عدم حجیت قرآن به عنوان معجزه برای باور به خدا و رسول

می‌توان با استناد به مفروضات مسلم قرآنی و عقلی مذکور بیان داشت که معجزه بودن قرآن عقلا پذیرش آنرا و ایمان آوردن به پیامبر اسلام را بر عموم مردم واجب نمی‌کند و برای ایمان باید دنبال ادله ی عقلی مستقل بود

| سید مجتبی روشنایی *|

بر آنیم تا در این یاد داشت حجیت قرآن از جهت اعتقادی را مورد بررسی قرار دهیم که آیا با وجود قرآن و حالت اعجاز آن ایمان بر تک تک افراد بشری واجب می شود ویا صرف نظر از قرآن و اعجاز آن برای اثبات وجود خدا و ایمان به اسلام ادله ی مستقل عقلیه لازم است و اگر فرد و افرادی ادله ی مستقل عقلی برای ایمان به خدا وآخرت نیافتند بر فرض وجود قیامت و دنیای دیگر آیا خداوند برای جزا و پاداش افراد عقلا می‌تواند به وجود قرآن و نزول آن بر بشر احتجاج کند و آیا مؤمنین می‌توانند برای توجیه ایمانشان و باورشان به اصول دین به معجزه ی قرآن تکیه کنند؟! بدین منظور ابتدا پیش فرض ها و مفروضاتی که بین مسلمانان در مورد قرآن و ایمان وجود دارد را بیان میکنیم.

فرض اول‌‌‌: اسلام دین عقلانیت است ودر جای جای قرآن انسان را به تأمل و تفکر دعوت می‌کند در عباراتی؛ مانند: «أَ فَلا تَعْقِلُون»، «أَ فَلا تَتَفَکَّرُون» و «أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآن»، آنها را دعوت به تفکر و تعقل در مباحث مختلف می‌کند. دعوت قرآن بر تعقل فراگیر است و در مباحث توحیدی نیز مخاطبین را با استدلال های مواجه می‌کند تا پذیرش توحید والوهیت الله را نیز مستدل و عقلانی نماید مانند: «اگر در آسمان و زمین، جز “اللَّه” خدایان دیگرى بود، فاسد مى‏شدند (و نظام جهان به هم مى‏‌خورد (انبیاء۲۲) و «بگو آیا جز خدا چیزى را مى‌‏پرستید که مالک سود و زیان شما نیست؟!(مائده ۷۶) قرآن درایه ۲۳ سوره ی بقره وآیات مشابه دیگر یکی از موارد دعوت به عقلانیت خود را مطرح می‌کند و میفرمایید وَإِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَهٍ مِنْ مِثْلِهِ وَادْعُوا شُهَدَاءَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ (و اگر در آنچه بر بنده خود نازل کرده‏ ایم شک دارید پس اگر راست مى‏ گویید سوره‏ اى مانند آن بیاورید و گواهان خود را غیر خدا فرا خوانید)

فرض دوم :

همانگونه که مفسرین گفته اند قرآن جنبه های اعجاز دارد و همین اعجاز ها شاعران عرب عصر پیامبر را به زانو در آورد و حربه‌ی در مقابل آن نیافتند الا بیاناتی چون: وَ قالَ الْکافِرُونَ هذا ساحِرٌ کَذّابٌ «و کافران گفتند: این ساحر بسیار دروغ‌گویی است» ‌‌‌‌‌ قالُوا هذا سِحْرٌ وَ إِنّا بِهِ کافِرُونَ «گفتند: این سحر است و ما به آن کافریم.» قالُوا إِنّ هذا لَسِحْرٌ مُبینٌ «گفتند: این سحری آشکار است».

اعجاز قران

آیت الله سبحانی قول مشهور در تعریف معجزه را چنین می داند: امری که خارق (ضد و شکننده) عادت و همراه با ادعا تحدی (مبارز طلبی) است و نمی شود با آن مبارزه و معارضه کرد. یکی از وجوه اعجاز قرآن فصاحت آن است علماى معانى در تفسیر فصاحت و بلاغت مى گویند: «فصاحت که گاهى توصیفى براى کلمه، و گاه توصیفى براى کلام دانسته مى شود، عبارت است از خالى بودن کلام از حروف و کلمات ثقیل و سنگین و نامأنوس و بدآهنگ و ناموزون و همچنین تعبیرات رکیک و سبک و نفرت انگیز و گوش خراش و ناهماهنگ و پیچیده و گنگ و مبهم. و بلاغت عبارت است از تناسب کلام با مقتضاى حال، و هماهنگى کامل با هدفى که سخن به خاطر آن گفته مى شود».

