیان آیات تنبیهی و معادل­سازی های خود مشاهده کردیم. دقت و عدالتی که وابسته به توان فرد در پرداخت عوض و مثل و یا توان اجرای آن است، اما در اختلاط معنایی نادرستی به یکباره برای همه یکسان و به «شهر رمضان» تفسیر و فهم شده است!

۶) همانطور که آمد در  آیه ۱۸۳ سوره بقره  بیان نوشته شدن و مقرر گشتن آیین و مناسک صیام است برای مؤمنان، تا همچون ادیان قبلی، شاید که اجرا و آیین گزاریشان موجب تقوا و پرهیزکاری شود.

البته این آیین گزاری و تشریع حکم برای مخاطبان سه پرسش را می باید پاسخ دهد، این سه پرسش عبارتند از: ۱) زمان این مناسک و آیین چه وقت از سال است؟ ۲) چه مقدار باید باشد و چه تعداد روز را در برمی گیرد؟ ۳) شرایط کسانی که می خواهند این عمل را به جا بیاورند (به خاطر اینکه سخت است و رنجی و سختی بر شخص تحمیل می شود) چه می باید باشد؟

همین طور که می بینیم آیه ۱۸۴ بقره، بلافاصله مقدار و تعداد روزها را بیان می کند و به شرایط فرد روزه‌­دار می پردازد و در آیه بعدی هم وقت و هنگام آن رابیان می کند : «روزهای اندک شمار (ایاما معدودات)، پس هر کس از شما مریض باشد و یا در سفر باشد، چند روزی از روزهای دیگر (روزه بگیرد)، و بر کسانی که طاقت می آورند، در عوض (فدیه)، می توانند تهی دستی را اطعام کنند، پس هر کس با میل خود (طوع) خیری انجام دهد، آن خیر برای اوست، اما اینکه روزه بگیرید برای شما بهتر است، اگر می دانستید.»

بر این اساس، اکنون می دانیم تعداد روزها برای روزه­ گزار، “ایام” معدود و  اندک شماری  است. همچنین خبر از شرایط  و حکم کسی که در این وقت و هنگام مریض و یا در سفر باشد، داریم. چنین شخصی چند روزی از روزهای دیگر روزه بگیرد و نیز بر کسانی هم که حتی این روزها را طاقت می آورند (یطیقون)باز می توانند به عوض (فدیه) اطعام مسکین کنند و روزه نگیرند. هرچند اگر به طوع و اختیار کار خیری انجام دهند خوب­تر است و خوب­تر روزه بودن است.

اکنون شرایط کاملاً مشخص است، حتی برای کسانی که می توانند، اما باز  به دنبال عوض و فدیه هستند ، اطعام مسکین راه دیگر آنان است. جالب آنکه در پاره ای از تفاسیر و حتی ترجمه ها، یطیقونه، «لایطیقونه» معنی می شود!؟

اما “ایام معدودات” چند روز است؟ اگر بتوانیم تعداد این روزها را دریابیم راز ایام صیام را در قرآن خواهیم یافت. پیگیری کاربرد این کلمه و ریشه های مشابه در درون آیات دیگر راه گشاست.

همراه این آیه، مجموعاً هفت بار به کلمه و واژه «معدود» در قرآن اشاره رفته است: چهار بار به معنی «اندک شمار» یا «چند روزی»، پیرامون باور مدعیان و پندار غلط آنها به اندک و کم بودن عذاب خداوند:ایام معدوده (سوره بقره/۸۰)، ایاما معدودا(سوره مائده/۲۴)، امه معدوده(سوره هود/۸)، اجل معدود(سوره هود/۱۰۴) و نیز  در قصه یوسف دراهم معدود(سوره یوسف/۲۰). همه در ترجمه ها اندک شمار و چند روز و نیز چند درهم بی ارزش (ثمن بخس) ترجمه شده اند. اما جالب تنها آیه ای که تعداد این اندک را به طور واضح بیان می کند در همین سوره بقره، هفده آیه بعد از «ایام معدودات» است که به آیات زمان و فرصت قربانی در مناسک و آیین حج می پردازد، با همان تعبیر:

«وخدا را در روزهای شمرده یاد کنید (ایام معدودات)، پس  هر که شتاب کند(و اعمال دو روزه (یومین) انجام دهد گناهی بر او نیست، و نیز هر که {تا روز سوم} تأخیر کند گناهی بر او نیست، (این اختیار) برای کسی است که پرهیزکاری کرده. و از خدا پروا کنید و بدانید که بی تردید شما به سوی او محشور می شوید» (بقره/ ۲۰۳).  و به سخن مفسرین: «آن ایام معدودات {در این آیه:۲۰۳ }همان سه روز است، همان ایام تشریق (در مراسم حج) است.» (جوادی آملی).

