اخلاق نمایش اولیاء

 مسعود صادقی*: وقتی که چندی پیش در محفل و میزگردی سینمایی از حقیر دعوت به عمل آمد تا در باب نمایش اولیاء الله در سینما نگاه و نظر خود را تبیین کنم نخستین نکته‌ای که به ذهنم دررسید این بود که اولا مقصود ما از “ولی خدا” کیست؟ ثانیا مراد ما از “نمایش” چیست؟  به گمانم ما برای اینکه دست‌کم…

 مسعود صادقی*: وقتی که چندی پیش در محفل و میزگردی سینمایی از حقیر دعوت به عمل آمد تا در باب نمایش اولیاء الله در سینما نگاه و نظر خود را تبیین کنم نخستین نکته‌ای که به ذهنم دررسید این بود که اولا مقصود ما از “ولی خدا” کیست؟ ثانیا مراد ما از “نمایش” چیست؟  به گمانم ما برای اینکه دست‌کم از دو حیث فقهی و اخلاقی بتوانیم به نیکی دیدگاه خویش در مورد حضور بزرگان و قدیسان دین را در قاب و قالب تصویر تبیین کنیم پیش‌تر باید دست کم به دو پرسش فوق پاسخ گوییم.

 

معنا و تعریف اولیاء الله

 وقتی کسی از یک پیامبر یا امام در تشیع یا از یک قدیس در مسیحیت سخن می گوید کمابیش معلوم است که چه مفهومی را در دل دارد و چه کسانی مصداق کلام وی هستند. اما وقتی ما از مفهوم ولی یا اولیاء الله سخن می گوییم در واقع دچار ابهام می شویم. به نظر می رسد رفع این ابهام کاملا لازم و ضروری است زیرا برای اهل دین و آیین، اولیاء و مقربان خدا تنها در انبیاء یا ائمه یا قدیسین رسمی و معین خلاصه نمی شوند. بگذریم از آنکه وقتی از دامنه یک مذهب خاص پا را فرا‌تر می نهیم باز با ابهاماتی جدی مواجه می شویم زیرا مثلا یک شیعه به معنایی علی(ع) را امام می داند و امام خطاب می کند و یک سنی به معنایی دیگر جناب شافعی یا غرالی را امام می نامد!

به گمان حقیر وقتی ما از ولی خدا سخن می گوییم لابد به یکی از شش سطح یا شش معنای کلی ذیل نظر داریم:

۱)      مومن مخلص

این مومن مخلص می تواند هر کسی بوده یا باشد. می تواند مصداق آن مادر متدین من یا مخاطب و خواننده این سطور باشد. فهرست مومنان پاک و با اخلاص کاملا باز و گشوده است و می توان تا ابد بر آن افزود یا نام هایی را از آن زدود.

۲)      نماد یا نشان یا آیت مذهبی اما غیررسمی و غیرمقدس

بهترین مصداق یک نماد یا آیت مذهبی اما غیررسمی و غیرمقدس را می توان یک روحانی پاک دانست. یک مبلّغ مذهبی دلسوز و دانا و فداکار را تصور کنید.چنین فردی به دلیل عنوان و لباس و کسوت و جایگاهی که دارد یک نماد مذهبی به شمار می آید اما باور و ایمان داشتن به او به هیچ وجه جزئی از ایمان مذهبی قلمداد نمی شود.  

۳)      قدیس مقرب اما غیررسمی

مقصود از قدیس غیررسمی کسی است که علیرغم همه عظمت روح و طهارت شخصیتی که دارد مع الوصف شناخت او یا ایمان به او یا اذعان به پاکی او ضروری نیست و حتی ممکن است چنان گمنام باشد که نه کسی وی را تایید کند و نه انکار! مشخصا در عالم مسیحیت یک قدیس در نزد خدا قدیس است ولو پاپ او را نشناسد و رسما تقدیس نکند. در عالم تشیع نیز مثلا ملاحسینقلی همدانی(ره) یک قدیس است چه ما او را بشناسیم و چه نشناسیم و چه قداست او را تایید کنیم و چه نکنیم. معنای غیررسمی بودن در باب قداست وی این است که برای تحقق معنای مسلمان یا شیعه در ما لازم نیست مرحوم ملاحسینقلی را بشناسیم یا به او باورمند بگردیم.   