به تعبیر دیگر فصاحت بازگشت به کیفیت الفاظ مى کند، و بلاغت ناظر به کیفیت معنا و محتوى است یا به تعبیر دیگر فصاحت به جنبه هاى صورى و ظاهرى کلام مى نگرد، و بلاغت به جنبه هاى معنوى و محتوایى. وجه دیگر اعجاز قرآن مربوط به شیوه ی بیان آن است چون بیانش در قالب یک اسلوب جدید است نه شعر محض است و نه نثر محض که عرب آن روز فقط همین دو اسلوب را داشتند اسلوب و روش بیان قرآن با روش و شیوه سخنان خطبای آن زمان کاملا فرق داشت، اسلوب آن ابتکاری و فوق قدرت بشر است.

اما قرآن علاوه بر اعجازفصاحت و بلاغت دارای اعجاز محتوایی نیز است که از آن چنین تعبیر شده است اعجاز محتوایی که از آن به اعجاز علمی، معنوی و… هم تعبیر شده است، یعنی قرآن بخاطر احکام متعالی، اخبار علمی و غیبی و… با قطع نظر از کلمات و الفاظش معجزه است و برای آن مصادیق و وجوهی ذکر کرده اند من الجمله‌‌؛

۱ـ این که شخص امّی (درس نخوانده) چنین مطالب عالی را با چنین حجم بدون تناقض بیآورد، معجزه است. ۲ـ قرآن با اینکه طی بیست و سه سال و در اوضاع غیر عادی نازل شده و مطالب و احکام متعدد دارد با این حال کوچکترین اختلاف و تناقضی در او نیست و این کار، شگفت و معجزه است. ۳ـ قرآن از غیب خبر داده و از حوادثی قبل از وقوع آن خبر داده که بعداً همانگونه واقع شده است. ۴ـ قرآن از اسرار عالم آفرینش صدها سال قبل خبر داده که مقداری از آنها را علوم امروز بشر کشف کرده مثل حرکت زمین، بارور کردن باد، گیاهان را، مذکر و مؤنث بودن گیاهان

فرض سوم:

تقلید در دین

باور های دینی به دو بخش تقسیم می‌شود عقاید و احکام، مسلما تقلید در فروع دین لازم است چرا که همه ی افراد توانایی یا فرصت لازم برای بدست آوردن احکام فرعی جزئی دین را ندارند لذا همه فقه ها تقلید در فروعات دین را واجب می‌دانند. اما تقلید در اصول دین و یا همان اعتقادات اصلی که من جمله از آنها باور به وجود خدا باور به رسالت پیامبر و همینطور توحید و معاد است به اجماع فقها و علما جایز نیست و همه معتقدند افراد باید با استدلال و برهان که یقین شخصی برایش ایجاد می‌کند بخدا ند ایمان بیاورد و در جای جای قرآن خداوند باور از روی تقلید در چنین مواردی را نکوهش کرده و در مواردی افرادی که از روی تقلید از پدرانشان در این موارد باور های دارند را به انتقاد می‌گیرد و می‌گویید اگر پدران واجداد شما نمی‌فهمیدند آیا شما نیز بای نفهمید و کور کورانه اطاعت کنید: «وَ اذَا قِیلَ لَهُمْ تَعَالَوْاْ الَی مَآ انزَلَ اللَّهُ وَ الَی الرَّسُولِ قَالُواْ حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَیْهِ ءَابَآءَنَـآ؛و چون به آنان گفته شود: «به سوی آنچه خدا نازل کرده و به سوی پیامبر [ش] بیایید»، می‌گویند: آنچه پدران خود را بر آن یافته‌ایم، ما را بس است» قرآن در پاسخ این افراد می‌گویید :«اوَ لَوْ کَانَ ءَابَاؤُهُمْ لاَ یَعْقِلُونَ شَیْـئاً وَ لاَ یَهْتَدُونَ.آیا هر چند پدرانشان چیزی نمی‌دانسته و هدایت نیافته بودند؟!». از آنچه در این فرض گفته شد مشخص شد تقلید در اصول دین هم از نظر فقه ها و هم قرآن جایز نمی باشد.

فرض چهارم وجود استدلال های عقلی در قرآن مانند:

(لو کان فیهما آلهه الا الله لفسدتا)؛ «اگر در آنها ( زمین و آسمان ) جز خدا خدایانی(دیگر) وجود داشت قطعا(زمین و آسمان) تباه می‌شد. (کما بداکم تعودون)؛ «همان گونه که شما را پدید آورد(به سوی او) برمی گردید» (اولیس الذی خلق السماوات والارض بقادر علی ان یخلق مثلهم بلی وهو الخلاق العلیم)؛ «آیا کسی که آسمانها و زمین را آفریده توانا نیست که(باز) مانند آنها را بیافریند آری اوست آفریننده دانا» (یخرج الحی من المیت ویخرج المیت من الحی ویحیی الارض بعد موتها وکذلک تخرجون)؛ «زنده را از مرده بیرون می‌آورد و مرده را از زنده بیرون می‌آورد و زمین را بعد از مرگش زنده می‌سازد و بدین گونه (ازگورها) بیرون آورده می‌شوی(قل یحییها الذی انشاها اول مره) «بگو همان کسی به آن زندگی می‌بخشد که نخستین بار آن را پدید آورد»

فرض پنجم

آیات تحدی

اکنون بعد از ذکراین چهار فرض مسلم قرآنی لازم است به آیات تحدی بپردازیم آیاتی از قرآن منکران پیامبر را به همانند آوردن آیات و یا بخشی از قرآن طلبیده است که مفسران معتقدند این هماورد خواستن قرآن از آسان به دشوار صورت گرفته است تحدی به معنی به مبارزه طلبیدن رقیب برای روشن‌کردن ناتوانی او به کار می‌رود قرآن در ۶ آیه دعوت به تحدی کرده است که عبارتند از آیه ۳۴ سوره طور: فَلْیَأْتُوا بِحَدِیثٍ مِثْلِهِ إِنْ کَانُوا صَادِقِینَ (پس اگر راست می‌گویند سخنی مانند آن بیاورند) آیه ۴۹سوره قصص: قُلْ فَأْتُوا بِکِتَابٍ مِّنْ عِندِ اللَّهِ هُوَ أَهْدَىٰ مِنْهُمَا أَتَّبِعْهُ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ (بگو: «پس اگر راست می‌گویید، کتابی از جانب خدا بیاورید که از این دو هدایت‌کننده‌تر باشد تا پیرویش کنم) آیه ۸۸ سوره اسراء؛ قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلی أَنْ یأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا یأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ کانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهیراً (بگو: «اگر انس و جن گرد آیند تا نظیر این قرآن را بیاورند، مانند آن را نخواهند آورد، هرچند برخی از آنها پشتیبان برخی [دیگر] باشند). تحدَّی به ده سوره : أَمْ یقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَیاتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ (یا می‌گویند این [قرآن] را به‌دروغ ساخته است. بگو: اگر راست می‌گویید، ده سوره برساخته‌شده مانند آن بیاورید و غیر از خدا هرکه را می‌توانید، فرا خوانید

تحدی به یک سوره:

آیه ۳۸سوره یونس: أَمْ یقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَهٍ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ (یا می‌گویند: «آن را به دروغ ساخته است.» بگو: «اگر راست می‌گویید، سوره‌ای مانند آن بیاورید، و هرکه را جز خدا می‌توانید، فراخوانید). آیه ۲۳سوره بقره: وَإِن کُنتُمْ فِی رَیْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَىٰ عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَهٍ مِّن مِّثْلِهِ وَادْعُوا شُهَدَاءَکُم مِّن دُونِ اللَّهِ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ (و اگر در آنچه بر بنده خود نازل کرده‌ایم، شک دارید، پس اگر راست می‌گویید، سوره‌ای مانند آن بیاورید و گواهان خود را غیرخدا فراخوانید)

تا بدین جا چند امر با پیش فرض های مفروض و مسلم قرآنی مورد اثبات قرار گرفت :

۱-قران اسلام را دین عقلانی معرفی می‌کند و مردم را دعوت به تعقل و تفکر می‌کند. ۲-قران همانگونه که خود قرآن ادعا کرده از جنبه های از اعجاز برخوردار است. ۳-تقلید در اصول عقاید جایز نیست و چنین تقلید کننده گانی از جانب قرآن مورد نکوهش قرار گرفته اند. ۴.استدلال های در قرآن وجود دارد که به باور مفسرین کاملا عقلی هست و اموراتی مثل وجود خدا و توحید و معاد را عقلانی اثبات می‌کند. ۵-ایاتی از قرآن برای اثبات رسالت پیامبر واز جانب خدا بودن قرآن منکران را به همانند آوردن و تحدی می‌طلبد.

پرسش :

آیا اعجاز قرآن و تحدی آن برای ایمان آوردن به پیامبری محمد (ص) و از جانب خدا بودن قرآن، برای عموم مردم کفایت می‌کند یعنی صرف وجود معجزه ی بنام قرآن برای پذیرش اسلام و مدعیات آن، و اصول دین اسلام برای عموم مردم و ملل کافی است؟

پاسخ به این پرسش اینگونه تقریر می‌شود :

فرض بگیرید گوته شاعر آلمانی (یا هر شاعر دیگری) اشعار بسیار فاخری را سروده و یا بسراید و این اشعار از مضامین فاخر اخلاقی اجتماعی و ادبی و… برخوردار باشد و ادعای پیامبری و همانند آوری کند اینجا چه کسانی می‌توانند به رقابت با شاعر مذکور بپردازند طبیعتا اولا باید شاعر باشند دوما باید زبان آلمانی یا زبان شاعر را مسلط باشند و همینطور قواعد ادبی و فرهنگ شاعر را کاملا آگاه باشند. در غیر این صورت این هماورد طلبی عقلانی نخواهد بود برای کسانی که اصلا زبان شاعر را نمی‌دانند. اما این ادعا برای شاعران آلمانی یا افرادی که مسلط به زبان آلمانی و قواعد مذکور هستند حجیت خواهد داشت و برای غیر این افراد خیر چرا که در صورت قول به حجیت چنین چیزی برای عموم قول عقلانی بشمار نخواهد آمد اما در مورد قرآن اگر چنین ادعای عمومی صورت گیرد و قرآن را برای عموم بخاطر اعجاز و تحدی لازم الاتباع بداند خلاف فرض های مذکور ۵ گانه مسلم قرآنی پیش خواهد آمد.

چراکه خود قرآن دعوت به تعقل کرده و تفکر، در جای جای قرآن وتفکر در صورتی معقول و درست است که مورد موضوع روشن و برای افراد قابل تفکر و سنجش باشد. و عقلا تشخیص اعجاز قرآن برای حتی عرب زبان عادی و غیر آشنا به قواعد ادبی و آرایه های آن میسر نیست چه برسد به دیگر ملل، فرض بگیریم عده ی اهل تخصص اعجاز قرآن را تشخیص دهند اما همانگونه که در فرض سوم گفتیم چنین چیزی از امور تقلیدی نیست تا مردم وملل به قول متخصصین مراجعه کنند، استدلال های عقلی موجود در قرآن نیز ماهیت عقلانی آنها را تغییر نمی‌دهد و دلیل مستقل عقلی به شمار می‌روند و دلیلی برای پذیرش الهی بودن و اعجاز قرآن از جانب ملل نخواهد بود همانگونه که تحدی نیز فقط برای اهل فن وچه بسا اهل فن زمان نزول قرآن کارایی داشته باشد.

از اینرو می‌توان با استناد به مفروضات مسلم قرآنی و عقلی مذکور بیان داشت که معجزه بودن قرآن عقلا پذیرش آنرا و ایمان آوردن به پیامبر اسلام را بر عموم مردم واجب نمی‌کند و برای ایمان باید دنبال ادله ی عقلی مستقل بود البته آنکه چرا قرآن و به چه منظوری چنین هماورد خواهی را به شکل عمومی مطرح کرده بیان آن نوشته ی جدا می‌طلبد که سر فرصت مناسب بدان خواهیم پرداخت.

 

* طلبه ی درس خارج حوزه ی علمیه قم و کارشناس ارشد فلسفه و کلام اسلامی

۴.۲ ۶ آرا
ارزیابی شما

این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید:

guest
0 دیدگاه ها
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
فهرست
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx
()
x