جامعه شناسی فقه اسلامی – ۲ : نماز ایمانی و نماز آیینی

جواد شریفی: در نوشتار پیشین گفته شد که چگونه مسئله بقا و همبستگی اجتماعی در پدید آمدن آیین های عبادی می تواند موثر باشد و چگونه استلزامات برگزاری آیین، زنان حائض را از حضور در آیین محروم کرد.  آغازگاه نوشتار پیش رو این پرسش است که مگر نه این است که نماز یک کنش معنوی و روحانی است؟! و مگر…

جواد شریفی: در نوشتار پیشین گفته شد که چگونه مسئله بقا و همبستگی اجتماعی در پدید آمدن آیین های عبادی می تواند موثر باشد و چگونه استلزامات برگزاری آیین، زنان حائض را از حضور در آیین محروم کرد.  آغازگاه نوشتار پیش رو این پرسش است که مگر نه این است که نماز یک کنش معنوی و روحانی است؟! و مگر نه این است که اسلام انسان را -چه زن و چه مرد- موجودی متعالی و دارای نیازهای معنوی می داند؟! پس چرا در سنت اسلامی زن بخاطر یک ویژگی زیستی که پیوندی با پلیدی روح و این گونه چیزها ندارد؛ از عبادت و کنش روحانی منع می شود؟

پاسخ نگارنده سطور این است که آن مستنداتی که برای حرمت نماز و روزه زن حائض اقامه می شود؛ با در نظر گرفتن بستر تاریخی و اجتماعی شان، بر منع زنان از حضور در آیین تفسیر می شود نه بازداشتن زنان از نیایش و کنش مومنانه بخاطر خون دیدن ماهانه.

نماز دو جنبه و دو کارکرد دارد. در یکی از این دو جنبه و کارکرد، نماز یک “کنش ایمانی” است و در دیگری یک “کنش آیینی”. در نماز جماعت برای عموم مومنان این دو جنبه ادغام شده و کنش ایشان همزمان میتواند هم ایمانی باشد و معنویت و روحانیت ایشان را افزون کند و هم آیینی باشد و بر همبستگی اجتماعی شان بیفزاید. اما در مورد زنی که خون می بیند تنها جنبه آیینیِ نماز خواندن برداشته می شود و جنبه ایمانی آن به عنوان یک کنش روحانی باقی می ماند. بر همین اساس درباره زنی که بخاطر خون دیدن ماهانه نماز بر او حرام شده؛ در فقه اسلامی آمده که بر وی مستحب است که در وقت نماز در منزل خود به ذکر و دعا مشغول باشد.

با این زمینهچینی نگارنده در پی مطرح کردن این ایده و پندار است که باید و یا دستکم میتوان دو گونه نماز را در سنت اسلامی باز شناخت و از یک دیگر جدا کرد. یکی از این دو گونه نماز، کنشی ایمانی و از جنس معرفت است؛ در حالی که نماز دیگر، کنشی آیینی و از جنس هویت است.
نماز به عنوان یک کنش ایمانی، مطلق یاد خداوند است. (ذکرالله) این نماز چه در خلوت باشد و چه آشکار، اساسا کنشی فردی است. این گونه از نماز، کمترین شروط و آداب را دارد. مطابق آموزه های اسلامی، خداوند در هر حالتی بر بنده اش آگاه است و او را می شنود و می بیند و به بنده ای که او را می خواند وعده اجابت داده است. این که انسان بدنش آلوده باشد یا پاکیزه، رو به کعبه باشد یا نه، خم و راست شدن های خاصی را انجام دهد یا نه، به عربی با خدا سخن گوید یا به زبان دیگر، در هنگام یاد خداوند ایستاده باشد یا خوابیده، بامدادان خداوند را یاد کند یا شامگاهان، هیچ یک برای خداوند تفاوتی ندارد.