۴)      قدیس یا مومن رسمی

مقصود از قدیس یا مومن رسمی کسی است که نام او در متون مقدس آمده است اما لزوما ناباوری به وی یا عدم شناخت وی آسیبی به اصل ایمان نمی زند و از ارکان دین به حساب نمی آید. مثلا شخصیتی مانند همسر مومن فرعون.

۵)      پیامبر و امام

پیدا است که در هر مذهبی باور به چهره یا چهره هایی خاص و متعیّن لازمه ایمان شمرده می شود. به این معنا ما رسما مسلمان نمی شویم مگر آنکه به شخص شخیص محمد(ص) ایمان بیاوریم و یا شیعه نمی شویم مگر آنکه مثلا نفس نفیس علی(ع) را امام نخست خویش بدانیم. 

۶)      مومن مخلص یا یک نماد مذهبی اما غیررسمی و غیرمقدس یا یک مومن مقرب اما غیررسمی و یا یک معصوم و چهره مقدس و رسمی اما با حساسیت ویژه تاریخی یا مذهبی

علاوه بر چهار سطح یا چهار معنای گذشته، یک معنای تکمیلی نیز از ولی خدا قابل تصور است. یعنی کسی که نه فقط یک مومن یا یک نماد مذهبی یا یک قدیس یا یک امام است بلکه ضمنا به دلایلی مذهبی و یا تاریخی عملا واجد حساسیت ویژه ای برای مومنان و باورمندان شده است. امام حسین(ع) بهترین مصداق برای این سنخ از اولیاء الهی است. با اینکه ایشان فرضا امام‌تر از امام علی(ع) نیستند اما قطعا بیش از ایشان مورد توجه عاطفی قرار می گیرند و بیش از دیگر ائمه در مرکز توجه و مرجع توسّل هستند.

سطح نمایش اولیاء الله

گفتنی است سطح بندی پیش رو به ترتیب اولویت و یا بر مبنای ارزشگذاری نیست بلکه به ترتیب میزان آشکارگی تن و چهره کاراکتر ولی خدا رو به بالا سیر می کند.

۱)      حضور غیرمستقیم و اشاری

نمایش یک ولی خدا در قصه فیلم می تواند به شکلی زمینه ای و اشاری باشد. مثلا یکی از کاراکترها نامه ای از او دریافت کند یا درباره او سخن بگوید یا به هر شکلی که داستان اقتضا می کند حضور و تاثیر غیرمستقیم یک ولی در فیلم را به مخاطب گوشزد کند.

۲)      نمایش کالبد

ممکن است در یک فیلم، ما کالبد و کلیت تن و قامت یک ولی خدا را مشاهده کنیم. مشخصا ما در سریال امام علی(ع) چنین تجربه ای را شاهد بودیم. یعنی گاه دست و گاه پا و گاه کلیت قامت حضرت را از دور مشاهده می کردیم بی آنکه هرگز چهره ایشان بر ما نمایان گردد.

۳)      نمایش کالبدِ ولی با چهره ای محفوف در نور

در بسیاری از آثار انیمیشن ایران و نیز مشخصا در سریال امام رضا(ع)، چهره اولیاء الهی با نور پوشیده شده است.

۴)      نمایش آشکار چهره

تقریبا همه فیلم های هالیوودی در مورد پیامبران و نیز برخی از فیلم ها و سریال های ایرانی مانند ملک سلیمان(ع)، ابراهیم خلیل الله(ع)، یوسف پیامبر(ع) و… چهره ولی خدا را همانند دیگر شخصیت های عادی فیلم آشکار و بی پرده نشان می دهند.