اکنون پس از آنکه تعداد روزهای آیات روزه  مناسکی با کمک آیات بالا  و خصوصا آیه ۲۰۳ بقره معلوم شد و ابهام از آن به خوبی برخاست ، می باید زمان و وقت این آیین نیز روشن شود. هنگام و موسم روزه در آیه بعدی ۱۸۴بقره  در ادامه  بیان می شود:

«ماه رمضان ماهی است که قرآن به عنوان راهنمای مردم و حجت های روشنگر و جداکننده میان حق و باطل در آن نازل شده است، پس هر که از شما این ماه را دریافت (و در سفر نبود) روزه بگیرد (یصومه) و هر که بیمار یا در سفر بود، به همان تعداد در روزهای دیگر (به ­جا آورد). خدا برای شما آسانی می خواهد و سختی نمی خواهد تا شمار (روزه ها) را کامل کنید و خدا به خاطر اینکه هدایت تان کرده بزرگ دارید، و باشد که سپاسگزاری کنید.» (بقره/ ۱۸۵:ترجمه ابوالفضل بهرام پور).

۷) اکنون در پژوهش خود، نزدیکترین معنی به «ایام معدودات» را می دانیم. همانطور که آمد ایام معدودات را اندکی جلوتر در همین سوره بقره (۲۰۳) یافتیم. در مناسک حج به وضوح به این ایام شمرده شده اشاره گردیده است. آیینی بودن این دو مناسک «حج» و «صیام» و فشردگی و کوتاهی آنها که با «ایام معدودات» آمده است  و هم­سنخی و هم ­اندازه بودن آنها را با هم به لحاظ مدت زمانی در انجام عمل به خوبی  می بینیم. مؤمنان به کمک و اعلام این آیات می دانند مناسک حج در ذی الحجه است و مناسک صیام در رمضان، هر دو کوتاه و ایامی معدود در سه روز و معیار عمل به آنها از سوی خداوند در هر دو به آسانی است زیرا : «یریدالله بکم الیسر و لایرید بکم العسر» (بقره/ ۱۸۵) و نیز عجله کردن در اجرا و یا تأخیر در اجرا موجب گناه و نکوهشی نیست: «فمن تعجل فی یومین فلا اثم علیه و من تاخر فلا اثم علیه» (بقره/ ۲۰۳).

اما خوانش این آیات در میان فقهاء و مفسرین معرکه تفسیر و اغتشاش شده است. عموم فقها و مفسرین در دوران خلافت، در هنگامه ای زیست و زندگی می کردند که ایام صیام برای­شان بی تردید شهر رمضان بود و ناگزیر در این زمینه زیسته، که بسیار متأخر و دورتر به فهم و تفسیر قرآن بود ، می پرداختند. زمینه و زمانه ای که متأخر از هنگام نزول وحی بود. آنان آنچه از متن به تفسیر می یافتند همان بود که پیش پای داشتند و به ناگزیر در برابر مقاومت متن به توجیه و توضیح های متکلفانه می پرداختند.

