چاپلوسی سنتی دیرینه

عباس فضلی: بله قربان، حتما قربان! هر چه شما بفرمایید. من؟ من سگ کی باشم قربان؟ من فدای شما، قربان. شما به سلامت باشید. ساعت غلط کرده سه و نیم باشه قربان؛ هر چه شما بفرمایید ساعت همونه. شیشه ها رو هم گفته ایم دیگه اون طرف خودشون را نشون ندن. اگه نشون دادن قربان، گردنشان را با سنگ می…

عباس فضلی: بله قربان، حتما قربان! هر چه شما بفرمایید. من؟ من سگ کی باشم قربان؟ من فدای شما، قربان. شما به سلامت باشید. ساعت غلط کرده سه و نیم باشه قربان؛ هر چه شما بفرمایید ساعت همونه. شیشه ها رو هم گفته ایم دیگه اون طرف خودشون را نشون ندن. اگه نشون دادن قربان، گردنشان را با سنگ می شکنیم قربان. خروس ها رو هم حسب الامر حضرت تعالی تهدید و بعضا تطمیع کرده ایم که صبحها بانگ نزنند.

 

گفته ایم فقط پیش از ظهر مجازند آن قدر قوقولی قوقو بکنند تا جونشون به لبشون بیاد. سگها هم مطابق امر شما قرار است روزها پارس کنند و شبها مثل بچه ی آدم کپه ی مرگشون رو بذارن و بخوابند. توی ویترین قربان! همه چیز گذاشته ایم از شیر شتر تا جون آدمیزاد.

به مبارک گفته ام شیشه های ویترین رو با دستمال خوب برق بیندازه، نمک پرورده ایم قربان. دست بوسیم قربان. صبح ها اگه گنجیشک ها جیک بکشند و مزاحم خواب حضرت عالی بشن جیک دونشون رو در می آوریم قربان. از آن موضوع هم اصلا نگران نباشید به همه ی درخت های همسایه دستور داده ایم از این به بعد سایه شون را توی حیاط ما بندازند. به تیر های برق گفته ایم احترام کنند از روز شنبه قراره همه ی گربه ها روزی سه بار جلوی ایوان بیایند و زانو بزنند قربان(۱)

این جملات چاپلوسانه و تملق گونه از کتاب مشهور مستور است که برخی از نابهنجاری های دیرینه ی این مرز و بوم را منعکس می کند. البته این کلمات و جملات در کتابهای بسیاری از گذشته ی تاریخ ایران زمین تا معاصر قابل دسترسی است و در اکثر این کتب، بله قربان گویی های فراوان می توان یافت تا آنجا که عبید زاکانی در طنزی تلخ و گزنده می نویسد: سلطان محمود را در حالت گرسنگی بادمجان بورانی پیش آوردند. خوشش آمد و زیاد خورد و گفت: بادمجان طعامی است خوش. ندیمی در مدح بادمجان فصلی پرداخت سلطان چون سیر شد گفت: بادمجان سخت مضر چیزی است ندیم در مضرات بادمجان مبالغتی تمام کرد. سلطان گفت: مردک! نه آن زمان مدحش می گفتی؟ ندیم گفت: قربان من ندیم توام نه ندیم بادمجان.

تردیدی نیست که امروزه این نوع جملات و عبارات، کمتر در زبان محاوره ای به کار می رود و جای خود را به واژه های مدرن و جدیدی عاریت داده اند که در قالب های بسیار متنوع در پشت تریبون ها و در مراسم تودیع و معارفه ها و گاه در کوچه و بازار شایع است. یعنی بیماری چاپلوسی به عنوان یک پدیده ی زشت اجتماعی همچنان در میان ما جاری و ساری است. و ما از آن به عنوان حربه و ابزاری برای ترقی و رشد بادکنکی خود استفاده می کنیم. حال چه عواملی در گسترش این پدیده اثر گذارند و از این رهگذر چه آسیب هایی متوجه جامعه می شود نکاتی است که در این نوشتار در پی قلمی کردن آن هستیم.

