رفتار در اضطراب/ تحلیلی بر بخشی از رفتار جامعه معاصر در زمان بحران

حامد فرنقی زاد: مقدمه این مقاله، نوشته ای است کوتاه درباره رفتار ایرانیان معاصر در هنگامه بحران و دوران اضطراب. سخن بر سر چرایی هجوم نوسانات رفتاری و برخوردهای هیجانی است با مسائلی که رویکردهای علمی درباره آنها وجود داشته و فرآیندهای معینی برای برخورد با آن تعریف شده دارد. چندین ماه است که نوشتن این مقاله را در سر…

حامد فرنقی زاد:
مقدمه
این مقاله، نوشته ای است کوتاه درباره رفتار ایرانیان معاصر در هنگامه بحران و دوران اضطراب. سخن بر سر چرایی هجوم نوسانات رفتاری و برخوردهای هیجانی است با مسائلی که رویکردهای علمی درباره آنها وجود داشته و فرآیندهای معینی برای برخورد با آن تعریف شده دارد. چندین ماه است که نوشتن این مقاله را در سر داشتم و به دنبال جستن نشانه ها در رفتار ایرانیان در هنگام بحران های اجتماعی بوده ام و بهترین فرصت انتشار آنچه که دریافته ام به نظرم این روزهاست. روزهایی که اضطراب بیماری جدیدی که از شرق دور به سراسر دنیا سفر کرده است، جدای از خود بیماری، به جان ایرانیان افتاده است. سخن من در این مقاله نه به معنای ناچیز انگاری این بیماری و دیگر مسائل اجتماعی است و نه به معنای عدم رعایت بهداشت و آنچه که اطبا و متخصصان میگویند. سخن من بر سر تحلیل رفتار ایرانیان است در مقابل این بیماری به معنای خاص و در مقابل بحرانها به معنای عام.


بیش از ده روز است که دولت جمهوری اسلامی ایران به طور رسمی اعلام کرده است که کووید- ۱۱۹ مهمان ناخوانده ایران شده است. البته آنچنان که متخصصان و منابع رسمی گفته اند ورود این ویروس دو هفته تا یک ماه پیش از آن تاریخ صورت گرفته است و مدتی تا شناسایی آن زمان برده شده است. طبق معمول همه بحرانها، از زمان ورود این ویروس به کشور بازار شایعات در فضاهای حقیق و مجازی داغ و انواع و اقسام اطلاعات درست و غلط منتشر شد. سوالی که برای من مطرح می¬شود این است که چرا چنین رفتارهایی در هنگام بروز چنین اتفاقاتی رخ می¬دهد؟ و نیز این پرسش که چه کسانی نسبت به تهیه و انتشار و پخش اطلاعات غلط اقدام میکنند و چه زمینه های اجتماعی و روانی در این خصوص وجود دارد؟ در این مقاله سعی خواهم کرد نگاهی به این پرسشها بیندازم و تحلیلی از این شرایط و زمینه¬های اینگونه رفتارها ارائه دهم.