برای آغاز و آشنایی با این ابهام و اغتشاش تفسیری از تفاسیر متقدم شروع می کنیم. در توضیحات و  پانوشت ترجمه خرمشاهی بر «و علی الذین یُطِیقونه» می خوانیم: «بعضی از جمله ابن عباس به  قرائت شاذ به جای یطیقونه، یُطّوقونه خوانده‌اند، یعنی آنان که بر خود تکلیف کنند و به دشواری آن را تحمل کنند (ابوالفتوح، زمخشری). بعضی گفته اند اینجا این حکم تخییر دارد بین روزه گرفتن و کفاره دادن و در آغاز، حکم روزه چنین بوده و بعد به «فمن شهد منکم الشهر فلیصمه» (بقره/ ۱۸۵) نسخ شده است. بعضی دیگر گفته‌اند این آیه ناظر به احوال پیرزنان و پیرمردان و زنان آبستن و یا شیرده است، یا کسی که همواره عطش یا گرسنگی مدام (جوع الکلب) دارد که روزه گرفتن برای آنان بسیار شاق است و تعیین کفاره در واقع به رعایت رفاه آنان است. بعضی بر آنند که «یطیقونه» به معنای «لا یطیقونه» است (یعنی تاب و توان روزه‌گرفتن ندارند)» (خرمشاهی، ۱۳۷۶: ص۲۸). در ادامه پژوهش مان  به تفاسیر معاصر نیز بنگریم. در تفسیر المیزان، علامه طباطبایی متأثر از افق فقیهانه و متکلمانه دورانی خود است و لامحاله در درون گفتمان فقیهانه به فهم و تفسیر خود می پردازد. باید یادمان باشد مفاهیم “وجوب “و واجب، برساختی فنی و متأخر و بیانی فقیهانه است که به هیچ عنوان نسبتی با متن ندارد؛ اما در سیر تاریخی و فقهی و شرعی­ سازی متن در دوران خلافت، وارد گفتمان تفسیری مفسرین قرآن شده است.

بی تردید کاربرد کلمه و مفهوم واجب در زمینه و سیاق فقهی به همراه خود تمامی عناصر دیگر این گفتمان را با خود به همراه می کشاند و می آورد. بی تردید این همراهی از این هنگام به طور ضروری  مفسر را وا می دارد تا بر متن چهارچوبی را تحمیل کند که برساخته شده قرون بعدی است و بکارگیری آن لابد زمینه فقهی و اصولی آن خواهد شد . در ملاحظه روند تفسیر المیزان از این آیات، مقاومت متن برای علامه طباطبایی قابل حس و دریافت است. چرا که به سخن طباطبایی «ایام معدودات» مقاومت و ثقل سنگینی از متن است که می باید در تمهید و یا بگفته ایشان «توطئه چینی» از سوی «صاحب کلام»، در «شهر رمضان»، بنشیند! زیرا که از این آیات یک غرض و هدف است: «آن غرض عبارت است از بیان وجوب روزه ماه رمضان». طباطبایی چونکه خود را در ذهن صاحب کلام نشانده و از سوی او می داند که مخاطبین به خاطر سنگینی یک ماه روزه­‌داری گرفتار «یحاش و اضطراب ذهن» می شوند و آن را «شاق و سنگین» می دانند و« اطمینان ندارد از اینکه شنونده از اطاعت آن سرپیچی نکند». پس در نتیجه گیری خود این سه آیه را: به «تدریج» با نخست شنیدن ایام معدود و بعد شنیدن «ذکر فوائد و خیر دنیوی و اخروی» راضی به پذیرفتن و اطاعت می کند!

عبارت کامل تفسیر طباطبایی از این آیات  و توضیح  وی چنین است :”پس به  دلیلی که ذکر شد آیات سه‌گانه مورد بحث به هم متصل، و نظیر کلام واحدی است که یک غرض را در بر دارد، و آن غرض عبارت است از بیان وجوب روزه ماه رمضان. ثانیاً دلالت دارد بر اینکه قسمتی از گفتار این سه آیه به منزله توطئه و زمینه­ چینی برای قسمت دیگر آن است، یعنی دو آیه اول به منزله مقدمه است برای آیه سوم، چون در آیه سوم تکلیفی واجب می شود که صاحب کلام، اطمینان ندارد از این که شنونده از اطاعت آن سرپیچی نکند، برای اینکه تکلیف نامبرده تکلیفی است که بالطبع برای مخاطب، شاق و سنگین است، و به این منظور، دو آیه اول از جملاتی ترکیب شده که هیچ یک از آنها از هدایت ذهن مخاطب به تشریع روزه رمضان خالی نیست، بلکه در همه آنها به تدریج ذهن شنونده را به سوی آن توجه می دهد، و به این وسیله است یحاش و اضطراب ذهن او را از بین می‌برد، و در نتیجه علاقه­‌مند به روزه می کند، تا با اشاره به تخفیف و تسهیلی که در تشریع این حکم رعایت شده، و نیز با ذکر فوائد و خیر دنیوی و اخروی که در آن است، حدت و شدت دلخواهی و استکبار او را بشکند.» (طباطبایی:۴).

