توحید آشکار اما دشوار اوپانیشادها

عباسعلی منصوری: گویی تقدیر خاور میانه پیش از اسلام هم این بوده که مبدأ عالم برای ایشان همچون خدایی متشخص جلوه کند. لذا حافظه تاریخی ما هم کمک چندانی به ما برای ارتباط بر قرار کردن با یک خدای غیر متشخص نمی کند. البته شاید بتوان گفت سنت عرفانی ما تا حدی ما را به این تصویر نزدیک می سازد.

|عباسعلی منصوری |

عضو هیات علمی دانشگاه رازی

علامه طباطبایی:  «از این کتاب رایحه توحید شنیده می شود. برخی از مطالب این کتاب حقایق عالیه ای است که افراد انگشت شماری که اهل ولایت الله بوده اند،آن را کشف کرده اند.»

مدتی بود که تمنای خواندن اوپانیشادها( بخش چهارم از کتاب مقدس آئین هندو« وداها ») را داشتم. این تعطیلات کرونایی در کنار شرور و ناراحتی هایی که داشت خیراتی هم داشت. از جمله اینکه فراغت هایی برای پرداختن به کارهای دلی فراهم می کرد.

خواندن اوپانیشادها تجربه ای بسیار دل انگیز،روح افزا و در عین حال غریب و راز آلود است. آنچه این کتاب را جذاب و خواندنی می کند شورمندی و مناجات گونه بودن آن است. خواننده احساس می کند که کلمات چنان از اعماق جان ادا شده اند که بی اختیار، شریک گوینده آنها می شود و غرق در مناجات می شود. تو گویی خواننده با سراینده متن های اوپانیشادها یکی می شود.از این جهت اوپانیشادها یادآور دعای های ماثور در سنت شیعی است. یادآور همان احساسی است که آدمی هنگام خواندن دعاهای خمس عشر امام سجاد(ع)  احساس می کند. تلاش دائم متن برای گذر از ظواهر و صورت ها ,مناسک و نیل به محتوا و باطن؛هم زمان دو تجربه را برای خواننده به بار می آورد: هم متن را همه فهم می کند و از اسارت در فرهنگ و تاریخ خاص رهایی می بخشد و حس صلح و محبت و جهان وطنی را در خواننده بر می انگیزاند و هم درس گذر از شاخه ها به ریشه ها را به او می آموزد.

اما برای فهم عظمت و ارزش کتاب اوپانیشادها و شنیدن رایحه توحید لازم نیست که آدمی حتما در حد علامه طباطبایی باشد تا رایحه توحید را از اوپانیشادها حس کند. بلکه این رایحه در کتاب چنان قوی است که ذهن و جان هر انسان متوسط الحالی آن را حس می کند. آنگاه که در سراسر کتاب از این همانی «جان» و «اّوم» با تمام موجودات سخن گفته می شود، آنگاه که تمام نیروی های طبیعت و انسان را همان نیروی اوم و جان می بیند،آنگاه که به کرات دم از تجلی و سایه بودن جهان می زند و……..

اوپانیشادها آنقدر پر مایه و حیرت زا است که نه تنها انسانی که هنوز با سنت نسبتی دارد، می تواند با آن ارتباط برقرار کند بلکه انسانی که مدرنیته تا اعماق قلب و ذهنش جا خوش کرده نیز نمی تواند از کنار آن به سادگی بگذرد. اما خواندن این کتاب برای انسان معاصر که خواسته یا ناخواسته مدرنیته و اقتضائات آن را چشیده و در آن زیست نموده است، آمیزه ای از دو حس غریب به همراه دارد. حسی که او را به محتوای این کتاب پیوند می دهد و گمشده اش را به او می نمایاند و حسی که او را از این کتاب دور می کند ،در دل او شک و تردید می اندازد و یافته های آن را همچون امور متوهم و خیالات انسان های اولیه به او می نمایاند.

هنگام خواندن اوپانیشادها، این دو حس با هم به جدال بر می خیزند. گویی جدال سنت و مدرنیته در یک مصداق مشخص تعین می یابد. هر دو حس در انسان معاصر به قدری قوی هستن که این جدال به زودی پایان نمی پذیرد و حتی اگر یکی بر دیگری غلبه کند، آن حس دیگر همراه همیشگی و خوره جانش خواهد بود.

شاید برخی این را تقدیر انسان معاصر بدانند و سخن از امتناع امر دینی برانند اما من معتقدم که اگر انسان قدری از روزمرگی فاصله بگیرد و با امثال کتاب اوپانیشادها دم خور باشد،می تواند از این تقدیر بگذرد و دل را یکدله کند بدون اینکه لازم باشد برای بهره مندی از روح و نور این کتاب ها خرافات و زمانیات این سنت ها را پاس بدارد و از یافته های  رهایی بخشی عقلانیت معاصر دست بکشد.