۱- برخی از مطالبی که توسط افراد مجهول الهویه منتشر می¬شود و طبیعتا دارای پشتوانه علمی قابل قبولی نمی‌باشد ناشی از باور بی ارزشی است. به عبارت دیگر، برخی از افرادی که شایعه سازی می¬کنند و یا به شایعات دامن می¬زنند دچار باوری روانی به نام باور بی ارزشی هستند. این افراد به علت برخی مسائل و شرایطی که در دوران کودکی و شرایط رشد عاطفی و هیجانی خود داشته اند احساس بی ارزشی می¬کنند. بخشی از این افراد در نتیجه وجود همین باور در ناخودآگاه یا حتی شاید خودآگاهشان، در اتفاقات تلخ و روزهای سختی که مردم منتظر اطلاعات هستند شروع به شایعه پراکنی می¬کنند و خود را فردی واجد صلاحیت معرفی می¬کنند. این رفتار به این علت است که به خود وجهه دهند و از رنج بی ارزشی خود بکاهند. هرچند ممکن است به طور ناخودآگاه دست به این عمل بزنند و خودشان هم به طور منطقی دلیل این رفتارشان را ندانند و صرفا بگویند شوخی بوده است. افراد دارای این باور ممکن است دچار طرحواره نقص، طرحواره رهاشدگی، طرحواره طرد اجتماعی یا طرحواره محرومیت هیجانی و یا ترکیبی از آنها باشند. برای این افراد هر محملی که بتوانند از طریق آن خود را مرکز توجه قرار دهند غنیمت است. صحت و سقم اخبار یا اطلاعاتی که میدهند یا اثری که بر روی دیگران میگذارند برای این افراد مهم نیست، آن چیزی که برای افراد دارای این اختلالات رفتاری مهم است صرفا مورد توجه قرار گرفتن است. به همین دلیل است که گاهی مشاهده می‌شود این افراد در زمینه¬های مختلف و بسیار متفاوت اظهار نظرهای جنجالی می¬کنند و یا سعی میکنند با ارسال پیام¬های متنی یا صوتی خود را مطرح ساخته و دارای اطلاعات زیاد یا دارای نفوذ در ارکان حاکمیت نشان دهند. شبکه¬های اجتماعی موجود در بستر فضای مجازی نیز برای این افراد بهترین وسیله است چرا که می¬توانند در مدت کوتاهی بیشترین توجه را به خود جذب نمایند. این افراد با دیدن تعداد بازدید از پیامشان یا بحث¬های صورت گرفته پیرامون آن داده¬ای که منتشر کرده اند از نظر روانی سعی در ارضای خود دارند و احساس موفقیت و رضایت می¬کنند.

۲- برخی دیگر از افرادی که در دام انتشار مطالب غیر واقع یا نامستند در فضای مجازی میفتند، دچار مشکل در منطق ذهن و تفکر هستند و به همین دلیل هر حرفی را که مطابق نظرشان باشد قبول و به عنوان یک وظیفه اخلاقی آن را منتشر می¬کنند. یکی از ویژگی¬های اغلب انسان¬ها این است که گزاره هایی را که می¬شنوند، نه بر اساس منطق که بر اساس احساساتشان میپذیرند یا رد می¬کنند. به این صورت که اگر گزاره ای با احساساتشان یا پیش فرضهایی که درباره آن موضوع دارند مطابقت داشته باشد آن را میپذیرند و اگر با آن احساس یا پیش فرض مطابقت نداشته باشد آن گزاره را، حتی اگر دارای پشتوانه آماری یا علمی باشد، نمی-پذیرند. قابل ذکر است که همه افراد تصور می¬کنند منطقی ترین افراد بوده و گزاره ها را صرفا بر اساس منطق و عقل محض قبول میکنند. به قول یکی از طنازان، تنها چیزی که در عالم درست تقسیم شده عقل و منطق است چرا که هیچکس نمیگوید عقل و منطقش کم است!

۳- ایرانی ها به دلایلی تاریخی همواره شرایط حال حاضر خود را پایین¬تر از شرایط همسایگان خود میبینند، در واقع مرغ همسایه را غاز میدانند و سعی در تخفیف اوضاع و شرایط خود دارند. به همین دلیل هم هست که ضرب المثلهای بسیاری در راستای اشاره به این ویژگی در ادبیات فارسی وجود دارد و حتی در اسطوره-ها نیز گاهی به این مشخصه اشاره شده است. حتی شعر معروف نیما یوشیج، «داروگ»، نیز این خصیصه را در درون خود داراست. برخی از منتقدین ادبی معتقدند آنجا که او میگوید «خشک آمد کشتگاه من، در جوار کشت همسایه» منظور از «کشتگاه من»، ایران و منظور از «کشت همسایه»، اتحاد جماهیر شوروی است. به این معنا که او اوضاع شوروی را بسیار بهتر از اوضاع ایران می¬داند و اوضاع آنجا را بر سر ایران می¬زند. نکته ای که با توجه به محل زندگی نیما بی راه به نظر نمی‌رسد. به بیان دیگری میتوان اینطور در نظر گرفت که در واقع این دسته از افراد نقاط ضعف ایران را با نقاط قوت دیگر کشورها مقایسه میکنند که مشخصا به لحاظ منطقی قیاس باطلی است.