همین طور که می بینیم اگرچه طباطبایی تفسیر خود را  آیه به آیه  می نامد ، اما کمتر از کاربری آن روش در اینجا خبر و اثری می یابیم. طباطبایی مقاومت معنایی آیات و متن را اینجا به خوبی در می یابد، اما تلاش وی تمام در آن است تا در تفسیر خود توضیح مناسبی در چهارچوب فقهی و کلامی مختار خود بیابد و متن را غیر روشمند به افق معاصر خویش بکشاند.

۸) در بررسی ترجمه های قرآنی هر چقدر که ما از روزگار معاصر به ترجمه های گذشته راه ببریم، به طور نسبی با ذهنیت آزادتری از آمیختگی کلام و فقه  در  ترجمه  متن روبرو هستیم. در ترجمه از تفسیر طبری (۲۲۴-۳۱۰) برای آیه ۱۸۴بقره می خوانیم: «روزگاری شمرده، پس هر که بود از شما بیمار یا بر سفر باشد، شمار کند و باز گیرد از روزهای دیگر، و بر آن کس‌­ها که طاقت دارند فدا کردن طعام دادن درویشی را؛ و هر که تّطّوُع (افزون بر فریضه) کند به نیکی آنست بهتر او را، و اگر روزه دارید بهتر شما را اگر هستید داننده».

همچنین در تفسیر کشف‌­الاسرار (متعلق به اوایل قرن ششم) این تخییر در انجام روزه را بهتر می­‌بینیم: «روزی چند شمرده، هر کس که از شما بیمار بود یا در سفری هام شمری (هم­شمار) آن در روزگاری دیگر روزه باز دارد، و بر ایشانست که توانند که روزه دارند و خواهند که ندارند باز خریدن آن به طعام دادن درویشی- هر روز را مدّی (طعامی با اندازه دو کف دست)-، هر که بر مدّ بیفزاید به طوع (میل و رغبت) دل آن وی را به است و اگر روزه دارید شما را خود بِه اگر دانید»

و باز از کهن­ترین تفسیرهای قرآن به فارسی، تفسیر سورآبادی (متوفای ۴۹۴ ق) معروف به تفسیر التفاسیر است که این آیه را چنین ترجمه نموده است: «روزی چند است شمرده؛ هر که بود از شما بیماری یا به سفری، بر اوست شمردنی از روزهای دیگر؛ و بر آن کسانی که توانند آن را برابری است خورش درویشی؛ هر که به خوش منشی افزونی نیکوی کند، آن بِه او را و گر روزه دارید بِه بود شما را اگر هستید که می دانید.»

همین گونه که می بینیم مفهوم «وجوب» در این ترجمه ها هنوز راه پیدا نکرده است (کتب: نبشتن). برای فدیه خورش به درویشان دادن و تخیر آنان که می توانند (یطیقونه)، معنی آیه را بیان نموده است. آیه بعدی (۱۸۵بقره) نیز در همین سیاق در این ترجمه ها  و تفاسیر از طبری آمده است: «… و هر کی حاضر شود از شما اندرین ماه پس روزه گیرد آن را (فلیصمه)، و هر کی باشد بیمار یا بر سفر شمار گیرد از روزگاری دیگر. که خواهد خدای بر شما آسایش و نخواهد بر شما دشواری، و تا تمام کنید شمار (عدّه)، و تکبیر کنید خدای را بر آنچه راه نمود شما را، تا مگر شما شُکر کنید». همین گونه می بینیم برخلاف باور کسانی که اینجا روزه گرفتن را به کل شهر رمضان توسعه می دهند اشاره به ایام معدود دارد که بیان تعداد روزها در آیه پیش بود و اگرنه آن قدر زمینه­ چینی و تمهید در آیه ۱۸۴ نیاز نبود.

بر این سیاق شهر رمضان موسم روزه گرفتن است و (عدّه) همان روزهای معدودات است چنان که برای کسانی که مریض یا در سفر می باشند و حضور ندارند گفته نمی شد «عده» و عدد «ایام» را تکمیل کنید، می فرمود «شهر» را تکمیل نمایید. در صورتی که برای مسافر و مریض و تکمیل آن در ایام به ایام دیگر موکولش می کند (لتکلموا عده). نکته مهم آنکه گوینده سخن یادآوری می نماید: آسانی می خواهد و در جستجوی سختی نیست. توجه داشته باشیم کاربرد معانی در متن، همه بین ­الاذهانی و عرفی می‌­باید باشند و اگرنه، این چه آسانی است که در برابر یک روز و شب صیام اهل کتاب (یهود)، از یک ماه فریضه روزه­‌داری برای نو آیینان مسلمان سخن گوید و به آسانی و نبود عسر برای مخاطب در این تشریع تأکید کند!

به یاد داشته باشیم این  همان نکته هرمنوتیکی بس مهم  فهم متن است، زیرا ما می باید هر معنایی را که از این آیات می یابیم، در نسبت با زمینه اجتماعی و دینی پیش رو، درک وفهم کنیم. چرا که آگاهی مخاطب از آنچه می باید برایش مقرر و نوشته شود تا مورد پذیرش قرار گیرد، هرگز  نمی تواند دور از سنت دینی و فرهنگی پیشین باشد. حتی روایت ها و آگاهی های تاریخی درون دینی نیز حکایت از چنین تعامل هایی می کنند‌. هم­‌ارزی و همراهی که در آیه نخست صیام آمد، بی تردید ما انعکاس آن را در متن می توانیم بیابیم و پی گیریم. چنانکه در بسیاری از دیگر احکام امضایی تأیید و دنباله­‌روی آنها را با عرف عرب و فرهنگ او می توانیم به خوبی ببینیم. برای ادامه این پژوهش و نمونه، در تفسیر معاصرانه قرآن کریم ذیل «ایاما معدودات» گزارش تاریخی و روایتی از پیامبر در هم‌نوایی با سنت های رایج دینی مربوط به روزه­‌داری یهودیان مدینه می خوانیم:

 «گفته‌اند وقتی پیامبر (ص)،برای نخستین بار به مدینه آمد، مسلمانان سه روز در ماه به اضافه عاشورا (روز دهم محرم)، روزه می‌گرفتند. بر طبق حدیثی از پیامبر وقتی آنان به مدینه رسیدند دیدند که یهودیان در یُم کیپپور (همان روز عاشورا) روزه می گیرند و پیامبر به مسلمانان دستور داد که در آن روز، روزه بگیرند و فرمود که مسلمانان برای گرامی داشتن موسی(ع)، شایسته تر از یهودیان­‌اند.» (نصر، ۱۳۹۹: ۳۴۳). البته تمامی این گزارش ها که از یک همراهی اولیه با سنت های دینی یهودیت و مسیحیت خبر می دهند، در «سنت» تفسیری از «نسخ» آنها مطلع می شویم. اما همین گزارش ها، الگوهای فهمی را برای بازشناسی سنخ های مناسکی و دینی در اختیارمان می گذارند تا به بازشناسی صورت های مشابه مناسکی در متن دست یابیم؛ صورت هایی که به رغم تغییر زمان و شکل، امکان بازشناسی آنها را داریم.

۹) آخرین آیه از آیاتی که به آیات احکام صیام مربوط است آیه ۱۸۷ سوره بقره است. این آیه در  فاصله ای که آیه ۱۸۶ ایجاد کرده قرار گرفته است. آیه ای که گویی به لحاظ مضمونی ظاهراً به این آیات شباهتی ندارد و حضورش قابل تأمل است و می توانست در جای دیگر باشد، شکافی میان نظم معنایی این ردیف آیات می اندازد. اما آیه ۱۸۷ تفاوتی با آیات قبلی دارد. در آیات قبلی فریضه و دستوری بود برای آغاز  روزه گرفتن و پرسش از تعداد روز و زمان آن، اما این آیه گویی  مسبوق به قبل است و می خواهد فریضه و دستور قبلی را که ایجاد سختی و مشکل کرده است آسان کند، یعنی نهی شده ای را حلال کند! به آیه ۱۸۷ از ترجمه تفسیر طبری توجه کنیم: «حلال کرده شما را شب روزه (لیله الصیام)، نزدیکی کردن با زنان شما (نسائِکُم)، ایشان­اند پوشش شما و شمایید پوشش ایشان، دانست خدای که شما بودید خیانت می کردید تن های شما را، توبه داد بر شما، و اندر گذشت از شما، اکنون گرد آیید (باشروهن) به ایشان و بجویید آنچه حکم کرد خدای (کتب الله) مر شما را، و بخورید و بیاشامید (و کلوا و اشربوا) تا پیدا آید شما را سپیدی روز از سیاهی شب از بامداد، پس تمام کنید روزه تا شب (اتموا الصیام الی لیل)، و مه گرد آیید با ایشان و شما باشید نشتگان (نشستگان) اندر مسجدها. آنست حدهای خدای، مه نزدیک شوید آن را. همچنین پیدا کند خدای آیت های او مردمان را تا مگر ایشان بپرهیزند.» (بقره/ ۱۸۷).

نخستین نکته دریافتی آنکه گویی آنچه مستفاد از این آیه است  این می باشد که زمان روزه‌­داری از آغاز شب بوده است و تا شب بعد. یعنی یک شبانه روز کامل تمام  نخوردن و ننوشیدن و نهی شدن از روابط جنسی با زنان.  اما با این آیه آن نهی پیشین، حلال و مجاز می شود و می توان تا هنگام دمیدن صبح و بازشناسی رشته سپیدی و خط صبح از سیاهی شب به این اعمال مشغول بود. با آمدن صبح، نباید دیگر خورد و نوشید و رابطه  و آمیزش با زنان خود داشت، مگر تا شب برسد و روزه به اتمام برسد (اتموا الصیام الی الیل). دلیل آزادسازی و اجازه هم به ناتوانی و عدم خودداری مخاطبان باز می گردد. نکته قابل تأمل آن است که این دستور گویی برای یک شب خاص بوده است و آن مربوط به “لیله الصیام”، به سیاق لیله القدر.

اما در عموم ترجمه های متأخر و امروزی که گرانبار از پیش فرض های عصری تنقیح نشده خود می باشند، می بینیم چگونه بی تأمل این مقرر شده را برای یک ماه و لامحاله تمام شب های ماه رمضان ترجمه و تفسیر کرده اند: (آمیزش شما با زنانتان در شبهای روزه بر شما حلال شد (بهاء­الدین خرمشاهی، ص ۲۹)، در شب های روزه نزدیکی با همسرانتان برای شما حلال شد (ابوالفضل بهرام پور، ص ۲۹)، برای شما آمیزش جنسی با همسرانتان در شب روزه‌­داری «یعنی شبهای ماه رمضان» حلال گردید (سید محمدباقر حجتی و عبدالکریم بی­‌آزار شیرازی، ص۱۸۴)، در شب‌های روزه، همخوابگی با زنانتان بر شما حلال گردیده است (محمدمهدی فولادوند، ص۲۹)، برای شما حلال شد در شب‌های ماه رمضان مباشرت با زنان خود (مهدی الهی قمشه­‌ا‌ی)، حلال شد برای شما در شب (ماه) روزه درآمیختن با زنان خودتان (محمدکاظم معزی)، در شب‌های روزه­‌داری، آمیزش با زنانتان بر شما حلال شد (سیدحسین نصر، ص۳۵۰). در صورتی که «لیله الصیام» در این، آیه ناظر به یک شب است و متن می توانست اگر مربوط به «شب ها» بود، کلمه «لیالی صیام» را به کار برد که نبرده است. چنانکه در سوره سبأ برای شب‌ها اسم جمع آن را آورده: سیروا فیها لیالی ۱۸، ولیال عشر (فجر/۲)، چنانکه اگر از شب‌ها بخواهد سخن گوید از ترکیب لیل و عدد مورد نظر استفاده کرده است: اربعین لیله و ثلثین اربعین در اعراف ۱۴۲ و اربعین لیله در بقره،۵۱.

