ما و شبکه های اجتماعی

سلمان احمدوند: هر کار می کنند تا به بالا رفتن از نردبامی که از جنون شهرت بر فراز شده است، برای خود در جهان ناآرام مجازی و شبکه-های پر تلاطم ولی روزمره اندودِ اجتماعی نام و کامی دست و پا کنند. از همرسانی (Share) عکس غذاهایی که خورده اند تا  درج تصویر رُتوش شده ی خود و همسرشان در حالی…

سلمان احمدوند: هر کار می کنند تا به بالا رفتن از نردبامی که از جنون شهرت بر فراز شده است، برای خود در جهان ناآرام مجازی و شبکه-های پر تلاطم ولی روزمره اندودِ اجتماعی نام و کامی دست و پا کنند. از همرسانی (Share) عکس غذاهایی که خورده اند تا  درج تصویر رُتوش شده ی خود و همسرشان در حالی که با تنی نیمه عریان و بازوانی خالکوب برای حریفان مجازیِ موهوم خط و نشان می کشد.

تا بارگذاری تصویرِ تنها فرزند خویش که دهه-ها پیشتر همبازی مرغان و خروسان بود و در جمع پُرهیاهوی همسالانِ شاد خوار زمینِ زیر پایش را به ستوه می آورد. ولی امروز زندانی غمگین تنهایی است که در سلول قوطی کبریتی متروک، شب را و روز را، هنوز دوره می کند!

با خود می گویم آدمی هیچ گاه به مانند امروز که راست ترین سخن در وصف آن، عصر آوار و انفجار ارتباطات و اطلاعات است، برای نمایاندن خود در آینه ی حضور دیگران هرگز تا این اندازه حریص نبوده است!
سخن ْ به کردارِ بازی نگفته ایم اگر تلاش برای دیده شدن را قوی ترین میل آدمی در زمانه ی اکنون بدانیم. در این بین شهوت لگام گسیخته ی انسان ایرانی برای ارضاء حس «لایک» شدن بر همه ی اقران خود در زیر آسمان جهان پیشی گرفته است.

از چه روست که درّ گرانمایه ی «وقت» تا این پایه در چشم ما بی ارزش و هوس بر آفتاب افکندن زیر و بم زندگانی چندان قوی شده است که درهای نهانی ترین زوایای حریم خصوصی، بی پروای پیامدهای مخاطره آمیز آن، به روی دیگران گشوده می-شود؟

کسر عظیمی از وقت خود را صرف گلچرخ زدن در فضای مجازی کردن و از تازه های خریده ها و خورده های خود با دیگران سخن گفتن هر معنایی که داشته باشد، با بهره جویی خردمندانه از زمان پاکْ بیگانه است. بمباردمان فرسته ها نیز جز از نظر گذراندن و یا سَرسَری خواندن، امکانی پیش رو نمی گذارد. و این سرآغاز سرگشتگی از سویی و ابتلا به توهم علّامه گی از سوی دیگر است. کاربرانی متوهم با دانسته هایی گونه گون، ولی نه به هیچ رو عمیق؛ اقیانوس هایی با عمق یک بند انگشت! از این منظر، فضای مجازی به فروشگاهی عظیم می مانَد که با شعبه-های بی شمارش در کار تولید فَست فودهای اشتها آور و تکثیر سیری کاذب است!

اعتیاد ایرانیِ امروز به گوشی های اندرویدی و عضویت در شبکه های اجتماعی چندان است، که دیگر مجالی برای دورهمی های صمیمانه باقی نگذاشته است و مهیا شدن آن فرصت استثنایی که روزگاری پیش از این، قاعده ای طلایی بود، تنها هنگامی میسر است که دستِ کاربران سَر افکنده در صفحه ی سحّار مانیتور از دامان پر زرق و برق اینترنت کوتاه شده باشد و اختلالی فنّی خانواده ی از هم گسیخته را دیگرْ بار در کنار و روی در روی هم بنشاند. «خانواده» ، کهنسال ترین نهاد نظام اجتماعی که زیر فشار تحولات و بر اثر زمین لرزه های عظیمی که از جمله عوامل بنیادی آن، انفجار اطلاعات و در پی آن، پیشرفت های تکنولوژیک بوده است دچار دگردیسی شده است؛ از خانواده ی گسترده ی دیروز (خانوار) تا خانواده ی هسته ای امروز و امواج اجتماعی جدید که حامل گونه هایی نوظهور است: تک همسری، تک فرزندی، بی فرزندی، ازدواج سفید.