۵)      حضور در قالب یک کاراکتر اما بدون نمایش کالبد یا چهره

شاید این روش از یک جهت مبدعانه و پیچیده ترین شیوه برای به‌کار‌گرفتن شخصیت یک ولی خدا در قصه فیلم باشد. تفاوت این شیوه با شیوه نخست یعنی حضور غیرمستقیم و اشاری در آن است که در سکانس های متضمّن نمایش او، دوربین جای شخصیت ولی را می گیرد و ما به جای آنکه تن یا روی او را ببینیم از چشم و منظر او به دیگر شخصیت های حاضر در آن سکانس می نگریم. فیلم محمد رسول الله(ص) یا همان الرساله بهترین مصداق این سنخ از نمایش اولیاء خدا است.

نوع نمایش اولیاء الله

هر یک از پنج شیوه نمایش اولیاء خدا بالاخص چهارتای اخیر می توانند خود دو صورت و یا دو راهبرد متفاوت را پی بگیرند که اگرچه نافی و ناقض یکدیگر نیستند اما می توانند در مواردی با هم تزاحم داشته باشند:

۱)      نمایش صرفِ روابط و احساسات عادی یا تاریخی یا حتی روزمره

در این نوع نمایش که تقریبا شایع ترین نوع نمایش اولیاء خدا در سینما می باشد تلاش می گردد اولا بر رویدادهای تاریخی تاکید شود و ثانیا حالات و روابط و احساسات بشری اولیاء خدا پررنگ تر شود تا از این طریق باورپذیری یا جذابیت قصه افزایش یابد.

۲)      نمایش روابط یا حالات وحیانی یا مقدس

در این نوع از نمایش سعی می گردد در خلال قصه پردازی مرسوم در سینما به نحوی حالات وحیانی یا عرفانی اولیاء خدا نیز به تصویر کشیده شود.

جمع بندی:

یک: اکنون ما می دانیم که وقتی از ارتباط سینما و هنرهای نمایشی با اولیاء خدا سخن می گوییم اقلا شش معنا یا شش سطح از ولی بودن می تواند مدّنظر ما باشد.

دو: اکنون ما می دانیم که وقتی از شیوه نمایش اولیاء الله در قاب تصویر سخن می گوییم دست کم از پنج شیوه متفاوت نمایش خبر می دهیم.

سه: اکنون ما می دانیم که هر یک از شیوه های نمایش دو نوع راهبرد کلی را می توانند پی بگیرند.

حال سخن اینجا است که آیا واقعا می توان در باب نمایش بزرگان دین به شکلی کلی و پیشینی، چه از حیث فقهی و چه از منظر اخلاقی،حکم صادر کرد؟ بی گمان چنین نیست. زیرا باز می توان این پرسش را در میان آورد که کدام ولی و در چه سطحی و با چه شیوه ای از نمایش و با کدام راهبرد؟

صرف این بیان کلی که “نباید نمایش اولیاء الله زمینه توهین و تخفیف آنها را فراهم آورد” در واقع به معنای بیان حکمی نهایی و روشنگر یا پایان بحث نیست. از قضا این نکته تقریبا هیچ چیز را روشن نمی سازد زیرا اولا معنای تخفیف و توهین بالاخص در عالم هنر بسیار مبهم، چندپهلو و پیچیده و بشدت تفسیرپذیر است تا جایی که تقریبا هیچ کس کاریکاتور افراد عادی را فی نفسه متضمّن توهین نمی داند یا ژانر کمدی را با تمسخر یکی نمی گیرد؛ ثانیا تقریبا هیچ کس بالاخص یک فیلم‌ساز باورمند نمی پذیرد که به “قصد توهین” به مقدسات فیلم خود را چنین ساخته است؛ ثالثا همیشه اقتضای آثار هنری این است که از یک سو تاویل‌پذیر و تا حدی رازآمیز هستند و از دیگرسو معنای آنها متناسب با سلیقه مخاطب نوسان می یابد.

