نگاهی به وضعیت زن ایرانی به بهانه اکران فیلم رگ خواب

نیلوفر – حمیده سادات نعمتی*: رگ خواب تصویری تمام قد از زن ایرانی را به نمایش می گذارد. زنی که با توهم مدرن شدن هنوز در سودای یافتن تکیه گاهی مردانه روزگار بسر می برد و تا دستانی حمایتگر را بر شانه های خود احساس نکند آرام و قرار نمی گیرد. مینا نمونه ی کامل زنی ایرانی است که با…

نیلوفر – حمیده سادات نعمتی*: رگ خواب تصویری تمام قد از زن ایرانی را به نمایش می گذارد. زنی که با توهم مدرن شدن هنوز در سودای یافتن تکیه گاهی مردانه روزگار بسر می برد و تا دستانی حمایتگر را بر شانه های خود احساس نکند آرام و قرار نمی گیرد.

مینا نمونه ی کامل زنی ایرانی است که با وجود ظاهری مدرن افکاری کاملا سنتی دارد. زنی که به اقرار خود روزی تنها برای برآورده شده آرزوی تشکیل خانواده به همسری مردی درآمده است که به صرف مرد بودن به او اعتماد کرده است و بعد از سالها زندگی همین تکیه گاه را هم از دست داده است و حالا در جامعه ای که پناه و سامان را در بودن کنار مردی معنا می کنند تنها و بی پناه رها شده است.

این هویت یافتگی و وابستگی به جنس مردانه را می توان از حسرت مینا برای از دست دادن پدری که نخستین حامی او بوده است به وضوح مشاهده کرد و همین احساس نیاز عمیق به وجود سایه ای بالای سر منجر به عشقی کورکورانه و دلباختگی کودکانه می شود که سرانجامی جز شکستی تلخ و آوارگی در پی ندارد.

 این تصویر از زن ایرانی اگرچه تلخ و گزنده است و تماشای آن بر روی پرده ی وسیع سینما حس ناخوشایندی را القا می کند اما واقعیتی تلخ است که هر روز و هر ساعت با آن مواجهیم.

مینای فیلم نماد زنانی است که نه برای خود که برای چگونه جلوه کردن در نگاه مردان است که زندگی می کنند. زنانی که هر تحقیر و ریشخندی را از جانب جنس مقابل تاب می آورند و در برابر استهزا و تمسخرهایشان سکوت می کنند و از آن بدتر پا به پای آن ها لبخند می زنند چرا که ترس از دست دادن تکیه گاه مردانه را در عمق وجود این زن نشانده اند و او از پس هر اتفاق رفتن و تنها ماندن را می خواند.

به همین خاطر است که بانگاهی و لبخندی دل میسپارد و اعتماد می کند و عشق می ورزد. عشقی که به قدر تامل در پشت چراغ قرمز به وقوع می پیوندد و پس از کامیابی و وصال به همان سرعت افول می یابد.

 شاید عشق نامیدن چنین رابطه ای جفایی در حق این مفهوم تحول بخش باشد اما گویی مراد و منظور ما از عشق در روزگار حاضر همین باشد: دانستن رگ خواب زنانی بی پناه و پرحسرت که خوشبختی را در ساختن آشیانی بر شانه های قدرتمند یک مرد جستجو می کنند. بی خبر از آنکه خانه ای در مسیر باد و طوفان بنا کرده اند که هر آن بیم از هم پاشیدن و ویران شدنش می رود.

 

* دانش آموخته ادیان و عرفان

۰ ۰ آرا
ارزیابی شما
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
فهرست
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx
()
x