بارها به هنگام تدریس درس اخلاق کارگزاران و اخلاق اداری وقتی به بحث چاپلوسی و تملق رسیده ام؛ با واکنش منفی برخی مدیران و کارشناسان دستگاه های اداری مواجه شده ام که آنان ضمن نقد جریان حاکم بر ادارات، اشاعه تملق را امری عادی تلقی می کردند. البته آمار

هم به ما می گوید بسیاری از مردم معتقدند که در جامعه ما چاپلوسی حضور جدی دارد. یکی از کارشناسان می گفت: موردی که چندی پیش شاهدش بودم و برایم هم تأسف بار بود و هم قابل تأمل اینکه در سالن غذاخوری اداره، عده ای از همکاران مشغول صرف نهار بودند هر کس ضمن صرف غذا صحبت می کرد برخی در باره ی کار و بعضی نیز از محیط کاری خود حرف می زدند. سالن کم کم خلوت شد این عده گفتارشان به سمت انتقاد از یکی از مدیران کشیده شد و از جمله اینکه اکثر کارکنان از برخورد خشک و رفتارهای تحقیر آمیز آن مدیر نسبت به همکاران به شدت گلایه می کردند به اینکه به مشکلات و محیط کار و شرایط اضطراری کارکنان توجهی نمی کند. صحبت برو بچه ها که بعضا بیش از بیست سال سابقه کار داشتند به گونه ای بود که سخت از مدیر مربوطه دلخور هستند دو سه روز بعد، صبح وقتی کارکنان به شرکت آمدند شنیدند که آن مدیر یک پست جدید نیز گرفته است. برخی از افراد حضورا مراتب خشنودی خود را به مدیر ابراز کردند اما نکته جالب این است که همان عده که چند روز پیش در سالن غذاخوری به شدت از مدیریت آن مدیر انتقاد می کردند و از خست او در رفع مشکلات مختلف محیط کار و شرایط پرداخت اضافه کاری و… دل پری داشتند هر یک به تنهایی یا به صورت جمعی آگهی تبریک خود را در روزنامه ها به چاپ رساندند برخی همکارران که از این ماجرا باخبر شدند تعجب کرده و گفتند آن انتقادها و نارضایتی ها از مدیر چه بود؟ و این اطلاعیه ها و آگهی های تبریک چه بودند؟

این قصه را بازگو کردم تا خواننده را متوجه این نکته کنم که متأسفانه در ادارات ما چاپلوسی و تملق در گونه های مختلف و محافل گوناگون وجود عینی دارد از طرفی یادآوری این نکته هم ضروری است که نشریات در اشاعه ی چاپلوسی نیز نقش جدی ایفا می کنند و این اطلاعیه های تبریک و تهنیت بیشتر برای گرفتن امتیاز و بهره وری از موقعیت اداری ودولتی افراد است. در ضمن سوالی همواره ذهن مرا درگیر می کند وآن

اینکه همه مدیران و مسئولان منتخب، بجا و شایسته و بایسته هستند. پس چرا وچگونه پس از مدتی کوتاه مراسم تودیع آنها برپا می شود.اینجاست که معلوم می شود این انتخابها هم خیلی بایسته و شایسته نبوده است. و روزنامه ها برای دریافت هزینه ی آگهی تبریک و صاحبان اطلاعیه ها برای گرفتن امتیاز و برای کسب درآمد به مدیر جدید تهنیت می گویند.

همه ی این موارد خبر از یک نیاز اقتصادی و کسب موقعیت اجتماعی می دهد که اولین و مهمترین عامل گسترش این پدیده ی زشت اجتماعی است. بعضی افراد برای برطرف کردن نیازهای خود ناچار از تملق و چاپلوسی هستند و تا وقتی این نیاز برآورده نشود؛ همچنان شاهد این گونه وقایع هستیم. اگر از آمدن و رفتن یک مدیر گروه های مختلف سود می برند پس تملق هم به عنوان بهترین ابزار دریافت امتیاز حرف اول را می زند. بنابراین اولین فاکتور ایجاد و اشاعه ی چاپلوسی نیاز اقتصادی برای دیگران و نیاز اجتماعی و بعضا اقتصادی برای برخی از مسئولان است. متأسفانه مدیریت در جامعه ما جایگاهی است که هر فرد آرزوی آن را دارد و به عنوان یک نیاز کاذب در ذهن افراد جامعه خلجان می کند. گویا هر فردی دوست دارد خود را در منصب ریاست تست کند. شاید یکی از عوامل بروز این نیاز، کمبود شخصیت و پرستیژ اجتماعی است که آحاد جامعه به آن ارزش و بهای بسیار می دهند. یعنی صاحب منصبان دارای ارج و احترام بیشتر هستند و برای آنها جایگاهی خاص قائلند و آنها را قدرتمند و ثروتمند تلقی می کنند و به تعبیر حضرت علی(ع) پست را مانند طعمه ای می دانند که برای بدست آوردن آن تلاش بسیار کرده اند بنابراین رواست که طعمه را قربانی مطامع و خواسته های خود و اطرافیان و خویشان نمایند.