بر همین مبنا ما باید بجای اظهارنظرهای موردی و سلیقه ای به تنقیح مبانی رای اخلاقی یا فقهی خود روی بیاوریم تا چنین نباشد که گاهی نمایش چهره سینمایی یا پویانمایی شده یک پیامبراوالعزم را بپذیریم و گاه ترسیم چهره یک ولی غیرمعصوم را هم برنتابیم. براستی میان این دو رویکرد متناقض اقلّ انسجام و سازگاری منطقی یافت می شود؟

شاید مخاطب بگوید که رای راقم این سطور چیست؟ پاسخ من آن است که آنچه مهم است رای شخصی این و آن نیست بلکه ما باید در درجه نخست، طبقه بندی های مذکور از معنای ولی خدا و نمایش او را لحاظ کنیم تا دست کم سخنان پریشان یا نابسامانی در این باب بر زبان نیاوریم و بیش از این کارگردانان و فیلم‌سازان دینی را از یک سو و مخاطبان و متدینان را از دیگرسو بلاتکلیف و سرگردان نگذاریم.

 

* پژوهشگر و دانشجوی دکتری فلسفه اخلاق

 

۰ ۰ آرا
ارزیابی شما
guest
4 Comments
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
نیما حق پور
مهر ۷, ۱۳۹۴ ۵:۰۷ ق٫ظ

بنده مقاله ای نگاشته ام با عنوان «تاریخ صدر اسلام در منگنه بی خردی موافقان و بی انصافی مخالفان» در نقد مقاله ای با عنوان «نگاهی به فیلم محمد ساخته مجید مجیدی». این مقاله در رادیو کوچه در لینک زیر منتشر شده است:
http://radiokoocheh.com/3222

جواد الف
جواد الف
مهر ۳, ۱۳۹۴ ۱:۴۱ ب٫ظ

با سلام تعریف «اولیاء الله» در قرآن کاملا روشن می باشد و نیاز به بلبل زبانی ندارد: [b]«الَّذِینَ آمَنُواْ وَکَانُواْ یَتَّقُونَ»[/b]. یونس:۶۲ و ۶۳ و ۶۴أَلا إِنَّ أَوْلِیَاء اللّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ؛الَّذِینَ:[u] آمَنُواْ وَکَانُواْ یَتَّقُونَ؛ [/u][u]لَهُمُ الْبُشْرَى فِی الْحَیاهِ الدُّنْیَا وَفِی الآخِرَهِ[/u] لاَ تَبْدِیلَ لِکَلِمَاتِ اللّهِ ذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ. بر خلاف برساخته های نویسنده در اولیاء الله بودن هیچ لایه و سطح و آپارتایدی وجود ندارد مگر از همان [b]جنس[/b] تقوا از همان جنس تقوا از همان جنش تقوا- آن هم [b]نزد خدا[/b] نزد خدا نزد خدا: هر فرد انسانی با تقوای الهی اولیاءالله می باشد… مطالعه بیشتر»

ابوالفضل
ابوالفضل
مهر ۳, ۱۳۹۴ ۱۰:۱۸ ق٫ظ

اخلاق نمایش مختاریت انسان است و نه اولیا

سعید
سعید
مهر ۱, ۱۳۹۴ ۵:۰۶ ب٫ظ

با تشکر از زحمات و تحقیقات کارگشای نویسنده در طبقه بندی دقیق مشکل هنری موجود مطابق با توافق مجمع علمای مصری که در پی تحقیقی مشترک با دانشکده مذاهب دهلی در طول یک دوره ۹ ساله انجام شد، نمایش اولیا در فیلمهای سینمایی از فاصله ۱۳۰۰ متری با لنز تیره تصویب شده است. برای فواصل نزدیکتر تنها نمایش وجه و کفین ممنوع است. ضمنا بنا به قاعده الیمن و لا یسار ترجیح بر این است که موی سر هم نمایش داده نشود. به نظر می رسد این نظریات جدید کمک شایانی در حل معضل هنری جاری کند. سوال از نویسنده… مطالعه بیشتر»

فهرست
4
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx
()
x