اما برای خواننده مسلمان معاصر چیز دیگری فهم این کتاب و رابطه گرفتن با آن را دشوار می سازد.اما آن چیز دیگر، احساس چند خدایی و فاصه داشتن از تفکر و تجربه توحیدی نیست. چه آنکه رایحه توحید این کتاب آشکار است و  خواننده مسلمان در صراحت ها و کنایه های این کتاب رایحه و نشان توحید را می بیند و با انس گرفتن با متن- که اتفاقا نیاز به زمان درازی ندارد- در می یابد که بسیار از مفاهیمی که احیانا دلالت بر چند خدایی دارند چیزی جز تمثیل هایی برای بیان مقاصد متعالی نیستند.

اما آنچه فهم این کتاب را برای انسان مسلمان معاصر ( البته برای سایر پیروان ادیان ابراهیمی) سخت می کند، تصویر دشوار این توحید است. یعنی تصویر یک خدای غیر متشخص و غیر متمایز با انسان و جهان. انسان مسلمان گرچه با این تصویر کاملا بیگانه نیست و قبلا آیاتی از کتب مقدس و بخش هایی از سنن انبیاء او را به صورت مبهم  و در پرده به این آموزه دعوت نموده اند، اما پذیرش کامل این تصویر برای او بسیار سخت و دور منظر است.

گویی تقدیر خاور میانه پیش از اسلام هم این بوده که مبدأ عالم برای ایشان همچون خدایی متشخص جلوه کند. لذا حافظه تاریخی ما هم کمک چندانی به ما برای ارتباط بر قرار کردن با یک خدای غیر متشخص نمی کند. البته شاید بتوان گفت سنت عرفانی ما تا حدی ما را به این تصویر نزدیک می سازد. اما به نظر می رسد که سنت عرفانی ما  گرچه می تواند ما را به فهم اوپانیشادها و فهم خدای غیر متشخص نزدیک سازد اما سنت عرفانی ما بیشتر تصویر تجلی و حلول گونه که مبتنی بر یک خدای متشخص است را انعکاس می دهد تا یک خدای غیر متشخص را

اما هر چه باشد به نظر می رسد که با قداست زدایی از جنبه های تاریخی و بشری ادیان، و با تمرکز بر جنبه های مشترک و باطنی و معنوی ادیان و با فلسفی تر شدن ذهن انسان معاصر ، اقبال و میل به خدای غیر متشخص روزافزون خواهد شد.

فراز هایی از کتاب اوپانیشادها:

دلبندم،آدمی با پای خرد به جان ره نخواهد برد مگر آنکه حکیمی راهنمایش شود.

دانا که مدام در حال مراقبه، در کار تمرکز باشد؛در آستانه غار قلب اش یا در عمق اندرون آن ،به حکمت خواهد رسید. به جان، همان جان برین که پنداشتنش دشوار و شناختنش دشوارتر است. جان جهان که ورای شادی و اندوه است. ….جان در تمام دل هاست. آن گاه که حواس، آسوده از خواهش، آرام یافته، آدمی او را می یابد و آن سوی اندوه می رسد…..جان در سخن یافت نگردد، نه در الفاظ و نه در آموزشی گیرم عظیم. به انسانی رسد که عاشق اوست تا او را از آن خویش سازد.

انسانی که بد نهاد و مدام بی قرار، بی تمرکز، بی آرامش و بی آسایش است؛ هر آموزه هم که آموزد، جان را چگونه تواند یافت؟

آنکه هر وجود را در خود یابد و خود را در هر وجود، اندوهی به دل نخواهد داشت.

هر که بی رنگ و بی نیرنگ باشد، تا ملکوت اعلا بر شود.

مکاشفه، مغلوب کردن مرگ است.

آنگاه که در کار بایسته فرو ماندی، تصور کن که قدیسی کنار تو است، بنگر چگونه کار می کند، مهربان و کاردان، بی اعتنا به عرف عام. این است اندرز وداها

هر که او را چون این یا چون آن پرستش کند، آری، نادان و غافل است. او هم این و هم آن را به تمامی در بر میگیرد. او را چون جان پرستش کن، همان جان که هر چیز و ناچیزی در او یکی می شود.

آنکه جان را درنیافته، هر کار کارستان کند، همان سرنگونش خواهد کرد.

 

۰ ۰ آرا
ارزیابی شما
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
فهرست
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx
()
x