این تلقی از مسئولیت و عهده داری امور هم مدیران و مسئولان را دچار یک آسیب اجتماعی و اخلاقی کرده است و هم اطرافیان آنان را آماده ی چاپلوسی. اولین بازتاب مسئولیت پذیری را می توان در سخن مردم یافت که به فرد یا خویشان او می گویند شما نانتان در روغن است!! یعنی الان بهترین فرصت برای استفاده یا بهتر بگویم سوء استفاده از قدرت است این بیماری ناشی از این است که پست و قدرت است که به افراد ارزش می بخشد حال آنکه اگر شایستگی و بایستگی افراد ملاک پست گرفتن باشد آنها باید به پست و قدرت ارزش ارزانی کنند.

خلاصه این که این بیماری دوطرفه است از این رو ریشه کن کردن آن کاری بس دشوار است و برای درمان چاپلوسی چاره ای جز تجدید نظر در شرایط پذیرش مسئولیت های سیاسی و اجتماعی نیست. برخی ریشه ی این پدیده را در استبدادزدگی جستجو می کنند. و بر این نکته تأکید دارند تا وقتی جامعه استبداد زده است تملق نیز رواج دارد.

از سوی دیگر با نگاهی اجمالی به آموزه های دینی در فرهنگ اسلامی در می یابیم که پیامبر اسلام(ص) و حضرت علی(ع) جامعه را از روی آوری به تملق منع می کردند. و خود را به عنوان خدمتگذار خلق معرفی کرده و از اینکه عده ای چاپلوس به توصیف آنان می پرداختند مورد شماتت و انتقاد شدید قرار داده اند. امام علی خطاب به کسانی که پشت سر ایشان پیاده، روان بودند فرمود: این چه کاری است که می کنید؟ گفتند رفتاری است که بدان امیران مان را بزرگ می داریم امام فرمود: به خدا قسم امیران شما از این کار هیچ سودی نمی برند. شما در دنیای خودتان بر خودتان سخت می گیرید و در آخرت با این کار به تیر سختی گرفتار می آیید و چه زیانبار است مشقتی که در پی آن کیفر دوزخ باشد(۲)

فاضل هندی در کنز العمال روایتی نقل می کند بدین مضمون ” جماعتی از قبیله بنی عامر به محضر رسول خدا رسیدند و شروع به مداحی و ستایش آن حضرت کردند. پیامبر به آنان فرمود: سخن خود را بگویید ولی مواظب باشید که شیطان شما را به زیاده روی در کلام وادار نسازد ” حضرتش با این سخن حکیمانه گوشزد می کند که هر گاه زبان را به حال خود واگذارید بیم آن می رود که از حد خود تجاوز نماید و زیاده بر آنچه شایسته است بگویید. در عین حال به پیروان خود هشدار می دهد که در باره ی شخصیت ها حتی پیامبر اسلام(ص) نیز از ستایش و چاپلوسی بپرهیزید.

نمونه ی دیگر اینکه عده ای در حضور حضرت علی(ع) به مدح وثنای او پرداختند امام دست به دعا برداشته و فرمود: خدایا تو به حال من از خودم داناتری و من خودم را بهتر از دیگران می شناسم. خدایا توفیقی به من بده که بهتر از آن باشم که می پندارند و لغزشهای یی را که از من نمی دانند بر من ببخشای. همچنین پیامبر اسلام(ص) فرمود: در چهره ی مداحان و چاپلوسان خاک بپاشید. در مجموع این روایات دو نکته را بر دارد اول آنکه مداحی و ثنا گویی ناشی از ذلت و حقارت مدیحه سرایان است و با کرامت مومن سازگار نیست و نکته ی دوم اینکه چاپلوسی مخاطب را در معرض غرور و نخوت قرار می دهد و او را به عصیان و طغیان می کشاند.

حال با توجه به تأکید و توبیخی که از سوی رهبران دینی اعمال شده است. چگونه عکس این گفتار در جامعه ما جاری است و چاپلوسی و تملق به عنوان یک ارزش قلمداد می شود و وقتی کسی در مدح شخصی به مدیحه سرایی می پردازد؛ دیگران و حتی خود مخاطب با رفتار خود او را تشویق نموده و در مواردی حتی به او صله هم می دهند. از یاد نباید برد که تا وقتی این دست زدن ها و تشویق ها ی تصنعی و ریاکارانه در جامعه ما جاری است مدیحه گویان بر صدر نشسته و قدر می بینند. بی تردید تملق وقتی از ذهن و زبان مردم پاک می شود که کرامت انسانی حرف اول را در مناسبات اجتماعی بزند.

———————————————

۱- روی ماه خداوند را ببوس، مصطفی مستور ص ۴۸-۴۹ چاپ سی وسوم

۲-نهج البلاغه کلمات قصار ۳۲۲

 

مطالب دیگر از این نویسنده:

ابلهان در بهشت

نقد حدیث: العلم علمان علم الادیان و علم الابدان

تئوری اقتباس قرآن

۰ ۰ آرا
ارزیابی شما
guest
17 Comments
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
ali
ali
بهمن ۲۳, ۱۳۹۴ ۴:۳۲ ق٫ظ

[quote]سالن غذاخوری اداره، عده ای از همکاران مشغول صرف نهار بودند[/quote] در زبان فارسی کلمه نهار معنای غذای ظهر را نمی دهد

عباس فضلی
عباس فضلی
بهمن ۱۶, ۱۳۹۴ ۴:۰۰ ق٫ظ

اما در پاسخ به جناب علوی بزرگوار باید بگویم خود بر این امر واقفم که مبحث اخلاقی محض است و ارتباطی به دین خاصی ندارد ولی تردیدی نیست که آموزه های دینی با تأیید و تأکید بر این امور آنها را دلپذیرتر و عقلانی تر می کنند. فراموش نکنیم که پیامبر اسلام خود را معلمی با هدف تکمیل ارزشهای اخلاقی معرفی می کند

عباس فضلی
عباس فضلی
بهمن ۱۶, ۱۳۹۴ ۳:۵۱ ق٫ظ

من به نوبه ی خود از مدیریت سایت تشکر می کنم که از مقالات و ایده های متفاوت بهره می گیرد و فضای سایت خود را به ملکیان و شایگان اختصاص نداده و به رایگان دیگر اندیشه ها را مرور می کند. لازم به ذکر است که مقاله چاپلوسی در سال ۱۳۸۹ در نشریه ماهانه نگاه روز به چاپ رسیده بود و امروز بی کم و کاستی در نیلوفر ظهور می یابد و شاید گفتن این مطلب بی جا نباشد که نویسنده این سطور سالهاست که از اندیشه های شریعتی و مطهری و سروش و شایگان و ملکیان و شبستری… مطالعه بیشتر»

علوی
علوی
بهمن ۱۵, ۱۳۹۴ ۸:۴۵ ب٫ظ

[quote name=”نیما”]با سلام و تشکر از زحمات مدیریت محترم سایت
خواهشمندیم که اقدام جدی و مصمم در جمع آوری مقالات دکتر شایگان در آرشیو اختصاصی این سایت انجام دهید تا وقت و هزینه خوانندگان حداقل صرف مطالب مفید جهانی گردد و باز هم لطفا از درج مقالات متفرقه و بی ارزش آنهم از اشخاص دیگر، خودداری کنید حدالامکان.[/quote]
دوستان ما زحمت میکشند و مطالبی را برای ما تهیم میکنند و امکان بحث و گفتگو فراهم میشود. این امر مبارکی هست.

علوی
علوی
بهمن ۱۵, ۱۳۹۴ ۸:۴۳ ب٫ظ

[quote name=”عباس فضلی”]با تشکر از عطف توجه شما اما کد آوری از پیامبر اسلام پیروی از شیوه مرسوم حوزویان نیست بلکه نوعی نگاه پدیدارشناسانه و جدودا تبارشناسی موضوع است. بدین معنا که غفلت از آفات دیرینه چاپلوسی ما را به چه روزی انداخته است. و این نوع کددهی حداقل دینداران و عالمان را متوجه این امر می کند که چقدر ما از آموزه های اولیه دینی خود فاصله گرفته ایم و باز به دینداری خود می نازیم البته تردیدی نیست که آفات اخلاقی دامن سیاست و اقتصاد را هم خواهد گرفت و همه را به نوعی آلوده خواهد کرد[/quote]با تشکر… مطالعه بیشتر»

نیما
نیما
بهمن ۱۵, ۱۳۹۴ ۱:۲۲ ب٫ظ

با سلام و تشکر از زحمات مدیریت محترم سایتخواهشمندیم که اقدام جدی و مصمم در جمع آوری مقالات دکتر شایگان در آرشیو اختصاصی این سایت انجام دهید تا وقت و هزینه خوانندگان حداقل صرف مطالب مفید جهانی گردد و باز هم لطفا از درج مقالات متفرقه و بی ارزش آنهم از اشخاص دیگر، خودداری کنید حدالامکان. ———-مدیر سایت: سلام. بخشی برای آرشیو آثار دکتر شایگان در سایت ایجاد شده است. که امید است در آینده برای علاقه‌مندان آثار دکتر شایگان منبع سودمندی باشد. اگر برای شما یا عزیز علاقه‌مند دیگری امکان دارد‏ با ارسال آثاری از دکتر شایگان، به تکمیل… مطالعه بیشتر»

عباس فضلی
عباس فضلی
بهمن ۱۵, ۱۳۹۴ ۲:۳۲ ق٫ظ

با تشکر از عطف توجه شما اما کد آوری از پیامبر اسلام پیروی از شیوه مرسوم حوزویان نیست بلکه نوعی نگاه پدیدارشناسانه و جدودا تبارشناسی موضوع است. بدین معنا که غفلت از آفات دیرینه چاپلوسی ما را به چه روزی انداخته است. و این نوع کددهی حداقل دینداران و عالمان را متوجه این امر می کند که چقدر ما از آموزه های اولیه دینی خود فاصله گرفته ایم و باز به دینداری خود می نازیم البته تردیدی نیست که آفات اخلاقی دامن سیاست و اقتصاد را هم خواهد گرفت و همه را به نوعی آلوده خواهد کرد

علوی
علوی
بهمن ۱۴, ۱۳۹۴ ۴:۲۶ ب٫ظ

یک موضوعی که کماکان مقفول هست توجه به این نکته هست که چرا نویسنده محترم به سیاق باقی هم صنفان خود برای مذمت این موضوع باید از پیامبر و امام کد بیاورد؟ یعنی اگر بر فرض ایشان چنبن بحثهائی را نداشتند نباید مطرح میشد؟ چرا از منظر دینی و نشان این که دین هم در این مورد حرفی دارد وارد بحث میشویم؟ این پدیده یک بیماری اجتماعی و سیاسی هست که رفتارهای مردم را شکل داده و بخودی خود یک شیوه زندگی هست که باید بررسی شود و ببینیم شکل بهتر زندگی چیست؟ تاکید زیاد بر فرمایشات بزرگان دین این… مطالعه بیشتر»

نیما
نیما
بهمن ۱۴, ۱۳۹۴ ۱۱:۱۴ ق٫ظ

دو نکته جدید هم وجود داره:اول آنکه چاپلوسی در یک جامعه بسته و تک حزبی و ایدولوژیک و …. وجود خارجی داره بهر دلیلی و بهانه ای. اما در یک جامعه باز و آزاد، همان صفت رذیله براحتی میتواند تبدیل شود به یک فعل فضیله، بعبارتی چاپلوسی جایش را به ستایس و تمجید و احترام قلبی میدهد. زیرا ممکن ست که واقعا بین شهروندان آزاد، علاقه و صمیمیت روحی و روانی برقرار گردد ( اما آزادانه و مختارانه، بازم تاکید میکنم). اکثرا رذایل و فضایل چنین ماهیت تبدلی دارن بسته به محیطشان.دوم آنکه، گیرم که مردمان جامعه ای ذاتا چاپلوس… مطالعه بیشتر»

عباس فضلی
عباس فضلی
بهمن ۱۴, ۱۳۹۴ ۴:۳۰ ق٫ظ

با دوستان همراه همراهم چرا که چاپلوسی و تملق در همه ارکان جامعه حضوری فعال دارد و می رود تا اخلاقیات و باورهای مردم را نشانه رود هرچند هر امر نامطلوب را نمی توان به ساختار اجتماع نسبت داد اما هیچ تردیدی نیست که بازار پاره ای آدمیان به رواج همین نااخلاقی ها رواج دارد. ولی بسط آگاهی هم ما را و هم مخاطبان سخن ما را به خوانشی انتقادی نسبت به آموزه های دینی و اخلاقی فرا می خواند.