در آیه “و قال ربکم ادعونی أستجب لکم” وعده اجابت مطلق به کسانی که خدا را می خوانند داده شده است.
نیز در آیه “فأینما تولّوا فثمّ وجه الله” با توجه به شأن نزول آیه، سخن از این است که به هر سو نماز گزاری خداوند می پذیرد و جهت خاصی مانند بیت المقدس(یا حتی کعبه) در مقبول افتادن نماز در درگاه خدا ضرورت ندارد.
“فاصبر علی ما یقولون وسبح بحمد ربک قبل طلوع الشمس وقبل غروبها و من آناء اللیل فسبح واطراف النهار لعلک ترضی” کسانی که از این آیه این گونه برداشت کرده اند که نماز در شبانه روز به اوقات خاصی تعلق دارد در واقع قالب های تاریخی را بر حقایقی فراتاریخی تحمیل کرده اند. این آیه بیش و پیش از آن که خواسته باشد وقت خاصی را برای نماز تعیین کند؛ اختصاص وقت خاصی به نماز را نفی می کند و می گوید که در هر زمانی از شبانه روز می توان نماز گزارد و یاد خدا را بپا داشت.

“الذین یذکرون الله قیاما و قعودا و علی جنوبهم و یتفکرون فی خلق السموات و الارض” در این آیه سخن از این است که یادکنندگان خداوند در هر حالتی که هستند چه ایستاده و چه نشسته و چه خوابیده، در آفرینش جهان اندیشه می کنند. این آیه به روشنی به ما می گوید برای نماز (ذکر خداوند) حالت خاصی شرط نیست و این گونه از نماز نیز، کنشی از جنس ایمان و معرفت است؛ زیرا از اندیشیدن در همان حال سخن می گوید.

نماز دیگر به عنوان یک کنش آیینی و گروهی، مجموعهای از حرکات مخصوصه مشتمل بر قیام و رکوع و سجود همراه با نیتی خاص است که پیامبر خدا محمد آن را به مومنان آموزش داد و توصیه کرد که دقیقا “همان گونه که مرا می بینید نماز می خوانم نماز بخوانید.” (صلّوا کما رأیتمونی أصلّی) پیامبر خدا با استناد به جایگاه ویژه خودش در دین و برای افزایش همبستگی اجتماعی، نماز ایمانی را صورتی آیینی بخشید و مقرر داشت که حتما این گونه نماز خوانده شود. در این نماز اگر فرد بهره معنوی چندانی نبَرَد زیاد مهم نیست؛ بلکه مهم این است که گروه آیین عبادی ویژه خودش را که تمایز بخش و هویت بخش است؛ به خوبی اجرا کند. و برای اجرای هر چه بهتر این آیین، شروط زیادی ایجاد خواهد گشت. همه آیین گزاران باید تمیز باشند؛ رو به یک سو داشته باشند؛ به یک زبان و با شکل و ترتیبی خاص آیین را بجا آورند. این همه آداب و شروط گرچه برای نماز ایمانی یک آسیب و آفت است و با روح نیایش منافات دارد؛ اما برای نماز آیینی یک ضرورت است. بیاید فرض کنیم همه این شروط را خود پیامبر خدا وضع کرده است و خود مومنان در گذر تاریخ هیچ تغییری در شکل نماز ایجاد نکرده اند؛ باز هم این پرسش موجه است که شاید این دستور العمل برای این گونه نماز خواندن، اختصاص به همان هنگامی داشته که مومنان میخواستند در کنار یکدیگر نماز بگذارند. نماز گذاردن در کنار یکدیگر و به عنوان یک کنش گروهی، نظم و انضباط می طلبد؛ اما نماز گزاردن در پنهان و خلوت چه؟!

باز به فقه بر میگردیم. در فقه اسلامی گفته می شود که نماز ها دو گونه اند. یا واجب و یا مستحب. نماز واجب آداب مخصوص خودش را دارد. اما نماز مستحب بسیاری از آداب و شروط نماز واجب را ندارد. بر خلاف نماز واجب، در نماز مستحبی ایستاده بودن و رو به قبله بودن و خواندن سوره لازم نیست و می توان در حالت نشسته، سواره و یا دراز کشیده و حتی مخالف جهت کعبه نماز خواند و تنها به خواندن فاتحه الکتاب بسنده کرد. در نماز مستحبی کمتر نمازی است که سه و چهار رکعتی باشد و غالبا دو رکعت است. حتی رکوع و سجود را می توان با اندکی خم شدن و یا حتی با اشاره سر بجا آورد. و بسیاری از شروطی که رعایت شان در نماز واجب لازم است در نماز مستحبی بخشیده شده است. آیا درباره نماز مستحبی تاکنون نیندیشیده ایم که ماهیت این نماز چیست و چگونه شده که در فقه اسلامی در برابر آن نمازهای واجب و بسیار قاعده مند؛ نمازهایی این چنین کم قاعده و آسان تشریع شده است.

ایده نگارنده این است که نماز مستحبی تشریع شده است تا بر آن کارکرد ایمانی و معرفتی نماز نیز، در برابر کارکرد آیینی و هویتی اش تاکید شود. تقابل نماز مستحبی و نماز واجب به لحاظ میزان قواعد و ضوابط، تقابل کنش ایمانی و آیینی است. کنش ایمانی، قالب و چارچوب بر نمی تابد و به شدت ساختارشکن است. چنانکه عارفان گفته اند که عادت دشمن حقیقت است و هر آن چه عادت گشت از حقیقت تهی می گردد؛ کنش ایمانی برای این که از حقیقت ایمان تهی نگردد؛ خود را به هیچ چارچوبی محدود نمی کند. در حالی که نماز واجب مظهر یک کنش آیینی است که در ذات خود باید چارچوب مند و قالب دار باشد؛ نماز مستحب نمادی از کنش ایمانی است که هیچ آداب و ترتیبی نمیجوید.

بر همین اساس نگارنده مدعی است که آن صورت و شکل خاصی که همه از نماز می شناسیم؛ احتمالا تنها ویژه کنش آیینی است. یعنی هرگاه گروهی از مومنان خواستند با یکدیگر نماز گزارند؛ باید به این شکل نماز بخوانند زیرا پیامبر خدا چنین شکلی را مقرر کرد و هر شکل دیگری که پسینیان پیش نهند؛ با اختلاف و مخالفت روبرو شده و ترجیحی بر قالب ارائه شده از سوی خودِ آورنده دین ندارد. اما اگر کسی خواست که مثلا نماز روزانه خود را که طبق فقه اسلامی یک فریضه است در خلوت و نهان انجام دهد و نه در گروه و عیان؛ آیا باز هم لازم است که همان شکل مخصوص را رعایت کند؟ به پندار نگارنده پاسخ منفی است و در نمازی که در خلوت و در غیرجماعت خوانده میشود؛ چون جنبه ایمانی آن پررنگ می شود؛ پیرو هیچ شکل و قالبی نبوده و هر کنش ایمانی و روحانی مشتمل بر یاد خدا و دعا، مصداقی از نماز می باشد.

البته پنداره “نماز ایمانی” تنها به این بسنده نمی کند که کنش ایمانی را محدود به نماز مستحبی کند؛ بلکه نماز ایمانی می تواند به لحاظ نداشتن قواعد چارچوبی، از نماز مستحبی نیز فراتر رود. مثلا فقیهی نگفته که نماز مستحبی را می توان به غیرعربی خواند. ولی با خود بیندیشیم اگر پیامبر زنده می ماند تا گسترش دینش به بیرون از جامعه عربی را ببیند و آن گاه با پرسش شمار بسیاری از مسلمانان غیر عرب روبرو می شد که آیا نماز مستحبی را می شود به غیر عربی خواند یا نه؛ آیا همان پیامبری که بسیاری از چارچوب های نماز واجب را از مردمان عرب برداشت تا نماز مستحبی به عنوان یک “کنش ایمانی”، آسان تر شود تا بیشتر خوانده شود؛ برای این مردمان غیر عرب، مثلا حتی شرط عربیت را منتفی نمی کرد و نماز به غیر عربی را رخصت نمی داد؟!

سخن کوتاه اینکه مسلمانان دیروز چندان این دو جنبه ایمانی و آیینی نماز را جدا نمی کردند؛ زیرا در جهان پیشامدرن، روح عام و فراگیرِ “گروه” بر همه جنبههای فردیت سایه میانداخت و آن را تقریبا بی معنا می ساخت. اما مسلمان امروزی و در جهان مدرن، بخاطر رشد و غلبه روح فردیت بر وجود و اندیشه اش، میان جنبه ایمانی نماز که یکسره فردی است و جنبه آیینی اش که سراسر جمعی است؛ به راحتی تمایز می نهد. مسلمان امروزی شاید بخواهد کنش هایش تنها و تنها ایمانی باشند و در آن ها رنگ و بویی از هویت جمعی و وابستگی به یک گروه و جامعه خاص نباشد؛ زیرا جهان مدرن سازوکارهای ویژه خود را برای افزایش همبستگی و تولید هویت جمعی به انسان امروز پیشنهاد می کند که دیگر لازم نباشد این هدف را حتما از راه آیینهای عبادی پی گرفت.

 

در این ارتباط

جامعه شناسی فقه اسلامی – ۱: فرد، گروه و آیین

۰ ۰ آرا
ارزیابی شما
guest
4 Comments
Inline Feedbacks
مشاهده همه ی نظرات
وحيد
وحيد
تیر ۱۹, ۱۳۹۷ ۷:۳۷ ق٫ظ

مقاله حاضر دایره مومنان را فوق العاده افزایش میدهد و الحق و الانصاف سازگار با عرف و زمان و مکان میباشد و کلیات قران و عقل نیز بر ان صحه میگذارد
افرین به این عقل
قطعا خداوند چنین بندگانش را دوست دارد
از اقای شریفی خواهشمندم تحقیقاتی نیز در باب طهارت و نجاست نیز داشته باشند که اکثریت مومنان را عصبی و مشوش کرده است

جواد شریفی
جواد شریفی
آذر ۵, ۱۳۹۶ ۴:۱۰ ب٫ظ

سلام و درود. این نوشته موضوعش فقهی بود اما روش و منطقش فقهی نبود. فرمایش تان کاملا درست است و این گونه استنتاج ها با فقه قیاسی اهل سنت سازگارتر است چنانچه بنده هم در خور دانش اندکم، اندک گرایشی به فقه قیاسی دارم.

فرامرزمیرشکار
فرامرزمیرشکار
آذر ۴, ۱۳۹۶ ۱:۵۴ ب٫ظ

قاعده ای در فقه شیعه وجود دارد بنام عدم امکان قیاس که تحت عنوان :لا قیاس فی الدین در احادیث از آن یاد شده و به همین علت هر چیزی حکم خاص خود را دارد و مقایسه در آن مردود است مثلا خون و ادرار هر دو نجس هستند اما با لکه ای کوچک از خون می توان نماز خواند و با قطره ای ادرار بر بدن و لباس نمی توان نماز خواند و نتیجه گیری فقهی از یکی برای دیگری اشتباه است و همین باعث می شود خیلی از فتاوی غیر شرعی و غیر عقلانی اهل تسنن در مذهب… مطالعه بیشتر»

آشنا
آشنا
آذر ۱, ۱۳۹۶ ۶:۳۲ ق٫ظ

سلام
چنین یادداشتی تنها پس از دیدن مجموع میراث روایی پیامبر و امامان در این باب، موجّه می نماید.
اساساً ایده پردازی حدسی در دامنه ای که بایستی با مدارک و مستندات کافی ثابت شود، بی معناست.
قل آلله اذن لکم أم علی الله تفترون؟!

فهرست
4
0
دیدگاه خود را با نویسنده و خوانندگان در میان بگذاریدx
()
x