اما «لیله الصیام» در مشابهت برای شبی برگزیده و شب خاص آمده است، همچون: لیله القدر در سوره قدر آیه۱،۳ و در سوره دخان: انا انزلنه فی لیله المبارکه، منظور آنکه گویی این دستور و حکم تسهیلی؛ می تواند به شبی خاص و ویژه در راستای «ایام معدودات» و نه به لیال الرمضان مربوط باشد، یعنی شاید آیه و حکمی متقدم تر از دستور «آیات صیام» و در شباهتی به روزه ای که یکبار در سال و از لیل تا لیل زمان آن را برای روزه‌­دار در بر می گرفت (کما کتب علی الذین من قبلکم). دریافتی که می توان این چنین راهبر ما به روند تکمیل کننده این آیین عبادی دذ آن روزگار نزدیک می کند. به این معنی که نخست بر سیاق آیه نخست (آیه ۱۸۳ بقره) پیروان آیین موسی (ع) زمان مناسک یک شب”لیله الصیام” بوده است،یعنی لیل تا لیل که با این دستور حلالیت زمان آن  کوتاه تر شد و نهایت در ایام معدود تثبیت شده است.

۱۰) جمع بندی

پرسشی که در آغاز این پژوهش طرح شد آن بود که آیا از «آیات صیام» در قرآن می توان برداشت نمود که ایام صیام و تعداد روزهای روزه و روزه­ داری چند روزاست؟ ایامی اندک شمار و «معدود» یا یک ماه تمام و «شهر رمضان»؟ البته پاسخ بدیهی پنداشته شده پیش روی ما بود، اما این آغاز پژوهش است.

روشی را که در این پژوهش برگزیدیم روش پدیدارشناسی است. تلاشی گام به گام برای تفسیری روشمند و پدیدارشناسانه به امید نزدیک شدن به زمینه فهم آیات صیام، آنگونه که در افق معنایی متن برای مخاطبانش این آیات خود را ظاهر می کنند.

توجه به پیش­فرض­‌های همیشگی تفسیری و تعلیق پیش دانسته های نسنجیده، نیز فاصله گرفتن روشمند از آنها و بررسی دوباره آنها، همه با هم گام بلندی است که روش پدیدارشناسی پیشنهاد می کند. فهم این آیات امروزه در شولایی از خوانش فقهی فقیهانه  پوشانیده شده است و راهی بلند برای گذر از این گفتمان تا متن برای خوانش روشمند وجود دارد. قابل تأمل آنکه کوشش های نواندیشانه معاصر نیز که تلاش برای «بازگشت به قرآن» داشت، به رغم گام های بلند خود و عبور از افق های فقیهانه و عارفانه، هرگز نتوانست به افق متن وارد شود و نسنجیده در زمینه علم و مفاهیم اجتماعی جدید  تأویل خود را از متن یافت.

آیات صیام در افق زمانه متن، نسبتی با آیین و مناسک صیام و روزه‌­داری یهودیان و مسیحیان معاصر پیرامون مسلمانان دارد (لیله الصیام) و متن هم تأییدکننده و هم تعدیل کننده آن است (علی الذین من قبلکم؛ بقره/ ،۱۸۷۱۸۳).

در متن پدیدارشناسانه یافتیم برای مخاطبان دو معنا از کاربرد آیات صیام وجود دارد؛ یک معنا در نقش کیفر و مجازات و تنبیهی حتی جایگزین آن و معنای دوم، در نقش آیینی و مناسکی و تربیتی. هر کدام کاربرد خود را دارند و نقش خود را ایفا می کنند. جابه جایی این احکام کیفری و دستورهای تنبیهی در طول قرون و  به جای احکام آیینی صیام نشستن، معنای آنها را از بین می برد و از کارکرد خود زایل می کند. نکته  قابل تأمل آنکه مخاطب آین آیات، بی تردید در آن هنگام فرق و تفاوتشان را در نقش می دانسته است.

«ایام معدودات»، در زمینه قرآن و آیاتش و سیاق متن، همان گونه که نشان دادیم به روزهایی اندک شمار اشاره دارند. هفده آیه پس از «ایام معدودات» (بقره/ ۱۸۴)، باز در توضیح مناسک حج و تعداد روزهای اعمال تشریق، به «ایام معدودات» (بقره/ ۲۰۳) اشاره می شود . جمهور مفسرین مصداق این ایام معدود و اندک شمار را سه روز می دانند و اکنون بر این اساس در هنگام اعمال حج، عمل می شود. اما غیر روشمند و با تهی کردن «ایام معدودات» از معنا (بقره/ ۱۸۴)، با معنی “شهر” و ماه در آیه بعدی (بقره/ ۱۸۵) خَلط شده و نتیجه معنایی و تفسیری نادرستی از آن گرفته شده است و از بیان و هدف آیینی  تربیتی شارع آیات دور گشته است.