محمد باقر تاج الدین
محمد باقر تاج الدین
بهمن ۱۳, ۱۳۹۴ ۴:۵۳ ب٫ظ

با سلام خدمت جناب عباس فضلیاگر در نوشته های خود شما هم دقت شود نتیجه چاپلوسی را می توان از شرایط اجتماعی حاکم بر جامعه به خوبی فهمید. منظور از ساختار اجتماعی کلیه شرایط فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی حاکم بر یک جامعه است که در تمامی ابعاد اینگونه چاپلوسی ها را رواج می دهد و مرتب باز تولید می کند و گویی چنین بازتولید هایی کارکرد هم دارد. در واقع تا تملق و چاپلوسی در جامعه ای کارکرد لازم را نداشته باشد دور از ذهن است که این چنین رواج یابد. ساختار اجتماعی بسته و متمرکز یکی از مهمترین… مطالعه بیشتر»

شهاب
شهاب
بهمن ۱۳, ۱۳۹۴ ۴:۳۵ ب٫ظ

از برای مصلحت مرد حلیم
… خر را بوسه زد خواندش حکیم
متاسفانه سیستمِ اداریِ ما بر پایه ی شایستگی ها بنا نشده؛ همانطور که در سیستمِ آموزشیِ حوزه و یا دانشگاه هم بیشتر بر پایه مرید و مرادی است تا شاگرد و استادی. عنوان پروفسور یا آیت الله فلان برای عوام البته فریبنده است و از اهل علم کیست که نداند این عناوین و القاب مشابه دیگر برای بازارگرمی است.

حق گو
حق گو
بهمن ۱۳, ۱۳۹۴ ۲:۳۲ ب٫ظ

عناوینی مثل حضرت آیت الله العضمی…… چاپلوسی و تملق کویی نیستند.

علوی
علوی
بهمن ۱۲, ۱۳۹۴ ۱۰:۵۷ ب٫ظ

چاپلوسی یعنی اینکه سیستمی وجود دارد که در آن شما از این طریق میتوانی به خواسته ات برسی و در حقیقت این علامت قدرت مداران به آحاد جامعه هست که اوضاع از این قرار هست. اینکه بگویم فرهنگی هست بیشتر بازی با لغات هست.

نیما
نیما
بهمن ۱۲, ۱۳۹۴ ۹:۰۲ ق٫ظ

شیر را خرگوش در زندان نشاندننگ شیری کو ز خرگوشی بمانددر چنان ننگی و آن گه این عجبفخر دین خواهد که گویندش لقب‌ در فتاد اندر چهی کاو کنده بودزانکه ظلمش در سرش آینده بودچاه مظلم گشت ظلم ظالماناین چنین گفتند جمله عالمان‌هر که ظالمتر چهش باهول‌ترعدل فرمودست بدتر را بترای که تو از ظلم چاهی می‌کنیدان که بهر خویش دامی می‌کنی‌ای بسا ظلمی که بینی از کسانخوی تو باشد در ایشان ای فلان‌اندر ایشان تافته هستی تواز نفاق و ظلم و بد مستی توآن تویی وان زخم بر خود می‌زنیبر خود آن دم تار لعنت می‌تنی‌در خود آن بد… مطالعه بیشتر»

عباس فضلی
عباس فضلی
بهمن ۱۲, ۱۳۹۴ ۳:۱۱ ق٫ظ

درود بر جناب مرادی
ممنون از حسن توجه و نقدتان من تصور می کنم بیش از آنکه مسأله چاپلوسی جنبه اقتصادی داشته باشد ریشه ی اخلاقی دارد. برخی معتقدند که شرایط سیاسی و اجتماعی آدمیان را وادار به تملق می کند ولی من معتقد هستم این موضوع با نگاه انسان شناسانه بیشتر قابل واکاوی است

مرادی
بهمن ۱۱, ۱۳۹۴ ۷:۴۴ ب٫ظ

سلام تا وقتی اختلاف حقوق کارمند و مدیر بسیار زیاد باشد وضع بهمین ترتیب است. اختلاف حقوق اگر کم باشد چنین نمی شود. اختلاف حقوق هم کم نمی شود مگر اینکه ایمان و اعتقاد بین آحاد جامعه باشد که علیرغم داشتن حقوق تقریبا مساوی و نزدیک بهم همه تلاش کنند. ایمان به اینکه پاداش الهی در پی این گذشت و فداکاری است. این ایمان باید از زمان ظهور اسلام -دین قسط و برادری و مهیا شده برای این عصر وزمان- در تربیت و وصیت نسل ها نفوذ میکرد… نسل بعد نسل به پاکی و ایمان بیشتر میرسیدند. تا وقتی به… مطالعه بیشتر»

فهرست
17
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx
()
x