تأملاتی در باب تجارب نزدیک مرگ و تجارب عرفانی

حبیب اله نورانی: تجارب نزدیک مرگ و همچنین تجارب عرفانی بسیار متکثر است و این بدان علت است که زمینه روحی و روانی انسان ها و همچنین عملکرد انسان متفاوت است و هر کس سر سفره خویش نشسته است و از آنجا که سفره وجودی انسان ها متفاوت است پس تجارب نزدیک مرگ یا تجارب عرفانی آنها متفاوت است.

 

 | حبیب اله نورانی،  دانش آموخته فلسفه|

۱ -تجارب نزدیک مرگ ((near death experiences یا تجارب عرفانی(Mystical (experiences را می توان دو گونه تفسیر و تبیین کرد. تبیین اول بیشتر از جنبه علمی و طبیعت گرایانه است که آن را صرفاً پدیده ذهنی قلمداد می کند و به کارکردهای مغز تقلیل می دهد و تبیین دیگراز جنبه ماورائی است که قائل به وجود روح در بدن انسان است.

۲- این نوشتار صرفاً به تبیین دوم و تبعات منطقی آن می پردازد. البته به این معنا نیست که تبیین اولی ضعیف است و نمی تواند توجیهی برای تجارب فوق باشد. بلکه هر دو تبیین و تبعات عقلانی آنها باید مورد مداقه قرار بگیرد.

۳. اگر فرض دوم را مبنا قرار دهیم باید موطن یا شأن دیگری برای روح باشد که در آن تجارب فوق رخ می دهد. در این صورت عالم هستی فراتر از عالم مادی است و عالم مادی بخشی کوچک از هستی می باشد و روح بعد از جدایی از بدن در بعدی دیگر به زندگی ادامه خواهد داد

۴-از آنجا که در عالم مادی نظمی لایتخلف وجود دارد روح و بعد دیگر هم باید قوانین و قواعد خاص خود را داشته باشد.

۵-وجه اشتراک تجارب نزدیک مرگ و تجارب عرفانی در این است که در هر دو مسأله اصلی انصراف از “بدن” است. در تجارب نزدیک مرگ بر بدن آسیبی وارد می شود و روح برای مدتی آنرا ترک می کند. در تجارب عرفانی، روح “قوت یافته و توانا شده “می تواند برای مدتی بدن را ترک کند و چشم به جهان جان گذارد. پس آنچه عامل و مانع دید روح می شود بدن است و در صورت ترک بدن، روح تنها و قوی تر می شود.

۶-در حوزه تجربه عرفانی “توانایی و شکوفایی روح” چنین است که روح بواسطه ذکر یا مراقبه قوت یافته و توانایی ترک بدن پیدا می کند.

۷-بسیاری از تجربه گران مرگ تقریبی گفته اند که در حالتی واقع شده اند که لذت یا دردی بسیار شدید را تجربه کرده اند. در این وضعیت چون بدن و نیازهای بدنی حضور ندارد شخص مشاهده گر بتمامه حضور دارد. به این معنا که آگاهی و احساسات انسان در این حوزه بسیار شفاف و خالص است.

۸- وقتی روح از بدن جدا می شود و فرد متوجه می شود که بدون بدن نابود نمی شود این برای او مسرت بخش است. موضوع بسیار آرام بخش دیگر این است که فرد متوجه می شود امری دیگر نمی تواند به او آسیب بزند و آزار دهد بنابرین در آرامشی خاص و خاص فرو می رود.

۹-آنگونه که مشاهده گران در هر دو موضوع ذکر شده بیان کرده اند برای روح مکان و زمانی نیست زیرا مکان و زمان از ویژگی های این عالم می باشد. و اگر قائل به روح باشیم آن می تواند به هر جای و هر زمانی رود و البته این نیز استعاره است.

۱۰-روح از آنجا که لطیف است می تواند بسط یابد و تمامی اثرات افعال خویش را ببیند و بنابرین دچار لذات تام یا درد بی نهایت گردد.

۱۱-تجارب نزدیک مرگ و همچنین تجارب عرفانی بسیار متکثر است و این بدان علت است که زمینه روحی و روانی انسان ها و همچنین عملکرد انسان متفاوت است و هر کس سر سفره خویش نشسته است و از آنجا که سفره وجودی انسان ها متفاوت است پس تجارب نزدیک مرگ یا تجارب عرفانی آنها متفاوت است.