۴- عدم اعتماد به حاکمیت علت دیگری است که ممکن است منجر به پخش آمار و اطلاعات در فضای غیر رسمی شود. در مورد این مسئله می¬توان کتاب¬ها نوشت و از جوانب مختلف آن را بررسی کرد. با این حال در هر تحلیلی در این مورد باید به یک نکته توجه داشت و آن اینکه عدم اعتماد مردم به حاکمیت صرفا مختص به زمان حال حاضر ایران نیست بلکه تقریبا در تمام دوران های تاریخی ایران این عدم اعتماد وجود داشته است. کسانی که تاریخ ایران را به طور تحلیلی مطالعه کرده باشند یا در تاریخ سیاسی ایران تفحص کرده باشند به وضوح این عدم اعتماد تاریخی را مخصوصا در دوران معاصر میان حاکمیت و مردم مشاهده می¬کنند. همچنین باید توجه داشت که این مسئله صرفا به ایران اختصاص ندارد و در همه جای دنیا بحث بی اعتمادی مردم به حاکمیت، حتی در کشورهای جهان اول نیز وجود دارد. اما متاسفانه رسانه های ما اغلب به این امر به گونه¬ای احساسی و نه علمی می¬پردازند به گونه¬ای که گویی صرفا در ایران این گونه است. برای مثال کسی از خالی شدن فروشگاه های آلمان و ایتالیا در دوران شیوع همین بیماری کووید-۱۹ چیزی نمی‌نویسد یا حتی سخنی از قیمت های وحشتناک ماسک در آمریکا۲ در میان نیست. جالب است که اعتماد به حاکمیت دارای شاخص و آمارهای جهانی است اما کسانی که به طناب آن توسل میجویند کمتر به آن آمار استناد میکنند چرا که در صورت استناد به آن آمار بحث¬های تحلیلی دیگری به میان خواهد آمد که چون مطابق رای آنان نیست برایشان خوشایند نمی¬باشد. برای مثال در سال ۲۰۱۹ میلادی بر اساس آماری که منتشر شده است نرخ اعتماد مردم به دولت در واشنگتن کمتر از بیست درصد بوده است که از آن میان تنها ۳ درصد همواره اعتماد به حاکمیت داشته و ۱۴ درصد نیز اغلب مواقع اعتماد دارند.۳ همچنین در کانادا بر اساس یک نظر سنجی انجام شده در سال ۲۰۱۷ میلادی اغلب مردم به حکومت اعتماد ندارند.۴ لازم به ذکر است که سخن بر سر بی اهمیتی بی اعتمادی مردم به حاکمیت نیست، سخن بر سر چرایی رفتارهای مردم در دوران بحران است و آن که به نظر می¬رسد عدم اعتماد مردم به حاکمیت یکی از علت¬های آن باشد، و ذکر این نکته ضروری است که این مسئله نه فقط مربوط به ایران که مربوط به کل جهان بوده و باید به طور کل مورد بررسی و تدقیق از جوانب مختلف قرار گیرد.

۵- برای برخی از افراد آرامش در گرو قرار گرفتن در موضع قربانی است و قبول و انتشار اخباری که آن¬ها را در این موضع قرار دهد قابل قبول است. افرادی که دچار برخی ویژگی¬ها هستند یا به هر دلیلی در چرخه مثلث کارپمن گیر افتاده¬اند، علاقه دارند در آن روابطی که مثلث کارپمن نامیده می¬شود نقش قربانی را به خود بگیرند. مثلث کارپمن تحلیل خوبی را می¬تواند از برخی رفتارهای فردی به دست دهد ولی برای این مسئله، چرایی ایجاد اخبار نامستند و شایعات در فضای التهاب و بحران، باید آن را در حوزه ای کلان تر به رفتار بخشی از جامعه توسعه داد. با قبول این مفهوم، در ایران نقش قربانی گرفتن افراد خود را اینگونه نشان می¬دهد که فرد خود را در آن مسئله بدون قدرت و بی اراده دانسته و دولت یا دست¬های پشت پرده را مسئول همه آن اتفاقات بداند. شاید بتوان گفت به همین دلیل است که در اکثر کشورها، همچنین در ایران، بخشی از مردم به تئوری¬های توطئه علاقه خاصی دارند۵، چرا که با قبول آن فرضیه¬ها، خود را در موضع قربانی می-بینند. جالب آن که طبق نظر کارپمن بازی مثلث تا جایی ادامه پیدا می¬کند که همه افراد در موقعیت قربانی قرار گیرند. به عبارتی جایزه بازی مثلث کارپمن قرار گیری در موقعیت قربانی است. به همین دلیل می¬توان گیر افتادن در چرخه کارپمن را دلیلی دیگر بر چرایی تولید و اشاعه اخبار نامستند توسط برخی افراد جامعه دانست.

۶- ضعف اخلاق یا تقوا دلیل دیگری است که می¬تواند باعث فرو رفتن در دام انتشار مسائل نا مستند یا شایعات می¬شود. نقل گفته¬های نامستند و افترا زدن و سخنان بی پایه گفتن (به قصد تاثیر بر مخاطب و یا فرض دانستن صحت آن گفته¬های بدون سند) ممکن است ناشی از عدم تعهد اخلاقی باشد. بدین ترتیب که در این حالت فرد ممکن است صرفا بر اساس سرگرمی و یا از سر برخی حب و بغض¬ها نسبت به تولید و یا انتشار اخبار نامستند اقدام کند. یکی از بزرگترین ویژگی¬های انسان¬های اخلاق مدار مراقبت از گفتار و کردارشان است. در اخلاق عملی ضروری است فرد از گفتن آنچه که از آن اطمینان ندارد خودداری کند چرا که حرف¬های نامستند فرد میتواند اثراتی منفی بر زندگی دیگران داشته باشد و مسئله دیگری در اخلاق امر بسیار مورد توجهی است.


همچنین اگر از جنبه دینی بنگریم، گفتن سخنان نامستند می¬تواند ناشی از ضعف ایمان باشد، چرا که خداوند یکی از ویژگی¬های مومنان را پرهیز از سخنان لغو و بیهوده بیان میکند.۶ همچنین خداوند به رسولش که خاتم النبیین است دستور میدهد که از آنچه که علم ندارد پیروی نکند و اینکه «گوش و چشم و دل، همه مسؤولند.»۷ بسیاری از عرفای ما و بزگان ما نیز از ضرورت نگهبانی و مراقبت از زبان و آنچه که بر زبان آدمی می‌آید سخن گفته اند. علی (ع) نیز آنچنان که در خطبه ۱۴۱ نهج البلاغه آمده است فرمود لَیْسَ بَیْنَ الْحَقِّ وَ الْبَاطِلِ إِلَّا أَرْبَعُ أَصَابِعَ (فاصله بین حق و باطل جز چهار انگشت نیست) و در تبیین این سخن خود فرمود الْبَاطِلُ أَنْ تَقُولَ سَمِعْتُ، وَ الْحَقُّ أَنْ تَقُولَ رَأَیْتُ (باطل آن است که بگویی شنیدم، و حق آن است که بگویی دیدم).

توضیحات
۱- Corona Virus Disease 2019
۲- https://edition.cnn.com/2020/02/29/health/coronavirus-mask-hysteria-us-trnd/index.html
۳- https://www.people-press.org/2019/04/11/public-trust-in-government-1958-2019/
۴- https://www.cbc.ca/radio/thecurrent/the-current-for-february-16-2017-1.3984460/majority-of-canadians-distrust-government-poll-suggests-1.3984577
۵- در همین مورد ویروس کووید-۱۹ نیز پیام¬های بسیاری در خصوص وجود جریان های مرموز و پشت پرده در انتشار و ساخت این ویروس در سراسر دنیا منتشر شده است.
۶- سوره مومنون، آیات ۱ تا ۳- قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ؛ الَّذِینَ هُمْ فِی صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ؛ وَالَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ
۷- سوره نساء، آیه ۳۶- وَلا تَقفُ ما لَیسَ لَکَ بِهِ عِلمٌ إِنَّ السَّمعَ وَالبَصَرَ وَالفُؤادَ کُلُّ أُولئِکَ کانَ عَنهُ مَسئولًا.

۰ ۰ آرا
ارزیابی شما
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
فهرست
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx
()
x