از دید جامعه شناختی آشفتگیِ فرسته ها(Post) در شبکه های اجتماعی، بی نظمی و آشفتگی نظام اجتماعی را آینه گی می کند. مطابق این تلقی، همچنان که مناسبات اجتماعی به ویژه در یک دهه ی پُشت سر دچار اصناف ناهنجاری ها و بی سامانی های بحران زا شده است، و آحاد افراد جامعه در حالت تعلیق و تردید و استیصال به سر می برند، شبکه های اجتماعی را نیز طوفان کلیشه اندیشی و روزمره خویی و سطحی نگری در نوریده است. در آنجا هم بی سامانی و بی هدفی بیداد می کند. از برخوردهای آمرانه و سیاست های سرکوبگرانه هم همچون همیشه کاری ساخته نیست؛ چه کاربست شیوه هایی از آن دست به سبب کشتن چراغ های مُفاهمه و نقض آشکار قواعد پیچیده ی بازی در زمینی به گستره ی یک کشور، خودْ به حقیقتْ سرمنشأ بسیاری از مصائب است. و نیک که بنگریم نه راهِ حل، بلکه بخشی از مشکل (Part of Problem) است.
اگر در خیابان و یا ضیافت های فامیلی آراستگی و برخورداری از رَخت و رخسار موزونْ خارخارِ خاطر است، در شبکه های اجتماعی همْ بیم ریزش پیروان (Fallowers) و اعضا (Members) و تقلا برای افزودن بر شمار آنان دغدغه ای همیشگی است.

بزرگ ترین قربانی این سیاق آشوبناک را کتاب می دانم! کتابِ باشکوه؛ باغ پر سخاوت اندیشه های ناب. که بی هیچ گمان عالی ترین اختراع ذهن بشر و فاخرترین متاع بازار اندیشه گی است. شرح احوال او، در این گوشه از جهان که حتی پیش از سکه شدنِ کار شبکه های اجتماعی و کُرّه گیر شدن امپراتوری اینترنت، نفس هایش به شماره افتاده بود، یکی داستان است پُر از آب چشم!

راست آن است که سرچشمه ی همه ی کاستی ها و کژی ها در ظرف جامعه و بر بستر مناسبات پیچیده و نو شونده ی اجتماعی، با نظر به نمونه ی ایرانِ اسلامی، نبودِ فرهنگ بهره جویی شهروندانه از اینترنت و شبکه های اجتماعی است. پدیده ای که خودْ معلول غیبت اساسی ترین نیاز روح انسان به تعالی و شکوفایی است. «آزادی»، موهبتی بی بدیل که تنها و تنها با حضور اوست که می توان، از آفات اخلاقی و آسیب های اجتماعی نهادینه در اعماق و لایه های زیرین فرهنگ «پرده برگرفت» و برای رفع و درمان آنها «قدم های جدّی» برداشت. قدم هایی جدّی که برداشتن آن جز با تن دادن به تغییرات ساختاری و اصلاحات بُنیادی، «ممکن نخواهد بود» و کیست که نداند هر تغییر رهایی بخش و اصلاح راستینی در نظام اجتماعی از «نهاد تعلیم و تربیت» آغاز می شود. تا آن هنگامْ هر چه بگوییم و هر کار که کنیم، دَویدن در پی باد است.

 

۰ ۰ آرا
ارزیابی شما
guest
1 دیدگاه
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
مرادی
تیر ۱۸, ۱۳۹۸ ۴:۵۰ ب٫ظ

روی دیگر این سکه عیان شدن الگوهای ارتباطات است… مثلا الگوی ارتباطی “بلاک چین” دراین ابزارات جهت پرداخت و دریافت و استخراج پول مجازی قابل توجه است… الگوی بلاک چین شاهدی است بر ارتباط از طریق اتصال درختواره…در این الگو رضایت و مشارکت اجتماعی لازم الاجراست… این الگو فقط برای پول مجازی نیست گویا در حوزه های دیگر نیز بکار میرود یا میتواند بکار رود…توسعه خواهد یافت… تداعی کننده و شاید هم تاییدی بر اتصال آیات هر سوره (بعنوان یک بلاک) و ارتباط کلی درختواره قرآنی است…روشی که هم مورد اشاره خود قرآن است و هم معیاری برای رسیدن به… مطالعه بیشتر»

فهرست
1
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx
()
x