۱۲- وقتی جدایی روح از بدن اتفاق می افتد آیا انسان به حکمت کامل دست می یابد و او عالم به هر چیز می شود؟ قطعاً چنین نیست. زیرا عالم مطلق خداوند است و دوم اینکه عرفا و مشاهده گران تجارب نزدیک مرگ بعد از تجربه معلومات و علومی را منتقل کرده اند که خطاهای بسیار دارد. این مساله- که مشاهده گران تجارب نزدیک مرگ روایت کرده اند- که در آن حالت، همه چیز را می دانستیم گزارشی ناقص از احساسات خویش است و این از سنخ آگاهی نیست بلکه از سنخ احساس است زیرا در آن وضعیت، آنها حالتی بسیار ارام و راحت داشته اند و می دانستند چیزی آزار دهنده برای انها وجود ندارد و انها به نسبت در محیطی امن بوده اند.

۱۳-موضوع دیگر این است وقتی تجربه ای برای تجربه گر مرگ موقت یا شهودی برای عارف رخ می دهد آیا همه ابعاد هستی بر او گشوده می شود؟ جواب این سئوال هم خیر است. در آن حالت هم عارف یا تجربه گر مرگ از زاویه خاص و از دریچه فقط گوشه ای از حقیقت را می بیند یعنی به اندازه چراغی که دست اوست که البته چراغ درون است که بعدی از هستی را روشن می کند و او بر ان اگاه و بصیر می شود.

۱۴- آیا در موطن دیگر همه در یک جا خواهند بودند یا خیر؟ از آنجا که بدن و تعلقات بدنی از هم پاشیده شده است و نسبت های دنیایی در انجا نیست بنابرین نسبت ها و شباهت های روحی در انجا رخ می دهد و روح به جایی و پیش کسانی می رود که تناسب و نسبتی با انها دارد.

۱۵-انسان در مکانی خاص و زمانی محدود در عالم مادی ظاهر می شود ولی قدرت انتخاب دارد و نیازها و تعلقات و هوس های گوناگون دارد بنابرین انسان می تواند در این عالم رشد کند و یا سقوط کند. و مبنا ی رشد در این عالم این است یا می توانی خود و انانیت خود را هدف قرار دهی یا می توانی دیگران را مبنا قرار دهی و از حق خود بگذری و بدین وسیله نسبت به دیگران خیر خواهی و مهر بورزی و رشد کنی. به هر حال از انجا که انسان مجهز به بدن و لذات بدنی و نیاز های عاطفی و روحی است انتخاب کردن بسیار سخت است و رشد انسان در این عالم بسیار تند و یا سقوط انسان بسیار سریع است ولی در ان عالم از انجا که بدن و تعلقات و لذات بدنی نیست رشد به ندرت و کم صورت می گیرد.

۱۶-انسان گونه ای خلق شده است که می تواند بدنبال منافع و لذات خود باشد و هر چه بیشتر خود را گسترش دهد. و از طرفی می تواند از خویش و منافع و لذات خویش صرف نظر کند و خود را فدای ما و عالم هستی سازد و شاید به اینجا امده است که ما بودن و هستی بودن را تجربه کند و از خود و منافع خود گذشتن را.

۳.۴ ۵ آرا
ارزیابی شما

این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید:

guest

4 دیدگاه ها
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
سید مرتضی طباطبایی
سید مرتضی طباطبایی
مرداد ۲۳, ۱۴۰۱ ۱:۰۸ ب٫ظ

اینکه از نعمت های موجود کمال لذت و استفاده را ببریم نه اینکه از نداشته هایمان بنالیم منطق درستی است که در کلام معصومین هم به شکر گذاری تعبیر شده اما در جایی تسلیم تقدیر شدن معنای انفعال را به ذهن متبادر می کند مثل داستان مغول که مردم می گفتند این تقدیر ماست و خودشان به مقتل می آمدند و برای فرار یا حفظ جان تلاش نمی کردند
در حالی که دنیا محل تغییر است و با داشتن اراده و امید و تلاش می توان تا حدود زیادی به خواسته های مترقی دست یافت

محمد امیری
محمد امیری
مرداد ۱۸, ۱۴۰۱ ۱۱:۱۷ ب٫ظ

بسیار عالی و جالب بود لذت بردم

حمید محمدی
حمید محمدی
مرداد ۱۷, ۱۴۰۱ ۱۲:۲۶ ب٫ظ

بحث جالبی دوم . ای کاش فرض اول هم مطرح می شد

سید مرتضی طباطبایی
سید مرتضی طباطبایی
مرداد ۱۵, ۱۴۰۱ ۱:۰۰ ب٫ظ

نویسنده توانسته است شاخصه های منطقی خوبی از شواهد موجود در خصوص عالم پس از مرگ ارائه کند که تا حدود زیادی امر ناشناخته عالم پس از مرگ را قابل پیش بینی می کند و تصویری قابل درک از آن در ذهن مخاطب ایجاد می شود

فهرست
4
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx