ثبات و تغییر در معارف اسلامی (سازگاری دین با زمان)

 محمد باقر رحیمی: یکی از مسائل در مبحث دین پذیری و ارائه دین، این است که چه امور یا آموزه هایی در این معارف با ثبات هستند و کدام یک از آنها تغییر پیدا می کنند؟ و آیا با تبیین این موضوع می توان سازگاری معارف دینی را با زمان به اثبات رساند؟ بدیهی است تغییر در همه شئون و…

 محمد باقر رحیمی: یکی از مسائل در مبحث دین پذیری و ارائه دین، این است که چه امور یا آموزه هایی در این معارف با ثبات هستند و کدام یک از آنها تغییر پیدا می کنند؟ و آیا با تبیین این موضوع می توان سازگاری معارف دینی را با زمان به اثبات رساند؟ بدیهی است تغییر در همه شئون و موضوعات دینی باعث خلل و فروریزی آن خواهد گردید،و به همین گونه ثبات در این معارف نیز موجب کنارگذاری  دین در طی زمان  خواهد شد؛ آنچه قابل پذیرش است نوعی ثبات در حین تغییر و یا تغییر در حین ثبات می باشد.

    اما پرسش این است که چه آموزه هایی ثبات دارند و چه آموزه هایی تغییر ؟ و با چه ملاک هایی می توان مصداق های ثابت و متغیر را معین ساخت ؟ آیا در خود متون اسلامی به این موضوع پرداخته شده است؟ و بالاخره اینکه نقش عقل در این زمینه تا چه اندازه خواهد بود؟

در قرآن به مسأله به طور اساسی توجه شده است. بنابر آیه ۷ سوره آل عمران، آیات را به دو دسته محکم و متشابه تقسیم می شوند :« هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتابَ مِنْهُ آیاتٌ مُحْکَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَهِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِیلِهِ وَ ما یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما یَذَّکَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْباب» او کسی است که این کتاب را بر تو نازل کرد که بخشی از آن آیات محکمات است که آنها اساس کتاب است، و بخش دیگر متشابهات است، اما کج دلان بر فتنه جویی و در طلب تأویل، پیگیر متشابهات آن می شوند، حال آنکه تأویل آن را جز خداوند و راسخان در علم نمی دانند و جز خردمندان پند نمی گیرند.

   بنابراین تقسیم بندی می توان متوجه چند نکته شد، یکی اینکه آیات محکم اساس قرآن هستند، دوم اینکه برخی که قلب و با ظرفیت فراخی ندارند و قصد فتنه انگیزی دارند بیشتر از آیات محکم به آیات متشابه توجه می کنند ؛ سوم اینکه معلوم می شود آیاتی وجود دارند که به سرعت فهمیده نشده و در عمل نیز اصل ایمان را دچار دشواری می سازند.[۱]

    همچنین مفسرین و قرآن پژوهان اصل ناسخ و منسوخ را در مورد برخی آیات مورد توجه قرار داده اند، این توجه نیز نشان بر عدم یکدستی آیات دارد. نسخ به معنای تغییر یا باطل ساختن قانونی و در عوض جایگزین ساختن قانونی جدید به جای آن است. در آبه ۱۰۶ سوره بقره به این موضوع پرداخته شده است : « ما نَنْسَخْ مِنْ آیَهٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَیْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ » هر آبه ای که نسخ کنیم یا آن را به فراموشی سپاریم، بهتر از آن یا مانند آن را می آوریم.

تعداد آیاتی مشمول ناسخ و منسوخ قرار می گیرند از دیدگاه علامه طباطبایی پنج آیه می باشد (بین اهل نظر در علوم قرآنی در تعداد این آیات اختلاف وجود دارد):

۱- آیه عفو بخشش در سوره بقره آیه ۱۰۹ که در آن به گذشت اهل کتاب امر شده است. اما آیه ۲۹ سوره توبه امر به قتال با اهل کتاب است که ناسخ آن خواهد بود.

۲- آیه نسخ حرمت زناشویی در شبهای ماه رمضان که در آیه ۱۷۸ سوره بقره آمده است.

۳- آیه ۱۵ سوره نسا که با ۲ سوره نور نسخ شده است.

۴- آیه ۷ سوره انفال توسط آیه ۶ سوره احزاب نسخ شده است.

۵- آیه ۱۲۵ سوره مجادله که با آیه ۱۲۶ آن نسخ شده است.[۲]

    بنابراین مشاهده می شود در ایات قرآن نیز به گونه ای تغییر و ثبات وجود دارد. حال به گونه ای دیگر نیز می توان بین ثبات و تغییر بنا بر زمان و زمینه همراهی ایجاد نمود. با تقسیم بندی آموزه های قران به اصول و روش ها این خواسته را می توان به انجام رساند. از این دیدگاه اصول ثابت بوده ولی روش ها دگرگونی پیدا می کنند. (البته انچه اصول و روش ها نامیده می شوند از جهت نظری شامل دگرگونی هستند ولی از لحاظ عملی اصول جنبه ثابت آیات و روش ها جنبه متغیر آنها خواهند بود). به علاوه در مورد روش ها از خارج دین هم یعنی از علوم و فنون دیگر می توان استفاده کرد.

     باید توجه داشت بحث ثبات و تغییر نه تنها در مورد آموزه های اسلامی که در تمام شئون زندگی وجود دارد، امور فرهنگی، اجتماعی، زیستی، اقتصادی و سیاسی. تمامی ابعاد و اجزا این موضوعات از جهتی ثابت و از جهتی متغیر هستند. به طور مثال در بعد زیستی از آغاز تاریخ بشر نیاز به غذا وجود داشته است و همچنان وجود دارد، اما روش های به دست  آوردن آن و یا استفاده از آن همواره تغییر پیدا کرده است. یا در بعد فرهنگی و اجتماعی امر ازدواج هم چنان وجود دارد، اما شکل و چگونگی آن دگرگون شده است، بر همین قیاس می توان در مورد همه ی آن ابعاد نمونه هایی بیان نمود.

    حال باید پرسید اصول کدامند و روش ها کدام ؟ در اینجا منظور از اصول تمامی آموزه ها در معارف اسلامی و به ویژه قران هستند، برخی از آنها امضایی اند یعنی از قبل از ایین اسلام وجود داشته اند، اما نفی نشده اند و یا در مسیر صحیح از آنها بهره گرفته شده است و برخی تأسیسی هستند، یعنی آیین اسلام آغاز گر آنها بوده است.

   در احکام عبادی با کمترین تغییر رو به رو هستیم. احکامی چون نماز، روزه و حج در حین ثبات در مواقعی دچار تغیثیر می شوند، به طور مثال در نماز قیام یک رکن اساسی است، اما یک فرد بیمار می تواند نشسته و یا حتی دراز کشیده نماز بخواند. بیماری که روزه داری برای وی زیانبار است می تواند روزه نگیرد و امثال این ها.

     در احکام اجتماعی با دشواری های بیشتری رو به رو هستیم. یکی از آن اصول قصاص می باشد. اگر می گوییم قصاص یک اصل است، اما چگونگی انجام آن متغییر خواهد بود ؛ تغییری که با توجه به زمینه و زمانه می باشد. علت وجود قصاص که می تواند از اعضا جسمانی تا قتل نفس باشد : « وَ لَکُمْ فِی الْقِصاصِ حَیاهٌ یا أُولِی الْأَلْبابِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ » ؛ و برای شما در قصاص حیات و زندگی است ای صاحبان خرد شاید شما تقوا پیشه کنید  (بقره، ۱۷۹). اما در عین حال می توان قصاص را به دیه تبدیل کرد : « فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْ‏ءٌ فَاتِّباعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَداءٌ إِلَیْهِ بِإِحْسانٍ ذلِکَ تَخْفِیفٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ رَحْمَهٌ فَمَنِ اعْتَدى‏ بَعْدَ ذلِکَ فَلَهُ عَذابٌ أَلِیم» پس اگر کسی از سوی برادر دینی خود چیزی به او بخشیده شود و حکم قصاص او تبدیل به خون بها گردد باید از راه پسندیده پیروی کند. و او نیز به نیکی دیه را پرداخت کند، این تخفیف رحمتی از ناحیه پروردگار است و کسی که بعد از ان تجاوز کند، عذاب دردناکی خواهد داشت. (بقره، ۱۷۸)

     بنابراین انجام قصاص نسبی است و بنا بر شرایط می تواند با تشخیص آگاهان این امور تغییر یابد. در هر جامعه ای هر عمل بزهی با تنبیهی مناسب خود همراه می باشد، لیکن آنچه متفاوت است، چگونگی انجام این تنبیهات می باشد. در همین زمینه می توان از سنگسار کردن و تازیانه زدن نام برد. این روش ها با تنبیهات امروزه تناسبی ندارد، لذا یک قاضی در مقام قضاوت می تواند از اشکال مناسب تر و یا بلکه انسانی تر به عنوان جایگزین استفاده کند. در مبحث زانی و زانیه در احکام فقی مجازات سنگسار بیان شده است.این مجازات قبل از اسلام نیز در بین اعراب رواج داشته است، اما به نظر می رسد به عنوان یک وسیله برای مجازات می تواند بنا بر شرایط امروز تغییر کند بدون اینکه اصل آن کنار گذاشته شود.

موضوع اساسی دیگری که می توان پرداخت، ارث می باشد. ارث  نیزاز آن موضوعاتی است که در پیش از اسلام وجود داشته است، در عین حال با تغییراتی در مجموعه آموزه های اسلام پذیرفته می گردد. پیش از اسلام زنان به طور کلی از ارث محروم بوده اند، اما بنابر دستورات قرآن ارث در مورد زنان نیز صادر می شود، اگر چه نه درست همانند مردان.این نشان دهنده نوعی بینش جدید از آموزه های اسلام در این زمینه است وحال نیز بدون از بین بردن اصل موضوع ارث به زن و مرد بنا بر شرایط امروز در مورد انجام آن صاحب نطران در اجتهاد به تناسب تغییرات را انجام دهند.بنابراین می توان گفت اگر چه ارث یک اصل جهت دینی پیدا می کند و لذا در قوانین قضایی ورود یافته است، اما در مورد چگونگی و اجرای آن باید تحول پذیر باشد، اگر چه این تحول پذیری نباید تا آنجا باشد که اصل وجود آن را کنار زند.

آنچه در این نوشتار آمد طرح موضوع بود که با چند مصداق به آن پرداخته شد،اما در نهایت تمامی موضوعات در معارف اسلامی در این حوزه باید باید مورد مداقه وبررسی قرار گیرند.

 

پی نوشت ها:

[۱]- در مورد احادیث نیز چنین موضوعی وجود دارد. امام علی (ع) در سخنی این معنا زا چنین بیان می کنند : احادیثی که در دسترس مردم قرار دارند، هم حق است، و هم باطل هم راست است و هم دروغ، هم ناسخ و هم منسسوخ. هم عامه و هم خاص، هم محکم و هم متشابه. هم احادیثی که به درستی ضبط گردیده و هم احادیثی که با ظن و گمان روایت شده (نهج البلاغه، خطه ۲۸۰)

[۱]- محمد هادی معرفت. علوم قرآنی،۱۳۸۱

 

۰ ۰ آرا
ارزیابی شما
guest
4 Comments
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
مرادی
مرداد ۱۹, ۱۳۹۸ ۷:۳۶ ب٫ظ

عده ای تصور میکنند چون آیه یا آیاتی در اوقات متفاوت نازل شده اند بدون حساب و کتاب این چنین که اکنون دست ماست جمع آوری گشته است!!! کنترلی الهی در کار نبوده و نیست… همانطور که با القای نظر فردی از برادران یوسف سرنوشت یک پیامبر رقم میخورد میتوان “باور” کرد در جمع آوری قرآن نیز ابراز نظرات مورد نظر الهی مبنای چیدمان قرار میگیرد… قرآن نسخه ای نزد مامورین الهی دارد که نسخه نزد مسلمین بر مبنای آن مختصات یابی میشود…ما این را “باور” میکنیم نه اینکه برای این نظر خودمان سند و مدرک غیبی بیاوریم… خود این… مطالعه بیشتر»

مطلبی
مطلبی
مرداد ۱۹, ۱۳۹۸ ۹:۳۴ ق٫ظ

بعضی ها با قرآن بگونه ای برخورد می کنند که مدحشان ذم است در حالی که آیات الهی در طی سالیان زیاد نازل شده اند و حکم کتاب و نوشته را ندارند از اتصال اجزای هر آیه و حتی ارتباط آن با سوره سخن می گویند واز خود نمی پرسند که سخنی را که عربی چند سال پیش شنیده چگونه باید با سخن بعدی ارتباط دهد و اگر مخاطب قرآن همان اعراب بودند (صرف نظرازجهانی بودن مخاطبان پیام) پس این همه گزاف گوئی و آلگوریتم معنائی درست کردن برای آیات چه معنی دارد قائلین به اتصال اجزای آیات را باید… مطالعه بیشتر»

محمد باقر    رحیمی
محمد باقر رحیمی
مرداد ۱۶, ۱۳۹۸ ۷:۵۶ ق٫ظ

سپاسگزارم بهره بردم بنده هم اشاره کردم اصول موضوعه در قرآن ثابت هستند اما در اجرا و عمل متغییر خواهند بود.

مرادی
مرداد ۱۶, ۱۳۹۸ ۱:۳۵ ق٫ظ

در باره اینکه میفرمایید : “سوم اینکه معلوم می شود آیاتی وجود دارند که به سرعت فهمیده نشده و در عمل نیز اصل ایمان را دچار دشواری می سازند. “ باید عرض شود که موافق هستم…فهمیدن درست قرآن وابسته به این است که ما رعایت اتصال اجزاء هر آیه و ارتباط آیات هر سوره را بنماییم یا نه … بعضی (فی قلوبهم مرض) ممکن است ارتباطات را ندیده بگیرند و گزینشی برخود کنند و بعضی آیات را کتمان کنند و تا میتوانند خود و دیگران را به آنها بی اعتنا سازند…. و یا اصلا دچار اشتباه و نسیان شوند که… مطالعه بیشتر»

فهرست
4
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx
()
x