ماه رمضان موسم اجرای این آیین عبادی معدودالایام برای مؤمنان است. اما شرایط (مریض و یا مسافر) ایجاب می کند که روزه داری این ایام معدود برایشان به وقتی دیگر سپرده شود. در اینجا انتخاب و تخییر فرد و شخصی  که توان و “طاقت” روزه گرفتن دارد، ملاک است؛ روزه بگیرد یا به «فدا» و عوض آن ایام معدود، اطعام مسکین کند. نکته ای که در خوانش این آیه کمتر دیده شده و از ظرفیت های نیکوی متن است، اما ناگفته نماند در عین بیان تخییر و آزادی فرد به انتخاب اطعام مساکین، روزه گرفتن به عنوان یک اصل توصیه می شود: که برای شما بهتر است و هادی به تقوا.

شهر رمضان موسم و هنگامی است که هر فردی که ایمان آورده است و خود را مخاطب پیامبر می داند، می تواند ایام معدود و عده این روزها را به شکلی که در توان اوست تخییر کند و بپذیرد (ایام معدود روزه باشد یا به فدا و عوض اطعام مسکین کند). روزهایی اندک شمار که زمینه ای است برای انضباط بدنی و شخصیتی که در سنت نیکوی ادیانِ قبل فراهم کننده سلوک روحی فرد و مراقبه بوده است و نیز امکان جدیدی برای خیر جمعی و مهربانی با هم. اکنون ماه رمضان در بستر تاریخی و نشو و نمای خود هنوز ظرفیت چنین سنت و آیین نیکویی را دارد. باشد که این سنت با بازگشت به سرچشمه های نخستین خود چنین گردد.

* کانال پدیدارشناسی قرآن: @faramarzmotamad


[۱] . «پدیدارشناسی به معنای تحت‌اللفظی‌اش، شناخت یا بررسی «پدیدارها»ست: شناخت نمودهای [یا ظهورات] چیزها، آن چنانکه در تجربه ما نمودار می‌شوند، یا آنجایی که ما چیزها را تجربه می‌کنیم، و از این قرار معناهایی که چیزها در تجربه ما دارند. پدیدارشناسی تجربه آگاهانه را آن چنان که از منظر سوبژکتیو یا اول شخص تجربه می‌شود، موضوع بررسی قرار می‌دهد.» (دیوید اسمیت و ودراف اسمیت، ۱۳۹۳: ۱۳).

منابع

  1. دیویداسمیت و ودراف اسمیت (۱۳۹۳). پدیدارشناسی؛ دانش‌نامه فلسفه استنفورد، ترجمه مسعود علیا، چاپ اول، تهران: ققنوس.
  2. جفری، آرتور (۱۳۸۶). واژه های دخیل در قرآن، ترجمه فریدون بدره ای، چاپ دوم، تهران: انتشارات توس.
  3. جوادی آملی، عبدالله (۱۳۸۷). تفسیر آیات حج (سوره بقره)، کتابخانه دیجیتال تبیان.
  4. خرمشاهی، بهاء الدین (۱۳۷۶). ترجمه قرآن کریم همراه با توضیحات، چاپ سوم، تهران: انتشارات جامی و نیلوفر.
  5. نصر، سیدحسین (۱۳۹۹). تفسیر معاصرانه قرآن کریم، چاپ اول، تهران: انتشارات سوفیا.
  6. شریفی، محمد (۱۳۹۵). قرآن کریم با چهار ترجمه کهن (برگرفته از تفسیر طبری، تفسیر سورآبادی، تفسیر ابوالفتوح رازی، تفسیر کشف الاسرار)، تهران: فرهنگ نشر نو.
  7. طباطبایی،محمدحسین،تفسیر المیزان،ترجمه سید محمدباقر موسوی همدانی، جلد دوم،دفتر انتشارات اسلامی.

 

در این ارتباط

سه روز یا سی روز؟

۳.۵ ۲ آرا
ارزیابی شما

این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید:

guest

0 دیدگاه ها
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
فهرست
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx